سازمان‌های پوششی مجاهدین خلق از سراسر آمریکا از قبیل جامعه ایرانی‌آمریکایی کالیفرنیای شمالی در سال ۲۰۱۱ لابی‌گرانی را برای حذف این گروه از لیست سازمان‌های تروریستی خارجی استخدام کردند. آن‌ها کسانی مانند هاوارد دین نامزد سابق دموکرات ریاست جمهوری، مایکل هیدن مدیر اسبق سیا، نیوت گینگریچ سخنگوی اسبق کاخ سفید، و شرکت لابی کننده آکین گامپ استراوس هاور و فلد و بسیاری دیگر را به‌کارگرفتند. مجاهدین خلق اغلب برای جلب حمایت آن‌ها مبالغ پنج رقمی را به اشخاص و مبالغ شش رقمی را به کمپانی‌های لابی‌کننده پرداخت کرده‌اند.

اصل و اساس سیاست اسرائیل در این مورد آن است که به هر شکل ممکن ایران را زمین‌گیر و از طرق گوناگون از جمله با هراس‌افکنی در زمینه‌های گوناگون، فشارهای غیرمنطقی بر ایران را موجه و ادامه‌دار ساخته و از عادی شدن شرایط در قبال ایران جلوگیری نماید.

باید گفت در ورای همه خیمه شب بازی ها و جست و خیزهای میمون وار و مشمئزکننده رهبران مجاهدین چه در پهنه تشکیلات و چه در عرصه جهانی، آنچه واقعیت امروز مجاهدین است نه شعار "صفی تا تهران" بلکه واقعیت تلخی بنام صفی تا قبرستان است.

رجوی از خلال این بحران آفرینی می‌خواهد به نیروها بگوید که برای محافظت از آنها تلاش می‌کند و این آمریکا است که با وی برای محافظت از آنان همراهی نمی‌کند و لابد آن را ناشی از دشمنی «امپریالیسم جهانخوار» با انقلابیون معرفی می‌کند!

درخواست سلاح در چهارم دیماه 93 و اکنون شعار «مجاهدین را در لیبرتی در برابر حمله شبه نظامیان و پاسداران رژیم برای دفاع از خود مسلح کنید» که آذین بند سایت های رسمی و غیر رسمی مجاهدین شده است، ترفند جدید رهبران مجاهدین برای ایجاد مانع در مقابل انتقال باقیمانده ساکنان لیبرتی به کشورهای ثالث بعد از شکست جبهه عربی - غربی در خاک عراق است.

دولت آمریکا حاضر به پذیرش افراد ساکن در کمپ لیبرتی شده است به شرط آن که آنان عضویت‌شان را در گروه تروریستی مجاهدین نفی کرده و به عنوان یک شخص مورد شناسایی قرار بگیرند، اما رهبری مجاهدین با آن مخالفت کرده و در حقیقت تنها راه نجات این افراد را بسته است.

این وضعیت باندرجوی را به شدت زمین گیر کرده و ورشکستگی تاکتیک ابلهانه‌اش برای چسباندن داعش به ایران که به دلیل تهدیداتش علیه دولت عراق و شیعیان به شدت مورد علاقه‌اش هست را برملا ساخته است. اکنون جهان فهمیده است که فقط یک نیروی قدرتمند است که می تواند شر داعش و تروریسم را از منطقه دفع کند و آن ایران است.

نفس درخواست سلاح از آمریکا جدای از پیام های سیاسی به دولت مردان آمریکا،حاکی از این است که رهبران مجاهدین همچنان به خشونت بعنوان یک وجه استراتژیک و نه تاکتیک که با ایدئولوژی فرقه ای آنان همخوانی کامل دارد نگاه کرده و هیچگونه آمادگی برای ورود به جامعه با مولفه‌های استاندارد در زمینه مبارزات سیاسی سالم و بدون خشونت را ندارند.

