خبر
منصوری با اشاره به کسانی چون؛ بیژن جزنی، مسعود رجوی و دکتر شیبایی در زندان، گفت: برخورد اعضای سازمان مجاهدین با افراد مختلف در زندان حاکی از نفاق آشکار آنهاست، آنها با خواندن کتاب های شهید مطهری، دکتر شریعتی و علامه طباطبایی مخالف بودند، چرا که زیر بنای این کتاب ها توحیدی بود.
"جواد منصوری" استاد دانشگاه و مشاور وزیر امور خارجه ایران در همایش"کالبدشکافی جریان نفاق در دهه شصت" با مروری بر سیر فعالیت های گروه های مختلف فعال در قبل و بعد از انقلاب، با اشاره به آشنایی خود با سازمان مجاهدین خلق گفت : در سال 50 در حالی که در تشکیلات حزب الله فعالیت می کردیم از طریق فردی مشترک به نام مصطفی جوان خوشدل این دو تشکیلات با سازمان مجاهدین خلق آشنا، مطلع و برخی از دوستان به این جریان علاقه مند شدند اما من از آنجایی که احساس می‌‏کردم آنها ناخالصی هایی در عقایدشان دارند، تمایلی به حضور در جمع آنها نداشتم. وی افزود : در دهه 40 ما با سه گروه مارکسیت ها، منافقین و رژیم مبارزه می کردیم و در اواخر سال 51 که مدتی در زندان قزل قلعه بودم با تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین خلق از نزدیک برخورد داشتیم و ناخالصی های تفکر آنها را کاملا احساس می کردم، مساله دیگر عدم پای بندی آنها به احکام اسلامی بود و حتی مارکسیت ها را به مسلمان ها ترجیح می دادند، به این ترتیب از سال 51 کاملا با آنها درگیر شدیم. منصوری با اشاره به کسانی چون؛ بیژن جزنی، مسعود رجوی و دکتر شیبایی در زندان، گفت: برخورد اعضای سازمان مجاهدین با افراد مختلف در زندان حاکی از نفاق آشکار آنهاست، آنها با خواندن کتاب های شهید مطهری، دکتر شریعتی و علامه طباطبایی مخالف بودند، چرا که زیر بنای این کتاب ها توحیدی بود. وی در ادامه با اشاره به عدم رعایت و التزام به اخلاق مربیان اعضای این سازمان افزود: آنها در طول سال های 61-52 سه بار مرا ترور کردند و اصلا ایده آنها در خصوص حذف مخالف از نظرات مارکسیت ها هم شدیدتر بود. قاسم باقرزاده که از منافقین بود و در زندان با ما بود، به صراحت به من می گفت که "اگر در زندان مشکلی پیش نمی‌‏آمد ربانی را که هم بند ما بود می کشتم". دلیل این اعتقاد او هم مخالفت ربانی با تروریسم بود . مشاور وزیر امور خارجه ایران خاطرنشان کرد: پس از انقلاب اولین نفر از میان روحانیون که ماهیت سازمان مجاهدین خلق را به خوبی شناخت، امام خمینی بود اما سایرین تا سال 54 آنها را قبول داشتند. شهید مطهری هم به طور جدی با آنها مخالفت کرد. وی با بیان این مطلب که اعضای سازمان مجاهدین خلق خود را تنها آلترناتیو رژیم شاه می دانستند، اظهار داشت: در هشتم آبان 57 که عده ای مثل آقایان؛ منتظری، هاشمی رفسنجانی و مهدوی کنی از زندان آزاد شدند، مسعود رجوی به آنها گفته بود که به امام خمینی بگویید که مبادا دولت تعیین کند، چرا که ما دولت تعیین کرده ایم و اگر این کار را بکند، ما مبارزه می کنیم و آنها را شکست می دهیم، اما با پیروزی انقلاب و ناکامی آنها در رسیدن به خواسته هایشان روز به روز احساس محدودیت بیشتری کردند و به همین دلیل هم به آیت الله طالقانی پناه بردند و اما انتخاب شدن من به فرماندهی سپاه و دستگیری محمدرضا سعادتی که در حال انتقال پرونده های ارتش زمان شاه به شوروی بود، چهره سازمان مجاهدین خلق را آشکار کرد و دست خیلی های دیگر در این قضیه رو شد اما متأسفانه با اعمال نفوذهایی که شد، سعادتی اعدام نشد و جمهوری اسلامی در نخستین سال های پیروزی خود با این رفتار خود نشان داد که تحت تأثیر اعمال نفوذی ها قرار می گیرد. سعادتی زندانی شد اما در زندان با خریدن یکی از سربازها ارتباطش را با بیرون و با نشریه مجاهد حفظ کرد، چرا که او کسی نبود که با زندانی شدن دست از فعالیتهایش بردارد. سعادتی کسی بود که در سال 48 توسط کارشناسان روسی شناسایی شده و به مسکو برده شده بود و پس از آموزش دیدن توسط روس ها در سال 49 به ایران برگشت و به عنوان نفوذی شوروی کارش را در سازمان مجاهدین خلق آغاز کرد. منصوری یادآور شد: سازمان مجاهدین خلق تا اواسط سال 59 به این که سر کار بیایند، امیدوار بودند اما با روی کار آمدن شهید رجایی آنها کاملا مأیوس شدند و تصمیم گرفتند رودرروی نظام بایستند. بنی صدر هم که تا اواسط سال 59 دشمن سازمان مجاهدین خلق بود، از طریق فردی به نام تقوی به آنها نزدیک شد و تقوی که معاون رئیس جمهور شده بود، همان کسی است که تمام فایل های اطلاعات مربوط به رابطه ایران و اسراییل را به خارج از کشور انتقال داده بود. منصوری در بخشی از سخنان خود با اشاره به تاریخ 14 اسفندماه 59 از عملکرد مسؤولین در این جریان ابراز تأسف کرد و گفت: در این روز طیفی گسترده از متحجرین مذهبی تا افراطیون که احساس می‌‏کردند در جمهوری اسلامی جایی ندارند، دست به اقدام زدند اما متأسفانه قوه قضاییه با این حرکت برخوردی نکرد. البته من روز 15 اسفند 59 در جلسه شورای مرکزی حزب جمهوری به شهید بهشتی گفتم که باید این افراد را ممنوع الخروج کنید، آنها برای آینده کشور برنامه دارند اما اقدامی صورت نگرفت که در سال 60 که درگیری های شدیدی شد و بنی صدر آشکارا سخنرانی هایی علیه امام کرد، در 30 خرداد 60 هم که قیام مسلحانه راه انداختند اما مردم از آنها حمایتی نکردند و بنی صدر بارها گفت که "عدم حمایت مردم از ما همواره برای ما معماست" و در واقع عکس آنچه تصور می کردند اتفاق افتاد و ناکامی آنها در این جریان باعث طراحی جریان های 7 تیر و ترور آیت الله قدوسی بود. گروه منافقین شروع به نفوذ در تمام بخش های کشور کردند و فرمانده شان سعادتی بود و یکی از آنها به نام زرمشت در جریان عباس عبدی، رابط عبدی با انگلیس بود و با دستگیری او از کشور فرار کرد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جدیدترین مطالب

