خبر
سازمان مجاهدین در سرکوب و زندان و شکنـــــجه و قتل مخــالفین خود در عراق شرکت داشته و در سراسر اروپا و آمریکای شمالی دست به کلاهبرداری و اختلاس های مالی بزرگ زده و به نام انجمن های خیریه پول هایی را ازمردم عادی گرفته است که به مصرف خرید تسلیحات رسیده است. در یکی دو سال اخیر نیز شواهد بسیاری وجود دارد که نقشه قتل مخالفـــــــین خود را در اروپا و آمریکا میکشیده اند.
گزارش جلسه سخنرانی و نشست مطبوعاتی چهار تن از اعضا و مسئولین سابق سازمان مجاهدین خلق در پاریس درتاریخ 15 ژوئن 2004 جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخ توسـط چهار تن ازاعضا و مسئولین سابق سازمان مجاهدین خلق، آقایان مسـعود خدابنــده، علی اکبر راستگو، محمدحسین سبحانی وهادی شمس حائری در شهر پاریـس با حضور خبرنگاران «رادیو فرانســه» و «رادیو آمریکا»، چند خبرنگارآزاد و پژوهشگر فرانسوی و خبرنگار نشریه «القدس العربی» برگزارگردید. در ابتدا آقای مسعود خدابنـده به خبرنگاران وحاضرین در جلســـــه خوش آمد گفت، سپس به معرفی افراد شرکت کننده در این جلسه پرداخت. آقای مسعود خدابنده: آقای شمس حائری ازفعالین سیاســـــی زمان شاه میباشند که چند سال را در زندان های رژیم شاه بسر بردند و ایشان از اعضـــای شورای مرکزی سازمان مجاهدین بودند و چند سالــی است که از سازمان مجاهدین جدا شده اند و هم اکنون نیز دو فرزند ایشان هنوز به عنوان گروگان در عراق تحت اسارت سازمان مجاهدین قرار دارند. آقای محمد حسن سبحانی از اعضای با سابقه شورای مرکزی سازمـــان مجاهدین بودند، در زمانیــکه ایشان درعراق به مخالفت با سازمـان مجاهدین برخاستند به مدت هشـــت سال در زندان های انفرادی سازمـــان مجاهدین بسر بردند و تحت شکنــــجه های مختلف قرار گرفتند و نزدیک به دو سال نیز در زندان ابوغریب عراق زندانی شدند که فکر میکنم شرایـــــط زندان ابوغریب را در نشریات و رسانه ها مطالعه کرده اید. اینجانب مسعود خدابنده هستم که از بنیانگزاران انجمن دانشجویان مسلمان انگلستــــــان و چندین سال عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین بودم. همچنین به مدت چند سال عضو باصطلاح شورای ملی مقاومت نام دیگر سازمان مجاهدین بودم، من هم مدت شش سال است که از این سازمان جدا شده ام. آقای علی اکبر راستگو ازاعضای فعال بخش دیپلماتیک سازمان مجاهدیـن خلق بودند که درکشورهای آلمانی زبان اروپا، مسئولیت تماس با شخصیت ها و احزاب سیاسی و نهــــــــاد های مدافع حقوق بشر را برعهده داشتند، ایشان نیز چندین سال میباشد که از سازمان مجاهدین جدا شده اند. در ادامه آقای مسعود خدابنده سخنرانی خود را آغاز کرد. سخنرانی آقای مسعود خدابنده: من وارد دلایل جدایی دوستان از سازمان مجاهدین نمیشـــوم و این مسئله را به عهده خودشان میسپارم ولی یکی از مسائلی که همه اعضـای جدا شده سازمان درآن اتفاق نظر دارند مسئله همکاری های این سازمـان با رژیم صدام حسین در دو دهــه اخیر میباشد سال گذشـته این سازمان با مشکل جدی روبرو گردید چرا که رژیم صدام حسین سقوط کرد، در بیست سال گذشته سازمـــــان در عراق و زیر چتر رژیم صدام حسین دست به کارهای مختـــــــلفی زده است، این سازمان دست به عملیات انتحاری زده است، بمب هایی که به خودشان بستند و منفجر کردند، سازمان مجــــــــاهدین در سرکوب اپوزیسیون کرد و شیعه رژیم صدام حسین شرکت مستقــــــیم داشتند، شواهدی وجود دارد که هنگام جنگ ایران و عراق برای سرویس اطلاعات عراق، اخبار و اطلاعـات جمع آوری میکردند و رژیم صدام حسین بخشی از سلاح های کشتار جمعی خود را دربخش هایی از پایگاه های سازمان مخفی میکرده است. سازمان مجاهدین در سرکوب و زندان و