خبر
اما موضوعی که این روزها بقایای رجوی، اعم از دستگاه منگول تبلیغاتی این گروه و گشتاپوی اشرف بر روی اهمیت آن بسیار مانور می‎دهند، مسألۀ حفظ اردوگاه اشرف و باقی ماندن آن می‎باشد. قبل از هر توضیحی یادآور می‎شویم که این تأکیدات فراوان، دقیقاً به‎همین معنا است که بزرگ‎ترین معضل و تهدیدی که موجودیت مجاهدین را نشانه گرفته است، در بطن اشرف شکل گرفته و نطفه‎ای که سال‎ها قبل منعقد شده بود، اکنون به‎دنیا آمده و از صدر تا ذیل دار و دسته رجوی را سخت به هراس انداخته است. تا آنجا که خود را در وضعیتی کاملاً جدید یافته و قصد یک جراحی بزرگ در اشرف را دارند!
مسأله‎ای را به‎عنوان یک قانون عام و غیرقابل خدشه باید پذیرفت که "هرگاه مجاهدین بر روی موضوعی مانور می‎دهند و به‎اصطلاح نقطۀ ثقل و تمرکز استراتژی تبلیغی خود را بر روی آن بنا می‎کنند، از قضا همان موضوع، نقطه‎ای است که رهبران این گروه بیشترین تضاد و تناقض را در آن دارند و در عملی نمودن آن ناتوان‎تر بوده و بیشترین تهدید را از آن ناحیه احساس می‎کنند". به‎عنوان مثال مسألۀ سرنگونی را در نظر بگیرید که از سال 1360 (یعنی 24 سال گذشته) به‎طور مداوم در دستور کار ِ دار و دسته رجوی بوده است، اما کمترین دست‎آورد را در این زمینه داشته‎اند تا آنجا که از هیبت یک گروه خطرساز تروریستی به وضعیت فعلی رسیده‎اند که باید برای حفظ موجودیت خود پاچه‎خواری صغیر و کبیر دولت‎های غربی و اسراییل را بکنند و خود را در مقابل آنها به لوش و لجن بکشند تا شاید مفری برای حیات بیابند. سرنگونی، معادله‎ای بود که مجاهدین هیچ‎گاه نتوانستند راه‎حل قابل باور و واقعی برای آن ارایه کنند. بارها و بارها زمان آن را به تأخیر انداختند، تا اکنون که باز هم تاریخ سرنگونی را عقب انداخته و آن را برای دو سال دیگر تمدید کردند! نیازی به تکرار مجدد سرفصل‎های تعیین شده از سوی رجوی و باند وابسته وی، برای سرنگونی نیست و همگان بارها آن را شنیده‎اند. فقط به دو نمونۀ اخیر آن اشاره می‎کنیم، یکی در سال 1380 و در سرفصل دور دوم انتخاب خاتمی به ریاست‎جمهوری ایران، و یکی هم در خرداد 84 که بقایای رجوی آبروی نداشته خود را دوباره بر باد دادند و نیروهای سردرگم و ورحیه باخته خود را به این وعده دل‎خوش داشتند. علی‎ای‎حال در جریان باشید که سرفصل سرنگونی دوسال دیگر به تعویق افتاد ...!! اما موضوعی که این روزها بقایای رجوی، اعم از دستگاه منگول تبلیغاتی این گروه و گشتاپوی اشرف بر روی اهمیت آن بسیار مانور می‎دهند، مسألۀ حفظ اردوگاه اشرف و باقی ماندن آن می‎باشد. قبل از هر توضیحی یادآور می‎شویم که این تأکیدات فراوان، دقیقاً به‎همین معنا است که بزرگ‎ترین معضل و تهدیدی که موجودیت مجاهدین را نشانه گرفته است، در بطن اشرف شکل گرفته و نطفه‎ای که سال‎ها قبل منعقد شده بود، اکنون به‎دنیا آمده و از صدر تا ذیل دار و دسته رجوی را سخت به هراس انداخته است. تا آنجا که خود را در وضعیتی کاملاً جدید یافته و قصد یک جراحی بزرگ در اشرف را دارند! در توضیح واقعیت اشرف ابتدا به ذکر پاره‎ای از تحولات به‎عمل آمده در بین نیروها اشاره می‎کنیم: 1- بحث طعمه (مسأله داری) و به‎عبارتی رویکرد اعضاء برای پنهان ننمودن مسایل مختلف نسبت به استراتژی و وضعیت کنونی مجاهدین، پررنگ‎ترین و قابل توجه‎ترین مشخصه و خصوصیت 75% از ساکنان اردوگاه اشرف است. 2- نیروها در سطح گسترده‎ای درخواست تماس با خانواده‎هایشان را دارند، تا حدی که تشکیلات را به نقطۀ استیصال رسانده‎اند. 3- تقاضا برای دیدار اقوام دور و نزدیک که در یگان‎های دیگر به‎سر می‎برند افزایش چشم‎گیری داشته است و تشکیلات به بهانه‎های مختلف از آن جلوگیری می‎کند. 4- نیروها از وعده‎های پوشالی سرنگونی خسته شده‎اند و می‎گویند "سال‎ها گفتید سرنگونی، ما همچنان دربه‎درتر شده‎ایم و رژیم قدرت‎مندتر شده است". 5- عده‎ای از نیروها در رابطه با نمایش افشاگری‎های مجاهدین پیرامون موضوع هسته‎ای مسأله‎دار هستند و می‎گویند "سازمان با این خیانت روی حزب توده را سفید کرده و چرا نباید ایران تکنولوژی اتمی داشته باشد". 6- برخی مسایل حول خط بزن و برقص تشکیلاتی استوار شده است که این رویه شدیداً دافعه ایجاد کرده و تشکیلات صرفاً برای نگه داشتن میلیشیا به آن دامن می‎زند. نیروها به کنایه می‎گویند "می‎خواهید با ساز و دهل رژیم را سرنگون کنید. این رژیم زمانی که ما پشتیبانی صدام را داشتیم و تانک و هلیکوپتر داشتیم سقوط نکرد چطور انتظار دارید با رقاصی و آوازه‎خوانی سرنگون شود؟". 