دیدگاه
در واقع شورای ملی مقاومت سکو و مسندی بود برای کسب اعتبار در غرب و اعمال هژمونی سازمان بر دیگر گروه ها و جریان های ضد جمهوری اسلامی . این سازمان و به طور اخص شخص رجوی ، در واقع برای هضم و حذف سایر رقبای احتمالی و آلترناتیو شدن آن در نظر غربی ها ، کنترل کامل اداره تشکیلات ش.م.م را در دست داشت.
« فصل دوم » ترکیب شورا • گروه ها و افراد از مرداد تا دی ماه 60 سازمان ها و افراد منفرد زیر به شورای ملی مقاومت پیوستند : • سازمان های عضو : 1. سازمان مجاهدین خلق ایران ، 2. حزب دمکرات کردستان ایران ، 3. شورای متحد چپ برای دمکراسی و استقلال به نمایندگی مهدی خانبابا تهرانی ، 4. جبهه دمکراتیک ملی ایران به نمایندگی هدایت الله متین دفتری و بهمن نیرومند ، 5. جنبش دمکراتیک انقلاب زحمتکشان (گیلان و مازندران) به نمایندگی حسن ماسالی ، 6. حزب کار ایران به نمایندگی محمدرضا چیتگر ، 7. سازمان اتحاد برای آزادی کار به نمایندگی مرتضی محیط ، 8. استادان متعهد دانشگاه ها و مدارس عالی کشور به نمایندگی محمد علی شیخی ، 9. جمعیت دفاع از دمکراسی و استقلاب ایران (داد) به نمایندگی جلال گنجه ای ، 10. کانون توحیدی اصناف به نمایندگی ابراهیم مازندرانی . • اشخاص عضو : 1. ابوالحسن بنی صدر ، 2. ناصر پاکدامن ، 3. کاظم باقرزاده ، 4. منوچهر هزارخانی ، 5. اصغر ادیبی ، 6. یک نفر که به دلایل امنیتی نامش ذکر نگردید . (1) بعدها اتحادیه کمونیست های ایران (سربداران) و چریک های فدایی خلق (پیرو برنامه هویت) در سال 61 و 63 به شورا پیوستند ،‌ در حالی که چند گروه دیگر در همان سال ها از شورا خارج شدند . دکتر علی اصغر حاج سید جوادی در مورد گروه های عضو شورا می گوید : " باید به این واقعیت اشاره کرد که به طور مسلم به جز حزب دمکرات کردستان و سازمان مجاهدین خلق ، یک یا دو سه سازمان دیگری که در اعلامیه های خود شورای ملی مقاومت از آنها نام برده می شد ، سازمان هایی ساختگی بودند که نه دارای تشکیلات بودند و نه دارای نفرات و اعضا ، اینگونه سازمان ها در واقع وجود خارجی نداشتند و فقط به قصد شورایی جلوه دادن هر چه بیشتر زائده های کنار سازمان مجاهدین ایجاد شده بودند ، مثلاً همین جبهه دمکراتیک ... "‌(2) • سازمان مجاهدین خلق ایران در واقع شورای ملی مقاومت سکو و مسندی بود برای کسب اعتبار در غرب و اعمال هژمونی سازمان بر دیگر گروه ها و جریان های ضد جمهوری اسلامی . این سازمان و به طور اخص شخص رجوی ، در واقع برای هضم و حذف سایر رقبای احتمالی و آلترناتیو شدن آن در نظر غربی ها ، کنترل کامل اداره تشکیلات ش.م.