شکنـــــجه و قتل مخــالفین خود در عراق شرکت داشته و در سراسر اروپا و آمریکای شمالی دست به کلاهبرداری و اختلاس های مالی بزرگ زده و به نام انجمن های خیریه پول هایی را ازمردم عادی گرفته است که به مصرف خرید تسلیحات رسیده است. در یک الی دو سال اخیر نیز شواهد بسیاری وجود دارد که نقشه قتل مخالفـــــــین خود را در اروپا و آمریکا میکشیده اند. طبعاً بخاطر این مسائل سازمـــان مجاهدین در آمریکا و بریتانیا و دیگر کشور های اروپایی به عنوان سازمان تروریستی معرفی شده است و فعالیت این سازمان ممنوع گردیده است. سال گذشته خانم مریم رجوی در رابطه با اعمال تروریستی درفرانسه دستگیر شد و اکنون منتظردادگاه میباشد. آقای رجوی و 3800 نفر از افراد سازمان مجـــــــاهدین در عراق نیز توسط آمریکا محاصره و خلع سلاح شدند و منتظرهستند که آمریکا و نیروهای ائتلاف درعراق چه روشی را با آنها اعمال و چگونه آنها را منحل کنند. سازمان مجاهدین از سال گذشته تا کنون بر دو موضوع تاکید کرده و در این رابطـــه فعال بوده است. مسئله اول در کشورهای غربی و اروپایی به خصوص کشور فرانسه میباشد که مریم رجوی محاکمه نشود و این بدین خاطر است که اگر محاکمه آغاز شود، بسیاری از مسائل آشکار خواهد شد. مسئله دوم برای سازمـــان مجاهدین درعراق است که خواســــتار منحل نشدن این سازمان میباشند، تا تعدادی از کشور های مختلف این سازمان را به عنوان گروه تروریستی خوب مورد استفاده قرار دهند این مسئله هم بدین خاطر است که آقای رجوی بخوبی میداند که اگر سازمان منحل شود و نیروهـــــای سازمان به صورت تک تک به کشور های امن فرستــــاده شوند، آقای مسعود رجوی لاجرم باید تحت محاکمه در عراق یا یکی از دولتهای اروپایی و یا آمریکا قرار بگیرد. تنها راه فرار ایشان از قضاوت ،داشتن این 3800 نفر در کنار خود میباشد و با توجه به اینکه تا انتهـــای این ماه قرار است که قدرت به نیروهای عراقی منتقل شود مسئله به صــورت حاد تری در آمده است و آقای رجوی و خانم رجوی هر چه که در دستشان است الان دارند بیرون میریزند. ما معتــقدیم که در حال حاضر محاکمه این دو نفر عملی میباشد و دادگســـــتری فرانسه و کشور های مشابه که سابقه شان روشن است و کشورهایی دمکراتیک محسوب میشوند، کاملا توان این مسئله را دارند که مسـئله را به صورت بی طرفانه مورد قضاوت قرار دهند. حالا از آقای شمس حائری خواهش میکنیم سخنرانی خود را آغاز کنند. سخنرانی آقای شمس حائری: با سلام خدمت حضارو تشکر از اینکه در این کنفرانس حضور پیدا کرده اید. من قدیمـــی ترین عضو سازمان مجاهدین در این جمع هستم و بخاطر آرمان های بشر دوستانه و کمک به مردم ایران و ایجاد دمکراسی و آزادی به سازمان مجاهدین خلق پیوستم البته این پیوستن یک مطلب معــــمولی نبود بلکه من با تمام شور و اشتیاق به این سازمان روی آوردم. و تمام آرمان ها و اهداف سیاســــــی واجتماعی خود را در این سازمان دنبال میکردم، اما متاسفــــانه بعد از مدتی همکاری با این سازمان متوجه شدم که این همان سازمان سیاسی نبود که خودش را در ابتدا معرفی میکرد و درعمل چیز دیگری را نشان داد من با چشمان خودم زمانیکه با این سازمـان در عراق بودم مشاهده کردم که افراد ناراضی ومنتقد را چگونه سر به نیست میکنند و به چه شکلی زندان و شکنجه میکنند و در نشست های جمعی فرد را وادار میکنند که به گناهانش جلوی جمع اعتراف کند و یک سیستم استبدادی مطلق د ر درون سازمان بوجود آورده بودند و خودش را ولی فقیه در سازمـــان میدانست و به همین جهت من متقاعد شدم که دیگر نمیتوانم در این سازمان فعالیت داشته باشم و باید از این سازمان خارج شوم. البته بیرون آمدن و کناره گیری از این سازمــان بهای خودش را هم