1 مطلب جدید

 یکی از شگردهای انجمن ها این است که افراد را هر چه بیشتر و به بهانه های مختلف دور و بر خود نگهدارند تا در مواقع ضروری از آنها به عنوان سیاهی لشگر استفاده کنند و با گرفتن عکس و فیلم بگویند که این همه هواداران ما هستند.

سربازان آمریکایی هم با چراغ قوه و تجهیزات دید در شب تا سپیده‌ی صبح مستمر ما را مورد شمارش و چک قرار می‌دادند تا مبادا کسی فرار کرده باشد. از قضا موقع صبح متوجه شدند که علاوه بر این که کسی فرار نکرده سه نفر هم به ما اضافه شده است. سه نفر از کادرهای قدیمی سازمان باسابقه‌ی بالای 15 سال به نام های " محمود دادجو ، علیرضا قاسمی و نادر بنی فراهان " از قرارگاه اشرف گریخته و خودشان را به تیف رسانده بودند و به جمع جدا شده ها از سازمان ملحق شده بودند .

 دو هفته بعد دومین گروه بزرگ ایرانی ها سوار بر اتوبوس ها زندان تیف را به مقصد ایران ترک کردند و نزدیک به 500 نفر از جنگجویان مجاهدین خلق که روزگاری علیه حکومت و مملکت شان سلاح کشیده بودند، با عفو عمومی که داده شده بود، دوباره به وطن شان باز می گشتند. 

رجوی فرمان داد تانک‌ها به شهر طوز پیشروی کنند، تانک‌های سازمان پنجره‌ی خانه‌های مردم محروم و بی‌گناه کرد عراقی را هدف قرار دادند. بعد از چند ساعت، با کشته شدن بسیاری از اهالی، شهر تسخیر شد و نیروهای سازمان از شهر گذشتند و در قسمت جنوبی شهر خاکریز زدند و یگان ها مثل جبهه ی جنگ در دو خط سازماندهی شدند.

روز 22 فوریه 2004 سرهنگی به نام " اوبراین " همه‌ی زندانیان را ملاقات کرد و دو روز پس از آن در 24 فوریه، بازجویی F.B.I از زندانیان آغاز شد . گاهی بازجویی 15 دقیقه گاهی 2 ساعت به درازا می‌کشید . دو پرسش محوری در بازجویی‌ها بود : انگیزه‌ی ورود به سازمان و انگیزه‌ی خروج از سازمان . دیگر پرسش ها هم جنبه‌ی اطلاعاتی داشت .

معنای چنین حرفی برای ما بسیار روشن بود، ارتش آمریکا وظیفه‌ی پیش بردن خط مجاهدین را در تیف به عهده گرفته بود. جالب آن که هر سال هم وزارت خارجه نام مجاهدین را در فهرست سازمان‌های تروریستی می‌آورد و با چه لعاب و القابی هم از آن یاد می‌کرد.

درست نمی‌دانم که واژه تیف را تا به حال شنیده‌اید یا نه و اگر شنیده‌اید چقدر درباره‌ی آن می‌دانید و با چه عینکی آن را دیده‌اید؟ تیف ظاهری ساده و تعریفی مشکوک داشت . در سرزمین نفرین شده ی عراق و بعد از سقوط صدام ، دولت آمریکا اقدام به ساختن تیف در کنار قرارگاه اشرف مقر اصلی سازمان مجاهدین خلق ایران کرد . اعضای جدا شده از مجاهدین تحت نظر ارتش آمریکا باید وارد تیف می‌شدند و این ورود اجتناب ناپذیر در حلقه‌های متعدد منظم سیم خاردارهای " نظم نوین " برای اهالی تیف معنایی جز بازداشتی نوین را نداشت!

آخر شب مجید عالمیان مسئول زندان بنگالستان ! برگشت و درب را باز کرد ، ولی این بار بوی بدتری به مشام مبارک خورد و متوجه قضیه شد و در همان حال دو نفره به جان احمد افتادند ، به طوری که جایی از سر و صورت و لباس او سالم نماند . یکی از بچه های زندان لباسی به احمد داد و مجید درب را بست و رفت . احمد از بس کتک خورده بود از ادرار و گلویش خون می آمد و وقتی دست و پای او را باز کردیم به مدت یک ساعت مثل بید می لرزید و نمی توانست بایستد.

دولت عراق این قلعه ی نظامی را سال 66 - 65 به سازمان واگذار کرد تا اردوگاه اسرا و زندان نیروهای معترض شود که تا پایان سال 70 سازمان به همین منظور از آن استفاده می کرد . این زندان چهار بند جمعی و دو بند انفرادی زنان و مردان داشت . این قلعه ساختمانی مربع شکل با اتاق های به هم پیوسته و دو طبقه با دیوارهای بلند ، ضخیم و سنگی بود که با دو دروازه ی بزرگ آهنی و جاده ای آسفالت شده به بیرون راه داشت .

در نخستین سال های پس از فرار رهبری سازمان به فرانسه و پیش از تشکیل نهاد مستقری برای ارتباطات خارجی و به اصطلاح دیپلماتیک ، اعضا و هواداران خطی را برای پیاده کردن در سطح اروپا و دیگر نقاط جهان (و عمدتاً متشکل از انجمن های دانشجویان مسلمان) از رهبری دریافت و به اجرا گذارد که صرفاً کاربرد نمایشی داشت.

علاوه بر واکنش های سیاسی از سوی دولت ها ، مجامع رسمی و غیر رسمی نیز نسبت به عملیات خشونت بار این گروه موضع گیری کردند . اظهارات خانم الهه هیکس ، سخنگوی سازمان نظارت بر حقوق بشر ، از جمله این موضع گیری ها بود .

