خبر
موضوع بعدی که البته بیشتر از جانب دخترم مایلم سوال نمایم فشاری بود که از طرف نفرات مرتبط با سازمان در انگلستان بر روی او برای انجام اقداماتی علیه جمهوری اسلامی و از جمله طرح ادعای زیر شکنجه و در شرف اعدام قرار داشتن ما گذاشته شده و در حالی که وی تازه وضع حمل نموده از وی خواسته اند تا به لندن رفته و در مقابل پارلمان اقدام به خودسوزی کند. اقداماتی که به اعتقاد دخترم و تمامی ارگانها و شخصیت های حقوقی و حقوق بشری از جمله وزارت خارجه انگلستان که وی با آنها ارتباط برقرار کرده بود هیچگونه کمکی به آزادی ما نمی کرد و چه بسا کار را خراب تر هم می کرد. او و سایرین معتقد بودند که در ارتباط مستقیم با سفارت ایران در لندن و سفر به ایران به طور موثرتری می توانند آزادی ما را تضمین نمایند.
نامه سرگشاده آقای ابراهیم خدابنده از زندان اوین به آقای گریفیث، نماینده مجلس بریتانیا: آقای وین گریفیث نماینده پارلمان مجلس عوام، لندن آقای گریفیث عزیز، قبل از هر چیز مایلم از بابت سفری که جهت کمک به آزادی اینجانب و دوستم آقای جمیل بصام همراه با سر تدی تیلور نماینده پارلمان انگلستان به تهران داشتید مجددا صمیمانه تشکر نمایم. همانطور که در دیدارمان در تهران توضیح دادم من در اوایل آوریل سال 2003 برای کمک به اعضا و هواداران مجاهدین خلق مستقر در عراق که اکنون بخاطر شروع جنگ بدنبال فرار از آن کشور بودند، بعد از اخذ ویزا ازسفارت سوریه در لندن به آن کشور رفتم. در طی بیش از ده روزی که تا زمان دستگیریم در سوریه بودم تقریبا تمام وقت خود را جهت برخورد با مقامات مرزی برای حل و فصل ترانزیت افراد مربوطه به اروپا از طریق خاک سوریه صرف نمودم و در این رابطه پای صلیب سرخ و کمیساریای عالی پناهندگان در دمشق را نیز به مرز کشاندم که البته تمامی این تلاش ها و حتی دخالت مستقیم ارگانهای مربوطه بی نتیجه ماند. روز جمعه 18 آوریل 2003 به من دستور داده شد که به همراه جمیل بصام به مرز بوکمال بین سوریه و عراق بروم و منتظر محموله ای که از عراق ارسال می شد باشم. همزمان یک خانم روستایی در محل گمرک مرز زمینی بوکمال حین عبوراز عراق به سوریه دستگیر شده بود. این خانم حامل هفت ساک محتوی حدود دو میلیون دلار اسکناس و یک جعبه طلا و جواهر و مقادیری گذرنامه و اسناد و عکس های مختلف سازمانی از جمله عکس های مربوط به قرارگاههای ارتش آزادیبخش بعد از بمباران نیروهای امریکایی و انگلیسی و نوارهای صوتی و تصویری و دیسکت های کامپیوتری و سایر مدارک که تعلق محموله به سازمان را کاملا آشکار می نمود بود. از آنجا که من بعنوان یک ایرانی در مرز بوکمال که محیط فوق العاده محدودی است به دلیل برخوردهای مکررم با مقامات مرزی برای خارج کردن افراد سازمان کاملا شناخته شده بودم پس از مدتی از دستگیری آن خانم روستایی در این خصوص مورد سو ظن قرار گرفته و به محل گمرک و محموله برده شدم. آن خانم اظهار می داشت که افرادی ایرانی که وی آنها را نمی شناخت آن طرف مرز با پرداخت مبلغی این ساک ها را به وی داده بودند تا برای افراد نامعلومی در اینطرف مرز بیاورد و از محتویات آنها نیز کاملا بی اطلاع بوده است. من که در برخورد با این موضوع کاملا غافلگیر شده بودم هیچ توضیحی جز اظهار بی اطلاعی از کل جریان نداشتم. دوست من آقای بصام که البته به دلیل اینکه شناخته شده نبود ابتدا مورد سوظن قرار نگرفته بود مدتی پس از آن که من مراجعت نکردم با مرکز سازمان در پاریس تماس گرفته و می پرسد که چه باید بکند. به وی گفته می شود تا برود و ساک ها را بگیرد و با خودش بیاورد. بدین ترتیب آقای بصام نیز بلافاصله پس از ورود به دفتر گمرک دستگیر شد وما بلافاصله به دمشق منتقل شده و بطور جداگانه تحت بازجویی قرار گرفتیم. درست هفت هفته بعد از دستگیریمان یعنی روز پنجشنبه 5 ژوئن 2003 توسط مامورین سوری البته با این محمل که دارند ما را به انگلستان دیپورت می کنند به ایران آورده شده و به زندان اوین منتقل شدیم. بعدا در جریان قرار گرفتم که شورای ملی مقاومت به فاصله کوتاهی بعد از انتقال ما به تهران با صدور جمعا سه اطلاعیه جداگانه موضوع را علنی نموده و ضمن ادعای زیر شکنجه و در شرف اعدام بودن ما، در مراحل بعدی خواهان آزادی و بازگشت ما به لندن گردیده بود و همچنین کمیته ای برای تحت فشار قرار دادن ایران برای آزادی ما تحت نظر شما و عضویت برخی نمایندگان مجلس شکل گرفته است . سوالی که همیشه در ذهن من بوده و در این نامه برای شما مطرح می نمایم تا شاید از طریق شما جوابی برای آن بیابم این است که چرا موضوع دستگیری من و دوستم در سوریه و زندانی بودن ما در آنجا به مدت هفت هفته کاملا از جانب سازمان مسکوت گذاشته شد و سازمانهای بین المللی و یا حتی برادر و دخترم که مقیم انگلستان هستند در جریان این موضوع قرار نگرفتند و شورای ملی مقاومت هیچگونه اطلاعیه ای صادر نکرده و کمیته ای برای آزادی ما تشکیل نداد، چرا که اگر از همان ابتدا چنین اقداماتی صورت می گرفت احتمالا از استرداد ما به ایران جلوگیری بعمل می آمد و یا حداقل شورای ملی مقاومت در رابطه با دستگیری دو عضو خود در خلال یک ماموریت سیاسی اقدامات لازم را انجام داده و حق مطلب را ادا کرده بود. برای من جالب است بدانم چه محظوری در کار بود که حداقل برادر و دخترم از همان ابتدا در جریان امر قرار نگرفتند تا خودشان هر کاری که از دستشان بر می آمد انجام دهند. دخترم در خلال دیداری که در تهران داشتیم از این بابت به شدت شاکی بود و می گفت اگر همان اول او را در جریان گذاشته بودند