1 مطلب جدید

رجوی فرمان داد تانک‌ها به شهر طوز پیشروی کنند، تانک‌های سازمان پنجره‌ی خانه‌های مردم محروم و بی‌گناه کرد عراقی را هدف قرار دادند. بعد از چند ساعت، با کشته شدن بسیاری از اهالی، شهر تسخیر شد و نیروهای سازمان از شهر گذشتند و در قسمت جنوبی شهر خاکریز زدند و یگان ها مثل جبهه ی جنگ در دو خط سازماندهی شدند.

صمد نظری
سازمان در تحلیل های درونی خود بر این باور بود که آمریکا به ارتش عراق از راه زمینی حمله نمی کند و در صورت تهاجم نیز به دلیل تجربیات ده ساله ی جنگی ارتش عراق ، موفق نخواهد شد . اما پس از شکست ارتش عراق ، بناگاه سرنوشتی نامشخص را فرا روی خود دید . به دنبال شکست عراق و عقب نشینی بخشی از نیروهای گارد ریاست جمهوری عراق به بغداد ، صدام به فکر حفظ حکومت مرکزی افتاد . به همین منظور طی ملاقات محرمانه ای در بغداد ، کنترل و حفاظت استان دیالی را به عهده ی سازمان گذاشت و تأمین حفاظت و امنیت جاده ها و تعدادی از شهرهای آن نیز به سازمان سپرده شد .
نیروهای سازمان که تماماً در منطقه ی عمومی شهر کفری عراق متمرکز شده بودند ، برای مأموریت جدید که صدام بر عهده ی آنها گذاشته بود ، به سمت شهرهای مرزی عراق و شهرهای استان دیالی عراق حرکت کردند . اولین درگیری آنها در شهر " طوزخورماطو " در مسیر جاده ی شهر خالص - کرکوک روی داد . رجوی که خوب می دانست این بار مسئله ی " بود و نبود " او و سازمانش در میان است و می باید به طور آشکار و علنی در سرکوبی جنبش مردم عراق با صدام همکاری کند ، به فرماندهان دستور داد به شهر طور حمله و از تمام قدرت و سلاح های خود استفاده کنند .
مردم شهر که دست رجوی را خوانده بودند قبل از گذر نیروها کنترل شهر را به دست گرفتند و راه را بر نیروهای سازمان بستند و خواهان مذاکره با مسئولان سازمان شدند و گفتند که اگر شما اقدامی نکنید ما با شما کاری نداریم . مسئولان و فرماندهان سازمان برای فرصت و آمادگی بیشتر نیروهایشان ، ابتدا جواب مذاکره را مشروط به جواب رجوی کردند که می بایست از بغداد جواب می داد . آنها پس از آرایش و عبور تعدادی از نیروهایشان جواب رد به مردم شهر دادند و مذاکرات به نتیجه نرسید .
رجوی فرمان داد تانک ها به شهر طوز پیشروی کنند ، تانک های سازمان پنجره ی خانه های مردم محروم و بیگناه کرد عراقی را هدف قرار دادند . بعد از چند ساعت ، با کشته شدن بسیاری از اهالی ، شهر تسخیر شد و نیروهای سازمان از شهر گذشتند و در قسمت جنوبی شهر خاکریز زدند و یگان ها مثل جبهه ی جنگ در دو خط سازماندهی شدند .
نیروهای پیاده ی سازمان در خط اول و آتشباری های توپ و کاتیوشای عراق و سازمان در خط دوم ، شهر طوز و ارتفاعات اطراف شهر را زیر آتش سنگین گرفتند و جاده را بستند . رجوی نیز با افتخاری چون به توپ بستن سن پترزبورگ و تسخیر لنینگراد ! اطلاعیه ای نظامی صادر و با افتخار از پیروزی جدید ارتش آزادیبخش خود صحبت کرد . در این عملیات نیز یکی از فرماندهان سازمان به نام رضا کرمعلی جان باخت .
بقیه ی نیروها هم به سمت شهرهای سلیمان بک ، خالص ، بعقوبه و همچنین شهرهای کفری ، خانقین و کلار حرکت کردند . این شهرها غالباً توسط نیروهای معارض عراقی و مردم تسخیر شده بودند . نیروهایی که به سوی خاصل و بعقوبه حرکت می کردند ، حافظت دو جاده ی سلیمان بک - خالص - بغداد و جادته ی خانقین - بعقوبه را تأمین می کردند و سایر نیروها برای سرکوبی شهرهای کفری ، خانقین و کلار رفتند .
بعد از درگیری و خروج سازمان از شهر طوز ، نیروها جهت پیشروی می بایست از شهر کفری عبور می کردند و برای این کار در چند مرحله به شهر کوچک کفری حمله کردند ، ولی هر بار با مقاومت مردم روبرو شدند و عقب نشینی کردند . شهر کوچک کردنشین کفری در زیر بارانی از گلوله های توپ و خمپاره و کاتیوشای سازمان و بمباران هوایی و راکت هلیکوپترهای عراقی تا آخرین لحظه مقاومت کرد و تسلیم نشد .