مقامات آمریکایی از این شهرت سوء سازمان مجاهدین آگاهی دارند. تا جایی که یکی از آن ها پس از بیرون آمدن گروه ار فهرست تروریستی به سی ان ان گفته بود: با این که آن ها خودشان را گروهی دمکراتیک و قانونی جلوه می دهند که باید مورد حمایت قرار بگیرند، در دولتْ مجاهدین خلق را عموماً گروهی فرقه ای در نظر می گیرند. خارج کردن مجاهدین خلق از فهرست تروریستی نشانه حمایت ما از آن ها و نوعی اغماض نسبت به عملکرد گذشته آن هاست و به این معنا نمی باشد که ما ناگهان نظرمان نسبت به آن ها عوض شده یا قصد داریم چشممان را بر فعالیت های جاری آن ها ببندیم. ما فراموش نمی کنیم که آن ها چه کسانی بودند و قرار هم نیست باور کنیم آن ها اکنون همان کسانی هستند که ادعا می کنند، ما آن ها را جایگزین حکومت ایران نمی دانیم.

رجوی و استراتژیست های او که دم شان در تله ی استراتژی صلح خودشان گیر کرده بود به این طرف و آن طرف می زدند که راه حلی جهت خروج از این وضعیت به دست آوردند و از شر این طناب دار رهایی یابند .

جریان سازمان و شورا و به تعبیر دقیق تر شخص رجوی ، ناگزیر شد تا راه دوم (نفی واقعیت) را برگزیند، که البته هزینه های گزافی را تحمیل می‌کرد، از جمله پدیداری انشقاق در صفوف سازمان و شورا، عدم توانایی در جذب نیرو، محدودیت های بیشتر بین المللی...

این خبر سر و صدای عجیبی در سازمان به راه انداخت . مسئولان سازمان به سرعت دست به کار شدند و شروع به فروش تمامی اموال سازمان از خودروهای سبک و سنگین گرفته تا وسایل دیگر به رابطان عراقی نمودند . هر چیزی را که به دست شان می رسید با قیمت پایین تر به عراقی ها می‌فروختند تا پول آنها را نقد کرده و به خارج از کشور انتقال دهند و از مصادره‌ی اموال سازمان جلوگیری کنند .

مسئولان سازمان ملل برای اینکه مأموریت خود را در خروج مجاهدین خلق از عراق انجام دهند باید به انتقال پناهندگان تحت چنین شرایطی تن می دادند. هرچند این به معنی آن است که اعضای مجاهدین خلق تحت بردگی مدرن قرار دارند.

واقعیت این است که بستر وجودی مجاهدین خلق ، انسداد سیاسی و شرایط بسته پلیسی است . سازمان نمی تواند بدون اتکا به سلاح و خشونت به زندگی خود ادامه دهد . رشد و حیات سازمان مجاهدین خلق تنها در فضای بسته ، غیر شفاف و خفقان آلود ممکن خواهد بود .

تعدادی از این افراد نیز در سال 70 موفق شدند به ترکیه فرار کنند که در مقابل خبرنگاران و رادیوهای خارجی دست به افشاگری زدند . تعدادی دیگر نیز که از طریق شهر رمادیه به ایران بازگشتند و از آزادی و دموکراسی های موجود در زندان رجوی ! برای مردم ایران سخن گفتند .

رجوی سلسله بحث هایی را تحت عنوان " جنسیت " مطرح کرد و برای تفهیم و جا انداختن این بحث، در مقابل مسئولان زن و مرد سازمان ، بی شرمانه مسائل مختلف روابط زناشویی یا مسائلی از این دست را مثال می زد یا مسئولان را وادار می کرد که برای نمونه روابط خصوصی خود را برای حاضرین شرح دهند . او افراد حاضر را وادار می کرد که حتی مسائل زناشویی و خانوادگی خود را در جمع مسئولان مطرح کنند

مقالات دیگر...

مطالب جدید

انتخابات ریاست جمهوری سال 96 و استیصال رهبران مجاهدین 

انتخابات ریاست جمهوری 96 خیلی از واقعیت ها را در مورد مجاهدین به نیز نمایش گذاشت و آنان را بیش از پیش در نزد مردم ایران و ایرانیان خارج از کشور بی آبرو کرد.

اعزام به خارج و بازگشت به ایران

 یکی از شگردهای انجمن ها این است که افراد را هر چه بیشتر و به بهانه های مختلف دور و بر خود نگهدارند تا در مواقع ضروری از آنها به عنوان سیاهی لشگر استفاده کنند و با گرفتن عکس و فیلم بگویند که این همه هواداران ما هستند.

عفو عمومی

 دو هفته بعد دومین گروه بزرگ ایرانی ها سوار بر اتوبوس ها زندان تیف را به مقصد ایران ترک کردند و نزدیک به 500 نفر از جنگجویان مجاهدین خلق که روزگاری علیه حکومت و مملکت شان سلاح کشیده بودند، با عفو عمومی که داده شده بود، دوباره به وطن شان باز می گشتند. 

عراقچی: آمریکا در دام آدرس های غلط و پرونده سازی های گمراه کننده نیفتد

معاون حقوقی و امور بین الملل وزیر امور خارجه گفت: دولت آمریکا در دام آدرس های غلط و پرونده سازی های گمراه کننده ای که از سوی تروریست ها و حامیان منطقه ای آنها برای ترویج ایران هراسی انجام می شود، نیفتد.

شورای مقاومت، وابستگی و هژمونی

بعد از اعلام فاز نظامی و حرکت مسلحانه ناکام مجاهدین خلق، مهمترین اقدام سازمان، خارج کردن ابوالحسن بنی صدر و مسعود رجوی از کشور بود. 

مطالب پربازدید