1 مطلب جدید

در نخستین سال های پس از فرار رهبری سازمان به فرانسه و پیش از تشکیل نهاد مستقری برای ارتباطات خارجی و به اصطلاح دیپلماتیک ، اعضا و هواداران خطی را برای پیاده کردن در سطح اروپا و دیگر نقاط جهان (و عمدتاً متشکل از انجمن های دانشجویان مسلمان) از رهبری دریافت و به اجرا گذارد که صرفاً کاربرد نمایشی داشت.

گفتار بیست و پنجم: دیپلماسی سازمان، منفعل فعال

«فصل اول»

مانورهای اولیه

سیاهی لشکر تبلیغاتی و نمایشی خارجی

در نشریه اتحادیه انجمن های دانشجویان مسلمان خارج از کشور اعلام حمایت هایی درج می شد که نقل بخشی از آنها روشن می سازد که تیغ سازمان ، در آن زمان تا چه حدی برش داشته است.

اغلب شخصیت های حقیقی و حقوقی که نامشان در این نشریه آمده است ، افراد و نهادها و انجمن های معمولی و بی اهمتی اند که شاید صرف امضا گرفتن از اغلب آنها (برای هر امری ، چه رسد به ظاهر سازی مبتنی بر انسان دوستی و حقوق بشر) مطلوب شان بوده است، چرا که به هر حال از این طریق مطرح می شدند.

 دوره گشتن چند هوادار در شهرها و محله های ایتالیا و انگلستان و هر شورا و انجمن و اتحادیه ای را به دادن امضا در جهت حمایت از "حقوق انسان ها" وادار یا تشویق کردن، آسان ترین کار ممکنه در آن روزها بوده است، آن هم با ضد تبلیغات و فضا سازی ای که از پیش علیه جمهوری اسلامی و مردم انقلابی آن در غرب صورت می گرفت.

فهرست منتشر شده در شماره های مختلف نشریه اتحادیه دانشجویان در حالی که، صرفاً دو کشور را شامل می شود، گویای این واقعیت است که وقتی سازمان و تشکیلاتی جدای از مردم زیست کند و رو در روی آنها بایستد، سرانجامی جز این نخواهد داشت که به سراغ شهروندها و نهادهای کوچک و بزرگ سرزمین های بیگانه برود و برای جلب حمایت آنها گدایی بکند، فرآیندی که از این فهرست آغاز شد و در آخر سر از کنگره آمریکا و کاخ سفید در آورد. (1)

جلب حمایت شخصیت ها و نهادهای غربی

در بیان ساز و کار جلب حمایت از شخصیت ها و نهادهای غربی و نیز نحوه جمع آوری کمک های مالی، مطالب روشنگری از اعضای کیفی جدا شده از سازمان نقل شده است. این اظهارات و دیگر شواهد و نقل قول ها، گویای این مطلب است که سازمان از هر وسیله ای، حتی غیر اخلاقی، برای رسیدن به اهداف خود بهره گرفته است.

از مسائلی که سازمان در خارج از کشور با آن درگیر شد، موضوع ارتباط با دولت ها و شخصیت های خارجی بود. (2) سازمان می خواست پشت جبهه مناسبی برای بهانه نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی بیابد، چرا که سازمان از این طریق گذران می کرد و به توجیه حضور می پرداخت.

از سوی دیگر مسئله جا انداختن آلترناتیو بودن سازمان نیز مطرح بود. چنین بود که بعد از ماجرای " انقلاب ایدئولوژیک " در آغاز سال 1364، بخشی به نام " نهاد روابط خارجی و دیپلماتیک " به وجود آمد و مشی سازمان به لحاظ سیاسی – دیپلماتیک، ترسیم " خط بی آیندگی رژیم و آلترناتیو شورا " شد.

بدنه سازمان چنین باور داشتند که یک جریان چریکی چپ اند و دیگر نیروهای شورا همگی جناح راست آن محسوب می شوند و در برابرشان " امپریالیسم " و طیف های گوناگونش قرار دارد. در این میان یکی از مشکلات آنها این بود که آیا با احزاب راست ارتجاعی هم می توان صحبت کرد و از آنها در مورد خواست های سازمان استمداد نمود ؟ !

"... خط آمد که از آنجا که ما دولتیم و دولت ها باید روابط دیپلماتیک با دیگر کشورها داشته باشد، پس به هیچ عنوان اشکال ندارد که با احزاب راست هم تماس برقرار کنیم." (3)

باید ترتیبی داده می شد که از نمایندگان مجالس و یا وزراء و دیگر شخصیت های سیاسی به هر نحوی، امضا گرفته شود. خط کسب حمایت از این افراد، در ابتدا به عنوان " محکومیت نقض حقوق بشر در ایران " مطرح می شد و در نهایت روی حمایت از سازمان و شورا و شخص رجوی متمرکز می گردید.

