1 مطلب جدید

متین دفتری در جریان انتشار مجدد نشریه آزادی ، که به نوشته خودش انتشار آن هشت سال در محاق تأخیر بوده است ، در نخستین شماره زیر عنوان " چند کلامی به عنوان سر سخن " و با امضای " جبهه دموکراتیک ملی ایران ، هدایت متین دفتری " در ضمن استناد به بند نهم قطعنامه مهر ماه 1376 شورای ملی مقاومت با تأکید بر ضرورت دموکراسی و ساختن زمینه برای قبول و رعایت پلورالیسم در جامعه از اعتلای فرهنگ و آرمان های دموکراتیک سخن راند و با صراحت اعتراف کرد که شورا در جهت فعال کردن عنصر اجتماعی ناکام بوده و این نیرو نه به سویی که باید و شاید هدایت شده و نه رهبری اجتماعی خود را یافته است .

« فصل دوم »
دوم خرداد و آثار آن

" اپوزیسیون (1) نه از سطح شعور و مبارزه مردم باخبر است و نه شرایط را درک کرده است . از جمله خود نگارنده برای نمونه اکثر سازمان های اپوزیسیون نه تنها انتخابات را تحریم کردند ، بلکه از مردم نیز خواستند تا در انتخابات شرکت نکنند . اما مردم هیچ اعتنایی به اینگونه فراخوان ها نکردند .
حالا باید دید کدام یک از جریاناتی که فراخوان تحریم داده بودند ، تا به این حد نرمش و واقع بینی سیاسی دارند که در ارزیابی های پیشین خود تجدید نظر کنند و تحلیل کم و بیش درستی از آنچه رخ داده ، ارائه کنند ." (2)
انتخابات دوم خرداد بسیاری را متحیر کرد . اپوزیسیون خارج از کشور که فلسفه وجودی خود را از ادعای غیر دمکراتیک بودن جمهوری اسلامی استنتاج می کند ، در دوم خرداد ظرفیت هایی را برای مردم سالاری در ایران مشاهده کرد که در مخیله اش نمی گنجید . از این رو ناچار شد در قبال شرایط جدید ، تعیین وضعیت کند و تفاسیر جدیدی را برای علت مخالفت خود با نظام جمهوری اسلامی ارائه دهد .
اجزای این اپوزیسیون که طیف متنوعی را از نیروهای سلطنت طلب ، جمهوری خواه ، مارکسیست ، سوسیال دموکرات ، مشروطه خواه و نمونه خاص مجاهدین خلق تشکیل می دهد ، هر یک به تناسب شرایط و وضعیت سیاسی خود ، در قبال هفتمین انتخابات ریاست جمهوری ، موضعی گرفتند.
عموم جریان های مخالف نظام (به جز چند جریان کوچک سیاسی که مشارکت در انتخابات را ، آن هم اغلب در جهت دادن رأی سفید و اعتراضی ، به هواداران خود توصیه کردند) سیاست تحریم انتخابات را در پیش گرفتند و با این ادعا که نظام در کلیتش نامشروع است و یا مکانیسم انتخابات غیر منصفانه است ، همگان را به عدم شرکت فرا خواندند .
اما .... هنگامی که با استقبال عظیم حدود سی میلیون نفر از ایرانیان مواجه شدند که رکورد مشارکت را ، حتی در میان پیشرفته ترین دموکراسی های جهان ، شکست و به فراخوان تحریم نیز وقعی ننهاد ، در میان بهت و ناباوری ناچار شدند به تحلیل این رخداد بنشینند و اغلب در مواضع خود تجدید نظر اساسی کنند .
در این میان سازمان که هر گونه " استحاله طلبی " ، مذاکره جویی و دل بستن به انتخاباتی آزاد را منتفی می دانست و با نیروهایی که از شکست مرصاد باقی مانده بودند، ، امیدوار بود که در جوار خاک میهن و به اتکای حمایت دولت و ارتش عراق و کمک های مالی پراکنده ، نظام جمهوری اسلامی را ساقط کند و به عنوان " تنها آلترناتیو دموکراتیک " بر مسند قدرت بنشیند ، انتخابات را تحریم کرد و در مواجهه با پدیده دوم خرداد ادعا نمود که مردم به فراخوان سازمان پاسخ مثبت داده و جز معدودی در انتخابات شرکت نکرده اند .
شورای ملی مقاومت ، پوشش سیاسی سازمان ، نیز ادعا نمود که " اطلاعات دقیق گردآوری شده در داخل ایران ، از طرف ستادهای مقاومت در 2500 حوزه رأی گیری و در بیش از یکصد شهر مبین آن است که حداکثر 5 ، 6 میلیون نفر به پای صندوق های رأی رفته اند ." (3)
• دستپاچگی و بحران
شوک وارد شده بر سازمان و شورای رجوی پس از اعلام نتایج هفتمین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران ، موجب شد تا مواضع رسمی و عریان شورای ملی مقاومت ، قبل و بعد از اعلام آراء ، سرشار از تناقضات فاحش و گزاره های ناهمخوان باشد ، در این قسمت این مواضع مرور می شود .