7- خیلی‎ها در نشست‎های عملیات جاری به بهانه‎های مختلف شرکت نمی‎کنند. بعضاً در نشست‎ها به نیت برهم زدن آن شرکت می‎کنند و با اندک بهانه‎ای به‎پا می‎خیزند و با دیگران درگیر شده و کتک‎کاری می‎کنند و به رد و بدل نمودن فحش‎های رکیک می‎پردازند. 8- برخی از نیروها مبارزۀ منفی را شروع کرده و از مخالفت علنی دوری می‎کنند تا آسیب نبینند ولی در کارشکنی به‎صورت پنهان، استاد شده‎اند. 9- تخریب امکانات یکی از کارهای متدوال شده است و خراب‎کاری در تأسیسات و خودروها افزایش کمی و کیفی پیدا نموده است. 10- اعضاء به‎طور مداوم مسؤولین خود را به فرار و رفتن پیش امریکایی‎ها تهدید می‎کنند. این موضوع فشار روانی شدیدی را برای بقایای باند رجوی و گشتاپوی اشرف ایجاد کرده است، به‎گونه‎ای که در آماده‎باش کامل 24 ساعته به‎سر می‎برند. در مقابل، بقایای رجوی به سرکردگی مریم رجوی، در فرانسه و عراق تمهیداتی را برای مقابله با این تهدیدات در دستور کار قرار داده‎اند که به برخی از آنها اشاره می‎شود: 1- پاسخ‎گویی‎های فرمالیستی و شعارگونه به برخی از سؤالاتی که تا پیش از این حتی مطرح کردن آنها گناه غیرقابل بخشایش بود. در این راستا به‎دلیل بی‎عرضگی صدیقه حسینی و تکیۀ وی بر اهرم سرکوب، و هرج و مرجی که بعد از انتصاب وی در اشرف به‎وجود آمده است، و این‎که نیروها هیچ‎کدام از فرماندهان جامانده در اشرف را قبول ندارند، برنامۀ ارتباط مستقیم را صرفاً مخصوص این امر تجهیز کرده و با مطرح نمودن سؤالاتی که هم‎اکنون در اشرف وجود دارد، قصد دارند به نوعی پاسخ اصلی‎ترین مهره‎های باند رجوی به آن را مشخص سازند. البته این هدف در اولویت کمتری نسبت به سیاست روحیه دادن و تعریف و تمجید از نیروهای جامانده در عراق قرار دارد که در واقع اصلی‎ترین سیاستی است کهً در این برنامه دنبال می‎شود. 2- یکی از مواردی که بقایای رجوی سعی می‎کنند کار توضیحی مفصلی بر روی آن انجام دهند، پنهان کردن نیات جنگ‎طلبانه رهبری این گروه و تلاش آنان به‎منظور تحریک امریکا برای حمله به ایران است. اساساً هم‎سویی‎ مجاهدین با امریکا و اسراییل به‎شدت نیروها را سرخورده و متنفر نموده است. از این رو تلاش فراوانی می‎کنند تا نیروها را نسبت به سناریوی راه حل سوم اقناع کنند. اما نیروها به نیات اصلی آنها پی برده‎اند. 3- در حال حاضر از کلیه کادرهای وفادار به رجوی خواسته شده است تا زیر نظر گشتاپوی اشرف، افراد را تحت کنترل داشته و کوچک‎ترین تغییرات در رفتار و کردار و حتی حالات چهرۀ آنها را زیر ذره‎بین بگذراند تا مبادا کسی به فکر جدا شدن بیفتد، و خط داده شده است تا با افرادی که تغییری در آنها دیده می‎شود، بهترین تنظیمات را انجام دهند تا فرد به مسأله‎داری، بریدن و خروج نرسد. 4- اما اساسی‎ترین راه‎کاری که بقایای رجوی برای مقابله با جریان مهارنشدنی مسأله‎داری برگزیده‎اند، سیاست مهار دوگانۀ نیروها است، که در اصل مقدمات یک جراحی گسترده در اشرف را به‎وجود آورده است. این سیاست در دو محور تعیین و اجرایی شده است: الف - با به‎وجود آوردن فضای عاطفی و هیجان‎زده مانند آنچه رجوی در نشست‎هایش ایجاد می‎نمود، با این توجیه که اکنون وظیفۀ نیروها در هر حالت و وضعیت که باشند و با هر شکل اعتقادی و سیاسی، تنها و تنها حفظ اشرف است و به هر قیمت و بهایی که شده است نیروها باید بود و نبود سازمان را که اکنون در اشرف خلاصه می‎شود حفظ کنند، از نیروها مجدداً و صدباره تعهد گرفته می‎شود که طعمه نشوند و پشت به مجاهدین نکنند. ب - در محور دوم، بقایای رجوی به درک این واقعیت که وجود و حضور هر کدام از نیروهای مسأله‎دار که فرقه در اقناع، تطمیع و تهدید آنها ناتوان می‎باشد، خطرناک است و باید این عده اخراج و به هر نحو ممکن از سایر افراد جدا شوند، رسیده‎اند. بقایای رجوی اعتراف کرده‎اند که به هیچ‎وجه امکان پذیرش مجدد اتفاق‎هایی نظیر فرار دو تن از اعضاء متصور نیست و شکنندگی چنین وقایعی را برای تشکیلات رجوی گوشزد نموده و راه‎کار مناسب را در این دیده‎اند که گر چه حفظ نیرو اهمیت دارد، اما باید کاری کنند تا از بروز مجدد چنین اتفاقاتی جلوگیری کنند. (در همین رابطه علاوه بر مسأله‎دار نمودن سایر نیروها توسط معترضین، نگرانی عمیق دیگری که بقایای رجوی را وادار نموده است تا تن به چنین جراحی بدهند، احتمال حمله‎های مخفیانه معترضین به برخی از فرماندهان مرتبط با گشتاپوی اشرف و آسیب رساندن و یا کشتن آنان می‎باشد، که شواهد و نمونه‎هایی در این رابطه آنان را به این جمع‎بندی رسانده است.)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جدیدترین مطالب

