دیدگاه
اگر این پایداری اینچنین باشکوه است که حکومت ایران را به وحشت انداخته است و آن افراد ذره ای از مواضع خود عقب نشینی نکرده اند، دلیل این همه ترس و وحشت و اظطراب از کمپی که بازداشت شدگان در آن هیچ نوع ارتباطی با دنیای اشرف ندارند چیست؟ راستی دلیل این که هنوز اعضای مجاهدین از امکان داشتن تلویزیون و روزنامه محروم هستند چیست؟
به هر روی آقای عابدینی مدعی است که در نشست اتمام حجت (فروغ 2) 18 نفر خواهان جدا شدن از سازمان شدند که 13 نفر آنان افراد جدیدالورود بودند و 5 نفر از آنان اعضای قدیمی و باسابقه سازمان بودند. علاوه بر اینها حدود 100 تن از افراد جدیدی بودند که بنا بر ادعای عابدینی ربطی به سازمان نداشته اند و به سازمان پناهنده شده و با آغاز جنگ تصمیم میگیرند که بروند! عابدینی ادعا میکند که ما با نیروهای امریکایی بحث میکردیم که اینها ارتباطی به ما ندارند و اجازه بدهید آنها بروند پی کارشان، اما فرماندهان امریکایی تأکید داشته اند که کلیه نفرات باید از نظر تروریسم چک شوند و اینترپل نیز باید آنها را کنترل کند! البته آنچه مجاهدین از قلم می اندازند هویت این اشخاص است. هویتی که باز هم در این برنامه تلاش میشود با زیگزاگ زدن و مظلوم نمایی از آن بگذرند. این افراد اهالی بلوچستان بودند که از کشورهای دبی، پاکستان و بلوچستان ایران، با فریب و با وعده کار در خارج از کشور و زندگی و زن و مشروب آنها را از طرق مختلف به اشرف رسانده بودند. صد نفری که سازمان با دو سال کار و عملیات و توان گذاشتن و به اصطلاح برای جذب نیرو، نهایتاً راهی جز به بند کشیدن آنها ندید و با کتک و زندان سعی داشت تا آنها را وادار به همکاری نماید و البته جنگ این شانس را به آنها داد که یک بار دیگر آزادی خود را بازیابند. البته چانه زنی مجاهدین با امریکاییها بر سر سرنوشت این افراد وجود داشت، اما این چانه زنی به این خاطر بود که وضعیت آنها برای امریکاییها روشن نشود، اما این تلاش نیز ناکام ماند و ننگی بر پرونده سراسر ننگ مجاهدین افزود. آنان که با تمام جزئیات، از ابتدا تا انتهای این عملیات بوده و از عمق آن اطلاع دارند، چرا این همه عوامفریبی میکنند و آیا به خود هم میخواهند دروغ بگویند؟ آیا اتخاذ این روشها جز به این علت است که مجاهدین در تمامیت خود و به صورت تاریخی به بن بست رسیده است و بیهوده دست و پا میزند؟! مجاهدین مدعی هستند که با شکل گیری کمپ که آن زمان به اسم محل موقت مصاحبه و حفاظت شناخته میشده است، متوجه حضور وزارت اطلاعات در این مکان و تبدیل نمودن آن به مرکز توطئه علیه مجاهدین شده اند و بارها از نیروهای امریکایی خواسته اند که این مکان را جمع کنند و یا این افراد را از آنجا منتقل کنند و ... قبل از بررسی این ادعا، مناسب است پاسخ امریکا به آنها را با دقت بیشتری بررسی کنیم: در ابتدا امریکاییها میگفتند که باید اینها مصاحبه شوند و هنوز مصاحبه ها انجام نشده بوده است، اما آنها به طور کامل تحت حفاظت و مراقبت بوده اند. پاسخ نهایی امریکا به درخواست مجاهدین این بوده است که هیچ کشوری اینها را قبول نمیکند و حتی این اشخاص نمیتوانند در کمیساریای عالی پناهندگان نامنویسی کنند، زیرا باید عدم وابستگی آنان به یک سازمان مسلح اثبات شود و در غیر این صورت تا زمانی که آنها مربوط به این مجموعه میشوند هیچ کشوری درخواست آنها را قبول نخواهد کرد... این قانون به طریق اولی در مورد کسانی که هنوز در روابط مجاهدین هستند صدق میکند و عابدینی نیز به صراحت ناخشنودی خود را از آن ابراز کرد، اما صرف نظر از ابعاد حقوقی و سیاسی این امر، مهم این است که امروز مجاهدین به طور آشکار به این واقعیت اعتراف میکنند که برای ادامه بقای تشکیلاتی خود هیچ راهی به جز ماندن در عراق ندارند و بر خلاف ادعاهای پیشین محدثین و سایر سخنگویان این گروه که در عراق دنیا نیامده اند که در عراق تمام شوند، اذعان میکنند که عراق تبدیل به گورستان این گروه شده است و تنها راه خروج آنها از این آخرین ایستگاه، منحل نمودن تشکیلات و سازماندهی نیم بند کنونی میباشد. علت پریشانی و آشفتگی مجاهدین از وجود کمپ (که البته امریکاییها قادر به درک آن نیستند) این است که یک سمبل و یک مرکز بالفعل همیشه در مقابل دیده سایر نیروها وجود دارد که امکان رهایی و خلاص شدن را به آنها یادآوری میکند، و گرنه هم امریکاییها و هم مجاهدین به خوبی میدانند که نه کسی از آن کمپ با نیروهای درون اشرف مرتبط میباشد و نه کسی از بیرون در این کمپ وارد شده است و هر چه هست نتیجه اعمال و مواضع مجاهدین میباشد. مجاهدین همانند همیشه از حربه مرتبط کردن نیروها با ایران و وزارت اطلاعات بهره بردند و با این روش قصد ایجاد حساسیت در نیروهای امریکایی را داشتند که البته نمیتوانست آن قدر که این مسأله برای مجاهدین اهمیت دارد برای آنها نیز اهمیت داشته باشد و بنابراین بر اساس روال کار قانونی در انتظار تحرک صلیب سرخ ماندند که با هر یک از این افراد به طور مشخص مصاحبه کند