خبر
چهار برادر ایرانی احتمالا بیش از هر زندانی دوران پس از 11 سپتامبر در بازداشت امریکا بوده اند. برادران "میرمهدی" طی تماس با منزلشان در ایران، وانمود میکردند که آنقدر گرفتار خرید و فروش خانه هستند که وقتی برای ملاقات با والدین پیرشان ندارند.
چهار برادر ایرانی احتمالا بیش از هر زندانی دوران پس از 11 سپتامبر در بازداشت امریکا بوده اند. برادران "میرمهدی" طی تماس با منزلشان در ایران، وانمود میکردند که آنقدر گرفتار خرید و فروش خانه هستند که وقتی برای ملاقات با والدین پیرشان ندارند. آنها طاقت این را ندارند که به خانواده شان بگویند از یک زندان در لس آنجلس تماس میگیرند. آنها از اکتبر 2001 در بازداشت به سر میبرند، چرا که دولت ایالات متحده ادعا میکند آنان اعضای یک سازمان تروریستی میباشند. مصطفی، مجتبی، محسن و محمد، که به خاطر اختلالات ویزایشان مورد تحقیق قرار گرفتند، احتمالا کسانی هستند که بعد از 11 سپتامبر طولانی ترین دوران بازداشت را سپری کرده اند. اما دولت، ادعایی مبنی بر ارتباط آنان با هواپیماربایان 11 سپتامبر یا القاعده ندارد. حدود 800 نفر به خاطر این اتهامات دستگیر و بیشترشان از کشور اخراج شدند. برادرها به طبقه دیگری تعلق دارند، مهاجرهایی که برچسبشان "تهدید برای امنیت ملی" است، چرا که به یکی از 27 سازمانی تعلق دارند که توسط وزارت خارجه امریکا به عنوان سازمان تروریستی طبقه بندی شده اند. اکثر اینگونه مهاجران، مثل این برادرها، به تروریسم متهم نیستند. وکیل برادرها و منتقدان دولت میگویند که بیگناهان در توری گرفتار شده اند که در وسعت زیاد پهن شده. "مارک وان درهوت" وکیل می گوید: حتی اگر اتهامات دولت درست باشند، کل کاری که آنان انجام داده اند این است که به سازمانی ملحق شده اند که خود "جان اشکرافت" چند سال پیش آن را مورد ستایش قرار داد. این سازمان مجاهدین خلق است که آرزو دارد دولت اسلامی ایران را سرنگون کند و خود جایگزین آن شود. خیلی از اعضای کنگره نیز که نقض حقوق بشر در ایران و تلاش این کشور برای دستیابی به فناوری غنی سازی اورانیوم را تقبیح میکنند، به دنبال این هدف هستند. آنان مجاهدین خلق را "جنگجویان آزادی" میدانند. مجاهدین در دهه 1960 به عنوان یکی از چندین گروه مخالف شاه تأسیس شد. اما بعد از سقوط شاه در سال 1979، با رژیم اسلامی دچار مشکل شد و اعضایش به تبعید رفتند. گرچه وزارت خارجه این سازمان را در سال 1997 تروریستی اعلام کرد، گروه حمایت زیادی را در بین اعضای کنگره جلب کرده، از جمله اشکرافت که در آن زمان سناتوری از ایالت میسوری بود. بیش از 250 عضو مجاهدین خلق در سال 2000 طوماری را امضا کرده و خواستار حذف نام مجاهدین از لیست ترور شدند. بعد از حملات 11 سپتامبر، این حمایت به طور چشمگیری کاهش پیدا کرد. وزارت خارجه میگوید که تاریخچه مجاهدین خلق مشتمل بر ترور رهبران ایرانی و قتل چندین افسر نظامی و شهروند غیرنظامی امریکایی در تهران در دهه 1970و همچنین حمایت از اشغال سفارت امریکا در تهران، میباشد. اما گروه و شاخه سیاسی اش، شورای ملی مقاومت ایران، تلاش کردند در سالهای اخیر این تصویر را عوض کنند. شورا، که در دهه 1990 دفتری در واشنگتن داشت میگوید "سزاوار برچسب تروریستی نیست". پرونده پیچیده شواهد اولیه علیه برادران سندی است که دولت ایالات متحده ادعا میکند فهرستی از هسته اعضا مجاهدین در لس آنجلس میباشد. نام برادرها در این فهرست به چشم میخورد. این فهرست در بازرسی از یکی از خانه های امن مجاهدین خلق در لس آنجلس کشف شد. برادرها عضویت در مجاهدین خلق را تکذیب میکنند و ادعا مینمایند که این فهرست صرفا لیستی از کسانی است که در راهپیمایی صلح آمیز و قانونی سال 1997 علیه دولت ایران شرکت کرده اند. مصطفی میرمهدی میگوید: معتقدیم که شرکت در راهپیمایی صلح آمیز و قانونی بخشی از حق قانونی ما است. رؤیاهایمان نقش بر آب شده اند و زندگیمان خراب شده. ما را ناعادلانه و شدید مجازات کردند. راهپیمایی سال 1997 شش ماه قبل از آن صورت گرفت که وزارت خارجه مجاهدین را سازمان تروریستی خارجی اعلام کند. اشکرافت، به عنوان سناتور، به حمایت از مجاهدین خلق - حتی پس از طبقه بندی به عنوان تروریست- ادامه داد. برادرها اعتراف میکنند که در راهپیماییهای علیه دولت ایران شرکت کرده اند و مصطفی به ماندن در امریکا پس از