شکست توطئه عربی - غربی در ساقط کردن دولت عراق و روی کار آمدن گروه تروریستی داعش و بعثیون، باعث سرخوردگی شدید در رهبران مجاهدین شد و البته این سرخوردگی زمانی به بی آبرویی سیاسی تبدیل شد که آقای العبادی هم حزبی آقای مالکی به نخست وزیری عراق انتخاب و اولین سفر خارجی وی کشور ایران بود.

درگذشت آقای صمد نظری را به خانواده، دوستان و همکاران آن مرحوم تسلیت عرض می نماییم و از خداوند رحمان و رحیم برای ایشان رحمت و مغفرت و برای بازماندگان صبر و بردباری بر این اندوه را خواستاریم.

عمل غیر انسانی، ضد اخلاقی و ضد دینی طلاق اجباری زنان از شوهرانشان برای اولین بار در تشکیلات مجاهدین و بعد از سال 1368 و با انتصاب مریم رجوی به عنوان مسئول اول این گروه توسط رهبر خود خوانده مجاهدین و ارتقاء خودش به درجه "رهبر مقاومت" (بخوانید رهبری دینی ) بدعت گذاری شد.

دوران ایران هراسی نه تنها به پایان رسیده است، بلکه ادامه تبلیغات ضدایرانی هرچه بیشتر ابعاد اقتدار کشورمان را به نمایش می‌گذارد. واقعیت این است که رقبا و دشمنان ایران در منطقه بازی را واگذار کرده و حتی روی کار آمدن یک دولت تندرو در آمریکا که تنها روزنه امید دار و دسته به گل نشسته رجوی می باشد نیز این وضع را تغییر نخواهد داد و برفرض آن که قدرت منطقه ای ایران را نپذیرد آمریکا به جنگی کشیده خواهد شد که صدها بار زیانبارتر از تحمل ایران خواهد بود.

هدف‌گذاری برای «تحکیم» مبانی وحدت و انسجام شورا، آشکار می‌سازد که استعفا از شورا موجبات نگرانی شدید رهبری مجاهدین را فراهم آورده است و عزم جدی دارند که در مقابل آن، همانند درخواستهای جدایی افراد مستقر در عراق مقاومت نمایند، به این منظور از افراد درخواست شده است در یک جلسه شورا شرکت نمایند و دلائل خود برای استعفا را ارائه دهند.

نکته دیگر این که قبض و بسط مجاهدین توسط فرانسه را فقط نباید مرتبط با امنیت داخلی فرانسه و یا در رابطه با ایران دانست، بلکه موضوعی است که به سیاست خارجی این کشور در قبال آمریکا نیز ربط دارد. کافی است به یاد بیاوریم که دستگیری مریم رجوی در زمانی صورت گرفت که نئوکانهای آمریکایی در عراق طرح دوستی با مجاهدین ریخته بودند و در حال حاضر که آمریکا در حال چراغ سبز دادن به ایران است، مجاهدین عزیز دردانه آنها می شوند، این رفتار اتفاقی و بی معنا نیست!

تشکیل دولت عراق با نخست وزیر و وزیر خارجه شیعه، بعد از آن همه سعایت و بدخواهی علیه دولت مالکی، عمیقاً مجاهدین را در خود فروبرد. برباد رفتن سرمایه‌گذاری‌هایی که روی عراق بعد از مالکی کرده بودند آنچنان آنها را آشفته و پریشان کرده است که حتی قدرت موضع گیری در این باره را ندارند. این برای چهارمین بار پس از سقوط صدام است که باند بعثی - مجاهدین، که با حداکثر ظرفیت و استفاده از تمام ابزارهای موجود کوشید تا اوضاع سیاسی عراق را به نفع خود بچرخاند، با سربه زمین می‌خورد و بور و خفیف می‌شود.

تا امروز شاهد عجز و لابه رهبری گروه تروریستی مجاهدین علیه دولت مالکی به بهانه «تکیه گاه رژیم» بودیم، اما بعد از این مواضع بقایای رجوی با چرخشی گسترده از داخل عراق به سمت جامعه جهانی و گلایه از «سهیم کردن ایران در مهار بحران عراق» خواهد بود. این شیون و زاری چیزی جز تلاش برای انکار قدرت منطقه‌ای ایران و نقش برجسته ایران علیه تروریسم و حقد و حسد آنان نسبت به موقعیت ایران نیست. که البته نمایشی از عقب‌ماندگی رهبری مجاهدین در تحلیل حوادث و رویدادهای عراق است.

پس دادن اشرف و تخلیه آن دومین واپس‌نشینی استراتژیکی رجوی بعد از سقوط صدام و پس از تحویل سلاح به نیروهای آمریکایی بود، با این تفاوت که به زعم رجوی سلاحها به دشمن دشمن مجاهدین تحویل می‌شد، اما اشرف دو دستی تقدیم دولت عراقی شد که آن نیز به زعم رجوی دوست دشمن مجاهدین است و به همین دلیل عقب نشینی‌ای عمیقاً شکننده تر و رقت آورتر از خلع سلاح بود.

