Grid List

علی شمخانی دبیر شورای امنیت ملی ایران، «کیش شخصیت» و«علاقه جنون‌آمیز» دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا به مطرح شدن را از عوامل تاثیر گذار بر تصمیمات «ضد ایرانی» وی از جمله انتخاب جان بولتون به‌عنوان مشاور امنیت ملی ایالات متحده دانست و این سیاستمدار جمهوری‌خواه را «حقوق بگیر» سازمان مجاهدین خواند.

جان بولتون که حامی اقدام نظامی علیه ایران و کره شمالی است، در راس شورای امنیت ملی آمریکا قرار می‌گیرد.

اسناد منتشر شده از پارلمان انگلیس نشان می دهد که توبی پرکینز نماینده حزب کارگر پارلمان انگلیس مبلغ 800پوند از شورای ملی مقاومت ایران با هدف شرکت در یک «همایش حقوق بشری» دریافت کرده است.

در حال حاضر، رقابت آلترناتیوهای رنگارنگی که به شیوه‌های مسالمت آمیز اعتقاد دارند و همچنین کسانی که مواضع آمریکا در قبال ایران را نادرست می دانند بیش از هر دوران دیگری در خارج از کشور گسترش یافته است، جریان هایی که مجاهدین به شدت با آنها تضاد دارند و آنها به شدت با مجاهدین مخالفند، کافی است سری به وب سایتهای دار و دسته رجوی بزنید تا انبوهی مقاله در شکوه و شکایت از این جریان ها و اشخاص را مشاهده کنید.

پارلمان اروپا روزچهارشنبه 10 آوریل 2018 جلسه بزرگی تحت عنوان " خطرحضور مجاهدین خلق در آلبانی" در محل این پارلمان در بروکسل برگزارکرد. در این جلسه چند تن از نمایندگان پارلمان اروپا، نمایندگانی از آلبانی و همچنین دوتن از جداشدگان سازمان مجاهدین بعنوان سخنران شرکت داشتند.

مطلبی تحت عنوان «جشن پیروزی استراتژی کانونهای شورشی»؟؟!! از زبان مهدی ابریشمچی،  لمپن ترین عضو مجاهدین، در تاریخ 25/12/96 و در سایت رسمی این گروه درج گردید.

تاریخچه خشونت آمیز سازمان مجاهدین خلق باعث شده تنها دوستان آنان کسانی باشند که می‎خواهند به هر قیمت ممکن، رژیم ایران را عوض کنند.

در همان روز پنجم آبان زمزمه های شورش و اعتراض به سردستگی " مجید روحی " که بچه ی تهران بود در زندان آغاز شد. هنگامی که یک ژنرال آمریکایی مشغول بازدید از زندان بود، مجید روحی و سلیمان خیری نفرات را در جلوی درب چهارم زندان جمع نمودند و شروع به شعار دادن به زبان انگلیسی کردند. 

با این که رجوی ائتلاف مجاهدین با بنی صدر و حزب دمکرات را ائتلافی بی سابقه در طول تاریخ خوانده بود و به آینده اقدامات این شورا امیدوار بود، عمر این ائتلاف دیری نپایید، چراکه با رفتن بنی صدر، تزلزل شورا شدت گرفت و روند اختلافات به اینجا ختم نشد.

ابراهیم خدابنده می‌گوید:"مسعود رجوی رسما خودش گفته و صدها شاهد هم هست که سازمان مسئول ترورهای 7 تیر و 8 شهریور است. البته هنوز سازمان زیر بار نرفته و قبول نکرده است ولی صدها عضو سازمان از خود مسعود رجوی شنیده‌اند که قبول کرده است. رجوی در یک نشست مسعود کشمیری را به همه نشان داد و گفت او دفتر نخست‌وزیری را منفجر کرده است. در یک نشست که همه اعضای سازمان حضور داشتند. رسمی اعلام نشد ولی در جلسه‌های خصوصی اعلام می‌شد و به آن هم افتخار می‌کردند. آنجا مسعود کشمیری با اسم مستعار "باقر" شناخته می‌شد. خیلی‌ها نمی‌دانستند که باقر چه کسی است و چه کاره است تا اینکه مسعود رجوی او را معرفی کرد و گفت این مسعود کشمیری است."

یکی از اعضای جداشده سازمان منافقین گفت: در سال 1388 هدف سازمان به خشونت کشاندن و اعتراضی و ملتهب کردن فضای جامعه و مختل کردن روند انتخابات بود. رجوی به دنبال ایجاد فضای ناآرام و ناامنی برای مردم بود. او در در یکی از پیام‌های داخلی‌اش به صراحت گفت از خشونت و اینکه جو سیاسی ایران به سمت خشونت و سخت‌تر شدن برود و تعدادی هم کشته شوند نترسید.