اتمام ویزای دانشجویی اش اعتراف میکند، اما آنان میگویند جویندگان آزادی هستند که ایده آلیسم شان جای خود را به سرخوردگی داده است. محمد میرمهدی میگوید: از این سیستم ناامید شده ام. اینجا میگویند حق داری و قانون اساسی از حقوقت دفاع میکند. بعد به خاطر همان مسایل شکارت میکنند. مثل این است که از پشت خنجر بخوری. پرونده علیه برادران پیچیده است و قضات مختلف مهاجرت، فدرال و استیناف آن را سبک و سنگین میکنند. گاهی چیزی صادر میکنند که به نظر میرسد "تصمیمهای متناقض" باشد. وزارت امنیت امریکا از سال 1999، یعنی وقتی که برادرها به دروغگویی در "تقاضانامه های پناهندگی شان" متهم شدند، در تلاش بوده آنان را اخراج کند، اما یک قاضی حکم داد که نمیتوان آنها را به ایران بازگرداند چرا که ممکن است در آنجا محاکمه شوند. بنابراین مسؤولان در حال بررسی امکان فرستادن آنها به یک کشور دیگر هستند. هیأتی از قضات مهاجرت در سال 2002 حکم دادند که برادرها خطری هستند برای امنیت ملی امریکا؛ همان هیأت در اوت حکم خود را نقض کرد. در عین حال، برادران میرمهدی هنوز در زندان هستند. طعم آزادی برادرها در تهران متولد شدند. مصطفی 45 ساله،‌ بزرگترین برادر، پنج سال فشرده زبان انگلیسی خواند تا برای شرکت در دانشگاه در امریکا آماده شود. وی اولین نفر از خانواده اش بود که در سال 1978 به عنوان دانشجو به امریکا آمد. او میگوید: وقتی اینجا بودم واقعا احساس خوبی داشتم. رؤیایم به واقعیت تبدیل شده بود. برادر کوچکترش در ایران احساس میکرد شانس اقتصادی یا آزادی اجتماعی- سیاسی ندارد. مصطفی، که نام مستعارش مایکل میباشد، در "سان فرانسیسکو ولی" شروع کرد به فروختن املاک. برادرانش در اوایل دهه 1990 به وی پیوستند و فروشندگان موفقی شدند. محمد، 34 ساله، به یاد می آورد که در سال 1996 در واشنگتن به جمع شرکت کنندگان در یک راهپیمایی علیه دولت ایران پیوست. وی در مصاحبه ای در زندان گفت: من واقعا خوشحال بودم که میتوانم آزادانه خودم را ابراز کنم. من خیلی احساسی بودم. نمیتوان آن را با کلمات بیان کرد. جمعیت فوق العاده بود، مردم هیجان زده بودند، انگار که بخشی از یک خانواده بزرگ هستند. خوشحال بودم که سخن مردم کشورم را برای دنیا بازگو کنم. مشکلات این برادرها در سال 1999 شروع شد، وقتی که به خاطر نقض قوانین ویزا و دروغگویی در تقاضانامه پناهندگی دستگیر شدند. آنها میگویند دو مهاجر ایرانی بی وجدان آنها را فریب داده، تقاضانامه هایشان را بدون اطلاع آنان جعل کرده و یک مهاجر دیگر، آنها را به دروغگویی در مصاحبه هایشان تشویق کرده بود. طبق سوابق دادگاهی، این فرد یک خبرچین اف.بی.آی با سابقه جنایی بوده است. آنها به قید وثیقه آزاد شدند. بعد حملات 11 سپتامبر رخ داد. چند هفته بعد، مسؤولان فدرال گفتند شرایط تغییر پیدا کرده، ‌چرا که طبق شواهد و مدارک جدید، این برادرها عضو سازمان مجاهدین خلق هستند. آنها در 2 اکتبر 2001 مجددا بازداشت شدند. یک هیأت از قضات، تقاضای برادرها برای گذاشتن وثیقه را رد کرد. قضات درباره یکی از برادرها نوشتند: ما شواهد کافی داریم مبنی بر اینکه خوانده، عضو یک سازمان تروریستی و بنابراین خطرناک میباشد. دو سال بعد در اوت امسال همان هیأت درباره همان شخص به نتیجه دیگری رسید: ما نمیتوانیم شواهد محکمی دال بر ارتباط مصطفی با اعمال تروریستی پیدا کنیم. قاضی یادآور شد که برادرها به همفکری با عقاید مجاهدین خلق اعتراف کرده اند. یک مسؤول خاطرنشان کرد که دادگاهها بحثی ندارند که برادرها عضو مجاهدین خلق هستند اما نباید دروغهای آنان در تقاضانامه های پناهندگیشان را فراموش کرد. یک مسؤول وزارت امنیت امریکا در مصاحبه ای گفت: ما صرفا تلاش میکنیم وظیفه مان را انجام دهیم و از مردم امریکا حفاظت نماییم. ما درک میکنیم که خیلیها میگویند بیگناه هستند و به کار تروریستی اشتغال ندارند و گاهی به ما دروغ میگویند و بعد میروند و علیه مردم امریکا اقدام میکنند. این مسؤول که خواست نامش فاش نشود گفت: قرار نیست ما فقط به این خاطر که برخی میگویند "ما نه"، حرفشان را باورکنیم، چرا که این افراد سابقه دروغگویی دارند. اگر میخواهید حرفتان قبول شود، هیچوقت دروغ نگویید." کانون تمرکز جدید مسؤولان، همه گروههای تروریستی و نه فقط القاعده را در اولویت قرار داده اند. از هنگام حملات 11 سپتامبر، دستگیری