معنای چنین حرفی برای ما بسیار روشن بود، ارتش آمریکا وظیفه‌ی پیش بردن خط مجاهدین را در تیف به عهده گرفته بود. جالب آن که هر سال هم وزارت خارجه نام مجاهدین را در فهرست سازمان‌های تروریستی می‌آورد و با چه لعاب و القابی هم از آن یاد می‌کرد.

آخر شب مجید عالمیان مسئول زندان بنگالستان ! برگشت و درب را باز کرد ، ولی این بار بوی بدتری به مشام مبارک خورد و متوجه قضیه شد و در همان حال دو نفره به جان احمد افتادند ، به طوری که جایی از سر و صورت و لباس او سالم نماند . یکی از بچه های زندان لباسی به احمد داد و مجید درب را بست و رفت . احمد از بس کتک خورده بود از ادرار و گلویش خون می آمد و وقتی دست و پای او را باز کردیم به مدت یک ساعت مثل بید می لرزید و نمی توانست بایستد.

در نخستین سال های پس از فرار رهبری سازمان به فرانسه و پیش از تشکیل نهاد مستقری برای ارتباطات خارجی و به اصطلاح دیپلماتیک ، اعضا و هواداران خطی را برای پیاده کردن در سطح اروپا و دیگر نقاط جهان (و عمدتاً متشکل از انجمن های دانشجویان مسلمان) از رهبری دریافت و به اجرا گذارد که صرفاً کاربرد نمایشی داشت.

مقامات آمریکایی از این شهرت سوء سازمان مجاهدین آگاهی دارند. تا جایی که یکی از آن ها پس از بیرون آمدن گروه ار فهرست تروریستی به سی ان ان گفته بود: با این که آن ها خودشان را گروهی دمکراتیک و قانونی جلوه می دهند که باید مورد حمایت قرار بگیرند، در دولتْ مجاهدین خلق را عموماً گروهی فرقه ای در نظر می گیرند. خارج کردن مجاهدین خلق از فهرست تروریستی نشانه حمایت ما از آن ها و نوعی اغماض نسبت به عملکرد گذشته آن هاست و به این معنا نمی باشد که ما ناگهان نظرمان نسبت به آن ها عوض شده یا قصد داریم چشممان را بر فعالیت های جاری آن ها ببندیم. ما فراموش نمی کنیم که آن ها چه کسانی بودند و قرار هم نیست باور کنیم آن ها اکنون همان کسانی هستند که ادعا می کنند، ما آن ها را جایگزین حکومت ایران نمی دانیم.

جریان سازمان و شورا و به تعبیر دقیق تر شخص رجوی ، ناگزیر شد تا راه دوم (نفی واقعیت) را برگزیند، که البته هزینه های گزافی را تحمیل می‌کرد، از جمله پدیداری انشقاق در صفوف سازمان و شورا، عدم توانایی در جذب نیرو، محدودیت های بیشتر بین المللی...

مسئولان سازمان ملل برای اینکه مأموریت خود را در خروج مجاهدین خلق از عراق انجام دهند باید به انتقال پناهندگان تحت چنین شرایطی تن می دادند. هرچند این به معنی آن است که اعضای مجاهدین خلق تحت بردگی مدرن قرار دارند.

تعدادی از این افراد نیز در سال 70 موفق شدند به ترکیه فرار کنند که در مقابل خبرنگاران و رادیوهای خارجی دست به افشاگری زدند . تعدادی دیگر نیز که از طریق شهر رمادیه به ایران بازگشتند و از آزادی و دموکراسی های موجود در زندان رجوی ! برای مردم ایران سخن گفتند .

سربازان آمریکایی هم با چراغ قوه و تجهیزات دید در شب تا سپیده‌ی صبح مستمر ما را مورد شمارش و چک قرار می‌دادند تا مبادا کسی فرار کرده باشد. از قضا موقع صبح متوجه شدند که علاوه بر این که کسی فرار نکرده سه نفر هم به ما اضافه شده است. سه نفر از کادرهای قدیمی سازمان باسابقه‌ی بالای 15 سال به نام های " محمود دادجو ، علیرضا قاسمی و نادر بنی فراهان " از قرارگاه اشرف گریخته و خودشان را به تیف رسانده بودند و به جمع جدا شده ها از سازمان ملحق شده بودند .