م را در دست داشت . " شورا برای رجوی کلید ورود به خارج از کشور بود ، زمانی هم که پای رجوی در غرب سفت شد ، آن را به بخش سیاسی سازمان مجاهدینش تبدیل کرد . " (3) • جبهه دموکراتیک ملی ایران این گروه که پس از پیروزی انقلاب اسلامی توسط دکتر هدایت الله متین دفتری و چند تن دیگر از جمله شکرالله پاک نژاد تشکیل شد ، از گروه هایی است که در زمان تأسیس شورا به تعبیر حاج سید جوادی " سازمان هایی ساختگی بودند " ، و در واقع جبهه دموکراتیک اسمی بود بی مسما و یا قالبی بود بدون محتوا . (4) متین دفتری با قرار دادن عنوان " جبهه دموکراتیک ملی " در نظر داشت چپ گرایان جریان ملی گرایی را که مایل به همکاری با جبهه ملی نبودند ، جذب کند و با همراه کردن سایر گروه های چپ جایگزین آنها باشد ، این اقدام متین دفتری در بدو شکل گیری با سر و صدای بسیار همراه بود . در این جبهه اتحاد چپ متشکل از سه دسته مارکسیستی ،‌گروه کارگر ، وحدت کمونیستی و تحریریه نشریه چپ در کنار جمعیت اتحاد برای آزادی و استقلال ، جامعه سوسیالیست های نهضت ملی ، جبهه آزادی مردم ایران ، انجمن رهایی زنان و اتحادیه ملی دانشجویان و دانش آموزان حضور داشتند . گروه های مزبور در اسفند 57 چیزی بیش از محفل های کوچک چند نفره نبودند و عناوین تشکیلاتی آنها صرفاً کاربرد تبلیغاتی داشت . تنی چند از افرادی که با گروه های متبوع خود یا شخصاً عضو جبهه بودند عبارتند از : حمید شوکت ، کریم قصیم ، بهمن نیرومند ، مهدی خانبابا تهرانی ، نجف دریابندری ، ناصر پاکدامن ، غلامحسین ساعدی ، منوچهر هزارخانی ، هما ناطق و صارم صادق وزیری . (5) جبهه مزبور که با عاملیت هزارخانی و پاک نژاد عمدتاً در اختیار سازمان قرار گرفته بود ، (6) و دچار اختلافات و دسته بندی های درونی نیز گشته بود ، یا اعلام فاز نظامی عملاً متلاشی شد و خود متین دفتری و بسیاری از تشکیل دهندگان آن نیز به خارج گریختند و برخی از آنان به عضویت شورای ملی مقاومت در آمدند . از دو نماینده جبهه در شورا ، بهمن نیرومند در مهر 64 جدایی خود و گروه متبوعش را اعلام کرد ،‌ اما متین دفتری با عنوان نمایندگی این گروه به مدت 16 سال در شورا باقی ماند و بالاخره در مرداد 77 از آن خارج شد . تفصیل وضعیت وی به هنگام پیوستن به شورا در ادامه همین فصل و ماجرای اخیر متین دفتری در قبال سازمان و شورا در گفتار دیگر آمده است . • حزب دموکرات کردستان از جمله حرکت هایی که با تکیهت به قدرت نظامی _ سیاسی روسیه شوروی در کردستان شکل گرفت جریانی بود که بنای آن را قاضی محمد در 25 مرداد ماه 1324 در شهر مهاباد و به پیشنهاد دولت شوروی با نام حزب دموکرات کردستان به عنوان تشکیلات جدایی طلب کُرد رسمیت یافت . (7) حزب توده نیز در سال های 31 _ 1330 کمیته ایرانی کرد (کاک) را در کردستان تشکیل داد ،‌ عده ای در سال 1335 از ‌" کاک " انشعاب کردند و هسته هایش را به گردانندگی عبدالله اسحاق (احمد توفیق) و عبدالرحمان قاسملو تشکیل دادند . قاسملو در سال 1339 ضمن تماس با حزب دموکرات کردستان عراق ، مجدداً حزب دموکرات کردستان ایران را فعال نمود . از سال 1345 تا سال 1347 برخی از عناصر حزب حرکتی مسلحانه را در کردستان تدارک دیدند که سرکوب شد . (8) حزب از آن تاریخ تا پیروزی انقلاب اسلامی ، فعالیت چشمگیری نداشت . در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی ، عبدالرحمان قاسملو به کردستان بازگشت و تشکیلات حزب را علنی کرد . فعالیت حزب دموکرات از آنجا که جدایی طلبانه و با پوشش " خود مختاری " در جهت براندازی نظام جمهوری اسلامی بود ، در مرداد ماه 1358 رسماً ممنوع اعلام گردید . بنا به اظهار رسمی حزب دموکرات در دی ماه 1359 در ملاقاتی میان نمایندگان سازمان مجاهدین و حزب بر روی هدف های مشترک تشکیل جبهه توافق به عمل آمد . (9) حزب در خصوص همکاری با سازمان در نشریه خود نوشته است : " در مدت سه سال گذشته که همکاری ما با سازمان مجاهدین خلق ادامه داشته است ، یکدیگر را بهتر شناخته و با اهداف و شیوه کار یکدیگر آشنایی بیشتر پیدا کرده ایم . به عقیده ما حزب دموکرات و سازمان مجاهدین در مورد سرنگون ساختن رژیم و بر سر کار آوردن یک رژیم دموکراتیک ... تأمین خودمختاری برای کردستان و بسیاری مسائل دیگر ، نظرات مشترک دارند و به همین جهت نیز همکاری و هم پیمانی در میان این دو سازمان انقلابی باید همچنان ادامه داشته باشد . (10) ... هم اکنون سازمان مجاهدین خلق بزرگترین سازمان سیاسی و سرتاسری کشور به حساب می آید ، در شورای ملی مقاومت این سازمان و حزب دموکرات به عنوان دو ستون اصلی شورا مورد قبول قرار گرفته اند . (11) از میان همه گروه ها در کردستان ، دو حزب دموکرات و کومله به جهت سوابق و تأثیر گذاری عمده تر بودند . اما به لحاظ تشکیلاتی و اجتماعی با یکدیگر تفاوت داشتند و در پاره ای موارد دشمنان خونی یکدیگر بودند تا آنجا که تا سال 65 بر اثر درگیری آنها حدود 800 نفر از طرفین کشته شده اند . با وجود اختلافات ریشه ای و تفاوت های کمی و کیفی که احزاب دموکرات و کومله با یکدیگر داشتند ، در موارد زیر مشترک بودند : 1) از سال 1360 به بعد پایگاه های اصلی دو حزب در کردستان عراق مستقر بود . (12) 2) تاکتیک های عملیاتی هر دو حزب علیه نیروهای جمهوری اسلامی محورهای مشترک داشت که عمدتاً بدین قرار است : • کاشتن مین در سر راه پایگاه های نیروهای نظامی ، انتظامی و امنیتی . • اجرای کمین در بعدازظهرها بر سر راه تردد نیروهای نظامی و انتظامی . • حمله شبانه به پایگاه های نیروهای انتظامی و نظامی . • حمله به تأسیسات دولتی در اوقاف بعدازظهر و شب در شهرها و روستاها . • نفوذ پیشمرگه های دو حزب به شهرها و درگیر شدن با نیروهای امنیت شهری . (13) در طول سال های گذشته احزاب مزبور اغلب نیروهای داخل خود را به دو طریق از دست داده اند : 1. کشته و دستگیر شدن توسط نیروهای نظامی جمهوری اسلامی . 2. تسلیم شدن و تقاضای امان نامه کردن . دولت بعثی عراق از احزاب دموکرات و کومله حمایت می کرد و بدانها فرصت داد که : • مرکزیت سیاسی و نظامی در خاک کردستان عراق مستقر نمایند . • کادرهای خود را در کردستان عراق آموزش و سازمان دهند . • اسلحه ، مهمات و امکانات مالی دریافت کنند . • ایستگاه رادیویی داشته باشند . • زخمی های خود از درگیری های کردستان ایران را در داخل خاک عراق درمان نمایند . • از امکانات تبلیغی دولت عراق مانند رادیو عراق سود جویند . • کادر مرکزی و سایر عناصر سیاسی آنها از امکانات دولت عراق برای سفر به اروپا استفاده کنند . (14) عبدالرحمان قاسملو دبیر کل حزب دموکرات کردستان درتاریخ 29 مرداد 1365 در جواب به این پرسش خبرنگار بی.بی.سی که " رابطه شما با رژیم عراق چطور است ؟‌ "‌ اظهار داشت : " رابطه ما با دولت عراق بسیار روشن است ، ما الان علیه دشمن مشترک می جنگیم ."(15) در تاریخ 28 مرداد 1365 نیز خبرنگار بی.بی.سی از عمر ایلخانی زاده یکی از سران کومله درباره مقر حزب کومله و همکاری این حزب با عراق سؤال کرد و وی چنین پاسخ داد : " رادیو و مقر رهبری ما در حال حاضر در کردستان عراق می باشد ، ما از دولت عراق کمک دریافت می کنیم و اسلحه می گیریم ." (16) یکی از پژوهشگران مسائل کردستان که از کتاب وی در این تحلیل استفاده شده ، می نویسد : " برای نویسنده همیشه این سؤال مطرح بوده است که چرا در کردستان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی که تمام ایران در انقلاب بود ، حزب دموکرات و کومله حرکتی در جهت انقلاب اسلامی مردم ایران نداشتند ، اما از فردای پیروزی انقلاب اسلامی و فرو پاشی رژیم شاه ،‌ ناگهان کردستان ایران منفجر می شود و مسئله کردستان به شکل بحرانی حاد در آن جریان پیدا می کند ." (17) به هنگام شکل گیری شورای ملی مقاومت ، حزب دموکرات کردستان در کنار سازمان مجاهدین خلق و رئیس جمهور معزول ، اضلاح مثلث اصلی شورا را تکمیل نمود و امکانات خود در عراق و نقاط مرزی کردستان را تا جدایی از شورا در سال 64 کاملاً‌ در خدمت سازمان قرار داد . • حزب کار ایران ( جناح چپ) چنان که در جلد نخست بیان شد ، در سال 1354 در کمیته مرکزی حزب توده در آلمان شرقی اختلاف نظر پیدا شد و سه نفر از اعضای قدیمی آن ( قاسمی ، فروتن ، سغایی) انشعاب کردند و تحت تأثیر مائوئیسم گروهی را پدید آوردند که به " سازمان مارکسیست _ لنینیستی توفان) معروف شد . فعالیت های این گروه طی سال های پیش از انقلاب اسلامی در چارچوب کنفدراسیون بود . به دلیل اختلافات گوناگون ،‌ از دل این گروه کوچک در طول سال های 1345 – 1365 گروهک هایی به نام های " حزب مارکسیستی _ لنینیستی شفق سرخ ، گروه پرولتاریا و سازمان کارگران مبارز " ، پدید آمد . (18) شاخه ای از این گروه به نام ‌" حزب کمونیست کارگران و دهقانان ایران _ توفان " (حزب دو طبقه) به سردمداری علی سعادتی بود که در بهار 1360 به تقلید از حزب کار آلبانی ، گروه خود را به حزب کار ایران تغییر نام داد . در پی حوادث تیر ماه 1360 و حمایت سعادتی از بنی صدر ، این گروه دو نیمه شد : جناح راست و جناح چپ . حزب کار ایران (جناح چپ) با اعتقاد به براندازی جمهوری اسلامی در بهار 1361 در فرانسه پیوستگی خود را توسط علی سعادتی (خلیل) به شورای ملی مقاومت اعلام کرد . این گروه در اسفند 1361 در اجتماع محدودی که به نام " پلونوم دهم "‌ برگزار شد ، علی سعادتی را به دلیل فساد سازمانی و اخلاقی اخراج کرد . مجموع اعضای این گروه به 30 نفر نمی رسید و اغلب افراد داخل کشور آن در اوایل سال 1362 دستگیر شدند . عناصر معدودی از این گروه در کردستان و اروپا به فعالیت های خود ادامه دادند . اداره بقایای چند نفره این گروه به عهده محمدرضا چیتگر (حمید بهمنی)‌ بود که تا کناره گیری از شورای ملی مقاومت در اردیبهشت 64 در آن شورا حضور داشت . (19) • اتحادیه کمونیست های ایران (سربداران) در سال 1348 گروهی از دانشجویان مقیم آمریکا موجودیت گروهی موسوم به " سازمان انقلابیون کمونیست " (س.