میطلبید، من را زندان و شکنجه و سپس در یک دادگاه محکوم به اعدام کردند. ولی گفتند که ما خاک نداریم، فعلاً نمیتوانیم شما را اعدام کنیم، بنابر این میگذاریم وقتی به حاکمیت رسیدیم شما را اعدام خواهیم کرد. من در حال حاضر به همان آرمان های حقوق بشری خودم پایبند هســـــتم و با رژیم جمهوری اسلامی مرزبندی مشخصی دارم و با آنها به خاطر دستگیری نویســـندگان و روزنامه نگاران مخالف هستم. تا کنون دو کتاب در مورد روابــــــط درونی مجاهدین نوشته ام و اعتقاد دارم که دادگســـتری فرانسه اقدام مناسبی درمورد دستگیری خانم رجوی انجام داده است. کشور فرانسه به عنوان کشوردمکراتیک و آزادیخواه معروف است و از نظر من صلاحـیت این مسئله را دارند که خانم مریم رجوی را بخاطر اعمالی که انجام داده است، محاکمـــــه کنند. من خود شخصاً شاکی آقای مسعود رجوی و خانم رجوی هستم. آنها گر چه مستقیماً من را شکنجه نکردند ولی به دستور آنها، افراد آنها من را شکنجه کردند. از نظر من خانم مریم رجوی یک جنایتکار جنگی هست، ایشــــــان بدون اینکه دانشکده و اطلاعی از فنون نظامی داشته باشد ، فرماندهی نظامی عملیات مجاهدین را بر عهده گرفته بود و در یک عملیات 1400 نفر از افراد سازمان را به کشتن داد. و وقتی به فرانسه آمد ، مسئولیــــت سازماندهی نیروهای مجاهدین را در اروپا بر عهده گرفت، نیروهایی که در اروپا کارشان جاسوسی بین ایرانی ها و دشنام به اپوزیسیون رژیم جمهوری اسلامی، و تهدید به قتل افراد جدا شده از سازمان بود. اینهــــا در تمامی اروپا مخالفــین خود را تهدید میکنند از جمله خود من را در شهر خودم در کشــــور هلند کتک زدند و تهدید کردند. من اعتقاد دارم سازمان مجاهدین به دو دلیل برای جامعه جهانی خطرناک میباشد. اول اینکه تروریست و خشونت طلب است و دوم بخاطر اینکه یک سکت مذهبی هستند و سکت های مذهبی دســـــت به هرکاری میزنند، چنانچه وقتی خانم مریم رجوی دستگیر شد، تعــــدادی از افراد خودشان را مجبور کردند که خود را آتش بزنند وکسی که خودش را به خاطـــر یک هدف پوچ و یک دستگـــیری که چه بسا در دادگاه تبرئه شود میسوزاند، طبعا برای جامعه جهانی بسیار خطرناک است. بنابراین من معتقدم باید خانم مریم رجوی محاکــمه شود و تروریسم مسئله ای جهانی میباشد و نباید به مسئله تروریســــم به صورت مقطعی یا منطـــقه ای نگاه کرد. تروریسم مجاهدین با تروریسم بن لادن تفاوتی ندارد و نباید اجازه داد از امکانات دمکراتیـــک کشور های غربی استفاده و اروپا را به عنوان پشت جبهه خودشان در بیاورند. متشکرم. آقای مسعود خدابنده: حالا از آقای سبحانی خواهش میکنیم سخنرانی خودشان را آغاز کنند. آقای محمد حسین سبحانی: با تشکر ازدوستان عزیزی که به این جلسه تشریف آورده اند. موضوعی که من برای سخنرانی خودم انتخاب کرده ام این است که چرا سازمان مجاهدین اصرار دارد در عراق باقی بماند. ولی قبل از اینکه به این بحث بپردازم، مایل هستم مختصری از وضعـیت خودم در سازمان مجاهدین و دلایل جدایی خودم را از این فرقه مذهبی بیان کنم. من از سال 1977 با سازمـان مجاهدین آشنایی و از سال 1378 فعالیت تشکیلاتی خودم را آغاز کردم ودرسال 1983 به دستور سازمان همراه خانم افسانه طاهریان از ایران به کردستان عراق منتقل شدم، خانم افسانه طاهریان هم اکنون عضو شورای رهبری سازمان مجاهدین میباشد و در عراق بسرمیبرند اختلافات من با سازمان مجاهدین پیرامون استراتژی مبارزه مسلحانه آغاز شد واعتقاد داشتم با مبارزه خشونت آمیز و تروریستی کمکی به مردم ایران نخواهیم کرد ومنافع احتمالی حضور ما در عراق به جیب دیکتاتوری مثل صدام حسین خواهد رفت. من با پا فشاری بر روی سوالات و انتقاداتم در سال 1992 به زندان انفرادی