ویژه

فقط باید یادآوری نمود که اگر انگیزه ای برای ایجاد حاشیه امن جهت فعالیتهای مجاهدین و تأمین مالی آنان نمی‌بود و لااقل مانند یک موسسه تجاری که دولت در پی اخذ مالیات از آن است با فعالیتهای مالی مجاهدین برخورد می‌شد، بسیاری از کشورهای اروپایی متوجه می شدند که چه فسادی از ناحیه آنان دامنگیر سیستم بانکی آنان شده است.

ایران دیدبان
تلاش بقایای رجوی برای بردن آبرو از اعضای مستعفی شورای ملی مقاومت ( اسماعیل وفا یغمایی، محمدرضا روحانی و کریم قصیم ) با انتشار اسنادی مخدوش از پرداختهای مالی به این اشخاص و بستن دهان آنها با تهدید به باز پس‌گیری مبالغ مذکور، با واکنش‌های مختلفی از جمله با ارائه توضیحات و ایراداتی از جانب این آقایان مواجه شد.
همچنین مانند همیشه و همچون هر موضوع دیگری که رجوی مایل به مطرح کردن آن باشد عده ای از قلم به دستان «مواجب بگیر» باندرجوی به خط شده به تمجید و تأیید «اطلاعیه روشنگرانه شورای ملی مقاومت » پرداختند.
در این میان البته توضیحات (فحاشی‌های) بیشتر از سوی رهبری مجاهدین به نام این یکی و آن یکی که ظاهر سابقه رفاقتی با آقایان مستعفی داشته و یا شناختی بین آنها وجود دارد نیز منتشر شده است که از همه جالب توجه‌تر، مطلبی است به نام ابراهیم مازندرانی که می تواند به مثابه آخرین موضع‌گیری و الحاقیه رجوی به آن «اطلاعیه روشنگرانه» به شمار آید.
درست در سطور اولیه این نوشتار، تلاش شده است پاسخی به اصلی‌ترین موضوع پیش آمده پس از صدور آن اطلاعیه یعنی قباحت‌آمیز بودن حرکت رجوی که ظاهراً برای خیلی از آقایان شورایی مسئله شده است، با پلیسی کردن ماجرا و در لفافه تمجید از هوشمندی رجوی، پاسخ داده شود:*
«اطلاعیه مورخ 4 بهمن 1393 کمیسیون امنیت وضد تروریسم شورا توطئه جدید رژیم و اطلاعات آخوندی را افشا و درهم شکست؛ توطئه و ترفندی که به جبران ضربه ناشی از پیروزی مقاومت در بسته شدن پرونده 17 ژوئن توسط قضاییه فرانسه و همچنین درپی شکست و رسوایی رژیم به خاطر علم کردن یک شاکی مرده برای استیناف خواهی از حکم فوق الذکر، به پرونده سازی جدیدی برای نسبت دادن اتهام کلاهبرداری به مجاهدین و مقاومت و عدم بازپرداخت وام‌های یک زن خیر انگلیسی، متشبث شده بود.»
بدین ترتیب در قالب کلماتی مانند « پرونده سازی جدید» و «نسبت دادن اتهام کلاهبرداری»آشکار می‌کند که از قضا در ماجرای آن زن خیر انگلیسی، چندان هم نیت خیری وجود نداشته و آن ماجرا هم، ظرفیت آن که پرونده‌ای هم وزن 17 ژوئن برای مجاهدین ایجاد کند دارد و این نگرانی باعث پیشدستی رجوی شده تا از تبدیل شدن آن به یک «پرونده» جلوگیری کند!
اضطراب و نگرانی رجوی از بابت پرونده شدن این ماجرا وقتی بیشتر فهم می‌شود که بدانیم به احتمال بسیار زیاد طرف مقابل ( آقای یغمایی همسر این خانم) از ابتدا نیت پرونده‌سازی نداشته و فقط از سر شکوه و گلایه اشاره ای به سوابق امر داشته است !
در نوشتاری که به نام مازندرانی انتشار یافته است در تأکید و تأیید این نگرانی چنین آمده است:
«دراطلاعیه کمیسیون امنیت وضد تروریسم تنها چیزی که اصل نیست مسئله مالی این‌هاست... ولی وقتی کسی نظیر این دوعضو «مستعفی» و یغمائی، با کمال خباثت، و برای خوش خدمتی به دشمن ضدبشری، مقاومت را به دروغ، متهم به کلاهبرداری نموده یا این اتهام را ترویج و تبلیغ می‌کند، و موضوع مالی را محمل حمله ولجن پراکنی بیک مقاومت خونبار قرار می‌دهند، ما متحد و یکپارچه مقابلشان می‌ایستیم.»
این که ادعا شده مسئله مالی اصل نیست، منظور پولهایی است که( کم یا زیاد) پرداخت شده وگرنه نگرانی در مورد برملا شدن درآمدها و کانالهای کسب و جذب پول، خط سرخی است که رجوی حاضر است به خاطر آن صدها هزار دلار خرج کند تا منابع مالی این گروه افشا نشود. میزان حساسیت در باره مسائل مالی به همان اندازه حساسیت در باره مخفیگاه رجوی است. به برآشفتگی رهبری مجاهدین در این باره توجه کنید :
«شناعت قصیم را ببینید که درخواست کنترل و رسیدگی به حساب‌های مجاهدین را دارد... ازکی و کجا رسم شده که جنبشی که اعضا و هوادارانش زیر تیغ جلادان هستند اسناد و مدارکش را در اختیار عموم بگذارد!!»
یعنی به بهانه بودن اعضا و هواداران زیر تیغ، برای همیشه در شفافیت گل گرفته خواهد ماند و ادعاهایی مانند بررسی ریز به ریز حسابهای مجاهدین در فرانسه، دروغی بیش نیست که فقط مصرف تبلیغاتی دارد. وانگهی ظاهراً مجاهدین گمان کرده اند که بقیه نیز مانند آنها دچار حماقتند و کسی نمی‌داند که در کنار منابع اصلی و درآمدهای واقعی، همواره منابع غیرواقعی و غیرقابل اثبات و پی‌گیری سندسازی می‌شود. اقدامی که نشان می‌دهد اصولاً مجاهدین از سه دهه گذشته با فرآیند پولشویی به خوبی آشنا بوده و به دلیل چشم پوشی سرویسهای جاسوسی که از قبل مجاهدین منتفع می شوند و نیز منابعی که خود صاحب کانالهای مخفی هستند، توانسته‌اند منابع اصلی در آمد خود در عرصه‌هایی که به تجارت مشغولند را پنهان نگه داشته و از رسیدگی قانونی بگریزند.
فقط باید یادآوری نمود که اگر انگیزه ای برای ایجاد حاشیه امن جهت فعالیتهای مجاهدین و تأمین مالی آنان نمی‌بود و لااقل مانند یک موسسه تجاری که دولت در پی اخذ مالیات از آن است با فعالیتهای مالی مجاهدین برخورد می‌شد، بسیاری از کشورهای اروپایی متوجه می شدند که چه فسادی از ناحیه آنان دامنگیر سیستم بانکی آنان شده است.
نکته آخر این که بقایای رجوی تلاش کرده‌اند با پروژه رو کردن اسناد مالی جای طلبکار را با بدهکار عوض کنند، گویی که اگر هر کدام از این آقایان در سی سال گذشته در زمینه تخصصی و مهارت خود فعالیت می‌کردند، کمتر از این درآمد می‌داشتند. بماند که عمر و جوانی خود را در راهی صرف کردند که عاقبتش برای همه قابل مشاهده است!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*ارجاعات از: ابراهیم مازندرانی: شتاب درمسیر شناعت وشقاوت وخیانت