• پیش از اعلام آرای انتخابات هفتم
شورای مزبور در اول اردیبهشت 1376 تحت عنوان " مسئول شورای ملی مقاومت تحریم نمایش انتخابات ریاست جمهوری رژیم را اعلام کرد " ، مواضع و نظرات رسمی خود را در نشریه ایران زمین انتشار داد که اهم مطالب آن به قرار زیر است :
" حکومت ... از انتخابات آزاد ریاست جمهوری دم می زند ، غافل از این که به صحنه آوردن بازیگرانی مانند وزیر پیشین ارشاد ، که سال ها در رأس دستگاه دروغ پردازی و سانسور رژیم قرار داشته است ... با مطرح کردن پاسداران سیاسی رژیم از قبیل ابراهیم یزدی ، پیمان و عزت سحابی و مأمورین جیره خوار وزارت اطلاعات در داخل و خارج کشور ، هرگز نمی تواند به انتخابات رونق و اعتبار بدهد .
.... بدیهی است مردم ایران این بار هم نمایش انتخابات ریاست جمهوری حکومت آخوندی را به طول کامل تحریم می کنند و به این مناسبت باز هم برای تمام دنیا تأکید و تکرار می کنیم که راه حل همانا تنها جایگزین مردمی و دموکراتیک ، یعنی شورای ملی مقاومت ایران و کلید پیروزی همانا ارتش آزادیبخش ملی است ...
تحریم نمایش انتخاباتی رژیم ... یک وظیفه ملی و میهنی است . مرعوب صحنه سازی ها و تهدیدهای رژیم ... نشوید ، آخوندها و پاسداران سیاسی و نظامی شان در برابر عکس العمل عمومی ناتوان و زبون اند . به افشای توطئه های دشمن برخیزید . پیام مقاومت برای تحریم خیمه شب بازی انتخاباتی را در سراسر کشور به آگاهی عموم برسانید ." (4)
پس از اعلام تأیید صلاحیت آقایان محمدی ری شهری ، خاتمی ، ناطق نوری و زواره ای (کاندیداهای هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری) توسط شورای نگهبان ، رجوی چنین اظهار داشت :
" این تصمیم شورای نگهبان بار دیگر همه کسانی را که به تغییراتی در درون رژیم چشم دوخته بودند ، کور نمود و ثابت کرد که هرگونه دل بستن به تغییرات ، سرابی بیش نیست و تنها راه حل سرنگونی رژیم توسط ارتش آزادیبخش ملی و جایگزینی رئیس جمهور مریم رجوی است .
شورا در گذشته نیز با آمدن مریم رجوی در کنار مرزهای جمهوری اسلامی اعلام داشته بود که بر اساس نظر سنجی های مشخص در داخل کشور ، رئیس جمهور مقاومت اکثریت مطلق آرا را به دست خواهد آورد ." (5)
پس از اعلام آرای انتخابات
به دنبال اعلام مجموعه آرای شرکت کنندگان ، به رغم تأیید همراه با ابراز شگفتی همه جریان های اپوزیسیون ، اظهار نظرها و اعلام مواضع شورا و سازمان ، مصداق کامل " مخالف خوان " بود ، چرا که در نخستین واکنش ابتدا چنین نوشتند :
" در خاتمه نمایش انتخابات ریاست جمهوری رژیم آخوندی ، حقایق مسلم و بسیار مهمی درباره وخامت اوضاع رژیم .... و بر هم خوردن تعادل درونی آن بر ملا می شود که مبین تغییر دوران و فرا رسیدن مرحله تعیین سرنوشت و عبور حاکمیت از یک نقطه عطف سیاسی است ." (6)
• ادامه بحران ، گسست های جدید
خروج متین دفتری از شورا
" مبارزه مسلحانه یک گروه معدود ، در جامعه ایران که مردم و جوانان مسائل شان را به روشنی بیان می کنند ، جایی ندارد . مردم از خونریزی و ترور خسته شده اند ، راه مجاهدین خلق عملاً به نوعی تروریسم کور ختم شده است . بمبی را که پس از انتخابات در دادسرای انقلاب منفجر کردند به کشته شدن سه نفر بیگناه و یک کودک منجر شد .
این حرکات نه مبارزه است و نه مبارزه مسلحانه ، بلکه تروریسم عریان است . به این جهت است که کسی مثل متین دفتری دیگر نمی تواند در چارچوب چنین نهادی کار کند . مجاهدین با نقض حقوق بشر در چارچوب سازمان شان و زندان و آزار افراد جدا شده از سازمان ، روی شخصیت متین دفتری سایه انداخته بودند . این چارچوب تنگ برای افراد قابل ادامه نیست .
رویداد دوم خرداد صحنه را آشکار و روشن ساخته است ، مجاهدین خلق در گفتگوی سیاسی درون ایران شرکت ندارند . سازمانی که در خاک عراق و بدون حضور و رأی مردم ، رئیس جمهور انتخاب کند ، بزرگترین توهین را به اراده ملت کرده است . مردم نشان داده اند که حاضرند ، می بینیم که ابعاد تحولات اخیر از تمام حرکت های سیاسی صد ساله اخیر وسیع تر و گسترده تر بوده است .
