خبر
انصافاً شما را به یک عملیات این شکلی دعوت کنند قبول نمی‎کنید؟ به‎صورت پیک نیکی از عراق راه بیفتید، بدون هیچ مقاومتی به تهران برسید، حکومت را سرنگون کنید و بعد تلفن بزنید به خانواده‎تون که من الآن توی فلان وزارتخانه هستم، می‎تونید برای ملاقات من بیائید اینجا!؟
حقیقتش ، چند روز بود که این بحثو بی خیال شده بودم ، اما امروز دوباره ذهنم مشغول آن شد . به نظرم رسید که تز « میتوان فرض کرد ، فرض کردن سخت نیست » یکی از آموزه های تشکیلاتی ( و یا ایدئولوژیک ) مجاهدین است که جناب روشنائی سر کلاسهای درس مسعود خان یاد گرفته و مسعود زبل نیز حتماً از آن در جهت توجیه افراد سازمان استفاده میکند . می گید نه ، با من همراه بشید .!؟ فرض کنید الآن توی نشست توجیهی عملیات قطعی سرنگونی نظام ( همان عملیات فروغ ) حضور دارید ، فرض که سخت نیست !؟ صدام ، سرخوش از پذیرش قطعنامه توسط ایران ، مشغول شادمانی است ، ارتش آزادی بخش هنوز به اسارت آمریکائی ها در نیامده و مسعود و مریم که انتظار خاموش شدن تنور جنگ را نداشتند ، میخواهند هر جوری شده ، تا این تنور سرد سرد نشده ، نونی به اون بچسبونند . برای همین به لطایف الحیل ، هرچی نیرو در کشورهای مختلف دارند دور خودشون جمع کرده اند و مسعود داره اونارو توجیه میکنه . بشنویم : « الآن زمان حرکت ما برای سرنگونی محتوم رژیم فرارسیده است . ما همین الآن ، نه یک ساعت زودتر ، نه یک ساعت دیرتر باید حرکت کنیم . حرکت ما در سه مرحله صورت میگیرد . مرحله اول عزیمت از قرارگاه تا نقطه صفر مرزی است که هیچ مشکلی ندارد . انگار داریم توی خونه خودمون راه میریم . مرحله دوم گذر از مرزهای شناخته شده بین المللی است که زحمت آن را برادران محترم عارفی [ عراقی ] خواهند کشید و با توپخانه و بمباران هوائی و ... مرز را خواهند گشود تا ما به راحتی و سادگی از آن عبور کنیم . مرحله سوم هم حرکت از مرز تا میدان آزادی تهران است که آنهم با توجه به اضمحلال قوای رژیم و پیوستن میلیونها نفر از مردم کشورمان به ارتش اصلاً هیچ مشکل نیست . من زمانبندی لازم جهت حرکت ستون و فتح دو روزه تهران را تهیه کرده ام و تنها خواهشی که از شما دارم این است که نظم ستون را رعایت کنید و از هم جلو نزنید !؟ » خوب ، انصافاً شما را به یک عملیات این شکلی دعوت کنند قبول نمیکنید ؟ به صورت پیک نیکی از عراق راه بیفتید ، بدون هیچ مقاومتی به تهران برسید ، حکومت را سرنگون کنید و بعد تلفن بزنید به خانواده تون که من الآن توی فلان وزارتخانه هستم ، میتونید برای ملاقات من بیائید اینجا !؟ نه ، خدائیش ، فرض سختی بود ؟ فقط مسعود زبل در قسمت اول سخنرانی خود که اینجوری شروع میشه « فرض کنید الآن زمان حرکت ما برای سرنگونی ... » جمله فرض کنید را آهسته و تو دل خودش گفته تا بقیه متوجه نشوند که بقیه مطالب همه جزء مفروضات است . حالا قبول کردید که فرضیه « میتوان فرض کرد ، فرض کردن سخت نیست » یک باور تشکیلاتی است که در ذهن اعضای سازمان مجاهدین خلق نقش بسته است ؟

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جدیدترین مطالب

کانونهای فروپاشی درون فرقه رجوی

با ارزیابی دقیق اقدامات مجاهدین پس از انتقال به آلبانی در این عرصه ، با قاطعیت می‌توان گفت که ضریب نفوذ و ارتباط گیری آنان در اینترنت از دهه هشتاد...

مجاهدین در حال انقراض هستند

شبکه 4 انگلیس با پخش مستندی درباره فعالیت‌ ها و چگونگی تلاش مجاهدین برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران، عنوان می‌کند که اعضای این گروه به دلیل قوانین...

باندرجوی، چرخش ناگزیراز سرویس اطلاعاتی به بنگاه تبلیغاتی و نقش اسرائیل در آن

معنای اقدام اسرائیل برای محافظت از مجاهدین ( با توجه به همان سناریویی که اسرائیل اعلام کرد که دو تن از اعضای مجاهدین با احدی از اعضای سفارت ایران ارتباط...

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد.

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد. وقتی یک کمیته مرکزی مخفی شکل می‌گیرد، برای چه درست می شود؟ مسئولیت این کمیته و شبکه مخفی با...

سربازان پیاده آمریکا در اروپا

واقعیت آن است که مجاهدین خود بهتر از همه می دانند که دولتهای اروپایی با توجه به شناختی که از آنان دارند، صرفاً این گروه را یک مزاحم برای ایران...

مطالب پربازدید

Error: No articles to display