ناگفته نماند که رجوی با همین روش سالهاست که وعده‌های سرنگونی را تکرار و در نتیجه تعهد نامه ماندن افراد در تشکیلاتش را تمدید می‌کند و کسی جرأت ندارد در مقابل این رویه موضع گیری کند چرا که به شدیدترین شکلی سرکوب می شود.

آویزان شدن بقایای رجوی به کشورهای عربی نشان می‌دهد گزارشهایی که در مورد بکارگیری دار و دسته رجوی توسط این کشورها منتشر شده است، صحت ندارد و حتی آنان نیز اعتنایی به این دار و دسته ندارند و می دانند که از این گروه به گل نشسته کاری برنمی‌آید و برعکس آنان هستند که باید زیربغل این گروه را برای سرپا ماندن بگیرند!

بقایای رجوی، برای سرپوش گذاشتن بر بحران تشکیلاتی و حضور نامشروع و غیرقانونی‌شان در عراق طوری وانمود می‌کردند که گویی مشکل اصلی آنها شخص مالکی است، اما با درخواست اخیر مریم رجوی از آمریکا مشخص می‌شود که حضور مجاهدین در عراق از اساس با بحران همراه است و ربطی به این دولت و آن دولت ندارد و از قضا اکنون و با کنار رفتن مالکی بیش از گذشته احساس ترس می‌کنند.

اما آنچه بقایای رجوی طی روزهای اخیر برای لاپوشانی فضاحت دروغ گوئیهای رهبر عقیدتی شان بر روی آن بسیار تأکید می کنند و به ویژه سنابرق زاهدی در این برنامه با پلیس بازی بر روی آن مانور داد، ادعاهای یک عضو سابق وزارت اطلاعات به نام رضا ملک در باره آمار کشته شدگان است،‌فردی که عمده حرفهایش تکراری است و از روی دست رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی تقلب می کند.

اگر بنا بود جمهوری اسلامی آمار قربانیان حوادث تروریستی را از مأخذ و اسناد «سازمان مجاهدین خلق » استخراج کند و بر آن تکیه کند، عددی بالغ بر 200 هزار نفر را شامل می شد؛ اما جمهوری اسلامی نه تنها این کار را نکرده بلکه متکی بر مستندات دقیق و واقعی رقم 17160 هزار را اعلام کرده است و تأکید دارد که 12000 هزار نفر آن توسط مجاهدین ترور شده اند. یا در مقابل آمار «55 هزار کشته از مزدوران رژیم در عملیات فروغ جاویدان»، آمار 350 شهید را ( که وقعیت دارد) اعلام کرده است.

اگر این ادعا که افرادی نظیر محمدرضا روحانی، کریم قصیم، اسماعیل وفا یغمایی، ایرج مصداقی، همنشین بهار، ایرج شکری، حنیف حیدرنژاد، عاطفه اقبال و ... مزدور وزارت اطلاعات هستند هم درست باشد، باز جای تأمل دارد و تأییدی برای اقتدار سیستم اطلاعاتی ایران از سوی کینه توزترین دشمن آن است، ضمن آن که قابل نفوذ بودن تشکیلات رجوی را هم نمایان می سازد.

وقایع مهم دیگر نیز به فراخور نیاز در فواصل مختلف با روایت های جدید نقل می‌شود به این علت کاملاً بدیهی و همه کس فهم که رجوی از تصمیمات ابلهانه ای که گرفته است احساس حقارت نکند، این روایت جدید در حکم تزریق مسکن به نیروهای سرخورده نیز هست. از جمله وقایعی که بارها تغییر یافته ، عملیات فروغ جاویدان است که هر سال برای به رخ کشیدن فرماندهی بی همتای آن عملیات تاریخساز ابعاد «دقت در طرح ریزی عملیات»، «دست یابی به موفقیت ها» و «آثار سیاسی و اجتماعی» آن فربه تر می شود، عملیاتی که پساروایت‌گران آن، هرگاه به یاد می‌آورند که در چه کمینگاه و جهنمی گیرافتادند، هزاران بار رجوی را لعنت می‌کنند.

وقوف مجاهدین بر موقعیتی که در آن قرار گرفته اند، به خصوص فهم غیرممکن بودن جا زدن خود به عنوان یک گروه مخالف قدرتمند که مورد اقبال مردم ایران باشد، آنها را از نشئه ی«از این ستون به آن ستون فرج است» خارج کرده و به تلوتلو خوردن در تندباد حوادث کشانده است و بنابراین هیچ توفیری برایشان نمی‌کند که بارها و بارها وعده «سال و فصل» سرنگونی بدهند و غلط از آب درآید.