دست ایادی سازمان برای بیان دروغ باز بود، از جمله این که افراد مذکور وابسته به سازمان بودند، ولی خود را نماینده شورا معرفی می کردند، چرا که این نحو معرفی دست شان را برای انکار خیلی از واقعیت ها باز می گذاشت:

"مستشاران آمریکایی را که ما نکشته بودیم، آن یک شاخه افراطی در درون سازمان بود که سر خود این کار را کردند و الان هم دیگر نیستند ! شعار مرگ بر امپریالیسم را ما نمی دهیم، قبلاً می دادند برای مصرف داخلی!

آیا در شورا لیبرال دارید؟ بله، داریم ! آیا سوسیال دموکرات دارید؟ بله، داریم ! دموکرات ؟ بفرما ! محیط زیستی ؟ بفرما ! کرد ؟ بفرما ! کمونیست دارید ؟ بفرما ! لائیک دارید ؟ بفرما ! حتی ملا ؟ بفرما! شورا خوشبختانه به همه چیز می خورد و می شد راحت آن را خرج کرد." (4)

پس از انقلاب ایدئولوژیک، دیگر مسئله زنان هم حل شد، وابستگی هایشان از طریق طلاق های پی در پی، به خانواده از بین رفت و نیروی شان هم آزاد می شد. تردیدی نبود که در نهاد دیپلماسی که پیش از این مذکر بود، زنان نیز باید وارد می شدند و شایستگی خود را ثابت می کردند....

" روسری " مشکل عمده ای بود، نمایندگان و شخصیت های غربی در این مورد کوتاه نمی آمدند و قطعاً روسری دارها را به کنگره هایشان دعوت نمی کردند. مشکل دیگر " دست دادن " بود که تا آن زمان هیچ خواهر مجاهدی بدان مجاز نبود و در سطح سازمان فقط " خواهر مریم " اجازه داشت در ملاقات های دیپلماتیک دست بدهد.

"با الهام از روح کبیر لنین که به نماینده اش در آلمان که ابا داشت کراوات بزند، گفته بود اگر لازم باشد دامن هم باید بپوشد و به ملاقات فاشیست های حاکم در آلمان بروید، (5) مقرر شد که برای بعضی از ملاقات های حساسیت برانگیز اشکال حجاب برداشته شود و خواهران اجازه داشته باشند که حجاب را بردارند ! منوط بر این که مواظب باشند نه در سالن، بلکه در اتاق های محل ملاقات این کار صورت بگیرد و طبعاً عکسی یا فیلمی هم در این رابطه گرفته نشود، مهم این است که خط پیش برود.

از جمله دیگر مسائلی که سازمان در سطوح دیپلماتیک با آن روبرو بود، مسئله "مشروبات الکی "... برای ما که به عنوان یک نیروی دموکرات و نه اسلامی، در آن جلسات (کوکتل پارتی های دیپلمات ها و یا جلسات احزاب) شرکت می کردیم، وقتی همه بالا می رفتند، ما نمی‌دانستیم چه کار بکنیم ! لیوان در دست به همدیگر نگاه می کردیم که البته صورت خوشی نداشت، تا این که این مسئله به یمن وجود رهبری حل شد و گفته شد : اگر آب در دسترس نیست می شود آن (مشروب) را بالا انداخت و یا جرعه جرعه نوشید، تا در حد همان یک گیلاس بماند ! " (6)

شیوه متداول گرفتن امضا و حمایت بدین ترتیب بود که مثلاً به سکرتر نماینده مجلس تلفن می زدند و قرار ملاقاتی با او می گذاشتند. در ابتدا از امضا و حمایت سخنی به میان نمی آمد و ظاهر امر چنین بود که نماینده شورای آلترناتیو جمهوری اسلامی می خواهد با آن نماینده سخن بگوید و او را در جریان آخرین رویدادها قرار دهد. نماینده مزبور اگر مثلاً عضو کمیسیون کشاورزی پارلمان بود، موضوع را به کمیسیون امور خارجی احاله می داد.

