دیدگاه
طرح ترور تیمسار زندی‎پور در خانه‎ای در خیابان ترقی پشت بیمارستان بوعلی صورت می‎گیرد. این خانه یک خانه پایگاهی بود، خانه پایگاهی مرتضی صمدیه، من و مجید شریف واقفی بود. بعدها چون خانه بسیار امن و مطمئنی بود اینها در واقع آن دو شاخه دیگر این خانه را از دست ما گرفتند و گرچه من به آنجا تردد می‎کردم، صبح روز 27 اسفند اگر اشتباه نکنم، در واقع شب آنجا بودم همه‎شان آنجا بودند من هم بودم ولی وانمود می‎کردم که یعنی چون خانه بزرگ بود من در آن اتاقی که آنها شرکت می‎کردند مجاز نبودم بروم ولی خب من می‎فهمیدم دارد چه اتفاقی می‎افتد. صبح در واقع رفتند برای عملیات و پیش از ظهر هم برگشتند و عملیات با موفقیت انجام شد.
حسین مهری: آقای شاهسوندی! شنونده ای یک بار گفتند پسر تیمسار زندی پور رئیس کمیته مشترک می رود به سفارت آمریکا که ویزا بگیرد. در آنجا یک مترجمی وجود داشته به نام حسن حسنان. این فرد یک سمپاتی داشته به مجاهدین و آدرس خانه زندی پور را در اختیار مجاهدین قرار می دهد. بعد مجاهدین زندی پور را ترور می کنند، پس از چندی خود حسن حسنان را هم می کشند. دلیلش چه بوده است؟ سعید شاهسوندی: نحوه به دست آمدن اطلاعات تیمسار زندی پور می تواند این کانال هم بوده باشد، ضمن این که خب ما به خاطر شنودهایی که روی بی‎سیم‎های ساواک داشتیم، انبوهی اطلاعات از سران ساواک، خانه هایشان و همه را داشتیم و من بسیاری صداهای اینها هنوز در گوشم است. فرمانده عملیاتی کمیته مشترک فردی بود به نام سرهنگ جوان و من سالها صدای این آدم در گوشم بود و روزی که دستگیر شدم، در سلولم را باز کرد با من حرف زد گفت من را می شناسی؟ من تا آن موقع قیافه اش را ندیده بودم گفتم شما سرهنگ جوان هستید. سالها این صداها در گوش ما بود. می تواند یکی از کانالها هم این باشد. حسن حسنان مرتبط با سازمان بود و در واقع از افراد سازمان بود، از نیروهای سازمانی بود که بعداً در یک حادثه دیگری که اشاره خواهم کرد کشته می شود. تیمسار رضا زندی پور سرتیپی است که رئیس کمیته مشترک ضد خرابکاری است و در استاندارد آن موقع هم از افسرهای تحصیلکرده و باسواد است و می شود گفت که بعداً در زندان برخوردهایی که بازجوها کردند، گرچه رئیس کمیته مشترک ضد خرابکاری است، یعنی جایی است که شکنجه و ضرب و شتم است و ستاد فرماندهی در واقع ضد چریکهاست، به نسبت بازجوهایی که آنجا بودند، یعنی بازجوهایی که در واقع کارشان شکنجه هست، این تا اندازه ای هم عنصر تعدیل کننده را داشته. تیمسار سرتیپ زندی پور را شناسایی می کنند، یعنی آدرسش به دست می آید، خانه اش در خیابان فرح شمالی بوده و این درست موقعی است که ما درگیر مسائل داخلی هستیم، اسفند 1353 هست، به خاطر دوستان و شما می آورم که این در موقعی است که شاخه مجید شریف واقفی در واقع به یک صورت دارد متلاشی می شود، شاخه ما، مجید را به کارگری فرستادند، من برخوردهایی کردم ولی در حال درگیری هستم با ایشان به خاطر این که امکانات مرتضی صمدیه لباف را ما بتوانیم به تدریج جذب شاخه خودمان کنیم، مرتضی بعد از یک مرحله اولیه‎ای که با اینها درگیر می شود، یعنی با وحید و بهرام آرام و بقیه از نظر بحثی، به توصیه مجید و من و موافقت خودش موضع آرام می‎گیرد و اعلام می کند که حاضرم باهتان همکاری عملیاتی بکنم. چون از نظر عملیاتی مرتضی فرد فعالی بوده است. طرح ترور تیمسار زندی پور در خانه ای در خیابان ترقی پشت بیمارستان بوعلی صورت می گیرد. این خانه یک خانه پایگاهی بود، خانه پایگاهی مرتضی صمدیه، من و مجید شریف واقفی بود. بعدها چون خانه بسیار امن و مطمئنی بود اینها در واقع آن دو شاخه دیگر این خانه را از دست ما گرفتند و گرچه من به آنجا تردد می کردم، صبح روز 27 اسفند اگر اشتباه نکنم، در واقع شب آنجا بودم همه شان آنجا بودند من هم بودم ولی وانمود می کردم که یعنی چون خانه بزرگ بود من در آن اتاقی که آنها شرکت می کردند مجاز نبودم بروم ولی خب من می فهمیدم دارد چه اتفاقی می‎افتد. صبح در واقع رفتند برای عملیات و پیش ازظهر هم برگشتند و عملیات با موفقیت انجام شد. نکته بسیار مهم این ماجرا این است که خط تقی شهرام این بود که اعلام تغییر مواضع تدریجی همراه با عملیات انجام شود. بنابراین اطلاعیه ای که به مناسبت ترور سرتیپ زندی پور منتشر می شود البته همان روز یا همان عصر در واقع روزنامه دو سطر خیلی کوتاه لابه لای خبرها نوشتند خبر را خیلی کوچک، ولی خب بعداً سازمان اطلاعیه سیاسی-نظامی اش را منتشر کرد که این اطلاعیه سیاسی-نظامی آن عبارت به نام خدا به نام خلق قهرمان ایران که اول همه اعلامیه ها نوشته می شد، نبود. دوم این که در آرم سازمان مجاهدین یک آیه ای است به نام فضل الله المجاهدین علی القائدین اجراً عظیما این هم مخدوش شده بود. حسنان در واقع در یک عملیات بعدی قرار بود کنسول را بزنند، کنسول سفارت آمریکا را و خودش شناسایی شده توسط حسن حسنان بود، اطلاعات داده شده بود، حسن حسنان این بار عقب ماشین می نشیند، جایی که کنسول بوده و در روز 12 تیرماه 1354 این درست دورانی است که دیگر به هم ریختگی کامل تشکیلاتی است، ولی کماکان اینها اصرار دارند که عملیات بکنند از طریق عملیات اعلام موضع کنند. حسن حسنان به اشتباه در واقع مورد حمله قرار می گیرد، بعداً هم سازمان در محل زندگی او اطلاعیه ای پخش می کند دائر بر اشتباه بودنش و معذرت خواهی هم می کند از خانواده اش به خاطر این که حسن حسنان را اشتباهاً کشته است. ولی در آن اطلاعیه گفته نمی شود که حسن حسنان عضو سازمان بوده، ولی از افراد سازمان بوده است.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جدیدترین مطالب