مهاجرینی که با القاعده در ارتباط نیستند به خاطر یک بند در قانون میهن پرستی، به صورت چشمگیری افزایش یافته. این قانون به مسؤولان انتظامی قدرت میدهد افراد را به خاطر عضویت در هر کدام از سازمانهای تروریستی دستگیر کنند. یکی از مسؤولین وزارت امنیت امریکا میگوید: ما افراد زیادی داریم که با القاعده نیستند، از همه کشورهای سراسر دنیا. قانون به ما اجازه میدهد بر فعالیت پیش تروریستی افرادی که در اردوگاههای آموزشی شرکت کرده اند، افرادی که موجب نگرانیمان میشوند، افرادی که عضو گروههای تروریستی هستند، متمرکز شویم. قانون میهن پرستی ابزار برخورد با این افراد، قبل از آن که بخواهند عمل خطرناکی انجام دهند را برای ما فراهم میکند. منتقدان میگویند دولت خیلی تند رفته است. "آلیسون پارکر" پژوهشگر ارشد در دفتر دیدبان حقوق بشر در نیویورک میگوید: آنچه همراه با قانون میهن پرستی دیده ایم این است که قانونگذاران، فرضیات خطرناکی درباره ارتباط مهاجران و پناهندگان با تروریسم ارائه میدهند و این درست نیست. حدود نیمی از 27 سازمانی که توسط وزارت خارجه به عنوان تروریست طبقه بندی شده اند، افراطیون اسلامگرای ضدامریکایی هستند و بقیه مثل مجاهدین خلق اهداف محدودی مثل سرنگون کردن دولت خودشان دارند. "رندل بی حمود" یک وکیل مهاجرت در سن دیه گو میگوید: دولت امریکا تصمیم گرفته هر کسی را که ممکن است از یک نظر، جنگجوی آزادی باشد را تروریست در نظر بگیرد. وی میگوید: گاهی مردم مجبورند علیه دولتهای سرکوبگر اسلحه به دست گیرند. با تروریست نامیدن بسیاری از این سازمانها، امریکا به خودش صدمه میزند. درواقع نمیتوان اعمال این سازمانها را از اعمال پدرانمان در پایه گذاری این کشور متمایز دانست. یک مسؤول از وزارت امنیت امریکا میگوید: این که برادران "میرمهدی" عضو القاعده یا گروهی که امریکا را تهدید کرده باشد نیستند کاملا بی ربط است. وی افزود: تروریسم تهدیدی است برای جهان و افرادی که بیگناهان را میکشند، جدای از این که عراقی هستند یا یمنی، افغانی هستند یا ایرانی، و جدای از این که چه کسی را میکشند، ناحق و غیرقابل تحمل میباشند. وی ادامه داد: برادران میرمهدی به تروریسم متهم نشدند چرا که دولت میتواند بدون اینکه به خودش زحمت بدهد به عمل مشابه، یعنی دیپورت کردن دست یابد. تأثیرات حبس در همین حال، بحث درباره مجاهدین خلق و شاخه سیاسی اش، ‌شورای ملی مقاومت ایران، ادامه مییابد. در همین ماه، شورای ملی مقاومت، ایران را به طرحریزی بمب هسته ای و مخفی کردن حدود واقعی برنامه هسته ایش از بازرسان بین المللی متهم کرد. در تاریخ 17 نوامبر، کالین پاول وزیر خارجه امریکا ادعاهای شورا را تصدیق کرد، "من اطلاعاتی دیده ام که آنچه گروه مخالف میگوید را تقویت مینماید. در واشنگتن در همین ماه، هزاران نفر در یک راهپیمایی شرکت کردند تا به گزارش وزارت خارجه، که رهبران گروه مجاهدین را تروریست توصیف میکند اعتراض نمایند. محسن میرمهدی، 37 ساله، گزارش راهپیمایی را در شبکه خبری تلویزیون دید. او اکنون وقت زیادی برای تماشای تلویزیون و تماس با والدینش در تهران دارد. اما برادرها از این کار بیم دارند. میرمهدی ها آن قدر نگران تأثیر حبسشان بر پدر و مادر پیر خود هستند که قبل از هر تماس تلفنی با تهران مؤدبانه از نگهبانان و زندانیهای دیگر خواهش میکنند صدایشان را پایین بیاورند تا مبادا والدینشان متوجه موضوع بشوند. علیرغم سؤالات بی پایان مادر، آنها به این بازی ادامه میدهند: چرا ازدواج نمیکنی و بچه دار نمیشوی؟ چه وقتی ما را دعوت میکنید؟ چرا هر وقت با خانه تماس میگیریم شما در منزل نیستید؟ آیا بسته ای را که فرستادیم دریافت کردید؟ چرا عکسهایتان را نفرستادید؟ مجتبی 41 ساله میگوید: ما مجبوریم به دروغ گفتن ادامه دهیم و این ناراحت کننده است. من نمیخواهم با آنها صحبت کنم. برادرها بیش از 150000 دلار برای هفت وکیل پرداخت کرده اند. کارشان تعطیل شده. حبس، جسم و روانشان را از بین برده. برادرهای بزرگتر دچار اشکال در گفتار شده اند. گاهی حملات عصبی به آنها دست میدهد. اکثر اوقات روز را میخوابند. دیگر حرفی برای گفتن با یکدیگر ندارند. مجتبی میرمهدی،‌افسرده میگوید: احساس میکنم گروگان هستیم و هیچ پایانی برای این قضیه وجود ندارد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جدیدترین مطالب