جای تعجب نیست که رهبران مجاهدین همچنان برای ادامه حیات ننگین سیاسی خود به مزدوری و دادن اطلاعات دانش فنی و . . . ایران به بیگانگان تحت پوشش مبارزه با جمهوی اسلامی روی بیاورند.

آیا ضرورت ندارد کسانی که به اعتبار خط و برنامه‌ای که او به مجاهدین حقنه کرد، آوارگی کشیدند، عمله خیانتهای وی در عراق شدند، به زندان افتادند و یا نزدیکانشان را از دست دادند و از همه مهمتر عمر و جوانیشان را هدر دادند، یک بار به بازبینی اساسی و ریشه‌ای آنچه در این سی سال گذشت بپردازند. آیا وقت آن نرسیده که به این سوال پاسخ دهند که اگر سال 60 تجربه و شناخت اکنون را می‌داشتند بازهم حاضر بودند با دنباله روی از شخصی مانند رجوی، اسلحه به دست بگیرند و سینه پاسداران را نشانه روند؟!

آنطور که از اسناد و شواهد برمی آید رهبر گروه تروریستی داعش تا کنون چندین همسر اختیار کرده است. رهبر کنونی شبکه تروریستی القاعده دست کم 4 بار ازدواج کرده است. مسعود رجوی رهبر گروه تروریستی و فرقه گرای مجاهدین است و تاکنون سه بار ازدواج کرده است.

شکست توطئه عربی - غربی در ساقط کردن دولت عراق و روی کار آمدن گروه تروریستی داعش و بعثیون، باعث سرخوردگی شدید در رهبران مجاهدین شد و البته این سرخوردگی زمانی به بی آبرویی سیاسی تبدیل شد که آقای العبادی هم حزبی آقای مالکی به نخست وزیری عراق انتخاب و اولین سفر خارجی وی کشور ایران بود.

درگذشت آقای صمد نظری را به خانواده، دوستان و همکاران آن مرحوم تسلیت عرض می نماییم و از خداوند رحمان و رحیم برای ایشان رحمت و مغفرت و برای بازماندگان صبر و بردباری بر این اندوه را خواستاریم.

عمل غیر انسانی، ضد اخلاقی و ضد دینی طلاق اجباری زنان از شوهرانشان برای اولین بار در تشکیلات مجاهدین و بعد از سال 1368 و با انتصاب مریم رجوی به عنوان مسئول اول این گروه توسط رهبر خود خوانده مجاهدین و ارتقاء خودش به درجه "رهبر مقاومت" (بخوانید رهبری دینی ) بدعت گذاری شد.

دوران ایران هراسی نه تنها به پایان رسیده است، بلکه ادامه تبلیغات ضدایرانی هرچه بیشتر ابعاد اقتدار کشورمان را به نمایش می‌گذارد. واقعیت این است که رقبا و دشمنان ایران در منطقه بازی را واگذار کرده و حتی روی کار آمدن یک دولت تندرو در آمریکا که تنها روزنه امید دار و دسته به گل نشسته رجوی می باشد نیز این وضع را تغییر نخواهد داد و برفرض آن که قدرت منطقه ای ایران را نپذیرد آمریکا به جنگی کشیده خواهد شد که صدها بار زیانبارتر از تحمل ایران خواهد بود.

هدف‌گذاری برای «تحکیم» مبانی وحدت و انسجام شورا، آشکار می‌سازد که استعفا از شورا موجبات نگرانی شدید رهبری مجاهدین را فراهم آورده است و عزم جدی دارند که در مقابل آن، همانند درخواستهای جدایی افراد مستقر در عراق مقاومت نمایند، به این منظور از افراد درخواست شده است در یک جلسه شورا شرکت نمایند و دلائل خود برای استعفا را ارائه دهند.