خروج متین دفتری هم با چاپ مقاله ای در نشریه آزادی شروع شد ، او در این مقاله نوشته بود ، آن کسی که با ما نیست ، الزاماً دشمن ما هم نیست . این به تعبیری نوعی دگراندیشی است ، در حالی که رجوی عقیده دارد : هر کس با ما نیست ، دشمن ماست ! " (7)
دوم خرداد 1376 بخش های وسیعی از اپوزیسیون خارج از کشور را منفعل کرد و به واکنشی تأمل برانگیز واداشت . در این میان عده ای از وابستگان نهاد پوششی سازمان ، یعنی شورای ملی مقاومت ، نیز واکنشی قابل پیش بینی نشان دادند .
هدایت الله متین دفتری ، یکی از وفادارترین یاران شورای مزبور و رجوی ، از جمله افرادی بود که عکس العمل دیر هنگام وی بالاخره به جدایی و تعبیر درست تر " اخراج " از شورا منجر شد . جدایی متین دفتری از شورای مقاومت ، حتی بزعم همفکران سابقش نیز بسیار دیر اتفاق افتاد .
هر چند برخی از منفردان و یا وابستگان به جریان های اپوزیسیون خارج از کشور ، به هر حال از این امر استقبال کردند ، لیکن برای عده ای دیگر این پرسش مطرح شد که چرا در کنار افرادی چون بهمن نیرومند ، ناصر پاکدامن ، مهدی خانبابا تهرانی ، حسن ماسالی ، عبدالکریم لاهیجی ، عبدالرحمن قاسملو و ابوالحسن بنی صدر ، شانه از زیر بار رهبری رجوی خالی نکرد و اقامت خود را در دستگاه رجوی آنچنان به درازا کشاند که سرانجام رجوی با سیاست فرار به جلو ، بر او سبقت گرفت و حکم اخراج او را صادر کرد ؟ (8)
متین دفتری در جریان انتشار مجدد نشریه آزادی ، که به نوشته خودش انتشار آن هشت سال در محاق تأخیر بوده است ، در نخستین شماره زیر عنوان " چند کلامی به عنوان سر سخن " و با امضای " جبهه دموکراتیک ملی ایران ، هدایت متین دفتری " در ضمن استناد به بند نهم قطعنامه مهر ماه 1376 شورای ملی مقاومت با تأکید بر ضرورت دموکراسی و ساختن زمینه برای قبول و رعایت پلورالیسم در جامعه از اعتلای فرهنگ و آرمان های دموکراتیک سخن راند و با صراحت اعتراف کرد که شورا در جهت فعال کردن عنصر اجتماعی ناکام بوده و این نیرو نه به سویی که باید و شاید هدایت شده و نه رهبری اجتماعی خود را یافته است .
در همان جا متین دفتری با تعریضی به ماده هفتم قطعنامه مذکور ، در کارآیی ارتش آزادیبخش تردید و سپس و تأکید می کند که این به اصطلاح ارتش بدون پشتیبانی کافی و وافی عنصر اجتماعی ، با شرایط مشکل تری روبرو خواهد شد . (9)
طرح چنین مسائلی ، مقدمه مطالب دیگری بود که گره اتصال متین دفتری و شورا را باز کرد . متین دفتری در شماره بعدی نشریه آزادی و این بار تنها با امضای " هدایت متین دفتری ، پاریس ، 21 ژوئن 1998 " که می شد آن را به مثابه پذیرش پیامدها و تبعات چنان نوشته ای تلقی کرد ، به چون و چرای بیشتر پرداخت .
وی در سرسخن شماره 13 نشریه خویش با نوعی انتقاد از خود ، حقایقی را آشکار کرد که طی یک سال (و نیز تا کنون) تلاش زیادی شده بود تا مکتوم بماند . متین دفتری از همان نخست با نقل فرازی از بند سوم همان قطعنامه درباره انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب دوم خرداد که در آن آمده است :
" .... به رقم سازی شیادانه ای دست زدند و مدعی شرکت 29 میلیون نفر رأی دهنده در این انتخابات شدند . حقیقت این است که با وجود بالا گرفتن تضاد آشکار بین دو جناح و تلاش بی سابقه هر کدام برای کشاندن مردم به پای صندوق ها به نفع خود ، تنها کمتر از بیست درصد از صاحبان حق رأی در این انتخابات شرکت کردند ... " (10)
به سوی نفی آن موضع گفت و نوشت :
" نارسایی و عدم انطباق این بند با ارقام واقعی آرای انتخابات و نقش مردم پس از وقوف بیشتر به شرایط و اطلاعات جدید ، انتقادی را بر ما ایجاب می کرد که آن را در نامه شاهدی عینی و تحلیل گری خبره که از ایران رسید ، دیدیم و نکوهش هایش را پذیرفتیم ." (11)