بلافاصله با شوهرش و بهترین وکلا و نمایندگان انگلستان عازم سوریه می شد و ترتیب بازگشت مرا به لندن می داد. قطعا برادرم و همسرش نیز درصورت اطلاع از موضوع در همین رابطه بلافاصله دست به اقدام زنده و کانالهای خود را که کم نبودند فعال می کردند. در همین رابطه دخترم که بلافاصله بعد از کسب خبر انتقال من به تهران با دفتر عفو بین الملل در لندن ارتباط برقرار کرده بود می گفت که مقامات دفتر عفو بین الملل معترض بودند که چرا بعد از انجام انتقال، موضوع به اطلاع آنان می رسد و می گفتند که چنانچه زمانی که ما در سوریه بودیم مطلع می گردیدند از طریق کانال های خود و سایر سازمانهای بین المللی موضوع را با مقامات سوری دنبال کرده و ترتیب بازگشت ما به لندن را می دادند. همچنین در خلال دیداری که با نماینده سازمان ملل در تهران داشتم می گفت اگر زمانی که ما در سوریه بودیم از آنها کمک خواسته بودیم با توجه به این که ما در انگلستان پناهندگی سیاسی داشتیم می توانستند مقامات سوری را وادار به مسترد کردن ما به لندن نمایند. موضوع بعدی که البته بیشتر از جانب دخترم مایلم سوال نمایم فشاری بود که از طرف نفرات مرتبط با سازمان در انگلستان بر روی او برای انجام اقداماتی علیه جمهوری اسلامی و از جمله طرح ادعای زیر شکنجه و در شرف اعدام قرار داشتن ما گذاشته شده و در حالی که وی تازه وضع حمل نموده از وی خواسته اند تا به لندن رفته و در مقابل پارلمان اقدام به خودسوزی کند. اقداماتی که به اعتقاد دخترم و تمامی ارگانها و شخصیت های حقوقی و حقوق بشری از جمله وزارت خارجه انگلستان که وی با آنها ارتباط برقرار کرده بود هیچگونه کمکی به آزادی ما نمی کرد و چه بسا کار را خراب تر هم می کرد. او و سایرین معتقد بودند که در ارتباط مستقیم با سفارت ایران در لندن و سفر به ایران به طور موثرتری می توانند آزادی ما را تضمین نمایند. لازم به ذکر است که طی این مدت علاوه برخودتان، بارونس اما نیکلسون نماینده مجلس اعیان انگلستان و پارلمان اروپا و همکارتان سر تدی تیلور و همچنین نماینده کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد و بسیاری دیگر در تهران با من و دوستم آقای جمیل بصام دیدار داشته و بطور جدی پیگیر وضعیت قضایی و محاکمه ما در ایران بوده اند. سوال بعدی که مایلم خودم شخصا از شما بنمایم این است که بعد از بازدیدتان از تهران و زندان اوین و بازگشت به انگلستان در چهارچوب کمیته مربوطه چه اقداماتی برای آزادی ما انجام داده اید و چقدر پیگیر موضوع بوده اید؟ آیا کار کمیته متوقف شده است؟ آیا به دلیلی کار دیگر دنبال نمی شود؟ انتظار می رفت که کمیته طی گزارشاتی نتایج اقدامات خود را به اطلاع عموم برساند ولی به نظر می رسد پس از سفر جنابعالی به ایران و دیدار با من و دوستم، فعالیتهای کمیته مربوطه کاملا به دلایل نامعلومی متوقف گردیده است. علت توقف تمامی پیگیری ها که ظاهرا برادرم و دخترم نیز مشتاق آن بوده اند چیست؟ سوال دیگر من این است که آیا کمیته مربوطه صرفا در رابطه با آزادی ما دو نفر اقدام می نماید یا سایر افراد سازمان را نیز شامل می شود. همانطور که در زندان اوین تا حدودی شاهد بودید افراد زیادی هستند که طی مقطع ژوئن 1998 تا ژوئیه 2001 از جانب سازمان از عراق جهت انجام اقدامات خرابکارانه و تروریستی به داخل ایران اعزام شده و قبل یا بعد از اقدام به عمل دستگیر شده اند. برخی از آنها محاکمه گردیده و برخی هنوز مانند ما دو نفر منتظر محاکمه خود می باشند و البته تعدادی نیز آزاد شده اند. مایلم بدانم کمیته شما در رابطه با این افراد که البته همگی آنها به خطای خود که بعضا باعث ایجاد خسارات مالی و صدمات جانی جبران ناپذیری نسبت به افراد عادی و بی گناه شده است معترف بوده اند چه اقداماتی را در دستور کار خود دارد و آیا مایل است در خصوص کار آنها نیز اقدامی نماید؟ من همچنین مطلع شده ام که چند صد نفر از اعضای ارتش آزادیبخش در عراق که از این ارتش و از سازمان جدا شده و مایل به انجام اقدامات مسلحانه همراه با این سازمان علیه جمهوری اسلامی ایران نیستند هم اکنون در برخی کمپ های تحت حفاظت نیروهای آمریکایی در داخل عراق به سر می برند و تا جایی که در ارتباط با افرادی که توانسته اند از این کمپ گریخته و به داخل کشور بیایند مطلع شده ام آنان در شرایط بسیار بدی به سر می برند. مایلم بدانم که آیا کمیته شما در خصوص این افراد که تعداد آنها کم نبوده و وضعیت فوق العاده نامطلوبی نیز دارند مایل به اقداماتی میباشد یا خیر؟ قطعا یک اقدام عاجل و گسترده برای نجات آنان از وضعیتی که در آن قرار گرفته اند لازم است و من مایلم که کمیته شما که قطعا برای نیات خیرخواهانه و بشردوستانه تشکیل شده است در این خصوص نیز فعالیت نموده و وارد عمل شود. در پایان مایلم از شما و سایر اعضای کمیته آزادی درخواست نمایم تا برای تضمین کار خود سفرهایی بصورت فردی و گروهی به ایران و عراق داشته باشید و خصوصا از محل مجاهدین تحت کنترل نیروهای امریکایی در عراق بازدید نموده و اقدامات عاجل برای آزادی کسانی که خواهان نجات فوری هستند بنمایید. با تشکر فراوان منتظر پاسخ هستم. ابراهیم خدابنده تهران. زندان اوین سیزدهم دسامبر دوهزار و چهار رونوشت به: کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد کمیته صلیب سرخ جهانی سازمان عفو بین الملل وزارت خارجه بریتانیا بارونس اما نیکلسون سر تدی تیلور نماینده مجلس دیگر اعضای کمیته برای آزادی خدابنده و بصام سفارتخانه ها، نمایندگان پارلمان، شخصیت ها و مراکز ذیربط