کانونهای فروپاشی درون فرقه رجوی

با ارزیابی دقیق اقدامات مجاهدین پس از انتقال به آلبانی در این عرصه ، با قاطعیت می‌توان گفت که ضریب نفوذ و ارتباط گیری آنان در اینترنت از دهه هشتاد...

مجاهدین در حال انقراض هستند

شبکه 4 انگلیس با پخش مستندی درباره فعالیت‌ ها و چگونگی تلاش مجاهدین برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران، عنوان می‌کند که اعضای این گروه به دلیل قوانین...

باندرجوی، چرخش ناگزیراز سرویس اطلاعاتی به بنگاه تبلیغاتی و نقش اسرائیل در آن

معنای اقدام اسرائیل برای محافظت از مجاهدین ( با توجه به همان سناریویی که اسرائیل اعلام کرد که دو تن از اعضای مجاهدین با احدی از اعضای سفارت ایران ارتباط...

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد.

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد. وقتی یک کمیته مرکزی مخفی شکل می‌گیرد، برای چه درست می شود؟ مسئولیت این کمیته و شبکه مخفی با...

سربازان پیاده آمریکا در اروپا

واقعیت آن است که مجاهدین خود بهتر از همه می دانند که دولتهای اروپایی با توجه به شناختی که از آنان دارند، صرفاً این گروه را یک مزاحم برای ایران...

مطالب پربازدید

Error: No articles to display