ناگفته نماند که رجوی با همین روش سالهاست که وعده‌های سرنگونی را تکرار و در نتیجه تعهد نامه ماندن افراد در تشکیلاتش را تمدید می‌کند و کسی جرأت ندارد در مقابل این رویه موضع گیری کند چرا که به شدیدترین شکلی سرکوب می شود.

آویزان شدن بقایای رجوی به کشورهای عربی نشان می‌دهد گزارشهایی که در مورد بکارگیری دار و دسته رجوی توسط این کشورها منتشر شده است، صحت ندارد و حتی آنان نیز اعتنایی به این دار و دسته ندارند و می دانند که از این گروه به گل نشسته کاری برنمی‌آید و برعکس آنان هستند که باید زیربغل این گروه را برای سرپا ماندن بگیرند!

بقایای رجوی، برای سرپوش گذاشتن بر بحران تشکیلاتی و حضور نامشروع و غیرقانونی‌شان در عراق طوری وانمود می‌کردند که گویی مشکل اصلی آنها شخص مالکی است، اما با درخواست اخیر مریم رجوی از آمریکا مشخص می‌شود که حضور مجاهدین در عراق از اساس با بحران همراه است و ربطی به این دولت و آن دولت ندارد و از قضا اکنون و با کنار رفتن مالکی بیش از گذشته احساس ترس می‌کنند.

اما آنچه بقایای رجوی طی روزهای اخیر برای لاپوشانی فضاحت دروغ گوئیهای رهبر عقیدتی شان بر روی آن بسیار تأکید می کنند و به ویژه سنابرق زاهدی در این برنامه با پلیس بازی بر روی آن مانور داد، ادعاهای یک عضو سابق وزارت اطلاعات به نام رضا ملک در باره آمار کشته شدگان است،‌فردی که عمده حرفهایش تکراری است و از روی دست رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی تقلب می کند.

اگر بنا بود جمهوری اسلامی آمار قربانیان حوادث تروریستی را از مأخذ و اسناد «سازمان مجاهدین خلق » استخراج کند و بر آن تکیه کند، عددی بالغ بر 200 هزار نفر را شامل می شد؛ اما جمهوری اسلامی نه تنها این کار را نکرده بلکه متکی بر مستندات دقیق و واقعی رقم 17160 هزار را اعلام کرده است و تأکید دارد که 12000 هزار نفر آن توسط مجاهدین ترور شده اند. یا در مقابل آمار «55 هزار کشته از مزدوران رژیم در عملیات فروغ جاویدان»، آمار 350 شهید را ( که وقعیت دارد) اعلام کرده است.

اگر این ادعا که افرادی نظیر محمدرضا روحانی، کریم قصیم، اسماعیل وفا یغمایی، ایرج مصداقی، همنشین بهار، ایرج شکری، حنیف حیدرنژاد، عاطفه اقبال و ... مزدور وزارت اطلاعات هستند هم درست باشد، باز جای تأمل دارد و تأییدی برای اقتدار سیستم اطلاعاتی ایران از سوی کینه توزترین دشمن آن است، ضمن آن که قابل نفوذ بودن تشکیلات رجوی را هم نمایان می سازد.

وقایع مهم دیگر نیز به فراخور نیاز در فواصل مختلف با روایت های جدید نقل می‌شود به این علت کاملاً بدیهی و همه کس فهم که رجوی از تصمیمات ابلهانه ای که گرفته است احساس حقارت نکند، این روایت جدید در حکم تزریق مسکن به نیروهای سرخورده نیز هست. از جمله وقایعی که بارها تغییر یافته ، عملیات فروغ جاویدان است که هر سال برای به رخ کشیدن فرماندهی بی همتای آن عملیات تاریخساز ابعاد «دقت در طرح ریزی عملیات»، «دست یابی به موفقیت ها» و «آثار سیاسی و اجتماعی» آن فربه تر می شود، عملیاتی که پساروایت‌گران آن، هرگاه به یاد می‌آورند که در چه کمینگاه و جهنمی گیرافتادند، هزاران بار رجوی را لعنت می‌کنند.

وقوف مجاهدین بر موقعیتی که در آن قرار گرفته اند، به خصوص فهم غیرممکن بودن جا زدن خود به عنوان یک گروه مخالف قدرتمند که مورد اقبال مردم ایران باشد، آنها را از نشئه ی«از این ستون به آن ستون فرج است» خارج کرده و به تلوتلو خوردن در تندباد حوادث کشانده است و بنابراین هیچ توفیری برایشان نمی‌کند که بارها و بارها وعده «سال و فصل» سرنگونی بدهند و غلط از آب درآید.

