من در حالی که شوکه شده بودم و سردرد عجیبی گرفته بودم باز هم فکر می کردم که این آزمایش است، مگر ممکن است که یک رهبر ایدئولوژیک تا این حد منحط باشد! باز هم فکر می کردم که این یک ابتلاست؛ اما آن شب تا صبح و شب های مشابه، متأسفانه رجوی را یک مرد عادی و ملاقات را یک ملاقات جنسی محض یافتم و از نظر من پلیدی که با تمام این برنامه، رنگ و لعاب ایدئولوژیک به آن زد. 

بنی صدر تأکید داشت: " آقای رجوی... هر سه اصل میثاق ( آزادی و استقلال و عدم هژمونی) را نقض کرد... امروز دیگر هیچ ارزش و حق جهان شمولی نمانده است که زیر پا نگذاشته و نقض نکرده باشد... " 

سربازان آمریکایی تا نیمه های ماه تیر سرگرم ساخت زندانی جدید و بزرگ تر بودند. زندانی با حفاظ های امنیتی بیشتر، خاکریزهای بلندتر و 5 لایه سیم خاردار. هوا داغ بود، همراه با بادهای سوزنده و گرد و خاک تند. با پوست و گوشتمان معنای بردگی در عصر نظم نوین را حس می کردیم و خرابی های همیشگی و آگاهانۀ ژنراتور برق هم همچنان ادامه داشت.

بعد از ارتحال امام، قدرت های غربی با جمع بندی طرح های ناکام قبلی، چشم امید به تحولات تدریجی در آینده دوختند و این سیاست با طرح براندازی نظامی مشترک رژیم صدام و سازمان، کاملاً متفاوت بود. از این رو فعالیت در جهت جلب توجه افکار عمومی و ایفای نقش متناسب با سیاست قدرت های غربی در اولویت سازمان قرار گرفت.

عصر برای کار به فاب رفتیم، دو تا سرباز سیاه پوست از ما کمک گرفتند که محل استقرارشان را راه اندازی کنیم. در عرض چند دقیقه انبوهی نوشابه، خوراکی، شیرینی و تنقلات آوردند. آنها گفتند: "شما تروریست های خوبی هستید و ما به شما اعتماد داریم، می دانیم که به خاطر بازی سیاسی شما را اینجا نگه داشته اند."

 یکی از شگردهای انجمن ها این است که افراد را هر چه بیشتر و به بهانه های مختلف دور و بر خود نگهدارند تا در مواقع ضروری از آنها به عنوان سیاهی لشگر استفاده کنند و با گرفتن عکس و فیلم بگویند که این همه هواداران ما هستند.

 دو هفته بعد دومین گروه بزرگ ایرانی ها سوار بر اتوبوس ها زندان تیف را به مقصد ایران ترک کردند و نزدیک به 500 نفر از جنگجویان مجاهدین خلق که روزگاری علیه حکومت و مملکت شان سلاح کشیده بودند، با عفو عمومی که داده شده بود، دوباره به وطن شان باز می گشتند. 

بعد از اعلام فاز نظامی و حرکت مسلحانه ناکام مجاهدین خلق، مهمترین اقدام سازمان، خارج کردن ابوالحسن بنی صدر و مسعود رجوی از کشور بود. 

معنای چنین حرفی برای ما بسیار روشن بود، ارتش آمریکا وظیفه‌ی پیش بردن خط مجاهدین را در تیف به عهده گرفته بود. جالب آن که هر سال هم وزارت خارجه نام مجاهدین را در فهرست سازمان‌های تروریستی می‌آورد و با چه لعاب و القابی هم از آن یاد می‌کرد.

آخر شب مجید عالمیان مسئول زندان بنگالستان ! برگشت و درب را باز کرد ، ولی این بار بوی بدتری به مشام مبارک خورد و متوجه قضیه شد و در همان حال دو نفره به جان احمد افتادند ، به طوری که جایی از سر و صورت و لباس او سالم نماند . یکی از بچه های زندان لباسی به احمد داد و مجید درب را بست و رفت . احمد از بس کتک خورده بود از ادرار و گلویش خون می آمد و وقتی دست و پای او را باز کردیم به مدت یک ساعت مثل بید می لرزید و نمی توانست بایستد.