در مقابل اتخاذ چنین رویکردی که به معنای ناتوانی مجاهدین از عمل در صحنه داخلی و نداشتن پایگاه مردمی است، این سئوال پیش می آید که پس چرا دار و دسته رجوی آن را دنبال می‌کنند که در پاسخ بایستی گفت که فقط امیدواری به تشدید اختلافات تا سطح جنگ بین غرب با ایران است که آنها را وادار به اجرای چنین نمایشاتی می‌کند و از نظر رجوی باید در همین دوران مجاهدین را به عنوان تنها اپوزیسیون موجود به اثبات رساند تا انتخاب دیگری پیش روی غرب نباشد.

رهبری مجاهدین مثل مار از درد ناشی از این مذاکرات به خود می پیچد و هر کاری از دستش برمی‌آید برای اخلال در مسیر مذاکرات انجام می‌دهد، اما صورت خود را با ادعاهای عوامفریبانه‌ای، سرخ نگه داشته‌اند که یکی از آنها این است که «مجاهدین بودند که با لو دادن فعالیتهای هسته‌ای ایران این مذاکرات را بر ایران تحمیل کردند»

اما همراهی نکردن عنصر داخلی با منویات رهبری مجاهدین، موضوعی است که سرکردگان باندرجوی را به شدت آزار می‌دهد و هیچ راهی برای برون رفت از آن نمی یابند. این بحران از آنجا وارد مرحله‌ای کیفاً متفاوت شد که حربه کنترلی «انقلاب ایدئولوژیک» در اولین نمود خارجی و کارکردگرایانه‌اش با واکنش بسیار سخت افکارعمومی مواجه شد و به گل نشست؛ هنگامی که رجوی شخصاً به میدان آمد و پرونده‌ای را که به زعم خود در پروژه انقلاب ایدئولوژیک علیه آقای «قربانعلی حسین نژاد» گردآوری کرده بود گشود، در حقیقت برای اولین و آخرین بار توانست آن را به قصد مرعوب کردن عناصر داخلی به کار بگیرد.

برداشت های افراطی، ارتجاعی و غیر واقعی از اسلام و جهاد در راه خدا و سواستفاده جنسی از زنان تحت عناوین "نکاح جهادی" در گروه های تروریستی داعش و " محرمیت ایدئولوژیکی" در تشکیلات مجاهدین نقطه مشترک مواضع سیاسی و دینی این گروه هاست، اما آنچه واضح است وظیفه اصلی آنها، ترویج خشنونت، ترور و ایجاد ترس در جامعه برای بدست گرفتن حاکمیت و نابودی نسل بشر است.

درحالی که هدف اصلی همایش ویل پنت را حمایت از آزادسازی پادگان اشرف، محل نگه داری سابق اعضای سازمان مجاهدین در عراق و مبارزه با دولت ایران عنوان کرده بودند، مریم رجوی، رهبر مجاهدین، فرصت را برای حمله شدیدالحن به نوری المالکی، نخست وزیر عراق، غنیمت شمرد و از پیشروی های گروه تروریستی داعش در عراق ابراز شادمانی کرد.

سناریوی مصاحبه با فاکس نیوز از آنجا شکل گرفت که دوستان آمریکایی مجاهدین به آنها یادآوری کردند بزرگترین مانعی که آنها در آمریکا با آن مواجه هستند اشتهار آنان به عنوان یک فرقه خشونت طلب است و از این رو بایستی چاره ای برای زدودن چهره شان بیندیشند، بهترین راهی که به نظر رهبری مجاهدین رسید، لودگی در برابر انتقادات جدی و فرار از پاسخگویی به شیوه لجن پراکنی و مشابهت سازی خود با جنبش های مدنی آمریکا بود.

این همه به آن علت است که حزب الله اعتبارش را از مردمش و مقاومتش در برابر رژیم صهیونیستی می گیرد، در حالی که مجاهدین در موضع نادرست و استراتژی به کلی غلط خود علیه نظام ایران نیز موفق به چنین کاری نشدند،‌عاجز از کسب همراهی مردم، به دامان دشمنان ایران پناه برده و مهر بدنام ترین گروه در تاریخ ایران را بر پیشانی خود زدند تا آنجا که حتی دشمنان ایران نیز با اطلاع از عمق انزجار و تنفر مردم از دار و دسته رجوی جرأت نزدیک شدن به آنها را ندارند.