سازمـان افتادم و به مدت هشت سال در زندان های مختلف سازمان در حبس و تحت شدید ترین شکنجه ها قرار گرفتم. دخترمن هنگام زندانی شدنم شش ساله بود و ایشان هم اکنون در دانمارک سکونت دارند. درطول مدتی که من درزندان بودم سازمان مجـــاهدین اجازه نداد عکس ها و نامه های وی را ببینم یا بتوانم با وی تلفنی صحبت بکنم. و حدود چـــــهار سال ونیم اجازه ندادند که من در زندان همسرم خانم افسانه طاهریان را ببینم. شما خودتان حتماً فرزند دارید و میدانید که روابط عاطفی بین فرزند و پدر و مادر چگونه هست. شما بهتر درک میکنید که هنگامیکه یک فرزند سال ها از وضعــیت پدر ومادرش اطلاعی نداشته باشد، دچار چه مشکلات روانی وعاطفی خواهد شد. این عکسی را که مشــاهده میکنید(عکس خانوادگــی خانم افسانه طاهریان و آقای محمد حسین سبحانی و فرزندشان سارا در عراق) مربوط به هنگامی است که من و دخترم وخانم افسـانه طاهریان درعراق بوده ایم. آن موقع سارا 6 ساله بود. در مدت 12 سال گذشته نه دخترم عکس جدیدی از من دیده بود و نه سازمان مجاهدین عکس ها و نامه های دخترم را به من دادند. بنابر این بعد از 12 سال هنگامیـــکه من از زندان های انفرادی سازمان مجاهدین و زندان ابوغریب رهایی پیدا کردم، برای اولین با دخترم سارا را که 18 ساله شده بود در شهر هامبورگ آلمان ملاقات کردم در این موقع نه دخترم میتوانست من را بشناسد و نه من چهره دخترم را میشناختم. این فقط سرنوشت من نبوده است، تقریباً تمامی اعضای جدا شده از سازمـــــان و حتی اعضایی که هم اکنون در حال همکاری با سازمان مجاهدین هستند چنین وضعیتی دارند. وبه نظر من افکـــار عمومی باید به سازمان مجاهدین فشار بیاورد تا شرایطـــی فراهم شود که بتوانند اعضای سازمان مجاهدین از عراق رهایی پیدا کنند. حال اگر اجازه بدهید من در چند دقیقه، بحثی که داشتم خدمتتان عرض کنم. موضوع بحث من این است که چرا سازمان مجاهدین اصرار دارند در عراق باقی بماند. برای هر ناظر سیاسی در نگاه اول به نظر میرسد که سازمان مجاهدین با توجه به شرایط سیـــاسی و نظامی عراق مایل باشند که عراق را ترک کنند. بخاطر اینکه حاکمیت سیـاسی در عراق تغییرکرده و شرایط به لحاظ سیاسی وامنیتی به خاطر همکاری های مشترک سازمان با رژیم صدام حسین مناسب نیست ولی چرا سازمان مجاهدین اصرار دارد که در عراق باقی بماند؟ دو دلیل اساسی برای اصرار مجاهدین بر حضور در عراق وجود دارد. دلیل اول ادامه استراتژی مبارزه مسلحانه و تروریستی است.شاید شما سوال کنید که سازمان مجاهدین که اکنون توسط نیروهای بین المللی خلع سلاح شده است، پس چگونه به مبارزه مسلحانه و تروریستی در داخل عراق میتواند ادامه بدهد؟ برای یک مبارزه تروریستی و مسلحانه دو شرط اساسی وجود دارد. شرط اول قطع کردن اعضای سازمان از جامعه و محیط آزاد میباشد که این کار در عراق میتواند صورت بگیرد در صورتیکه در اروپا و کشور های آزاد امکانات و شرایط کمتری برای قطع کردن اعضا از جامعه ومحیط اجتماعی وجود دارد. شرط دوم متشکل نگاه داشتن نیروهای سازمان مجاهدین میبــاشد. در یک مبارزه تروریستی ومسلحانه متشکل بودن نقش محوری را دارد و این کار نیز تنها در عراق برایش امکان پذیر میباشد چنانچه بسیاری از کشور های اروپایی اعلام آمادگـــــی کرده اند تا تعدادی از نیروهای سازمان را به صورت انفرادی بپذیرند ولی سازمان با انتقال آنها مخالفت کرده است. بنابراین برای توجیه ماندن در عراق، سازمان مجاهدین به صورت بسیار مضحکی مدعی شده اند که 300 هزار نفر از مردم عراق نامه ای را امضا کرده اند ومردم عراق اصرارو خواهش کرده اند که سازمان مجاهدین حتما! باید در عراق بماند. اینکه درکدام نامه این 300 هزار امضا جا گرفته است را باید خود