در نخستین سال های پس از فرار رهبری سازمان به فرانسه و پیش از تشکیل نهاد مستقری برای ارتباطات خارجی و به اصطلاح دیپلماتیک ، اعضا و هواداران خطی را برای پیاده کردن در سطح اروپا و دیگر نقاط جهان (و عمدتاً متشکل از انجمن های دانشجویان مسلمان) از رهبری دریافت و به اجرا گذارد که صرفاً کاربرد نمایشی داشت.

مقامات آمریکایی از این شهرت سوء سازمان مجاهدین آگاهی دارند. تا جایی که یکی از آن ها پس از بیرون آمدن گروه ار فهرست تروریستی به سی ان ان گفته بود: با این که آن ها خودشان را گروهی دمکراتیک و قانونی جلوه می دهند که باید مورد حمایت قرار بگیرند، در دولتْ مجاهدین خلق را عموماً گروهی فرقه ای در نظر می گیرند. خارج کردن مجاهدین خلق از فهرست تروریستی نشانه حمایت ما از آن ها و نوعی اغماض نسبت به عملکرد گذشته آن هاست و به این معنا نمی باشد که ما ناگهان نظرمان نسبت به آن ها عوض شده یا قصد داریم چشممان را بر فعالیت های جاری آن ها ببندیم. ما فراموش نمی کنیم که آن ها چه کسانی بودند و قرار هم نیست باور کنیم آن ها اکنون همان کسانی هستند که ادعا می کنند، ما آن ها را جایگزین حکومت ایران نمی دانیم.

جریان سازمان و شورا و به تعبیر دقیق تر شخص رجوی ، ناگزیر شد تا راه دوم (نفی واقعیت) را برگزیند، که البته هزینه های گزافی را تحمیل می‌کرد، از جمله پدیداری انشقاق در صفوف سازمان و شورا، عدم توانایی در جذب نیرو، محدودیت های بیشتر بین المللی...

مسئولان سازمان ملل برای اینکه مأموریت خود را در خروج مجاهدین خلق از عراق انجام دهند باید به انتقال پناهندگان تحت چنین شرایطی تن می دادند. هرچند این به معنی آن است که اعضای مجاهدین خلق تحت بردگی مدرن قرار دارند.

تعدادی از این افراد نیز در سال 70 موفق شدند به ترکیه فرار کنند که در مقابل خبرنگاران و رادیوهای خارجی دست به افشاگری زدند . تعدادی دیگر نیز که از طریق شهر رمادیه به ایران بازگشتند و از آزادی و دموکراسی های موجود در زندان رجوی ! برای مردم ایران سخن گفتند .

سربازان آمریکایی هم با چراغ قوه و تجهیزات دید در شب تا سپیده‌ی صبح مستمر ما را مورد شمارش و چک قرار می‌دادند تا مبادا کسی فرار کرده باشد. از قضا موقع صبح متوجه شدند که علاوه بر این که کسی فرار نکرده سه نفر هم به ما اضافه شده است. سه نفر از کادرهای قدیمی سازمان باسابقه‌ی بالای 15 سال به نام های " محمود دادجو ، علیرضا قاسمی و نادر بنی فراهان " از قرارگاه اشرف گریخته و خودشان را به تیف رسانده بودند و به جمع جدا شده ها از سازمان ملحق شده بودند .

رجوی فرمان داد تانک‌ها به شهر طوز پیشروی کنند، تانک‌های سازمان پنجره‌ی خانه‌های مردم محروم و بی‌گناه کرد عراقی را هدف قرار دادند. بعد از چند ساعت، با کشته شدن بسیاری از اهالی، شهر تسخیر شد و نیروهای سازمان از شهر گذشتند و در قسمت جنوبی شهر خاکریز زدند و یگان ها مثل جبهه ی جنگ در دو خط سازماندهی شدند.

روز 22 فوریه 2004 سرهنگی به نام " اوبراین " همه‌ی زندانیان را ملاقات کرد و دو روز پس از آن در 24 فوریه، بازجویی F.B.I از زندانیان آغاز شد . گاهی بازجویی 15 دقیقه گاهی 2 ساعت به درازا می‌کشید . دو پرسش محوری در بازجویی‌ها بود : انگیزه‌ی ورود به سازمان و انگیزه‌ی خروج از سازمان . دیگر پرسش ها هم جنبه‌ی اطلاعاتی داشت .