متین دفتری سپس با نقل دو صفحه ای نامه آن " شاهد عینی و تحلیل گر خبره " ، که قبل از عنوان کرده که آن را پذیرفته است ، موضعی جدید در قبال مسائل داخلی ایران اتخاذ کرد . در نامه مزبور می خوانیم که :
" ... در روزهای آخر قبل از رأی گیری ، جوانانی که در رژیم گذشته نبودند و یا کودکانی خردسال بودند ، پدر و مادرها و بزرگترها را تشویق و وادار کردند که پای صندوق ها بروند و به خاتمی رأی بدهند . نتیجه آن شد که لابد شنیده اید ...
موضع گیری شما (شورای ملی مقاومت) در مورد صحنه سازی رژیم و تعداد اندک شرکت کنندگان ، خلاف واقع بود ... وجود خاتمی را مردم غنیمت می شمارند و این وضع را امکانی می دانند که می توانند در آن شرکت کنند ...
روزنامه ها و مجلات تا اندازه ای از یکنواختی بیرون آمده اند و مردم با وجود قیمت های گران و درآمدهای کم می خرند و می خوانند . مردم تشنه اطلاعات و آگاهی هستند و از شعارها و گفته های یک طرفه (مونولوگ) و خود بزرگ بینی گویندگان خسته و متنفرند ." (12)
در آخرین بندهای مقاله ، متین دفتری از ارزش ها و مقولاتی سخن می گوید که نزدیک به 18 سال با حمایت خود از مجاهدین خلق ، آنها را نفی کرده بود :
" ... تحمل یکدیگر توأم با اتحاد نیروهای اجتماعی ، در غیاب انحصار طلبی سیاسی و قبول این اصل که هر کس بر ما نیست با آن که عقیده و روشی دیگر را دنبال می کند ، با ماست ، عنصر اجتماعی را فعال تر کرده و مانع بروز انفعال می شود ...
امروز دیگر بر خلاف تجربیات یکصد ساله اخیر ، داده های اجتماعی ... نشان می دهد که آزادی ضرورتی ملموس شده ... و می تواند توأم با رشد مطبوعات ، ارتباط های فردی و گروهی و رسانه ای، نسل امروز را ... واکسینه کند ." (13)
آنچه در مجموع از مقاله متین دفتری مستفاد می شد ، این بود که وی واقعیت حضور مردم در انتخابات و رأی 20 میلیونی آقای خاتمی را پذیرفته است و این پذیرش ، به معنی قبول شکست استراتژی و بی بنیاد بودن تحلیل های مجاهدین خلق ، به خصوص شخص رجوی ، و عدم مقبولیت آنان در میان مردم است .
اولین واکنش سازمان به مقاله مزبور در نشریه مجاهد شماره 397 انعکاس یافت ، در گوشه پایین صفحه 2 و با عنوان " اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت " ، در این نشریه از قول دبیر ارشد شورای ملی مقاومت ، متین دفتری و جریان منتسب به وی تهدید به اخراج شده بودند :
" تا کنون بسیاری از اعضای شورا این وضع را نقض مرزبندی های سیاسی با رژیم و نقض الزامات شورایی دانسته اند . همچنین اعتراض های کتبی خطاب به مسئول شورا به دبیرخانه واصل شده که در آنها رسیدگی به موارد نقض التزام و اخراج از شورا درخواست شده است ." (14)
متین دفتری در واکنش به اخطار فوق ، به تاریخ 24 تیر 1377 / 15 ژوئیه 1998 اطلاعیه ای صادر و منتشر کرد که اهم مطالب آن چنین بود :
" جبهه دموکراتیک ملی ایران ، با ابراز تأسف از صدور اعلامیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران به تاریخ 9 تیر ماه و مندرج در نشریه مجاهد 397 (22 تیر ماه 1377) کلیه تعابیر و تفاسیر مندرج در آن را قویاً مردود شناخته و صدور چنین اطلاعیه ای را با چنین روشی بر خلاف آیین نامه شورا می داند ... " (15)
در دنبال این اطلاعیه ، در تاریخ 27 تیر 1377 ، یعنی سه روز پس از اطلاعیه متین دفتری ، جلسه میان دوره ای شورا را برگزار کردند و نتیجه آن را زیر عنوان " اطلاعیه شورای ملی مقاومت " (که مدعی شده بودند به عنوان مصوبه شورا به اتفاق آراء (16) تصویب شده است) در اولین شماره در دست انتشار مجاهد به چاپ رساندند .
اطلاعیه مزبور در صفحه گزارش ، همراه با نقل قول های ناقصی از رادیوها و نشریات در واکنش به حرکت متین دفتری و نامه ای مفصل از محمد رضا روحانی ، عضو اسبق جبهه دموکراتیک ، خطاب به هزارخانی چاپ شد .
