خبر
پس از سرنگونی صدام، هنگامی که امکان دیدار خانواده‌ها فراهم شد، پوچ بودن شعارهایشان آشکار شد و مشخص شد که نمیتوان عاطفه را از خانواده‌ها گرفت و بدین ترتیب سازمان با شیوه‌های مختلفی علیه این موج ملاقاتها اقدام کرد.
یک عضو جداشده از گروه مجاهدین در مراسم بازگشت 13 نفر از اعضای این گروه به خانواده‌های خود با اشاره به شرایطی که در ارتش این گروه وجود دارد، گفت: احساس می‌کنم که 24 سال از بهترین لحظات عمرم را هدر دادم و اکنون که برگشته‌ام چیزی عایدم نشده است. علی مرادی در مراسمی که به مناسبت بازگشت 13 تن از جداشدگان گروه تروریستی مجاهدین به کشور و پیوند آنها با خانواده‌هایشان با حضور خانوده‌های جداشدگان، خانواده‌های سایر اعضاء گروه مجاهدین، مسئولین صلیب سرخ و نیز مسئول جستجو حمایت در صلیب سرخ در هتل المپیک برگزار شده بود سخن می‌گفت، تصریح کرد: از تلاش تمامی مقامات و مسئولین برای آزادی و انتقال‌مان به کشور تشکر و قدردانی می‌کنم و درخواست می‌نمایم که برای آزادی و بازگشت سایر افراد نیز تلاش کنند. وی افزود: در مناسبات سازمانی که ادعای حقوق بشر، دموکراسی و شعارهای پرطمطراق وجود دارد، به اولیه‌ترین حقوق انسانها احترام گذاشته نمی‌شود و همواره ما تحت فشار بسیار بودیم. این عضو جدا شده از گروه مجاهدین با بیان اینکه ما در زمان دیکتاتوری صدام امکان ملاقات با خانواده‌های خود را نداشتیم، ادامه داد: با ادامه این روند ما به تدریج حس و عاطفه را از دست می‌دادیم و برخی مواقع ساعتها فکر می‌کردیم تا چهره یکی از بستگانمان را به یاد بیاوریم. مرادی بیان داشت: اگر زمانی در صحبتها یادی از خانواده‌ مان می‌کردیم، بایستی برای این کار جوابگو بودیم زیرا سازمان خانواده را ضد مبارزه می‌دانست و معتقد بود که خانواده ما را از مبارزه جدا می‌کند. وی با بیان اینکه در جلسات سازمان دوستان و همکاران را تحریک می‌کردند که علیه یکدیگر نظر دهند، گفت: فشارهای روحی و روانی را به طور برنامه‌ریزی شده بر افراد وارد می‌کردند و شرایطی سخت و طاقت‌فرسا را ایجاد می‌کردند تا افراد فرصتی برای فکر کردن نداشته باشند. این عضو جدا شده از گروه مجاهدین تصریح کرد: پس از سرنگونی صدام، هنگامی که امکان دیدار خانواده‌ها فراهم شد، پوچ بودن شعارهایشان آشکار شد و مشخص شد که نمی‌توان عاطفه را از خانواده‌ها گرفت و بدین ترتیب سازمان با شیوه‌های مختلفی علیه این موج ملاقاتها اقدام کرد. مرادی ادامه داد: سازمان تحت فشارهای تبلیغاتی میهن ما را تبدیل به نقطه سیاهی کرده بود تا هیچ پیوندی با وطنمان نداشته باشیم و تصویری که در این چند روز اخیر دیده‌ایم خیلی متفاوت‌تر از تصویری بود که آنها از تلویزیون و رسانه‌های خود ارائه می‌کردند. در ادامه این مراسم همچنین روناک دشتی دیگر عضو جدا شده از گروه مجاهدین طی سخنانی با اشاره به روند حضور خود در گروه مجاهدین عنوان کرد: بنده برای درس خواندن در ایتالیا به کشور ترکیه رفتم اما در آنجا در دام گروهی افتاده و به عراق رفته و دریافتم که در میان ارتش سازمان هستم و بر اساس قوانینی که داشتند کسی که وارد آنجا می‌شد بایستی تا دو سال می‌ماند. وی یادآور شد: برادرم نیز که برای آزادی من اقدام کرده بود در سازمان اسیر شد تا زمانی‌ که امریکاییها آمدند و توانستیم توسط آنها در کمپها مستقر شویم ضمن اینکه حتی در مصاحبه با آمریکاییها سازمان موانع عمده‌ای را ایجاد می‌کرد. این عضو جدا شده از گروه مجاهدین همچنین به سختی‌ها و دشواریهای موجود در ارتش این سازمان اشاره کرد و ادامه داد: در مناسبات سازمان جایگاهی برای زن تعریف نشده است و آنها از تمامی نیروی انسانی استفاده می‌کنند و حتی کارهایی را از زنان می‌خواهند که حتی انجام آن از توانایی مرد خارج است. دشتی گفت: اعضاء حق گفتن آنچه در دل دارند را ندارند و تنها حرف، حرف سازمان است و حتی مادرانی که فرزندانشان در داخل سازمان است از دیدن آنها محروم هستند و تنها یک یا دو ماه یکبار می‌توانند یک ساعت فرزند خود را ببینند و مادران از آن حق طبیعی خویش نیز محرومند. وی با بیان اینکه اعضای سازمان و بچه‌هایی که در آنجا به دنیا آمده و سپس به اروپا منتقل و پس از بزرگ شدن در سازمان جذب می‌شوند، افرادی هستند که بر سر سه راهی قرار داشته و بی‌هویت هستند، افزود: زندگی در سازمان وجود ندارد و وحشتناک است و انسان مانند آدم آهنی است و شعارشان جنگیدن با روحیه و غرق شدن در کار است. نادر بنی‌فرهان دیگر عضو جدا شده از گروه مجاهدین در این مراسم با بیان اینکه انسان در سازمان محدود است و تمام عقایدش تفتیش می‌شود، بیان داشت: اگر کوچکترین خلافی صورت گیرد، نشستی برگزار شده و فرد را زیر سوال می‌برند و رفتار کسی در آنجا به تصمیم خود نیست. وی خطاب به خانواده اعضای مجاهدین با بیان اینکه با فرزندان خود تماس بگیرید و خسته نشوید و این دیدارها تنها راه بازگشت و نجات آنهاست تصریح کرد: فکر نمی‌کردم مسئولین ایرانی چنین برخورد محبت‌آمیزی را با ما داشته باشند با کسانی که روزی اسلحه به دست گرفته و علیه آنها جنگیده بودیم. در این مراسم همچنین اسامی افراد جدا شده از گروه مجاهدین خوانده و به خانواده‌هایشان که در آنجا حضور داشتند تحویل داده می‌شد و این اولین دیدار آنها با خانواده‌هایشان پس از ورود به ایران بود و در این میان سایر خانواده‌ها نیز با در دست داشتن عکسهایی از اعضای خانواده خود که در حال حاضر در سازمان به سر می‌برند، جویای خبری از آنها می‌شدند.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جدیدترین مطالب