در یک ماه گذشته به رغم همه حملات شخصی که توسط عوامل سازمان مجاهدین خلق به این قلم در اینترنت شده است، هشدار دادم که مجاهدین مانند داعش در سوریه می خواهد ایران را در بازی ارتجاعی و فاشیستی خود به خاک و خون کشد.

نگاه

بانوی ارجمند و مبارز، دوست گرانمایه ما ناهید تقوائی، همسر دوست مبارزمان مهدی تقوائی پس از سالها مبارزه‌ی شجاعانه و پر رنج با بیماری، سرانجام تن وانهاد و به سفر رفت. ضربه سنگین این خبر چنان است که نمیتوانیم آنچه را که زبان دل و احساس میخواهد و میگوید بیان کنیم، امید به آینده که مجال بیان باشد، در حال حاضر همین قدر بگوئیم که اندوه زنی ارجمند را بر دل داریم که از چهل و یکسال پیش در سال پنجاه و هنگامی که در عنفوان جوانی بود و تازه باهمسرش مهدی زندگی مشترک را آغاز کرده بود سرنوشتش گذر از دهلیزهای رنج و توفانهای مبارزه و مرارت شد. همسر و همگام زندگانی اش مهدی به زندانهای شاه کشانیده شد و ناهید با چهار فرزند خردسال، و در فاصله و فرصت رفت و آمد بین شکنجه گاهها و زندانهای همسرش چنگ در چنگ زندگی افکند و کشتیبان خانواده خود شد. سال 1357 و افقی که در آن همسرش از بند آزاد شد به سرعت به سال شصت پیوست و بار دیگر در شرایطی بسیار خطیرتر و رنجبارتر سالهای دیگری از زندگی ناهید در گذر از خانه های تیمی، هر روز در انتظار مرگ بودن، دستگیری سومین دخترش سمیه، سفر به کردستان و سپس ترکیه و اتریش و فرانسه و کوششی شبانه روزی تا سال 1364 و سپس با تغییراتی که در سازمانی که در آن فعالیت داشت، سفر به عراق ادامه زندگی او بود. ناهید تا سال 1370 در سازمان مجاهدین باقی ماند و در این سال به دلیل اختلاف فکری و لاینحل ماندن این اختلاف، با همسر و تنی چند از خانواده اش از مجاهدین جدا شد و پس از مدتها به انگلستان آمد. مدت زمانی پس از آمدن به انگلستان، در زمره تبعیدیان خود خواسته و پناهندگان و همراه با حل و فصل مشکلات زندگی و بر دوش داشتن بار سنگین رنجهای جدا نشدنی گذشته بیماری سمیه سومین دخترش و سر انجام درگذشتش در عنفوان جوانی و سپس شروع بیماری جانکاهی که ناهید بیش از دهسال تمام، با تمام توان با آن جنگید برگ‌های دیگر زندگی او را نوشت. ناهید تا آخرین روزها فعال و با چهره ای که لبخند مهربانانه اش از آن هرگز محو نمی شد به کار و فعالیت و زندگی ادامه داد. آرزوی او که می دانست به سفر می رود دیدن کوچکترین دخترش سوده بود که از سال 1370 تا 1391 به دلیل باقی ماندن در عراق نتوانسته بود او را ببینید. خوشبختانه یکماه قبل ازسفر، این دیدار میسر شد و چندان زمانی نگذشت که ناهید به آرامش چشم بر هم نهاد. در سفر او اگر چه می دانیم از این سفر گریزی نیست غمگینیم. ناهید ایوب روزگار ما یا یکی از ایوبهای روزگار ما بود. او را بعنوان یک زن شجاع و مبارز ایرانی که گوشه ای از تاریخ رنج و مبارزه مردم ایران را برای آزادی و عدالت نمایندگی می کند گرامی می داریم و بعنوان یک دوست گرانمایه فراموشش نمی کنیم.

این سوگ را به رفیق نازنینمان مهدی تقوائِی، و فرزندانش آمنه، عاطفه و سوده تقوائی و سایر اعضای خانواده تسلیت میگوئیم. ادای احترام ما را بپذیرید و ما را در کنار خود بدانید.

4نوامبر 2012 میلادی

سعید اطلس . علی ناظر. اسماعیل وفا یغمایی

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید