1 مطلب جدید

در این میان، نکته عبرت آموز این بود: رجوی که حتی در جلب و جذب جدی تر هواداران سمپاتیک خود نیز شکست خورده بود، چگونه می توانست انتظار داشته باشد که حمایت کسان دیگری را که این فرقه را یا اصلاً نمی شناختند و یا تصویری ناخوشایند و منفی از آن داشتند، جلب نماید؟!

تدارک پر هزینه سیاست های جدید رجوی ، در همه مواردی که برشمردیم ، بی نتیجه ماند و اغلب نتایج معکوس به بار آورد . در ذیل مروری بر این نتایج خواهد آمد و تحلیل برخی از ناکامی ها نیز با رعایت ایجاز و اجمال ، ارائه خواهد شد .
1. با وجود برقراری ارتباط گسترده و تدارک وسیع ، حضور مریم رجوی با عنوان " رئیس جمهور منتخب شورا " نتوانست کلید گشایشی برای بن بست ها و بحران های پیاپی باشد . مدت زیادی از اقامت همسر رجوی در پاریس نگذشته بود که سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه به وی اخطار کرد که تا زمانی که به عنوان پناهنده در خاک آن کشور به سر می برد ، حق اظهار نظرهای سیاسی و شرکت در مصاحبه ها را ندارد .
ریشار دوک سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه ، هنگام گفتگوی روزانه خود با خبرنگاران رسانه های جمعی ، اظهار داشت :
" خانم رجوی مجبور است که در انطباق با موقعیت خود به عنوان پناهنده از برخی اظهار نظرها خودداری کند، ما این موضوع را در گذشته نیز به وی یادآوری کرده ایم ." (1)
مدتی بعد دولت آلمان رسماً از سخنرانی مریم رجوی در شهر دورتموند جلوگیری کرد ، دولت آلمان در توضیح این ممنوعیت ، مصالح عالی کشور را مطرح نمود . منابع رسمی آلمانی اعلام کردند :
" از آنجا که خانم رجوی دارای گذرنامه پناهندگی فرانسوی است ، ورودش به آلمان بلامانع است ، ولی نمی تواند به عنوان رهبر سازمان مجاهدین به ویژه در یک مقام رسمی ، هر چند که خود این عنوان را به خودش داده باشد ، در میتینگ سخنرانی کند ، زیرا این اقدام مخالف پروتکل دیپلماتیک رایج است ." (2)
شایعات شنیده شده از منابع نزدیک به مجاهدین خلق ، گویای این مطلب بوده که سازمان حدود 40 میلیون دلار برای برگزاری این مراسم خرج کرده بود و با آن که اعلام شده بود که قریب 20 هزار نفر شرکت خواهند کرد ، حدود 8 - 7 هزار نفر بیشتر حضور نیافتند . این جمعیت مجبور شدند تا سخنرانی مریم رجوی را از طریق یک کانال ماهواره ای مشاهده و استماع کنند . (3)
از سوی دیگر بنا به گزارش خبرگزاری های فرانسه و رویتر ، اهالی شهرک اور سور اواز در حومه پاریس که منزل صالح رجوی برادر مسعود رجوی در آنجا واقع است و مریم رجوی نیز در مدت اقامتش در پاریس در آنجا ساکن بوده است ، در روز 17 آوریل 1995 / 29 اردیبهشت 1374 از دولت فرانسه درخواست کردند که مقر مجاهدین را از این شهرک به جای دیگری منتقل کند .
شورای منطقه ای شهر وال دو آز ، طی قطعنامه ای از وزیر کشور فرانسه " شارل پاسکوا " درخواست کرد که هر چه زودتر به وضعیت ناامن شهرک مزبور خاتمه داده ، آرامشی را که حق مسلم ساکنان آن است ، بدان باز گرداند .
یکی از ساکنان محل در گفتگویی با رادیو فرانس انفو اظهار داشت :
" من برای این مالیات نمی دهم که در معرض مخاطره قرار گیرم ، بگذارید آنها به جای دیگر بروند ، من میل دارم که در شهرک محل اقامتم ، آزاد زندگی کنم ... این طور که از آنها (مجاهدین) مثل ساکنان یک دژ حفاظت می کنند ، به این معنی است که خطر بزرگی در اطراف آنها وجود دارد ."
به گفته همسایگان گاهی اوقات اوراق هویت آنها ده بار در روز توسط مأموران بازدید شده است . به گفته یکی از ساکنان :
" در غالب مواقع نیروهای امنیتی مهمانان ما را می‌رانند، آنها از این که خودشان و اتومبیل‌هایشان مدام تفتیش شوند، به ستوه آمده اند و به همین جهت در انزوای کامل قرار گرفته‌ایم." (4)
2. اغلب کسانی که از طریق انجمن ها و کانون های واسطه ، سازماندهی شده به ملاقات مریم رجوی رفته بودند ، با پی بردن به تناقضات مکرر در ادعاها و تکرار مستمر گزاف های پیشین درباره شکست قریب الوقوع جمهوری اسلامی ایران ، خود را از این مجموعه کنار کشیدند و پیش بینی رجوی و نزدیکانش دایر بر جذب صدها هزار ایرانی را به شکستی سخت بدل نمودند .
در این میان ، نکته عبرت آموز این بود : رجوی که حتی در جلب و جذب جدی تر هواداران سمپاتیک خود نیز شکست خورده بود ، چگونه می توانست انتظار داشته باشد که حمایت کسان دیگری را که این فرقه را یا اصلاً نمی شناختند و یا تصویری ناخوشایند و منفی از آن داشتند ، جلب نماید ؟!
پس از این که در اکتبر 1994 وزارت امور خارجه آمریکا در گزارشی مفصل به درخواست کنگره ، ضمن بیان تاریخچه سازمان مجاهدین خلق ایران ، بر تروریست بودن این جریان و وابستگی آن به رژیم صدام حسین تأکید نمود ، سازمان با مشکلات متعددی مواجه شد .
مشابه چنین گزارش هایی در کشورهای اروپایی نیز انتشار یافت و سازمان نیز طبق معمول در تکذیب مطالب آنها تلاش فراوانی کرد . مهمترین تلاش ، چنان که پیشتر نیز آمده است ، انتشار کتاب قطوری با عنوان " دموکراسی خیانت شده " بود که هم زمان به دو زبان انگلیسی و فارسی ، ظاهراً توسط شورای ملی مقاومت تدوین و منتشر شد .
برکنار از این رویه ها و تکذیب ها ، رسوایی دیگری نیز پدید آمد که بسیاری را نسبت به ماهیت خشونت بار سازمان و شورای رجوی مطمئن نمود . گروهی از ایرانیان که نامشان در پایان گزارش وزارت امور خارجه آمریکا آمده بود ، از سوی اعضای سازمان مورد بازخواست و تهدید قرار گرفتند . سازمان مجاهدین خلق در پی آن گزارش گفته است که ایرانی های مذکور، آنها را به دولت ایران فروخته اند .
نشریه ایران پرس دایجست که به زبان انگلیسی منتشر می شود، در این باره نوشت :
" سازمان مجاهدین به دنبال انتشار گزارش وزارت امور خارجه آمریکا علیه سازمان ، آن دسته از ایرانیان مقیم آمریکا را که نظرات‌شان در تنظیم گزارش نقش داشته است، با تلفن تهدید کرده است ... برخی از ایرانیان یاد شده، با توجه به حجم زیاد تهدیدات تلفنی، خواهان کنترل و استماع مستقیم تلفن خود توسط اف.بی.آی شده اند." (5)
• در فضای انتظارات و رؤیاها
به رغم آن که سفرهای مریم رجوی به اروپا و عمدتاً مانورهای تبلیغاتی وی در فرانسه ، نتوانست دستاورد مثبتی برای فرقه رجوی داشته باشد ، باز رجوی چشم اندازی را در رؤیاهای خویش تصور کرد که تنها پتانسیل و امید مستور و نهایی آن ، نسل جدید جوان ایران بود .
اما نسل جوان ایران نه از فاز سیاسی مسعود رجوی خبر داشت و نه از فاز نظامی او سر در می آورد . کلمه منافق و شعار مرگ بر منافقین برای اکثریت قاطع آنان تنها یادآور ماهیت یک جریان سیاسی - نظامی و تروریستی بود و بس .
به دنبال شکست رویکردهای تبلیغاتی و واریته ای مجاهدین خلق برای جا انداختن یک رئیس جمهور زن ، مریم رجوی به عراق بازگشت و سازمان مجاهدین خلق این بازگشت را نزدیکتر شدن " سیمرغ رهایی " به مرزهای ایران وانمود کرد .
مریم رجوی در مصاحبه ای ، هنگام عزیمت از فرانسه ، تأکید نمود که عزیمتش به عراق نیز بنا به خواسته شورای ملی مقاومت و مسئول شورا و شورای رهبری مجاهدین خلق ، در چارچوب مأموریت به خاطر آزادی و حاکمیت ملی و مردمی و در راستای آزادی خلق و میهن صورت می گیرد . (6)
به دنبال بازگشت مریم رجوی به عراق ، طرح ریزی سلسله عملیات نوینی توسط رجوی عنوان گردید و نشریه وابسته به سازمان این تیتر را به چاپ رساند : " مسئول شورای ملی مقاومت و فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ، ورود مقاومت به مرحله جدید را اعلام کرد ." (7)
رادیو مجاهد هم برای کمک به این اوهام هر روز اخباری از آمادگی و استعداد نیروهای ارتش سازمان را در بوق و کرنا می کرد .
__________________________
1- خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران ، بولتن خبری ، اکتبر 1994 ، مهر ماه 1373
2- همان ، ژوئن 1995 ، خرداد 1374
3- همان
4- همان ، آوریل 1995 ، نیز تلکس ایران خبر ، از واشنگتن ، 21 آوریل 1995
5- نشریه نیمروز ، ش 310 ، 25 فروردین 1374 ، به نقل از نشریه نگاه ، ش 5 ، اکتبر 1996 ، ص 106
6- نشریه مجاهد ، ش 319
7- نشریه ایران زمین ، ش 132 ، 26 آذر 75