ا.ک) را اعلام کردند و نشریه ای به نام کمونیست را به عنوان ارگان خود منتشر ساختند . مواضع این گروه در این شعار به خوبی بارز است :‌ " راه چین راه ماست ، صدر چین صدر ماست ." (20) محفل مشابه دیگری به نام " گروه پویا " در سال 1355 پدید آمد ، با همان گرایش ها و تمایلات ، این گروه بقایای " گروه فلسطین " بودند که از سال های 1348 – 1349 در عراق به سر می بردند و رهبری آنها را حسن تاجمیر ریاحی به عهده داشت . از ترکیب این دو گروه ، " اتحادیه کمونیست های ایران " (ا.ک.ا) پدید آمد که دو سه جمع کوچک دیگر نیز در سال 58 در آن ادغام شد . جریان مزبور طی سال های آخر حکومت پهلوی در واقع یک شاخه مائوئیست کنفدراسیون در آمریکا به شمار می رفت . (21) پس از پیروزی انقلاب اسلامی این گروه با همان نام " ا.ک.ا " در داخل کشور به فعالیت پرداخت و نشریه حقیقت را به عنوان ارگان خود منتشر ساخت . سردمدار آن کماکان حسین ریاحی بود . تا پیش از حوادث سال 60 ، که اتحادیه مذکور خود را در یک بازی جنگ و مرگ گرفتار ساخت و با گذاشتن عنوان " سربداران " بر خود ، ابلهانه به کشتار مردم آمل پرداخته ، خود نیز توسط مردم مضمحل گردید ، (22) یک انشعاب نیز در این اتحادیه روی داد که نام " اتحادیه انقلابی برای رهایی کار " بر خود نهاد . (23) مذاکره برای پیوستن اتحادیه به شورای ملی مقاومت در آغاز با شکست روبرو شد ، چرا که مجاهدین خلق اصرار داشتند که عملیات اتحادیه در آمل تحت نام شورای ملی مقاومت انجام شود . پس از شکست غائله خونین آمل ، از سوی بقایای اتحادیه ، حمید درم بخش تهرانی در تیر ماه 1361 تقاضای عضویت در شورای ملی مقاومت را بدون قید و شرط مطرح کرد و بدین ترتیب گروهی از هم پاشیده به شورای ملی مقاومت پیوست که عملاً حضوری سمبلیک داشت و محلی از اعراب به شمار نمی رفت . در طول حدود یک سال و نیم ، در اطلاعیه های رسمی شورا ، از اتحادیه (سربداران) به عنوان یکی از اعضای تشکیل دهنده ش.م.م نام برده می شد ، (24) و در اوایل تابستان 1362 خروج اتحادیه از شورا رسماً اعلام گردید . • شورای متحد چپ پایه این گروه از مهدی خانبابا تهرانی گذاشت ، وی انشعابی رادیکال را در کنفدراسیون شکل داد و تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی از چریک های فدایی حمایت می کرد . خانبابا تهرانی پس از تأسیس جمهوری اسلامی در تشکیل جبهه دموکراتیک ملی به همکاری با متین دفتری و شکرالله پاک نژاد برخاست ، (25) ولی در آغاز پیروزی انقلاب ، ائتلاف محدودتر را نیز موجب شد . سه گروه خارج از کشور به نام های گروه