در مقابل اتخاذ چنین رویکردی که به معنای ناتوانی مجاهدین از عمل در صحنه داخلی و نداشتن پایگاه مردمی است، این سئوال پیش می آید که پس چرا دار و دسته رجوی آن را دنبال می‌کنند که در پاسخ بایستی گفت که فقط امیدواری به تشدید اختلافات تا سطح جنگ بین غرب با ایران است که آنها را وادار به اجرای چنین نمایشاتی می‌کند و از نظر رجوی باید در همین دوران مجاهدین را به عنوان تنها اپوزیسیون موجود به اثبات رساند تا انتخاب دیگری پیش روی غرب نباشد.

رهبری مجاهدین مثل مار از درد ناشی از این مذاکرات به خود می پیچد و هر کاری از دستش برمی‌آید برای اخلال در مسیر مذاکرات انجام می‌دهد، اما صورت خود را با ادعاهای عوامفریبانه‌ای، سرخ نگه داشته‌اند که یکی از آنها این است که «مجاهدین بودند که با لو دادن فعالیتهای هسته‌ای ایران این مذاکرات را بر ایران تحمیل کردند»

اما همراهی نکردن عنصر داخلی با منویات رهبری مجاهدین، موضوعی است که سرکردگان باندرجوی را به شدت آزار می‌دهد و هیچ راهی برای برون رفت از آن نمی یابند. این بحران از آنجا وارد مرحله‌ای کیفاً متفاوت شد که حربه کنترلی «انقلاب ایدئولوژیک» در اولین نمود خارجی و کارکردگرایانه‌اش با واکنش بسیار سخت افکارعمومی مواجه شد و به گل نشست؛ هنگامی که رجوی شخصاً به میدان آمد و پرونده‌ای را که به زعم خود در پروژه انقلاب ایدئولوژیک علیه آقای «قربانعلی حسین نژاد» گردآوری کرده بود گشود، در حقیقت برای اولین و آخرین بار توانست آن را به قصد مرعوب کردن عناصر داخلی به کار بگیرد.

جدیدترین مطالب

آیا مجاهدین قادرند روش‌های خود را تغییر دهند

در حال حاضر، رقابت آلترناتیوهای رنگارنگی که به شیوه‌های مسالمت آمیز اعتقاد دارند و همچنین کسانی که مواضع آمریکا در قبال ایران را نادرست می دانند بیش از هر دوران...

جلسه " خطر حضور مجاهدین خلق در آلبانی" در پارلمان اروپا

پارلمان اروپا روزچهارشنبه 10 آوریل 2018 جلسه بزرگی تحت عنوان " خطرحضور مجاهدین خلق در آلبانی" در محل این پارلمان در بروکسل برگزارکرد. در این جلسه چند تن از نمایندگان...

شمخانی: جان بولتون «حقوق بگیر» مجاهدین خلق است

علی شمخانی دبیر شورای امنیت ملی ایران، «کیش شخصیت» و«علاقه جنون‌آمیز» دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا به مطرح شدن را از عوامل تاثیر گذار بر تصمیمات «ضد ایرانی» وی از...

جان بولتون به جای هربرت مک‌مستر رئیس شورای امنیت ملی آمریکا می‌شود

جان بولتون که حامی اقدام نظامی علیه ایران و کره شمالی است، در راس شورای امنیت ملی آمریکا قرار می‌گیرد.

کشف جدید «نابغه» مجاهدین؟!

مطلبی تحت عنوان «جشن پیروزی استراتژی کانونهای شورشی»؟؟!! از زبان مهدی ابریشمچی،  لمپن ترین عضو مجاهدین، در تاریخ 25/12/96 و در سایت رسمی این گروه درج گردید.

مطالب پربازدید

مریم رجوی و چالش «دختران خیابان انقلاب»

مسیح  علی نژاد مدیر صفحه فیسبوکِ فراخوان کشف حجاب بانوان با عنوان «آزادی‌های یواشکی زنان در ایران»، مدتی است موضوعی تحت عنوان «دختر خیابان انقلاب» را تبلیغ میکند.

سیاستمدارانی که خود را می فروشند

اسناد منتشر شده از پارلمان انگلیس نشان می دهد که توبی پرکینز نماینده حزب کارگر پارلمان انگلیس مبلغ 800پوند از شورای ملی مقاومت ایران با هدف شرکت در یک «همایش...

سازمان مجاهدین خلق؛ گروه انقلابی دیروز و عامل امپریالیسم امروز

تاریخچه خشونت آمیز سازمان مجاهدین خلق باعث شده تنها دوستان آنان کسانی باشند که می‎خواهند به هر قیمت ممکن، رژیم ایران را عوض کنند.

کشف جدید «نابغه» مجاهدین؟!

مطلبی تحت عنوان «جشن پیروزی استراتژی کانونهای شورشی»؟؟!! از زبان مهدی ابریشمچی،  لمپن ترین عضو مجاهدین، در تاریخ 25/12/96 و در سایت رسمی این گروه درج گردید.

شمخانی: جان بولتون «حقوق بگیر» مجاهدین خلق است

علی شمخانی دبیر شورای امنیت ملی ایران، «کیش شخصیت» و«علاقه جنون‌آمیز» دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا به مطرح شدن را از عوامل تاثیر گذار بر تصمیمات «ضد ایرانی» وی از...