مردم با دست خالی به تعدادی از تانک ها و نفربرهای سازمان هجوم بردند و آنها را مجبور به عقب نشینی کردند . بنا به تعریف یکی از نفرات حاضر در صحنه ، در تهاجمی سنگین ، دو نفربر سازمان وارد شهر کفری شدند که بلافاصله مردم به طرف آنها هجوم بردند و با دست خالی سوار نفربرها شدند و مشغول برون آورن نفرات بودند ، که تانک های سازمان از پشت ، این نفربرها را هدف قرار دادند و خود فرار را بر قرار ترجیح دادند . (1) تعدادی از نفرات سازمان هم در این شهر جان باختند .
• حمله به مردم بی دفاع :
در گرماگرم جنگ و گریز در اطراف شهر کفری ، تعداد زیادی از مردم با دست خالی و سلاح سبک از پشت به یگان های کاتیوشا نزدیک شدند . به فرمان فرمانده ی یگان کاتیوشا ، سه قبضه کاتیوشا با 120 موشک لوله های خود را در صفر درجه قرار دادند و تپه ای را که اهالی در آن مستقر بودند ، از فاصله ی 800 متری به صورت مستقیم هدف گرفتند ، به طوری که پس از اصابت موشک ها به تپه و کنار رفتن دود ، هیچ اثری از موجودات زنده در آنجا دیده نمی شد . علیرغم این وحشی گری ها ، مردم کفری مقاومت کردند و تسلیم " مهمانان ناخوانده " نشدند و این شهر همچنان جزو منطقه ی آزاد شده ی کردستان عراق باقی ماند .
از سوی دیگر مابقی نیروها به همراهی نیروهای عراقی شهرهای خانقین و مندلی را تصرف و سرکوب کردند . دسته ای از تانک ها نیز در این حمله به شهر مرزی کلار عراق رسیدند که بعد از جنگ و گریزی چند ساعته در شهر ، مردم آنها را هدف گلوله قرار دادند و هیجده نفر دیگر از بچه ها نیز قربانی چاکرمنشی و مزدوری رجوی در مرکز شهر کلار شدند .
بعد از تهاجمات زمینی آمریکا به کویت و متلاشی شدن بخش عمده ای از ارتش عراق و همچنین شروع قیام سراسری مردم عراق ، مسئولان سازمان به این نتیجه رسیدند که رژیم صدام سرنگون خواهد شد و خواه ناخواه سازمان نیز در این قضیه نابود می شود . به همین دلیل رجوی در ابتدا تلاش داشت با به آب و آتش زدن نیروهایش با سرکوبی و پاک سازی شهرهای شرقی استان دیالی عراق ، نیروهایش را به مرز برساند و با آرایشی از قبل سازماندهی شده در آخرین لحظات بخت آخر خود را بیازماید و دست به انتحاری دیگر بزند .
در همین خصوص در اولین روزهاس سال 70 یک بار تمامی نیروها به قصد عملیات سرنگونی توجیه شدند و تدارکات و مهمات نیز از قرارگاه اشرف به پایگاه های مرزی منتقل شد ، یگان های رزمی طی تهاجمات مستمر تحت عنوان " مروارید " خود را به معبرهای ورودی مرز رساندند و برای دستورات بعدی آماده شدند .
صدام و فرماندهان نظامی او که هوشیارتر از رجوی و مسئولان او بودند ، حضور نیروهای رزمی سازمان را در عراق در آن مقطع حساس ، حیاتی و ضروری می دیدند و برای اطمینان خاطر نیز به تانک های سازمان دستور دادند با زاویه ی زیر 21 درجه شلیک کنند تا مبادا گلوله ای به خاک ایران شلیک شود ، یعنی بدین وسیله مهار محکمی بر دهان فرمانده ی کل قوای سازمان زدند تا دیگر خودسرانه و بدون اجازه ، هوس نکند به ایران لشگر کشی کند که در آن مقطع حساس کاری بس خطرناک برای ارباب رجوی محسوب می شد .
• وضعیت روحی نیروهای سازمان :
با شکست عراق در جنگ کویت ، بلاتکلیفی سازمان در عراق برای تمامی نیروها کاملاً محرز شده بود . به همین دلیل در چنین موقعیتی روزانه تعداد زیادی از اعضا ، هواداران و رزمندگان سلاح را بر زمین می گذاشتند و از سازمان جدا می شدند . رجوی برای جبران کمبود نیروها از کارگرهای سودانی و مصری به عنوان نیروهای پشتیبانی و حتی نفرات " مهمات گذار " در سازماندهی آتش بار خود استفاده می کرد ! (2)
__________________________________