کارگر ، سازمان وحدت کمونیستی و گروه چپ که از دوران فعالیت های دانشجویی با هم آشنایی داشتند در بدو پیروزی انقلاب به توافق رسیدند که گروه مشترکی تشکیل دهند : " ... در جریان گفتگوهای این سه گروه ، تعدادی از روشنفکران داخل کشور و برخی از اعضای کانون نویسندگان هم به آن پیوستند ، سرانجام این گفتگوها به انتشار بیان نامه اتحاد چپ و انتشار نشریه سازمان اتحاد چپ کشید ." (26) با گذشت زمان و بروز اختلافات ، این ائتلاف نیز دچار انشعاب شد . عده ای که از دیکتاتوری پرولتاریا و تضاد میان کار و سرمایه و ضرورت سازمان لنینی حرف می زدند ، جدا شدند و جریانی موسوم به " جنبش مستقل کارگری " با نشریه ای به همین عنوان پدید آوردند . (27) و جمعی نیز با عنوان سازمان وحدت کمونیستی با طرح " ضرورت حفظ استقلال سازمانی " کناره گیری کردند . (28) طی نشستی در بهمن ماه 1359 ،‌ مجدداً جمعی از گروه های کوچک رادیکال کمونیست گرد آمدند و سرانجام در اردیبهشت ماه 1360 بیانیه ای زیر عنوان " بیانیه شورای متحد چپ برای دموکراسی و استقلال " تنظیم کردند . بقایای این جریان بعد از مقابله مسلحانه سازمان و تشکیل شورای ملی مقاومت ، اولین جمعی بود که از این موضوع استقبال کرد و مشتاقانه به هژمونی سازمان در قالب شورا تن داد : "‌ در جریان تنظیم بیانیه شورای متحد چپ با حزب دموکرات کردستان و کومله و نیز مجاهدین خلق هم در تماس و گفتگو بودیم ،‌ با بالا گرفتن تضاد میان آخوندها با بنی صدر و مجاهدین و خروج آنها از کشور و تشکیل شورای ملی مقاومت ، به شورا پیوستیم ... شورای متحد چپ نخستین سازمان چپ بود که از این حرکت ائتلافی نیروها برای برقراری دموکراسی و استقلاب ایران ، استقبال نموده و آن را پذیرفت ." (29) پس از اعلام پیوستگی شورای متحد چپ ، مهدی خانبابا تهرانی تا فروردین 64 که خروج خود و گروه را از شورا اعلام نمود ، در آن عضویت داشت . • سایر گروه های عضو شورا خانبابا تهرانی در مورد سایر گروه های کوچکی که در فهرست اعضای شورای ملی مقاومت قرار داشتند می گوید : " ... سازمان اقامه ... در دوره ریاست جمهوری بنی صدر به کمک سازمان مجاهدین ... تشکیل شد ... بقایای این سازمان نام خود را به جمعیت دفاع از دمکراسی و استقلال ایران (داد) تغییر دادند ... این گروه از روز نخست در حقیقت جریانی سوای سازمان مجاهدین نبود ، المثنای آن بود ... سازمان اتحاد برای آزادی کار یک گروه کمونیستی مستقل بود ... نماینده آن گروه در شورا دکتر مرتضی محیط بود و چون به دلایل فنی و جغرافیایی نمی توانست در جلسات شورا حضور یابد ، حقوق نمایندگی خود را به من واگذار کرده بود . تشکیلات جنبش گیلان و مازندران (جنبش دمکراتیک انقلابی زحمتکشان) در واقع سازمان محلی ای بود در منطقه طوالش ... تشکیلات محلی سازمان اتحاد چپ بود . آنها به علت ویژگی های منطقه این نام را برای خود برگزیده بودند تا نامی از کلمه چپ در میان نباشد. حسن ماسالی این گروه را نمایندگی می کرد . او پس از شرکت در یکی دو جلسه چون می