کانونهای فروپاشی درون فرقه رجوی

با ارزیابی دقیق اقدامات مجاهدین پس از انتقال به آلبانی در این عرصه ، با قاطعیت می‌توان گفت که ضریب نفوذ و ارتباط گیری آنان در اینترنت از دهه هشتاد...

مجاهدین در حال انقراض هستند

شبکه 4 انگلیس با پخش مستندی درباره فعالیت‌ ها و چگونگی تلاش مجاهدین برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران، عنوان می‌کند که اعضای این گروه به دلیل قوانین...

باندرجوی، چرخش ناگزیراز سرویس اطلاعاتی به بنگاه تبلیغاتی و نقش اسرائیل در آن

معنای اقدام اسرائیل برای محافظت از مجاهدین ( با توجه به همان سناریویی که اسرائیل اعلام کرد که دو تن از اعضای مجاهدین با احدی از اعضای سفارت ایران ارتباط...

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد.

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد. وقتی یک کمیته مرکزی مخفی شکل می‌گیرد، برای چه درست می شود؟ مسئولیت این کمیته و شبکه مخفی با...

سربازان پیاده آمریکا در اروپا

واقعیت آن است که مجاهدین خود بهتر از همه می دانند که دولتهای اروپایی با توجه به شناختی که از آنان دارند، صرفاً این گروه را یک مزاحم برای ایران...

مطالب پربازدید

Error: No articles to display