اگرچه آماده باش به چماقداران باندرجوی و بسیج آنان با هدف مهار جریان روشنگری جداشدگان و جلوگیری از اثرات آن بر روی اردوگاه های «اور» و «لیبرتی» صورت می‌گیرد، اما بدون شک عکس العمل این چنینی رجوی و بقایایش، ابعاد مسئله را گسترش داده و باعث توجه بیش از پیش ساکنان این اردوگاهها به اصل مطلب می شود، این واکنش همانند پژواک صدای جداشدگان عمل خواهد کرد.

ازسوی دیگر افکار عمومی جهان، چنان به جنایات و رفتار وحشیانه داعش و النصره واکنش نشان داد که هیچ وجاهتی برای حمایت از این گروه باقی نمی گذارد. اعضای داعش قلب انسانها را از سینه بیرون می کشند و آن را به دندان می کشند، به زنان تجاوز می کنند، کودکان را به دار می کشند، مردان را به جرم بلد نبودن فرائض اعدام می کنند، آنها را به دلیل حاضر نشدن در نماز اول وقت شلاق می زنند و ... لذا عربستان مجبور شده است غول خطرناکی را که خود به وجود آورده است،‌از خود براند.

اکنون رجوی با همان لجاجتی که سالها مبارزه بی حاصل با جمهوری اسلامی را ادامه داد به مصاف جداشدگان آمده است، آنها را کسانی می داند که به اعتبار او اعتبار یافته اند و حق ندارند کلامی در نقد او بر زبان بیاورند. اکنون به آنجایی رسیده که حاصل عمرش را برباد رفته می بیند، به مصافی آمده است که حاضر است هست و نیستش را به آتش بکشد اما پیروز از آن خارج شود... البته ضرب شستی که به زودی از درون تشکیلات خواهد خورد آنچنان زمین گیرش خواهد ساخت که تا مدتها نتواند قد راست کند.

«رژی دبره» می گوید مردم ایران هنوز خیلی چیزها را فراموش نکرده اند: «از ما پرسیدند: "تروریست ها[مجاهدین] کجا هستند؟ در ایران اند یا در فرانسه؟"... چرا نسبت به سلاح هسته ای اسرائیل سکوت کرده اید؟...چرا به صدام سلاح شیمیایی دادید؟...

همچنین در حالی که خانم توتو می گویدکار من ادامه مبارزه ماندلا و اسقف توتو است، اما باندرجوی در قبال سفر اسقف توتو به ایران خفقان گرفته و هیچ واکنشی نشان نمی دهد و در مقابل این سفر بسیار مهم از آنجا که با ایدئولوژی فاشیستی و تنفرآمیز این گروه همخوانی ندارد، از شدت عصبانیت سکوت کرد.

این است که بایستی هواداران علاف و اعضای درمانده گروه تروریستی مجاهدین با مشاهده این اتفاقات بفهمند که رجوی غرق در تخیلات دن کیشوتی، سالهاست آنها را در برهوتی قرار داده که عاقبت محتوم سرگردانی در آن جز مرگ نیست. برای تغییر این سرنوشت- نه به صورت فردی که در آن صورت جداشدن راه ممکنی است، بلکه برای تغییر سرنوشت تمام کسانی که اسیر رجوی هستند - تنها راه باقی مانده، قرار دادن رجوی در معرض سوالات و پافشاری برای جواب دادن شفاف و صریحش به هزاران سوالی است که پیرامون وعده های دروغی که تا به حال داده است، وجود دارد.

طبیعی است که حفظ موقعیت رجوی به طریق اولی حفظ موقعیت این افراد هم هست و به همین دلیل همواره به جای پاسخگویی صریح به انتقادات اعضای جداشده ، از رویه خائنانه رجوی حمایت می کنند و تلاش دارند تا وی را از پاسخگویی نجات دهند. حتی وقتی مانند این یکی (سیدی کاشانی) محمد حنیف نژاد را واسطه کند تا خیانتها و اشتباهات رجوی را موجه نماید:

اما سوال محتوم این است که آیا گروه تروریستی مجاهدین در حد و اندازه ای است که توان کنار هم نگه داشتن سیاستمداران سنی تندرو برای دراز مدت را داشته باشد. ضمن آن که دایره ارتباط مجاهدین با چهره های این جریان به خوبی نشان می دهد که از یک مقبولیت حداقلی برخوردار است و بسیاری از چهره های شاخص جریانات سنی حاضر نیستند زدو بندی با آنان داشته باشند، بلکه با حضور آنان در عراق هم مخالفند.