"... برای هر سؤالی جواب آماده داشتیم و آن قدر سر طرف را می خوردیم تا طرف مجبور به دادن امضا می شد. با خیلی از نماینده ها حتی از نظر خانوادگی دوست شده بودیم، تاریخ تولد همه آنها (650 نماینده مجلس) و افراد خانواده آنها را در آورده بودیم و برایشان کارت تبریک می فرستادیم، حتی محل تعطیلات آنها را هم در آورده بودیم و اگر لازم بود به آنها زنگ می زدیم." (7)

وضع بگونه ای در آمد که با شروع هر آکسیونی که مجاهدین خلق بدان دست می زدند، به طور اتوماتیک، نماینده هایی که زودتر اطلاع پیدا می کردند دست به کادر صدور بخشنامه ای داخلی در حزب خود می گشتند، و چون می دانستند که ایادی سازمان به زودی یقه همه مقامات (وزیر، وکیل و... ) را می گیرند، تعداد امضاها را که بسته به موقعیت تغییر می کرد و نیز مشخصات آن مقامات را معین می کردند. از قضا مأموران سازمان به این بخشنامه ها دست می یافتند و بدین ترتیب از قبل می دانستند که چه قدر امضا و از چه کسانی اعلام حمایت خواهند گرفت.

یکی از نکات جالب این نوع فعالیت ها این بود که هر گاه یکی از شخصیت های غربی می‌خواست به ایران برود و یا جمهوری اسلامی در صدد انجام خرید بزرگی بود، یک باره الطاف این شخصیت ها به سازمان رو به فزونی می گذاشت:

" اکثریت قریب به اتفاق آنها متون پیشنهادی ما را امضا می کردند، مرتب به کنگره ها و یا حتی میهمانی ها دعوت می شدیم، و آنها با دست و دل بازی با ما عکس می‌انداختند و حتی بعضی از آنها در میتینگ هایی مثل 30 خرداد و یا 19 بهمن شرکت می کردند.

این موضوع را ما بارها گزارش کردیم که آیا این امضاها هیچ فایده دارد ؟ بله برای آنها این فایده را دارد که به رژیم بفمانند اگر با آنها راه نباید برایش آلترناتیو می تراشند. سازمان همه اینها را به حساب بالندگی مقاومت و شناساندن آن به عنوان آلترناتیو می‌دانست." (8)

" گنشر " وزیر امور خارجه وقت آلمان، اولین وزیر اروپایی بود که بعد از حوادث بهار و تابستان 1360، در نیمه دوم سال 1362، به همراه یک هیئت بزرگ اقتصادی به ایران آمد. وی طبق معمول از نقض حقوق بشر در ایران اظهار نگرانی کرد و در عین حال قراردادهای کلان اقتصادی را امضا کرد و برگشت.

یک هفته پیش از این دیدار، مهدی ابریشمچی با گنشر ملاقات نموده، او را از این سفر بازداشته بود. عکس و گزارش این ملاقات در همان زمان منتشر شد، ولی ثمری به همراه نداشت. وزیر امور خارجه آلمان در یکی از ملاقات های بعدی با ایادی سازمان در پاسخ به اعتراض آنها اظهار داشت : " آلمان همیشه در جهت منافع ملی خودش حرکت می کند... "

" در تمام این مدت هیچ یک از کشورهای بلوک شرق آن زمان و کشورهای به اصطلاح انقلابی نظیر کوبا، نیکاراگوئه و... حاضر به حمایت از سازمان نشدند ! نمایندگان شوروی، آلمان شرقی، چین و غیره در کنگره های بین المللی هنگامی که ما را می دیدند، انگار جن دیده اند، ما نمی توانستیم با آنها حتی دو کلمه حرف بزنیم." (9)

در همین ارتباط ها (و شاید اندکی پیش از آن) تدارک کمک های مالی سازمان، در چارچوب جدیدی قرار گرفت. به خصوص از سال 1363 نیازهای سازمان به منابع جدید مالی آشکارتر شد. آن سال سال بدی برای سازمان بود، دم و دستگاه به راه انداخته شده در پاریس، هزیه های سرسام آور جدید، از جمله جیره و تدارک سور و سات متحدان غیر مجاهد و پناهنده های فریفته شده توسط وعده ها و دیگر مخارج غیر قابل پیش بینی نیاز شدید به پول بیشتر را فرا روی رهبری سازمان قرار داده بود.

کمک های متداول کشورهای میزبان نمی توانست کفاف این مخارج را بدهد، " برادر صدام " هم که فعلاً در چشم انداز نبود، شرایط بدین نحو بود که رهبری سازمان تصمیم مهمی اتخاد کرد، تحلیل این بود که " چون امپریالیست ها از نفت ما بهره می برند، همه چیزشان در اصل ما ماست."