مقدمه مفصل چهاربندی اطلاعیه شورا حول تأیید و تأکید مواضع قبلی ، در مورد دوم خرداد و لزوم التزام اعضا به مفاد آن ، دور می زد ، آنگاه به اصل موضوع پرداخته و طی دو بند احکام محکومیت و اخراج متین دفتری ، به عبارتی جبهه دموکراتیک ملی صادر شده است :
" بر اساس موارد یاد شده در بالا و عطف به اطلاعیه 19 تیر ماه دبیرخانه شورا ، پس از بحث و بررسی های لازم :
1. مواضع سیاسی اخیر آقای هدایت متین دفتری نماینده جبهه دموکراتیک ملی ایران را زیر پا گذاشتن التزام های شورایی و نقض آشکار و شک برانگیز التزام های مربوط به بندهای 3 و 5 و 6 و 8 قطعنامه مهر 1376 می شناسد و آن را به شدت محکوم می کند .
2. بر اساس ماده 9 آیین نامه داخلی که نقض مرزبندی سیاسی با رژیم ... و عدم رعایت تصمیمات شورا و فعالیت مستمر علیه مبانی وحدت و انسجام شورا را موجب اخراج می‌داند ، اخراج جبهه دموکراتیک ملی از سوی شورای ملی مقاومت را اعلام می‌کند ." (17)
آنچه ماهیت و ساز و کار سرکوب مخالف توسط سازمان را در این اطلاعیه روشن می کند ، استفاده از حرفه تهمت و تصریح به ارتباطات آلوده و وجود دست های پشت پرده ، در بند 3 آن است :
" 3. یادآور می شود که خوشامد گویی های محافل و ارگان های ارتجاعی و استعماری ، به ویژه نقل قول روزنامه نیمروز نشریه وابسته به وزارت اطلاعات رژیم ... در خارج کشور از مکالمه تلفنی مسئول شورا با آقای متین دفتری را حاکی از ارتباطات آلوده وجود دست های پشت پرده می‌داند." (18)
این بار متین دفتری با تفصیلی بیشتر ، در تاریخ 8 مرداد 1377 اطلاعیه جوابیه ای صادر و منتشر نمود که در آن با تأکید بر مواضع ضد جمهوری اسلامی " جبهه دموکراتیک ملی ایران " و تصریح به اهداف مشترک نیروها و عناصر ضد انقلاب اسلامی آورده بود :
" 4. انتخاب بهترین ابزار برای دستیابی به این اهداف ، همانگونه که در بیانیه اخیر این جبهه به مناسبت 30 تیر آمده (19) منتج از تحلیل مشخص از شرایط مشخص ، به دور از فرقه گرایی ، دگم های ایدئولوژیک و تصفیه حساب های سیاسی است . از این رو هرگونه انحصار طلبی را مردود می شماریم .
5. تا زمانی که در عملکرد مستمر با هر فرد و یا جریان ، این اصول ظاهر نگردد و به محک آزمایش گذاشته نشود ، تنها در قالب شعارهای دلفریب و عامه پسند باقی می ماند ! و عدم رعایت آن به پایانی غم انگیز منجر می شود ، که ملت ما متأسفانه بارها و به بهایی گزاف آن را تجربه کرده است ...
6. در جلسه میان دوره ای شورای ملی مقاومت شرکت نکردیم ، زیرا به هیچ روی حاضر نیستیم که مسائل نظری تحت هر عنوان و بهانه هایی از جمله نقض التزام ممیزی شده ، چرا که به آزادی اندیشه ، بیان و انتقاد عمیقاً باور داریم ! و بیان و باور هیچ فرد یا جریانی را موضوع محاکمه نمی دانیم .
7. جدایی تأسف انگیز است ، اما اگر قیمت ادامه وحدت ، چشم پوشی از اصول و اهداف پایه ای باشد ، نبود آن وحدت بهتر از بودنش است .
8. جای تأسف است که هم پیمانان دیروز ما ، در شورای ملی مقاومت ایران ، در آزمایش انتقاد پذیری ، بردباری سیاسی و تحمل گرایی ناموفق بوده اند و خط بطلانی بر محوری ترین پایه دموکراسی ، یعنی آزادی بیان کشیده اند .
9. جبهه هرگونه شایعه پراکنی و نیز برچسب زنی ، افترا و هتک حرمت ، از قبیل موارد مذکور در بند 3 اطلاعیه شورا را قویاً محکوم می کند و اصرار می ورزد که هر کس اعم از شورای ملی مقاومت و یا هر شخص دیگر ، حقیقی یا حقوقی ، که از ارتباطات آلوده و وجود دست های پشت پرده مذکور در بند فوق سند و مدرکی در دست دارد ، مدارک خود را فوراً برای قضاوت ملت ایران منتشر کند . " (20)