و زمینه خروج آنها را فراهم کند. صلیب سرخ در آینده نیز این روند را ادامه خواهد داد و تا زمانی که هر گونه وابستگی در فرد احساس کند، سرنوشت محتوم آنها ماندن در اشرف و قفل شدگی خواهد بود. مجاهدین مدعی هستند که 10% نیروها به خروجی رفته اند، و بنا بر آماری که عابدینی ارائه داد هم اکنون 3400 نفر در اردوگاه اشرف و همراه با سازمان هستند، و هم زمان مدعی است که آنها ذره ای از مواضع خود عقب نشینی نکرده اند و نام آن را پایداری پرشکوهی! میگذارند که رژیم را به وحشت انداخته است! بسیار خب اگر این پایداری اینچنین باشکوه است که حکومت ایران را به وحشت انداخته است و آن افراد ذره ای از مواضع خود عقب نشینی نکرده اند، دلیل این همه ترس و وحشت و اظطراب از کمپی که بازداشت شدگان در آن هیچ نوع ارتباطی با دنیای اشرف ندارند چیست؟ راستی دلیل این که هنوز اعضای مجاهدین از امکان داشتن تلویزیون و روزنامه محروم هستند چیست؟ چرا مریم رجوی پیغام میدهد که "تار بنوازید که هر تار شما حکم یک اسلحه را دارد" و بدین طریق همان بیگاری که طی بیست سال گذاشته از افراد کشیده اید را ادامه میدهید؟! اما سخنگویان مجاهدین که برای رفع و رجوع این گاف به میدان آمده اند، با تناقض گویی، جز مچ گیری خود عملی انجام نمیدهند. عابدینی در عین حال که از آزادی انتخاب اعضاء سخن میگوید، به پیام مریم رجوی خطاب به نیروهای سازمان، قبل از امضای موافقتنامه با امریکا که باید به صورت انفرادی امضا میشده است اشاره میکند. پیامی که محتوای آن چیزی جز جبر و اعمال روشهای کنترل نیرو که به صورت مستمر در سازمان جاری بوده است نمیباشد. مریم رجوی میگوید "بر روی انتخاب نهایی خود به خوبی فکر کنید. این همان انتخاب پایداری باشکوه از سوی شما است! انتخابتان را با اعضای شورای رهبری در میان بگذارید و من از مژگان و شورای رهبری میخواهم در مورد این انتخاب شما را به اشراف برسانند!! موافقتنامه را در جمع مجاهدین امضاء کنید و البته من برای کسانی که بروند دعا میکنم" ! به راستی این چگونه انتخاب آزادانه ای است که اعضاء باید آن را با شورای رهبری در میان بگذارند؟ آیا شورای رهبری یک مرجع بی طرف و منصف است؟ شورای رهبری تا کنون جز به حق رهبری که باید از حلقوم مسأله داران بیرون بکشد به چیز دیگری اندیشیده است که بخواهد نیرو را به اشراف برساند؟ اصلاً مگر هویت شورای رهبری K2 (کلفت دوم) نیست و مگر بر این اساس بنا نشده است که حق مسعود و مریم را اعاده کند!! به چه دلیلی باید افراد تصمیم و انتخاب خود را در جمع اعلام میکردند و موافقتنامه را در جمع امضاء میکردند؟ آیا جز این است که حداقل شرایطی که در این صورت پیش می آید افراد در رودربایستی و علائق عاطفی گیر می افتادند و در چشم اندازی کلی تر، چماقداران غسل هفتگی و عملیات جاری، در صورت هرگونه تصمیم ناخوشانید سازمان، حق آنها را کف دستشان میگذاشتند؟! البته دعای مریم رجوی در حق کسی که میتوانست این شرایط دشوار برای تصمیم گیری را طی کند، قطعاً دعا برای بازگشت مجدد وی به روابط است! این معنای آزادی و حق انتخاب در مجاهدین است! حسین عابدینی سپس با اشاره به افشاگریهای نیروهای بازگشته، مجاهدین را دارای معذوریت اخلاقی برای پاسخگویی به این افراد دانسته و در عین حال تلاش مبسوطی برای لجن پراکنی علیه یاسر عزتی و علی مرادی به کار برد تا جایی که محدثین به یاری اش آمد و گفت که رژیم آن قدر درمانده شده که نیازمند این است که یک اسیر جنگی بیاید و علیه مجاهدین حرف بزند و پایداری مجاهدین رژیم را مجبور کرده است که از این مهره های حقیر و ناچیز و درهم شکسته و ورشکسته علیه مجاهدین استفاده کند!! پاسخ به این ادعای محدثین که حکومت ایران مجبور شده است از این اشخاص که برخی از آنان در قرارگاه اشرف به دنیا آمده اند و والدینشان از بازجویان مجاهدین میباشند، بهره برداری کند را باید در وعده های سرنگونی سه ماهه رجوی پیدا کرد! اما سؤال این است که شما به چه دلیل مجبور شدید که نیروهای "حقیر" ، " ناچیز" ،"درهم شکسته" ، " ورشکسته " ، "نفله" و "سفله" را از اردوگاه اسرا با وعده آزادی و زندگی راحت به قرارگاه اشرف بیاورید؟!! شکی نیست که این اعضاء را سیاستهای یزیدی رجوی به این نقطه رسانده است و آب و لعاب دادنهای دستگاه تبلیغاتی مجاهدین نیز نتوانسته و نخواهد توانست با اینگونه مظلوم نماییها مجاهدین را تطهیر کند. هر کسی به هر دلیلی در قرارگاه اشرف و همراه با مجاهدین بوده است، چه 4 ماه و چه 40 سال، عضوی از این گروه به حساب می آید، آنچه برای مجاهدین ارزش و اعتبار و درجه محسوب میشود در دنیای انسانی هیچ ارزش و اعتباری ندارد. تاکنون روشن شده است که اعضای مجاهدین به شدت تحت فشار هستند، از تصمیم آگاهانه و آزادانه آنها جلوگیری به عمل می آید و هر خواست انسانی آنها سرکوب میشود. دیر یا زود مجاهدین مجبور خواهند شد به این روند پایان دهند، تنها کسانی متضرر میشوند که به هوای ملک ری و وعده خلافت استمالت یزید میکنند!