بایستی به سفر می رفت ، نمایندگی خود را به من تفویض کرد ... از کانون توحیدی اصناف در ابتدا شناخت درستی نداشتم و تصور می کردم نمایندگان بازار هستند ، بعدها متوجه شدم که این کانون نیز یکی از سازمان های کوچک وابسته و جنبی مجاهدین است . سازمان اساتید متعهد دانشگاه های ایران که در شورا تنها یک نماینده داشت و در واقع سازمانی در کار نبود ... این جریان هم از سازمان های تابعه مجاهدین بود . سازمان چریک های فدایی خلق (پیرو برنامه هویت) که در اواخر عضویت ما در شورا به وجود آمد ، نمایندگی آن را مهدی سامع بر عهده داشت ،‌ سامع شش هفت ماه پیش از آن که اعلام سازمان کند به عنوان فرد به عضویت شورا در آمد و ناگهان اعلام کرد به سازمان تبدیل شده است ." (30) گروه متبوع ماسالی (جنبش دمکراتیک _ انقلابی زحمتکشان) در خرداد 62 از شورا خارج شد و مدتی بعد نیز نام سازمان اتحاد برای آزادی کار ، از فهرست اعضای شورا حذف گردید و نهایتاً با خروج سایر گروه های ناوابسته به سازمان ، در اواخر سال 64 شورا فقط ترکیبی از سازمان و پنج تشکیلات روی کاغذ وابسته به خودش بود . پس از خروج متین دفتری که به نام جبهه دمکراتیک ملی عضو بود ،‌ از سال 77 تنها گروه باقی مانده عضو شورا ، سازمان چند نفره چریک های فدایی پیرو برنامه هویت باقی مانده است و در واقع از شورا چیزی بیش از یک اسم بی مسما وجود ندارد . هر چند از ابتدا ماهیتاً همین گونه بود ، ولی همان صورت ظاهری اولیه نیز کاملاً از بین رفته است . __________________________ 1- راستگو ، مجاهدین خلق در آئینه تاریخ ، ص 314 2- فراز و فرود شورای ... ص 66 3- راستگو ، مجاهدین خلق در آئینه تاریخ ، ص 311 4- نشریه پیوند ، ش 3 ، ویژه نامه ، ص 13 ، از مقاله علی اصغر حاج سید جوادی 5- شوکت ، نگاهی از درون ... ، ج 1 ، ص 408 – 409 . راستگو ، مجاهدین خلق در آئینه تاریخ ،‌ص 309 6- شوکت ، همان ، ج 2 ، ص 433 7- کردستان و گروه ها ، ج 1 ، ص 24 8- همان ، ص 25 – 36 9- نشریه کردستان ، ش 114 ، ص 2 10- همان ، ش 93 ، ص 22 11- همان ، ش 88 ، ص 11 12- منطقه پایگاه های مزبور در منطقه گلاله در خاک عراق و نزدیک مرز سردشت قرار داشت . جلایی پور ، کردستان ... ، ص 112 13- جلایی پور ، همان ، ص 112 – 115 14- همان ، ص 124 – 125 با اندکی تصرف 15- همان ، ص 128 ، نقل از کتاب کردستان در سال 65 ، ص 22 16- همان ، ص 130 ، نقل از همان منبع ، ص 73 17- همان ، ص 131 – 132 18- تاریخ حزب کمونیست .... ج 3 ، ص 36 – 37 19- همان ، ص 38 – 40 20- نشریه حقیقت ، ش 94 ، ص 4 21- در این باره ، جلد نخست کتاب حاضر ، گفتار دوم ، فصل چهارم 22- به دنبال اعلام مبارزه مسلحانه مخالفان جمهوری اسلامی ،‌ حادثه آمل در بهمن ماه 1360 به وقوع پیوست . اجمال حادثه چنین بود که اتحادیه کمونیست های ایران با ارزیابی موقعیت جغرافیایی ، جنگل های آمل را برای اختفا و عملیات چریکی مناسب تشخیص داد و نیروهای خود را در آنجا مستقر کرد . گمان اتحادیه این بود که به خاطر وضعیت