در تبیین این واقعیت که چرا متین دفتری دیرتر از دیگران از شورا بیرون آمد ، بسیار گفته اند ، ولی اغلب این گفته ها به یک علامت تعجب و تکرار " چراها " می رسد . مسئله این است که به تعبیر برخی صاحب نظران مخالف سازمان " مسخ شدگان ، فریب خوردگان ، فرصت طلبان و نوکر صفتان " قادر به تغییر مواضع خویش نیستند ، چرا که اراده ای ندارند . دیگری به جای آنها می اندیشد ، اختیار می کند و تصمیم می گیرد .
در این فاصله 17 ساله (77 - 1360) آیا متین دفتری عمیقاً به آزادی اندیشه ، بیان و انتقاد باور داشته است ؟! آیا پیش از حرکت اخیر و جریان اخراج یا خروج ، مجاهدین و شخص رجوی هرگز بر محوری ترین پایه دموکراسی یعنی آزادی بیان ، خط بطلان نکشیده بودند و در آزمایش انتقاد پذیری ، بردباری سیاسی و تحمل گرایی توفیق داشتند ؟!
به گفته یکی از چهره های معروف اپوزیسیون ، که از قضا چون بنی صدر و نیرومند و پاکدامن و خانبابا تهرانی و قاسملو و ماسالی ، شانه از زیر بار رهبری رجوی خالی نکرد و اقامت خود را در دستگاه رجوی آنچنان به درازا کشاند که سرانجام رجوی با سیاست فرار به جلو بر او سبقت گرفت و حکم اخراج او را صادر کرد . سؤالی است که پرسش های مقدر دیگری را نیز به همراه می آورد :
آیا در آن سال ها ، متین دفتری شیوه های عمل رجوی را در داخل شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین تأیید می کرد ؟ (21) آیا اصولاً متین دفتری شیوه تفکر و مایه فرهنگی و عقلی و روحی و کردار و عملکرد سیاسی و اجتماعی و اخلاقی رجوی را با مقولات مربوط به آزادی ، دموکراسی ، تسامح و حرمت و حیثیت شئون انسانی هماهنگ می دانست ؟
آیا متین دفتری تصور می کرد که ذهن و شعور او در قضاوت نسبت به اعمال رجوی در شورا و در سازمان ، نسبت به ذهن و شعور کسانی که عضویت در شورا را هم زمان با او پذیرفتند ، اما پس از مدتی یکی پس از دیگری ، فرار را بر قرار ترجیح دادند و از گردن نهادن به مسئولیت و رهبری رجوی سر برتافتند ، هوشیارتر و عقلانی تر و منطقی تر است ؟
آیا متین دفتری به عنوان عضو شورای ملی مقاومت ، از نظر اخلاقی و انسانی و عقلانی ، بر این همه سیلاب فحش و ناسزا و تهمت و هتک حرمتی که رجوی و دستگاه تبلیغاتی او علیه منتقدان خود در این سال ها سرازیر کرد ، صحه می گذاشت و رجوی را چه در رهبری سازمانی و چه در مسئولیت شورا ، در تمسک به اینگونه شیوه های خودکامگی و در تحویل و تبدیل سازمان و شورا به صورت یک فرقه متعصب مذهبی و جدا از مردم محق می دانست ؟ و ... (22)
یکی دیگر از شخصیت های سیاسی اپوزیسیون ، یکی از ابعاد نقش و شخصیت متین دفتری (23) در طول حضورش در کنار رجوی را بدین گونه تبیین می کند :
" ... یکی از موارد غم انگیز این نقش آقای متین دفتری زمانی بود که سازمان نگهبان حقوق بشر ، رهبری مجاهدین را متهم کرده بود که اعضای جدا شده خود را زندانی کرده است و تقاضا داشت که از بازداشتگاه های مجاهدین در عراق دیدن کند .
آقای متین دفتری با نوشتن نامه ای به سازمان نگهبان حقوق بشر ، رفتار خصمانه مجاهدین را با اعضای ناراضی و دگراندیش تکذیب کرد و مدعی شد که اتهامات وارده به سازمان مجاهدین بی اساس است .
این امر که چرا آقای متین دفتری هیجده سال وقت می خواست تا قانع شده که شورای ملی مقاومت ، نقشی خارج از اراده رهبری مجاهدین ندارد ، سؤالی است که فقط شخص ایشان می تواند بدان پاسخ گوید ." (24)
واقعیت این است که عکس العمل آقای هدایت الله متین دفتری و جبهه دموکراتیک ملی ، در مقابل عملکرد رجوی سکوت محض بوده است . اینها در واقع " دکوری در تجمع شورای ملی مقاومت بودند که 16 سال آزگار به صورت ابزاری در خدمت سیاست های به غایت ارتجاعی و ضد ملی آن تشکیلات قرار داشتند ."
گوینده این اظهارات سنگ محکی نیز برای تشخیص صداقت متین دفتری و جبران گذشته ها به میان می اندازد و می گوید :
" اگر آقای متین دفتری علاقه دارد که گفتار ایشان در رابطه با دفاع از آزادی بیان و کثرت گرایی و مخالفت با هر گونه شایعه پراکنی ، برچسب زنی ، افترا و هتک حرمت ، جدی تلقی شود ، قبل از هر چیز ضروری است تا مواضع خود را در رابطه با سیاست و عملکرد شورای ملی مقاومت ، سازمان مجاهدین خلق و مسعود رجوی در مدت 16 سال همکاری ، روشن نماید ؛