سازمان مجاهدین پاسخ بدهد ولی روشن است که اینها دروغ های تبلیغـاتی میباشد که ساخته میشود تا سازمان مجاهدین توجیهی برای ماندن درعراق داشته باشد. اما دلیل دوم اصرار مجاهدین برای حضور در عراق. دلیل دوم به مسائل داخلی و سرکوب اعضا و نیروهای سازمان در عراق برمیگردد. طبیعی است که سازمان مجاهدین در کشورهای اروپایی نمیتواند مانند عراق زندان های انفرادی واتاق های در بسته بسازد واعضای ناراضی و منتقد خود را درآنجا نگهداری کند ولی درعراق و قرارگاه اشرف میتواند این کار را انجام بدهد. باید به اطلاع شما برسانم که بعد از سرنگونی رژیم صدام حسین تعداد اعضای ناراضی سازمان افزایــــش پیدا کرده است و حدود پنج ماه قبل تعداد 170 نفر از اعضای ناراضی در ساختمانی جداگانه در نزدیک محلی به نام "مزار شهدا" در ضلع شمـــــالی قرارگاه اشرف با نظارت نیروهای آمریکایی نگهداری میشدند که هم اکنون این آمار به 650 نفر افزایش پیدا کرده است. یک سوالی در تلویزیون مجاهــــــدین از آقای مهدی ابریشم چی وآقای منوچهرهزارخانی از مسئولین ارشد مجاهدین و شورای ملی مقاومت شده بود که چرا شما دوست دارید در عراق باقی بمانید؟ آقای منوچهرهزارخانی توضیــــح داده بود که برای پاسخ به این سوال باید دید که چه راه حل هایــــی وجود دارد. یا باید درعراق باقی ماند و یا باید بطور پراکنده و در کشورهای مختلف اروپایی، نیروهای مقاومت ! تقسیم و پخش بشوند و هویت انقــلابی خودشان را در نبود انسجام تشکیلاتی از دست داده و در اروپا نفله شوند. من(منوچهر هزارخانی) فکر میکنم برای یک مبارزه انقلابی، انسجام تشکیلاتی نقش مهمــی را بازی میکند و درست نیست نیروهای سازمان چند تا چند تا درکشورهای مختلف پراکنده شوند. بنابراین من به عنوان یکی از اعضای جداشده از مجــــــــاهدین پیشنهادم برای برون رفت از تهدیدات تروریستی برای عراق و منطقه وجهان این است که باید شرایطی فراهم کرد که سازمان صلیب سرخ بین المللی بتواند با تک تک اعضای سازمان مجاهدین مصاحبه حضوری و خصوصی بدون نظــارت و فشارهای تشکیلاتی سازمان مجاهدین داشته باشند تا اعضای سازمان مجاهدین بتوانند آزادانه کشور آینده و سرنوشت سیاسی و زندگی شخصی خود را انتخاب کنند. من اعتقاد دارم تا زمانیکه سازمان مجـــــــاهدین به صورت متشکل و جمعی در عراق حضور دارند، تهدیدات و عملیات تروریستی در داخل عراق و ایران و اروپا وجود خواهد داشت. با تشکر از اینکه به صحبت های من توجه کردید. سخنرانی آقای علی اکبر راستگو: با سلام به حضار محترم .من از کشـور آلمان میآیم. دو روز دیگر، یک سال از بازداشت و دستگیری خانم مریم رجوی و همراهانــــش توسط پلیس امنیتی فرانسه میـــــگذرد. درباره علت این حمله واینکه روی چه مدرکی ویا چه نیاتی صورت گرفـته جای بحث هست که میتوان به آن پرداخت، ولی مطلبی که باید به صورت جدی به آن توجـــه کرد نحوه برخورد سازمان مجـــــاهـدین با دستگیری خانم مریم رجوی می باشد که سازمـان مجاهدین با دستور تشکیلاتی، خود سوزی چند تن از اعضای سازمان را موجب شد. البته آبرو ریزی این خود سوزی ها آنچـــنان زیاد بود که خانم مریم رجوی طی پیامـــــی دستور توقف این خود سوزی ها را صادرکرد.هرچند که مطرح شد که این خود ســـوزی ها با دستور تشکیـــــلاتی نبوده است ولی آماده سازی و انجام آن حکایت از برنامه مشخص سازمانی داشت. بخصوص اگر یادتان باشد، چند نفر پیرامون شخص خود سوزی کننده جمع میشدند واجازه نمیدادند که شعــله ها خاموش شوند. برای هر کدام از افراد خود سوزی کننده چندین عکاس و فیلمبرداراختصاص داده شده بود که از صحنه خود سوزی ها عکس و فیلم بگــــــیرند و این نشان دهنده این مسئله بود که خود سوزی ها با یک برنامه تشکیلاتــــــی ومنسجـــم بوده است ولی سوال اینجا ست که چرا سازمان مجاهدین مسئله دستگیری خانم مریم رجوی را، با خود سوزی پاسخ داده است؟ ما میبینیم که گرانترین و بهترین وکلای فرانسه در اختیار سازمان مجاهدین میباشـــند و میتوانند مریم رجوی و همراهانشان را با وثیقه های کلان از زندان بیرون بیاورند پس چرا سازمــان مجاهدین دست به این شانتاژ وخودسوزی ها زد؟ این عمل فقط از یک فرقه مذهبی میتواند سر بزند، فرقه ای شیطان پرست که از سال 1985 با انقلاب های پی درپی ایدئولوژیک در محیط خفقان گرفته و بسته عراق از یک سازمـــان سیاسی به یک فرقه مذهبی تنزل پیدا کرده است. فرد یا انسانی که در این فرقه ذوب شده و آتش در جان خودش میاندازد بسادگی میتواند آتش در جان وهستی میلیون ها انسان دیگر بیندازد. برای این فرد مرز سرخ وممنوعه ای در اجتماع وجود ندارد. مرز سرخ وممنوعه برای وی فقط رهبری میباشد. به وی تلقین شده است که اگر به رهبری دست درازی بشود. وی باید خودش را به آتــش بکشاند تا رهبری مقدس باقی بماند اینجا دیگر منطق پیگیری حقوقی از طریـــق وکلا مفهوم پیدا نمیکند زیرا طول میکشد و باعث میشود که وجود نازنین از گل نازک تر رهبری چند روز بیشتر در زندان باقی بماند. زندان جای هواداران واعضا ست و نه رهبری . اینجا است که باید خودش را به آتش بکشاند و دست به باجگیری سیاسی و شانتاژ بزند زیراکه نتایج آن زودتر بارزمی شود. همین چند سال پیش بود که اوجالان رهبر پ ک ک دستـــــگیر شد، چند تن از هواداران وی در اروپا برای اعتراض به این عمل دست به خودسوزی زدند. همین خانم مریم رجوی در نشستی در عراق در جمع مجاهدین گفت شما خیلی باید بی غیرت باشید اگر رهبری تان دستــــگیر شود و شما خود را آتش نزنید. میبینیم که این دستور سازمانی درفرانسه نمود پیدا کرد. البته سازمان مجاهدین چند سال است که سوخته است و از دور مبارزات اجتماعی مردم ایران خارج شده است سازمان مجاهدین هنگامی سوخت که دست به مبارزه مسلــــحانه بر علیه حکومت اسلامی زد. درست در بحبوحه تجــــــاوز عراق به ایران و خشن ترین جناح حکومت را بالا آورد. سازمـــــــان مجاهدین هنگامی سوخت که با صدام حسین پیوند دوستــــی بست و تا آنجا پیــــش رفت که به مهــــمترین مهره سرکوب بر علیه مردم عراق وایران شد. آیا این سوخـــــتن نیست که الان به عنوان مهره ای، بازیچه ی دست همه شده است و همه با آن بازی میکنند؟ آمریکا با آن بازی میکند. اروپا با آن بازی میکند. ایران با آن بازی میــــکند وحتی شیـخ ها و قبیله های عرب هم با آنها بازی میکنند با این توصیف آیا جایی برای مانور حتی به عنوان یک نیروی سیاسی در اروپا دارد؟ پاسخ منفی میباشد. بعد از سخنرانی اعضا ومسئولین سابق سازمان مجاهدین پرسش و پاسخ با خبرنگاران آغاز شد. خبرنگار القدس العربی: منابع مالی سازمان مجاهدین چگونه تامین میشود؟ در گذشته چطور بوده و الان به چه شکلی است؟ آقای سبحانی شما بفرمایید. محمد حسین سبحانی: منابع مالی سازمان مجاهدین اصلــــی ترین مسئله ای است که سازمـــــان مجاهدین را تا کـــنون سرپا نگهداشته است. بعد از پیروزی انقلاب 22 بهمن منابع مالی سازمان از طریق سرقت های مسلحانه از بانک ها و طلا فروشی ها تامین میشد. اما بعد از شروع مبارزه مسلحانه و تروریستی در سال 1981 و شروع ارتباطات گسترده و بدون واسطه سازمان مجاهدین با رژیم صدام حسین، منابع مالی سازمان مجاهدین از طریق صدام حسین وهمچنین بعضی کشورهای عربی خلیج فارس که با ایران اختلافـــات سیاسی و ارضی داشتند تامین میشد. مسئولیت بخش مالی سازمان بر عهده محمد طریقت منفرد بود که مستقیماً زیر نظر آقای مسعود رجوی فعالیت میکرد. بعد ها سازمــان مجاهدین از قاچاق