نکته دیگر این که قبض و بسط مجاهدین توسط فرانسه را فقط نباید مرتبط با امنیت داخلی فرانسه و یا در رابطه با ایران دانست، بلکه موضوعی است که به سیاست خارجی این کشور در قبال آمریکا نیز ربط دارد. کافی است به یاد بیاوریم که دستگیری مریم رجوی در زمانی صورت گرفت که نئوکانهای آمریکایی در عراق طرح دوستی با مجاهدین ریخته بودند و در حال حاضر که آمریکا در حال چراغ سبز دادن به ایران است، مجاهدین عزیز دردانه آنها می شوند، این رفتار اتفاقی و بی معنا نیست!

تشکیل دولت عراق با نخست وزیر و وزیر خارجه شیعه، بعد از آن همه سعایت و بدخواهی علیه دولت مالکی، عمیقاً مجاهدین را در خود فروبرد. برباد رفتن سرمایه‌گذاری‌هایی که روی عراق بعد از مالکی کرده بودند آنچنان آنها را آشفته و پریشان کرده است که حتی قدرت موضع گیری در این باره را ندارند. این برای چهارمین بار پس از سقوط صدام است که باند بعثی - مجاهدین، که با حداکثر ظرفیت و استفاده از تمام ابزارهای موجود کوشید تا اوضاع سیاسی عراق را به نفع خود بچرخاند، با سربه زمین می‌خورد و بور و خفیف می‌شود.

تا امروز شاهد عجز و لابه رهبری گروه تروریستی مجاهدین علیه دولت مالکی به بهانه «تکیه گاه رژیم» بودیم، اما بعد از این مواضع بقایای رجوی با چرخشی گسترده از داخل عراق به سمت جامعه جهانی و گلایه از «سهیم کردن ایران در مهار بحران عراق» خواهد بود. این شیون و زاری چیزی جز تلاش برای انکار قدرت منطقه‌ای ایران و نقش برجسته ایران علیه تروریسم و حقد و حسد آنان نسبت به موقعیت ایران نیست. که البته نمایشی از عقب‌ماندگی رهبری مجاهدین در تحلیل حوادث و رویدادهای عراق است.

پس دادن اشرف و تخلیه آن دومین واپس‌نشینی استراتژیکی رجوی بعد از سقوط صدام و پس از تحویل سلاح به نیروهای آمریکایی بود، با این تفاوت که به زعم رجوی سلاحها به دشمن دشمن مجاهدین تحویل می‌شد، اما اشرف دو دستی تقدیم دولت عراقی شد که آن نیز به زعم رجوی دوست دشمن مجاهدین است و به همین دلیل عقب نشینی‌ای عمیقاً شکننده تر و رقت آورتر از خلع سلاح بود.

جدیدترین مطالب

کانونهای فروپاشی درون فرقه رجوی

با ارزیابی دقیق اقدامات مجاهدین پس از انتقال به آلبانی در این عرصه ، با قاطعیت می‌توان گفت که ضریب نفوذ و ارتباط گیری آنان در اینترنت از دهه هشتاد...

مجاهدین در حال انقراض هستند

شبکه 4 انگلیس با پخش مستندی درباره فعالیت‌ ها و چگونگی تلاش مجاهدین برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران، عنوان می‌کند که اعضای این گروه به دلیل قوانین...

باندرجوی، چرخش ناگزیراز سرویس اطلاعاتی به بنگاه تبلیغاتی و نقش اسرائیل در آن

معنای اقدام اسرائیل برای محافظت از مجاهدین ( با توجه به همان سناریویی که اسرائیل اعلام کرد که دو تن از اعضای مجاهدین با احدی از اعضای سفارت ایران ارتباط...

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد.

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد. وقتی یک کمیته مرکزی مخفی شکل می‌گیرد، برای چه درست می شود؟ مسئولیت این کمیته و شبکه مخفی با...

سربازان پیاده آمریکا در اروپا

واقعیت آن است که مجاهدین خود بهتر از همه می دانند که دولتهای اروپایی با توجه به شناختی که از آنان دارند، صرفاً این گروه را یک مزاحم برای ایران...

مطالب پربازدید

Error: No articles to display