اما رویداد نوید بخش پس از انتخابات آن است که پس از آقای مالکی - که به احتمال بسیار زیاد دیگر نخست وزیر نخواهد شد - کسی خواهد آمد که به بقایای مجاهدین تفهیم خواهد شد مالکی فرشته نجات آنها بوده است!

نتیجه نهایی تلاش رجوی آن است که صرفاً تاریخ را وارونه روایت می کند، اما هیچگاه نمی تواند تاریخ را وارونه کند و از این رو برآیند کلی این سلسله از مباحث برای مخاطبی که سی سال گذشته را درک کرده است - به ویژه از نوع غربی اش - غلط کردم گویی رجوی از دست یازیدن به وحشی بازی و آدمکشی است؛ مخاطب اعتراف رجوی به شکست خوردگی در مصاف با جمهوری اسلامی از راه جمع آوری سیاه لشکر در بیابانهای عراق و ضجه و التماس او برای بازگشت دوباره به بازی را به وضوح می شنود.

اعضای محصور در تشکیلات مجاهدین با خود می‌اندیشند که چرا وقتی مسعود رجوی از جوانان تهران می خواهد که مراقب زندانیان زندانهای ایران باشند (اشاره به پیام مرداد 89 رجوی که از روز گذشته بارها در سیما و سایتهای مجاهدین منعکس شده است)، و اگردر تهران کسی هست که مخاطب رجوی قرار گیرد و از وی حرف شنوی دارد، ‌چرا او نمی‌خواهد که جوانان ایران فکری به حال زندانیان زندان لیبرتی بکنند و آنها را نجات دهند؟!

اما اگر جولیانی کمی هشیاری داشت پس از معرفی آن « جوانان» می فهمید آنچه مجاهدین ارائه می دهند، در حقیقت محصول زاد و ولد 30 سال قبل اعضای این گروه با پیوندهای عمیق تشکیلاتی است و مطلقاً معنای داشتن پایگاه اجتماعی در میان ایرانیان خارج از کشور را ندارد، توهمی که رهبری مجاهدین با تمام توان تبلیغاتی در پی القای آن است.

سفر اشتون در روز 8 مارس یکی از قلل نارضایتی مجاهدین و به خود پیچیدن آنها از شدت بی اعتباری این گروه و البته به خاطر حسادت زنانه مریم رجوی است. این انتقاد که در پی دیدار کاترین اشتون با چند زن در ایران و از جمله نرگس محمدی مطرح شد، ‌پیش از این باعث خشم رهبری مجاهدین شده و مقامات اروپا را به دلیل آن که هیچ اعتنایی به ادا و اطوارهای فمینیستی مریم رجوی نمی کنند به باد فحش و ناسزا گرفته بودند.

جدیدترین مطالب

کانونهای فروپاشی درون فرقه رجوی

با ارزیابی دقیق اقدامات مجاهدین پس از انتقال به آلبانی در این عرصه ، با قاطعیت می‌توان گفت که ضریب نفوذ و ارتباط گیری آنان در اینترنت از دهه هشتاد...

مجاهدین در حال انقراض هستند

شبکه 4 انگلیس با پخش مستندی درباره فعالیت‌ ها و چگونگی تلاش مجاهدین برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران، عنوان می‌کند که اعضای این گروه به دلیل قوانین...

باندرجوی، چرخش ناگزیراز سرویس اطلاعاتی به بنگاه تبلیغاتی و نقش اسرائیل در آن

معنای اقدام اسرائیل برای محافظت از مجاهدین ( با توجه به همان سناریویی که اسرائیل اعلام کرد که دو تن از اعضای مجاهدین با احدی از اعضای سفارت ایران ارتباط...

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد.

ورود به فاز نظامی از همان ابتدای انقلاب کلید زده شد. وقتی یک کمیته مرکزی مخفی شکل می‌گیرد، برای چه درست می شود؟ مسئولیت این کمیته و شبکه مخفی با...

سربازان پیاده آمریکا در اروپا

واقعیت آن است که مجاهدین خود بهتر از همه می دانند که دولتهای اروپایی با توجه به شناختی که از آنان دارند، صرفاً این گروه را یک مزاحم برای ایران...

مطالب پربازدید

Error: No articles to display