به عنوان یک خط تشکیلاتی دستور داده شد که دیگر برای موارد ضروری انجمن های دانشجویان مسلمان (وابسته به سازمان) مانند مواد غذایی، پوشاک و... نباید هیچ مبلغی هزینه شود، همه اعضا انجمن ها باید در مصادره انقلابی (بخوانید سرقت از سوپرها و مغازه ها) شرکت کنند، نتیجه روشن بود:

".... دستگیر شدن تقریباً همه بچه های انجمن، که با پرونده های قطوری از دزدی، آن هم چند بار، دیگر امکان زندگی عادی را هم از دست می دادند. بگذریم از زد و خوردهای ناهارخوری دانشجویی، سفارت گیری و غیره، که آنها نیز باعث دستگیری خیلی از بچه ها و قطورتر شدن پرونده آنها شده بود. من شخصاً یکی را می شناسم که بعد از 21 سال تازه پرداخت قسط هایش تمام شده است." (10)

سازمان به جز تیم های عملیاتی مزبور که در کوچه و بازار کشورهای غربی جولان می دادند، سازمان ها و مؤسسات پوشش خیریه، با نام های مختلف نیز داشت که زیر عنوان " کمک به آوارگان ایرانی " یا " کمک به کودکان آواره ایرانی " از شهروندان غربی تکدی می کردند. به این مقوله به طور مستقل و با ذکر شواهد و اقوال متعدد خواهیم پرداخت.

_______________________________

1- برای آگاهی بیشتر از این فهرست نشریه اتحادیه انجمن های... شماره های 27 (بهمن 60)، 37 (اردیبهشت 61)، 50 (شهریور 61)، 56، 58 و 59 (مهر 61)، 60 و 61 (آبان 61) که در آنها نام 48 فدراسیون، اتحادیه، مجتمع، شورا، گروه و کنفدراسیون از دو کشور ایتالیا و انگلستان ذکر شده است.

2- آنچه در اینجا مطرح می شود ورای ارتباط با سازمان های جاسوسی و آژانس های اطلاعاتی کشورهای مختلف و به ویژه جاسوسی برای صدام است، که تجربه ناموفق ارتباط محمدرضا سعادتی با فیسینکو، افسر سازمان اطلاعاتی K.G.B از آن جمله است. در این خصوص، جلد دوم کتاب حاضر، گفتار سیزدهم، فصل دوم

3- نشریه پژواک، ش 3، ص 43

4- همان، ص 48

5- سفارش لنین به لئو تروتسکی بود که به عنوان نماینده دولت جدید شوروی در مذاکره با ارتش آلمان اعزام شده بود.

6- همان

7-همان، ص 49

8- همان، ص 50

9- همان

10- همان، ص 51

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب جدید

انتخابات ریاست جمهوری سال 96 و استیصال رهبران مجاهدین 

انتخابات ریاست جمهوری 96 خیلی از واقعیت ها را در مورد مجاهدین به نیز نمایش گذاشت و آنان را بیش از پیش در نزد مردم ایران و ایرانیان خارج از کشور بی آبرو کرد.

اعزام به خارج و بازگشت به ایران

 یکی از شگردهای انجمن ها این است که افراد را هر چه بیشتر و به بهانه های مختلف دور و بر خود نگهدارند تا در مواقع ضروری از آنها به عنوان سیاهی لشگر استفاده کنند و با گرفتن عکس و فیلم بگویند که این همه هواداران ما هستند.

عفو عمومی

 دو هفته بعد دومین گروه بزرگ ایرانی ها سوار بر اتوبوس ها زندان تیف را به مقصد ایران ترک کردند و نزدیک به 500 نفر از جنگجویان مجاهدین خلق که روزگاری علیه حکومت و مملکت شان سلاح کشیده بودند، با عفو عمومی که داده شده بود، دوباره به وطن شان باز می گشتند. 

عراقچی: آمریکا در دام آدرس های غلط و پرونده سازی های گمراه کننده نیفتد

معاون حقوقی و امور بین الملل وزیر امور خارجه گفت: دولت آمریکا در دام آدرس های غلط و پرونده سازی های گمراه کننده ای که از سوی تروریست ها و حامیان منطقه ای آنها برای ترویج ایران هراسی انجام می شود، نیفتد.

شورای مقاومت، وابستگی و هژمونی

بعد از اعلام فاز نظامی و حرکت مسلحانه ناکام مجاهدین خلق، مهمترین اقدام سازمان، خارج کردن ابوالحسن بنی صدر و مسعود رجوی از کشور بود. 

مطالب پربازدید