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جدیدترین مطالب

کانونهای فروپاشی درون فرقه رجوی

با ارزیابی دقیق اقدامات مجاهدین پس از انتقال به آلبانی در این عرصه ، با قاطعیت می‌توان گفت که ضریب نفوذ و ارتباط گیری آنان در اینترنت از دهه هشتاد...

مجاهدین در حال انقراض هستند

شبکه 4 انگلیس با پخش مستندی درباره فعالیت‌ ها و چگونگی تلاش مجاهدین برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران، عنوان می‌کند که اعضای این گروه به دلیل قوانین...

باندرجوی، چرخش ناگزیراز سرویس اطلاعاتی به بنگاه تبلیغاتی و نقش اسرائیل در آن

معنای اقدام اسرائیل برای محافظت از مجاهدین ( با توجه به همان سناریویی که اسرائیل اعلام کرد که دو تن از اعضای مجاهدین با احدی از اعضای سفارت ایران ارتباط...

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد.

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد. وقتی یک کمیته مرکزی مخفی شکل می‌گیرد، برای چه درست می شود؟ مسئولیت این کمیته و شبکه مخفی با...

سربازان پیاده آمریکا در اروپا

واقعیت آن است که مجاهدین خود بهتر از همه می دانند که دولتهای اروپایی با توجه به شناختی که از آنان دارند، صرفاً این گروه را یک مزاحم برای ایران...

مطالب پربازدید

Error: No articles to display