درست نمی‌دانم که واژه تیف را تا به حال شنیده‌اید یا نه و اگر شنیده‌اید چقدر درباره‌ی آن می‌دانید و با چه عینکی آن را دیده‌اید؟ تیف ظاهری ساده و تعریفی مشکوک داشت . در سرزمین نفرین شده ی عراق و بعد از سقوط صدام ، دولت آمریکا اقدام به ساختن تیف در کنار قرارگاه اشرف مقر اصلی سازمان مجاهدین خلق ایران کرد . اعضای جدا شده از مجاهدین تحت نظر ارتش آمریکا باید وارد تیف می‌شدند و این ورود اجتناب ناپذیر در حلقه‌های متعدد منظم سیم خاردارهای " نظم نوین " برای اهالی تیف معنایی جز بازداشتی نوین را نداشت!

دولت عراق این قلعه ی نظامی را سال 66 - 65 به سازمان واگذار کرد تا اردوگاه اسرا و زندان نیروهای معترض شود که تا پایان سال 70 سازمان به همین منظور از آن استفاده می کرد . این زندان چهار بند جمعی و دو بند انفرادی زنان و مردان داشت . این قلعه ساختمانی مربع شکل با اتاق های به هم پیوسته و دو طبقه با دیوارهای بلند ، ضخیم و سنگی بود که با دو دروازه ی بزرگ آهنی و جاده ای آسفالت شده به بیرون راه داشت .

جدیدترین مطالب

رجوی از قرار گرفتن در برابر عدالت می ترسد یا جانش؟

گردانندگان مجاهدین آنقدر اعضایشان را تحت فشار می گذارند که به هیچ وجه نباید از بود و نبود یک نفر سؤال کنند چه برسد به رجوی؛ در غیر این صورت...

قطع مستمری رهاشده ها و غلط کردم گفتن های مریم رجوی

اما باز هم رجوی اشتباه محاسبه جدی داشت و این کار به ضد خودش تبدیل شد. همین کار رجوی باعث شد تمام جدا شده ها متحد و یکسو شوند و...

کد دادن باند رجوی به داعش

این حرکت که با مرور فیلم ها، تعمدی و دستوری بودن آن آشکارا مشخص است، چرا توسط این فرد انجام می شود؟آیا این اعلام همبستگی با داعش به حساب می...

اعترافات تکان دهنده ی بتول سلطانی

من در حالی که شوکه شده بودم و سردرد عجیبی گرفته بودم باز هم فکر می کردم که این آزمایش است، مگر ممکن است که یک رهبر ایدئولوژیک تا این...

جانیان آدمکشی که به نام مدافع دمکراسی به دنیا قالب می شوند

لابیست‌های ضدبشر کنگره و سنای آمریکا و رسانه‌های دست راستی ایالات متحده، همین خواب را برای مردم ایران و با طراحی برای قالب کردن مریم رجوی و دار و دسته...

مطالب پربازدید

آیا مریم رجوی بازجویی شد؟

سفارت آمریکا در تیرانا هدف سناتورهای آمریکایی از سفر به این کشور را مبارزه با تروریسم و افراط گرایی خشونت آمیز اعلام کرد و خبرگزاری رسمی دولت آلبانی سفر اين...

دار و دسته رجوی چه می خواهند؟

مریم رجوی در تجمع گروه تروریستی مجاهدین در ویلپنت، خطوط اصلی استراتژی باندرجوی را بیان کرد. خطوطی که در ذات خود دچار تناقض و نفاق است و با تحلیل محتوا...

240 عضو جداشده از مجاهدین در آلبانی

هم اکنون حدود ۲۴۰ نفر از اعضای مجاهدین خلق جدا از این سازمان در تیرانا ساکن هستند که پلیس و وزارت کشور با آنان در ارتباط می باشند و حرفهای...

چرا دوباره مجاهدین به اردوگاه پناه میبرند؟

مسئله مهم این است که گردانندگان باند بدنام رجوی، با جمع بندی این وضعیت به این نتیجه رسیده اند که اولاً این نیروها نباید با جامعه آلبانی ارتباطی داشته باشند،...

سفر هیئت حقیقت‌یاب سنای آمریکا به آلبانی

به گزارش خبرگزاری رسمی دولت آلبانی (ATA) رئیس جمهور آلبانی ایلیر متا روز گذشته میزبان هیئت حقیقت یاب سنای آمریکا به ریاست سناتور روی بلانت بود.