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جدیدترین مطالب

کانونهای فروپاشی درون فرقه رجوی

با ارزیابی دقیق اقدامات مجاهدین پس از انتقال به آلبانی در این عرصه ، با قاطعیت می‌توان گفت که ضریب نفوذ و ارتباط گیری آنان در اینترنت از دهه هشتاد...

مجاهدین در حال انقراض هستند

شبکه 4 انگلیس با پخش مستندی درباره فعالیت‌ ها و چگونگی تلاش مجاهدین برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران، عنوان می‌کند که اعضای این گروه به دلیل قوانین...

باندرجوی، چرخش ناگزیراز سرویس اطلاعاتی به بنگاه تبلیغاتی و نقش اسرائیل در آن

معنای اقدام اسرائیل برای محافظت از مجاهدین ( با توجه به همان سناریویی که اسرائیل اعلام کرد که دو تن از اعضای مجاهدین با احدی از اعضای سفارت ایران ارتباط...

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد.

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد. وقتی یک کمیته مرکزی مخفی شکل می‌گیرد، برای چه درست می شود؟ مسئولیت این کمیته و شبکه مخفی با...

سربازان پیاده آمریکا در اروپا

واقعیت آن است که مجاهدین خود بهتر از همه می دانند که دولتهای اروپایی با توجه به شناختی که از آنان دارند، صرفاً این گروه را یک مزاحم برای ایران...

مطالب پربازدید

Error: No articles to display