رجوی فرمان داد تانک‌ها به شهر طوز پیشروی کنند، تانک‌های سازمان پنجره‌ی خانه‌های مردم محروم و بی‌گناه کرد عراقی را هدف قرار دادند. بعد از چند ساعت، با کشته شدن بسیاری از اهالی، شهر تسخیر شد و نیروهای سازمان از شهر گذشتند و در قسمت جنوبی شهر خاکریز زدند و یگان ها مثل جبهه ی جنگ در دو خط سازماندهی شدند.

روز 22 فوریه 2004 سرهنگی به نام " اوبراین " همه‌ی زندانیان را ملاقات کرد و دو روز پس از آن در 24 فوریه، بازجویی F.B.I از زندانیان آغاز شد . گاهی بازجویی 15 دقیقه گاهی 2 ساعت به درازا می‌کشید . دو پرسش محوری در بازجویی‌ها بود : انگیزه‌ی ورود به سازمان و انگیزه‌ی خروج از سازمان . دیگر پرسش ها هم جنبه‌ی اطلاعاتی داشت .

درست نمی‌دانم که واژه تیف را تا به حال شنیده‌اید یا نه و اگر شنیده‌اید چقدر درباره‌ی آن می‌دانید و با چه عینکی آن را دیده‌اید؟ تیف ظاهری ساده و تعریفی مشکوک داشت . در سرزمین نفرین شده ی عراق و بعد از سقوط صدام ، دولت آمریکا اقدام به ساختن تیف در کنار قرارگاه اشرف مقر اصلی سازمان مجاهدین خلق ایران کرد . اعضای جدا شده از مجاهدین تحت نظر ارتش آمریکا باید وارد تیف می‌شدند و این ورود اجتناب ناپذیر در حلقه‌های متعدد منظم سیم خاردارهای " نظم نوین " برای اهالی تیف معنایی جز بازداشتی نوین را نداشت!

دولت عراق این قلعه ی نظامی را سال 66 - 65 به سازمان واگذار کرد تا اردوگاه اسرا و زندان نیروهای معترض شود که تا پایان سال 70 سازمان به همین منظور از آن استفاده می کرد . این زندان چهار بند جمعی و دو بند انفرادی زنان و مردان داشت . این قلعه ساختمانی مربع شکل با اتاق های به هم پیوسته و دو طبقه با دیوارهای بلند ، ضخیم و سنگی بود که با دو دروازه ی بزرگ آهنی و جاده ای آسفالت شده به بیرون راه داشت .

علاوه بر واکنش های سیاسی از سوی دولت ها ، مجامع رسمی و غیر رسمی نیز نسبت به عملیات خشونت بار این گروه موضع گیری کردند . اظهارات خانم الهه هیکس ، سخنگوی سازمان نظارت بر حقوق بشر ، از جمله این موضع گیری ها بود .

رجوی و استراتژیست های او که دم شان در تله ی استراتژی صلح خودشان گیر کرده بود به این طرف و آن طرف می زدند که راه حلی جهت خروج از این وضعیت به دست آوردند و از شر این طناب دار رهایی یابند .

این خبر سر و صدای عجیبی در سازمان به راه انداخت . مسئولان سازمان به سرعت دست به کار شدند و شروع به فروش تمامی اموال سازمان از خودروهای سبک و سنگین گرفته تا وسایل دیگر به رابطان عراقی نمودند . هر چیزی را که به دست شان می رسید با قیمت پایین تر به عراقی ها می‌فروختند تا پول آنها را نقد کرده و به خارج از کشور انتقال دهند و از مصادره‌ی اموال سازمان جلوگیری کنند .

واقعیت این است که بستر وجودی مجاهدین خلق ، انسداد سیاسی و شرایط بسته پلیسی است . سازمان نمی تواند بدون اتکا به سلاح و خشونت به زندگی خود ادامه دهد . رشد و حیات سازمان مجاهدین خلق تنها در فضای بسته ، غیر شفاف و خفقان آلود ممکن خواهد بود .