کانونهای فروپاشی درون فرقه رجوی

با ارزیابی دقیق اقدامات مجاهدین پس از انتقال به آلبانی در این عرصه ، با قاطعیت می‌توان گفت که ضریب نفوذ و ارتباط گیری آنان در اینترنت از دهه هشتاد...

مجاهدین در حال انقراض هستند

شبکه 4 انگلیس با پخش مستندی درباره فعالیت‌ ها و چگونگی تلاش مجاهدین برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران، عنوان می‌کند که اعضای این گروه به دلیل قوانین...

باندرجوی، چرخش ناگزیراز سرویس اطلاعاتی به بنگاه تبلیغاتی و نقش اسرائیل در آن

معنای اقدام اسرائیل برای محافظت از مجاهدین ( با توجه به همان سناریویی که اسرائیل اعلام کرد که دو تن از اعضای مجاهدین با احدی از اعضای سفارت ایران ارتباط...

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد.

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد. وقتی یک کمیته مرکزی مخفی شکل می‌گیرد، برای چه درست می شود؟ مسئولیت این کمیته و شبکه مخفی با...

سربازان پیاده آمریکا در اروپا

واقعیت آن است که مجاهدین خود بهتر از همه می دانند که دولتهای اروپایی با توجه به شناختی که از آنان دارند، صرفاً این گروه را یک مزاحم برای ایران...

مطالب پربازدید

Error: No articles to display