و از روابط پشت پرده با صدام حسین و حزب بعث عراق ، سازمان های جاسوسی کشورهای غرب و کشورهای عربی و سناتورهای استعمارگر آمریکا پرده بردارد و در رابطه با حبس و شکنجه آن عده از مجاهدین که به خاطر مخالفت با سیاست ها و عملکردهای شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق در زندان های دولت به اصطلاح مقاومت مریم خانم قجر عضدانلو در عراق گرفتارند ، سکوت را بشکند ." (25)
شاید گویاترین تمثیلی که می تواند خروج یا اخراج متین دفتری را از شورا تبیین کند ، مطلبی است که یکی از هم جبهه های سابق وی بیان کرده است :
" در زبان آلمانی ضرب المثلی است مبنی بر این که موش ها از کشتی ای که دارد غرق می‌شود، می گریزند. جدایی متین دفتری از شورای ملی مقاومت نیز جز این نیست . استعفای ایشان شبیه به کار آدمی است که پس از سوار شدن در اتوبوس و به ایستگاه آخر رسیدن و پیاده شدن اتوبوس باز هم به راه خود ادامه خواهد داد ، اما پس از مدتی انتظار ، پی می برد که به آخر خط رسیده است و باید از آن پیاده شود ! " (26)
_____________________________
1- کلمه Opposition متخذ از زبان فرانسه و به معنی مخالف و مخالفان است . در معنای مصطلح علوم سیاسی ، اپوزیسیون صرفاً به جریانی گفته می شود که در چارچوب قانون و غالباً در فعالیت های پارلمانی یا در فعل و انفعالات انتخاباتی حضور دارد . (برای آگاهی بیشتر درباره مفهوم آکادمیک و اخص اپوزیسیون ، آشوری ، داریوش ، دانشنامه سیاسی ، ص 9 - 8 )
2- حجاریان ، جمهوریت ، ... ص 449 - 448 ، به نقل از علی کشتگر (علی محمد فرخنده جهرمی) ، یکی از رهبران اسبق سازمان چریک های فدایی خلق .
3- شورای ملی مقاومت ، اطلاعیه 3 خرداد 1376
4- نشریه ایران زمین ، ش 136 ، 1/2/76 ، ص 3 و 10
5- رجوی ، تحلیل وضعیت رژیم .... ص 10
6- شورای ملی مقاومت ، متن اطلاعیه سوم خراد ، (جزوه رقعی)
7- چهره ها و گفته ها ، گفتگوی حسین مهری با مهدی خانبابا تهرانی ، ص 128 - 127
8- نشریه پیوند ، ویژه نامه ، سال دوم ، ش 3 ، شهریور ماه 1377 ، ص 13
9- نشریه آزادی ، دوره دوم ، ش 12 ، پاییز - زمستان 1376 ، ص 6 - 4
10- همان ، ش 13 ، بهار 1377 ، ص 4 - 3
11- همان ، ص 4
12- همان ، ص 5 - 4
13- همان ، ص 8
14- نشریه مجاهدین ، ش 397 ، تیر 1377 ، ص 2
15- نشریه پیوند ، ویژه نامه ، سال دوم ، ش 3 ، شهریور ماه 1377 ، ص 5
16- همان طور که پیشتر نیز بیان شد ، اکثر اعضای شورا همان عضوها و کادرهای سازمان اند که نام بعضی از آنها به عنوان نیروهای منفرد و مستقل ، در فهرست شورا آمده و می آید .
17- نشریه مجاهد ، ش 398 ، 29 تیر 1377 ، ص 3
18- همان
19-ارجاع به بیانیه ای در سابق ، نوعی تأکید به این امر است که مواضع اخیر متین دفتری به طور خلق الساعه پدیدار نشده، بلکه مسبوق به سابقه است .
20- نشریه پیوند ، همان ، ص 7 - 6
21- نظیر ازدواج ایدئولوژیک ، تئوری سه طلاق ، جدایی کودکان از خانواده ها ، همکاری تنگاتنگ با عراق ، گسیل جوانان عضو سازمان برای درگیری با پاسداران در مرزها و کشتارهای جمعی آنان ، تلاش برای ایجاد رابطه با آمریکا ، منابع درآمدها و مخارج سازمان ، شورا و ....
22- همان ، پیشین ، اقتباس از متن گفتگوی دکتر علی اصغر حاج سید جوادی ، ص 13 ، نیز فراز و فرود ... ص 69 - 67
23- منظور استفاده از وجهه متین دفتری به عنوان نوه دکتر مصدق است .
24- همان ، ش 4 ، دی ماه 1377 ، گفتگوی دکتر منصور فرهنگ ، ص 45 . نیز فراز و فرود ... ص 169 - 168
25- همان ، پیشین ، اقتباس از گفتگو با دکتر منصور بیات زاده ، ص 12 ، با تلخیص
26- همان ، گفتگو با مهندس منوچهر صالحی ، ص 43 ، نیز فراز و فرود ... ، ص 163