کانونهای فروپاشی درون فرقه رجوی

با ارزیابی دقیق اقدامات مجاهدین پس از انتقال به آلبانی در این عرصه ، با قاطعیت می‌توان گفت که ضریب نفوذ و ارتباط گیری آنان در اینترنت از دهه هشتاد...

مجاهدین در حال انقراض هستند

شبکه 4 انگلیس با پخش مستندی درباره فعالیت‌ ها و چگونگی تلاش مجاهدین برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران، عنوان می‌کند که اعضای این گروه به دلیل قوانین...

باندرجوی، چرخش ناگزیراز سرویس اطلاعاتی به بنگاه تبلیغاتی و نقش اسرائیل در آن

معنای اقدام اسرائیل برای محافظت از مجاهدین ( با توجه به همان سناریویی که اسرائیل اعلام کرد که دو تن از اعضای مجاهدین با احدی از اعضای سفارت ایران ارتباط...

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد.

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد. وقتی یک کمیته مرکزی مخفی شکل می‌گیرد، برای چه درست می شود؟ مسئولیت این کمیته و شبکه مخفی با...

سربازان پیاده آمریکا در اروپا

واقعیت آن است که مجاهدین خود بهتر از همه می دانند که دولتهای اروپایی با توجه به شناختی که از آنان دارند، صرفاً این گروه را یک مزاحم برای ایران...

مطالب پربازدید

Error: No articles to display