1-توجه به اطلاعیه های نظامی سازمان در بهار 70 و همچنین توجه به محل های کشته شدن بچه ها نشان دهنده ی این بود که 40 نفر از بچه ها در این واقعه قربانی شده اند (این نفرات در منطقه ای از کفری تا شهر کلار و غالباً هم در تهاجمات و تسخیر و سرکوبی شهرها کشته شده بودند)

2.سازمان که از سال 66 از کارگران سودانی و مصری به عنوان نفرات پشتیبانی در قرارگاه های خود استفاده می کرد ، در سال 69 درصدد برآمد که آنها را به عنوان نفرات نیمه حرفه ای در تشکیلات اجرایی ستاد پشتیبانی ، در قسمت انبار مهمات ، انبار تدارکات ، آشپزخانه و پروژه به کار گیرد . به همین منظور رجوی طی نشستی با آنها در قرارگاه اشرف سعی کرد که با برادر خواندن آنها ، روصضه ای نیز برایشان بخواند و آنها را همراه سازمان کند . او در این نشست از اعتماد برادرانه بین طرفین صحبت کرد تا بدین طریق اعتماد آنها را هر چه بیشتر جلب و بتواند بیش از پیش این افراد را استثمار کند . تعدادی از این افراد سوادنی و مصری نیز بعدها در سازماندهی اجرایی انبار مهمات مسئولیت های اجرایی گرفتند . نفرات سازمان موظف بودند آنها را برادر خطاب کنند . رجوی که چندین بار در نشست ها درباره ی کمیت نیروی سازمان و مسئله ی سرنگونی صحبت کرده بود ، گفت : " ما حاضرین حتی برای امر سرنگونی مزدور بپذیریم ." و با آوردن سودانی ها و مصری ها کم کم درصدد برآمد این توهمات خود را عملی کند .

تعداد زیادی از نیروها بعد از درگیری سازمان با مردم طوز ، سلاح های را به زمین گذاشتند و به قرارگاه آورده شدند . در همین موقع من نیز که به همراه تعدادی از زندانیان به محل جدید در قرارگاه اشرف (دانشکده) منتقل شده بودیم ، روزانه شاهد جدا شدن 10 تا 20 نفر از نیروهای سازمان بودم . مجموعاً در این مقطع حدود 1000 نفر از نیروها از سازمان جدا شده بودند و در چند نقطه از قرارگاه اشرف نگهداری می شدند .

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب جدید

انتخابات ریاست جمهوری سال 96 و استیصال رهبران مجاهدین 

انتخابات ریاست جمهوری 96 خیلی از واقعیت ها را در مورد مجاهدین به نیز نمایش گذاشت و آنان را بیش از پیش در نزد مردم ایران و ایرانیان خارج از کشور بی آبرو کرد.

اعزام به خارج و بازگشت به ایران

 یکی از شگردهای انجمن ها این است که افراد را هر چه بیشتر و به بهانه های مختلف دور و بر خود نگهدارند تا در مواقع ضروری از آنها به عنوان سیاهی لشگر استفاده کنند و با گرفتن عکس و فیلم بگویند که این همه هواداران ما هستند.

عفو عمومی

 دو هفته بعد دومین گروه بزرگ ایرانی ها سوار بر اتوبوس ها زندان تیف را به مقصد ایران ترک کردند و نزدیک به 500 نفر از جنگجویان مجاهدین خلق که روزگاری علیه حکومت و مملکت شان سلاح کشیده بودند، با عفو عمومی که داده شده بود، دوباره به وطن شان باز می گشتند. 

عراقچی: آمریکا در دام آدرس های غلط و پرونده سازی های گمراه کننده نیفتد

معاون حقوقی و امور بین الملل وزیر امور خارجه گفت: دولت آمریکا در دام آدرس های غلط و پرونده سازی های گمراه کننده ای که از سوی تروریست ها و حامیان منطقه ای آنها برای ترویج ایران هراسی انجام می شود، نیفتد.

شورای مقاومت، وابستگی و هژمونی

بعد از اعلام فاز نظامی و حرکت مسلحانه ناکام مجاهدین خلق، مهمترین اقدام سازمان، خارج کردن ابوالحسن بنی صدر و مسعود رجوی از کشور بود. 

مطالب پربازدید