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب جدید

انتخابات ریاست جمهوری سال 96 و استیصال رهبران مجاهدین 

انتخابات ریاست جمهوری 96 خیلی از واقعیت ها را در مورد مجاهدین به نیز نمایش گذاشت و آنان را بیش از پیش در نزد مردم ایران و ایرانیان خارج از کشور بی آبرو کرد.

اعزام به خارج و بازگشت به ایران

 یکی از شگردهای انجمن ها این است که افراد را هر چه بیشتر و به بهانه های مختلف دور و بر خود نگهدارند تا در مواقع ضروری از آنها به عنوان سیاهی لشگر استفاده کنند و با گرفتن عکس و فیلم بگویند که این همه هواداران ما هستند.

عفو عمومی

 دو هفته بعد دومین گروه بزرگ ایرانی ها سوار بر اتوبوس ها زندان تیف را به مقصد ایران ترک کردند و نزدیک به 500 نفر از جنگجویان مجاهدین خلق که روزگاری علیه حکومت و مملکت شان سلاح کشیده بودند، با عفو عمومی که داده شده بود، دوباره به وطن شان باز می گشتند. 

عراقچی: آمریکا در دام آدرس های غلط و پرونده سازی های گمراه کننده نیفتد

معاون حقوقی و امور بین الملل وزیر امور خارجه گفت: دولت آمریکا در دام آدرس های غلط و پرونده سازی های گمراه کننده ای که از سوی تروریست ها و حامیان منطقه ای آنها برای ترویج ایران هراسی انجام می شود، نیفتد.

شورای مقاومت، وابستگی و هژمونی

بعد از اعلام فاز نظامی و حرکت مسلحانه ناکام مجاهدین خلق، مهمترین اقدام سازمان، خارج کردن ابوالحسن بنی صدر و مسعود رجوی از کشور بود. 

مطالب پربازدید