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جدیدترین مطالب

وقتی شتر خواب به خواب می شود!

اما از آنجا که هدایتگر این عده، رجویست که در حماقت همتایی ندارد، لالایی های جدیدی برای اذناب عقب مانده اش خوانده که آنها به جز خواب حمله نظامی آمریکا...

رجوی از قرار گرفتن در برابر عدالت می ترسد یا جانش؟

گردانندگان مجاهدین آنقدر اعضایشان را تحت فشار می گذارند که به هیچ وجه نباید از بود و نبود یک نفر سؤال کنند چه برسد به رجوی؛ در غیر این صورت...

قطع مستمری رهاشده ها و غلط کردم گفتن های مریم رجوی

اما باز هم رجوی اشتباه محاسبه جدی داشت و این کار به ضد خودش تبدیل شد. همین کار رجوی باعث شد تمام جدا شده ها متحد و یکسو شوند و...

کد دادن باند رجوی به داعش

این حرکت که با مرور فیلم ها، تعمدی و دستوری بودن آن آشکارا مشخص است، چرا توسط این فرد انجام می شود؟آیا این اعلام همبستگی با داعش به حساب می...

اعترافات تکان دهنده ی بتول سلطانی

من در حالی که شوکه شده بودم و سردرد عجیبی گرفته بودم باز هم فکر می کردم که این آزمایش است، مگر ممکن است که یک رهبر ایدئولوژیک تا این...

مطالب پربازدید

آیا مریم رجوی بازجویی شد؟

سفارت آمریکا در تیرانا هدف سناتورهای آمریکایی از سفر به این کشور را مبارزه با تروریسم و افراط گرایی خشونت آمیز اعلام کرد و خبرگزاری رسمی دولت آلبانی سفر اين...

240 عضو جداشده از مجاهدین در آلبانی

هم اکنون حدود ۲۴۰ نفر از اعضای مجاهدین خلق جدا از این سازمان در تیرانا ساکن هستند که پلیس و وزارت کشور با آنان در ارتباط می باشند و حرفهای...

دار و دسته رجوی چه می خواهند؟

مریم رجوی در تجمع گروه تروریستی مجاهدین در ویلپنت، خطوط اصلی استراتژی باندرجوی را بیان کرد. خطوطی که در ذات خود دچار تناقض و نفاق است و با تحلیل محتوا...

چرا دوباره مجاهدین به اردوگاه پناه میبرند؟

مسئله مهم این است که گردانندگان باند بدنام رجوی، با جمع بندی این وضعیت به این نتیجه رسیده اند که اولاً این نیروها نباید با جامعه آلبانی ارتباطی داشته باشند،...

اعترافات تکان دهنده ی بتول سلطانی

من در حالی که شوکه شده بودم و سردرد عجیبی گرفته بودم باز هم فکر می کردم که این آزمایش است، مگر ممکن است که یک رهبر ایدئولوژیک تا این...