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جدیدترین مطالب

کانونهای فروپاشی درون فرقه رجوی

با ارزیابی دقیق اقدامات مجاهدین پس از انتقال به آلبانی در این عرصه ، با قاطعیت می‌توان گفت که ضریب نفوذ و ارتباط گیری آنان در اینترنت از دهه هشتاد...

مجاهدین در حال انقراض هستند

شبکه 4 انگلیس با پخش مستندی درباره فعالیت‌ ها و چگونگی تلاش مجاهدین برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران، عنوان می‌کند که اعضای این گروه به دلیل قوانین...

باندرجوی، چرخش ناگزیراز سرویس اطلاعاتی به بنگاه تبلیغاتی و نقش اسرائیل در آن

معنای اقدام اسرائیل برای محافظت از مجاهدین ( با توجه به همان سناریویی که اسرائیل اعلام کرد که دو تن از اعضای مجاهدین با احدی از اعضای سفارت ایران ارتباط...

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد.

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد. وقتی یک کمیته مرکزی مخفی شکل می‌گیرد، برای چه درست می شود؟ مسئولیت این کمیته و شبکه مخفی با...

سربازان پیاده آمریکا در اروپا

واقعیت آن است که مجاهدین خود بهتر از همه می دانند که دولتهای اروپایی با توجه به شناختی که از آنان دارند، صرفاً این گروه را یک مزاحم برای ایران...

مطالب پربازدید

Error: No articles to display