رجوی سلسله بحث هایی را تحت عنوان " جنسیت " مطرح کرد و برای تفهیم و جا انداختن این بحث، در مقابل مسئولان زن و مرد سازمان ، بی شرمانه مسائل مختلف روابط زناشویی یا مسائلی از این دست را مثال می زد یا مسئولان را وادار می کرد که برای نمونه روابط خصوصی خود را برای حاضرین شرح دهند . او افراد حاضر را وادار می کرد که حتی مسائل زناشویی و خانوادگی خود را در جمع مسئولان مطرح کنند

متین دفتری در جریان انتشار مجدد نشریه آزادی ، که به نوشته خودش انتشار آن هشت سال در محاق تأخیر بوده است ، در نخستین شماره زیر عنوان " چند کلامی به عنوان سر سخن " و با امضای " جبهه دموکراتیک ملی ایران ، هدایت متین دفتری " در ضمن استناد به بند نهم قطعنامه مهر ماه 1376 شورای ملی مقاومت با تأکید بر ضرورت دموکراسی و ساختن زمینه برای قبول و رعایت پلورالیسم در جامعه از اعتلای فرهنگ و آرمان های دموکراتیک سخن راند و با صراحت اعتراف کرد که شورا در جهت فعال کردن عنصر اجتماعی ناکام بوده و این نیرو نه به سویی که باید و شاید هدایت شده و نه رهبری اجتماعی خود را یافته است .

از آذر ماه 1381 مسعود رجوی عده ای را مأمور کرده بود تا از سراسر اروپا و آمریکا مدارک شناسایی برای انتقال حدود 200 نفر از سران ارشد مجاهدین از عراق به اروپا را تهیه کنند . آقای رجوی می دانست حمله ی آمریکا به عراق جدی و ارباب رفتنی است ، بعد از ارسال چند نوبت مدارک توسط بخش اطلاعات مجاهدین به عراق ، عناصر مورد نظر رجوی به مرور از عراق خارج شدند .

اقداماتی نظیر تشکیل زندان، کشیدن حصارهای چند لایه با سیم خاردار و گشت‌های مختلف حفاظتی، تعیین حریم برای لشگرها در محیط کوچک، ممنوعیت تماس نفرات سایر لشگرها با هم، عدم تماس‌های تلفنی نفرات پایین با هم، ممنوعیت ارسال هر گونه نامه به خارج یا داخل عراق، رعایت کامل خاموشی در شب و عدم تردد در سطح قرارگاه بعد از ساعت 10 شب و دهها قانون جدید، چهره ی سازمان را عوض و بی اعتمادی را بر تشکیلات حاکم کرد و فشارهای زیادی به نفرات وارد آورد .

جدیدترین مطالب

کانونهای فروپاشی درون فرقه رجوی

با ارزیابی دقیق اقدامات مجاهدین پس از انتقال به آلبانی در این عرصه ، با قاطعیت می‌توان گفت که ضریب نفوذ و ارتباط گیری آنان در اینترنت از دهه هشتاد...

مجاهدین در حال انقراض هستند

شبکه 4 انگلیس با پخش مستندی درباره فعالیت‌ ها و چگونگی تلاش مجاهدین برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران، عنوان می‌کند که اعضای این گروه به دلیل قوانین...

باندرجوی، چرخش ناگزیراز سرویس اطلاعاتی به بنگاه تبلیغاتی و نقش اسرائیل در آن

معنای اقدام اسرائیل برای محافظت از مجاهدین ( با توجه به همان سناریویی که اسرائیل اعلام کرد که دو تن از اعضای مجاهدین با احدی از اعضای سفارت ایران ارتباط...

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد.

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد. وقتی یک کمیته مرکزی مخفی شکل می‌گیرد، برای چه درست می شود؟ مسئولیت این کمیته و شبکه مخفی با...

سربازان پیاده آمریکا در اروپا

واقعیت آن است که مجاهدین خود بهتر از همه می دانند که دولتهای اروپایی با توجه به شناختی که از آنان دارند، صرفاً این گروه را یک مزاحم برای ایران...

مطالب پربازدید

Error: No articles to display