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب جدید

انتخابات ریاست جمهوری سال 96 و استیصال رهبران مجاهدین 

انتخابات ریاست جمهوری 96 خیلی از واقعیت ها را در مورد مجاهدین به نیز نمایش گذاشت و آنان را بیش از پیش در نزد مردم ایران و ایرانیان خارج از کشور بی آبرو کرد.

اعزام به خارج و بازگشت به ایران

 یکی از شگردهای انجمن ها این است که افراد را هر چه بیشتر و به بهانه های مختلف دور و بر خود نگهدارند تا در مواقع ضروری از آنها به عنوان سیاهی لشگر استفاده کنند و با گرفتن عکس و فیلم بگویند که این همه هواداران ما هستند.

عفو عمومی

 دو هفته بعد دومین گروه بزرگ ایرانی ها سوار بر اتوبوس ها زندان تیف را به مقصد ایران ترک کردند و نزدیک به 500 نفر از جنگجویان مجاهدین خلق که روزگاری علیه حکومت و مملکت شان سلاح کشیده بودند، با عفو عمومی که داده شده بود، دوباره به وطن شان باز می گشتند. 

عراقچی: آمریکا در دام آدرس های غلط و پرونده سازی های گمراه کننده نیفتد

معاون حقوقی و امور بین الملل وزیر امور خارجه گفت: دولت آمریکا در دام آدرس های غلط و پرونده سازی های گمراه کننده ای که از سوی تروریست ها و حامیان منطقه ای آنها برای ترویج ایران هراسی انجام می شود، نیفتد.

شورای مقاومت، وابستگی و هژمونی

بعد از اعلام فاز نظامی و حرکت مسلحانه ناکام مجاهدین خلق، مهمترین اقدام سازمان، خارج کردن ابوالحسن بنی صدر و مسعود رجوی از کشور بود. 

مطالب پربازدید