اجتماعی طبقه آمل و بافت دهقانی جمعیت اطراف آن ، در صورت حمله به شهر مقاومت پراکنده نیروهای انقلاب اسلامی به سرعت سرکوب می شود و در مرحله دوم پس از قطع خطوط ارتباطی و تقویت نیروهای مخالف داخل شهر ، دیگر مناطق مازندران نیز به تصرف نیروهای اتحادیه درمی آید و آنگاه آحاد مردم در یک زنجیره متشکل در سراسر ایران به پا می خیزند و رژیم جمهوری اسلامی را ساقط می کنند . آنها به دو گروه تقسیم شدند و حمله خود را غافلگیرانه در شب ششم بهمن 1360 آغاز کردند ، گروه اول وارد شهر شده به گشت زنی پرداختند و هر کس را که به اصطلاح حزب اللهی و پاسدار تشخیص می دادند ترور می کردند و سپس به کمیته انقلاب اسلامی شهر حمله نمودند . مردم آمل که با صدای تیراندازی به خیابان ها آمده ، متوجه وقایع شده بودند ، برای مقابله آماده شدند و حرکت حماسی خود را آغاز کردند . مردم به صورت خودجوش و با کمک نیروهای انتظامی سریعاً به مقابله برخاستند و غائلته در چند ساعت فرو نشست . در این واقعه 34 نفر از تروریست های کمونیست کشته ، چندین زخمی و 30 نفر نیز دستگیر شدند که چند تن از آنها بعداً محاکمه و اعدام گشتند . از مردم آمل نیز 40 نفر که عمدتاً غیر نظامی و غیر مسلح بودند به شهادت رسیدند . مطبوعات 7 و 8/11/60 23- نشریه حقیقت ، ش 25 ، ص 3 – 4 . ذیل عنوان تعادل ناپایدار . 24- متن اطلاعیه ها ، موجود در آرشیو مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی 25- در این خصوص ، شوکت ، نگاهی از درون ... ، ج 2 ، ذیل اعلام مذکور و صفحات مربوط 26- همان ، ص 486 27- همان ، ص 487 28- همان منبع 29- همان ، ص 505 30- همان ، ص 525 – 527

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جدیدترین مطالب

کانونهای فروپاشی درون فرقه رجوی

با ارزیابی دقیق اقدامات مجاهدین پس از انتقال به آلبانی در این عرصه ، با قاطعیت می‌توان گفت که ضریب نفوذ و ارتباط گیری آنان در اینترنت از دهه هشتاد...

مجاهدین در حال انقراض هستند

شبکه 4 انگلیس با پخش مستندی درباره فعالیت‌ ها و چگونگی تلاش مجاهدین برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران، عنوان می‌کند که اعضای این گروه به دلیل قوانین...

باندرجوی، چرخش ناگزیراز سرویس اطلاعاتی به بنگاه تبلیغاتی و نقش اسرائیل در آن

معنای اقدام اسرائیل برای محافظت از مجاهدین ( با توجه به همان سناریویی که اسرائیل اعلام کرد که دو تن از اعضای مجاهدین با احدی از اعضای سفارت ایران ارتباط...

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد.

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد. وقتی یک کمیته مرکزی مخفی شکل می‌گیرد، برای چه درست می شود؟ مسئولیت این کمیته و شبکه مخفی با...

سربازان پیاده آمریکا در اروپا

واقعیت آن است که مجاهدین خود بهتر از همه می دانند که دولتهای اروپایی با توجه به شناختی که از آنان دارند، صرفاً این گروه را یک مزاحم برای ایران...

مطالب پربازدید

Error: No articles to display