کانونهای فروپاشی درون فرقه رجوی

با ارزیابی دقیق اقدامات مجاهدین پس از انتقال به آلبانی در این عرصه ، با قاطعیت می‌توان گفت که ضریب نفوذ و ارتباط گیری آنان در اینترنت از دهه هشتاد...

مجاهدین در حال انقراض هستند

شبکه 4 انگلیس با پخش مستندی درباره فعالیت‌ ها و چگونگی تلاش مجاهدین برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران، عنوان می‌کند که اعضای این گروه به دلیل قوانین...

باندرجوی، چرخش ناگزیراز سرویس اطلاعاتی به بنگاه تبلیغاتی و نقش اسرائیل در آن

معنای اقدام اسرائیل برای محافظت از مجاهدین ( با توجه به همان سناریویی که اسرائیل اعلام کرد که دو تن از اعضای مجاهدین با احدی از اعضای سفارت ایران ارتباط...

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد.

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد. وقتی یک کمیته مرکزی مخفی شکل می‌گیرد، برای چه درست می شود؟ مسئولیت این کمیته و شبکه مخفی با...

سربازان پیاده آمریکا در اروپا

واقعیت آن است که مجاهدین خود بهتر از همه می دانند که دولتهای اروپایی با توجه به شناختی که از آنان دارند، صرفاً این گروه را یک مزاحم برای ایران...

مطالب پربازدید

Error: No articles to display