اینجاست که اوج حماقت و روان پریشی رهبری مجاهدین خود را نشان می دهد، وقتی که هم حزب الله و هم القاعده، هم حکومت اسد و هم النصره، هم حکومت مالکی و هم داعش را وابسته، دست ساز و مزدور ایران می داند و در حالی که تمام جهان منشاء و خاستگاه القاعده و داعش را می شناسند و از سویی پرت افتادگی خود و از سوی دیگر تضاد هیستریکش را با ایران که نشانه ای از ضعف مفرط و به گل ماندگی اش است را به نمایش می گذارد.

این که آیا نقش باند رجوی فقط در حد یک رسانه طرفدار وحوش سلفی و جنایتکاران وهابی باقی بماند و یا این که با آنان هم کاسه شود را گذشت زمان مشخص می کند، اما این که بنا بر ماهیت وحشی و ضدانسانی گروه تروریستی مجاهدین، باند آدمکش رجوی تصمیم گرفته که در کنار و یار القاعده باقی بماند تردید برنمی دارد.

اما رجوی از آنجا که منافق است، تقلا می کند تا چهره دیگری، نه آن دیکتاتور مریض مالیخولیایی که به همه بدبین و از مردم فراری و ترسان از به خطر افتادن زندگی اش، از خود نشان دهد. جنجال تبلیغاتی علیه خانواده ها و ایجاد موج جدیدی از اتهام زنی به خانواده ها، همه پس از افشا و نمایش مخفی گاه زیرزمینی وی به راه افتاد، تا افکارعمومی کمی از سخافت رفتارها و حیات ننگین و خودخواهانه وی در عین حال که نیروهایی را برای سلامت و حفظ جایگاه خود در کمپ لیبرتی به گروگان گرفته است، منحرف گردد.

البته رجوی هم چنان که در پیام 9 دی می گوید، کشاکش با خانواده ها، یونامی و صلیب سرخ را نبردسرنگونی می داند و لذا لجاجت وی را باید به حساب آن گذاشت که هنوز می خواهد خود را در مسیر مبارزه برای سرنگونی نشان دهد. پیام رجوی نشان می دهد که وی به شدت از لحاظ روانی آشفته است تا آنجا که قادر نیست که اوضاع وخیم فرقه اش را در عراق ببیند و دست وپا زدن برای زنده ماندن را نبرد سرنگونی می داند!

اما کیست که دست و پازدن رجوی، برای جبران حقارت ذاتی و بی اعتباری سیاسی اش را با پناه گرفتن در پشت نام این اشخاص و سواستفاده از اسم و رسم آنها نبیند و به راستی اگر این آقایان و سایر اعضای جداشده از شورا، اعتبارشان را از رجوی می گرفته اند، این یک نوع خیانت و دروغ آشکار نیست که مجاهدین در تعریف شورا، مدعی یک آلترناتیو فراگیر و متشکل از نیروهای مستقل می شوند؟

آنچه در این میان اهمیت دارد آن است که اعضا و هواداران بدبخت و سرخورده، بار دیگر چهره ضدبشری رجوی را بدون نقاب و آرایش دیدند و فهمیدند که جان هیچکس برای ارزشی ندارد و اوست که تصمیم می گیرد چه زمانی تعدادی از این افراد را برای پیشبرد مطامع و منافعش قربانی کند تا به اصطلاح از طرف مقابل امتیاز بگیرد.

پس از این رسوایی بزرگ، رجویها، به خاطر صدور دستور پایان اعتصاب غذا از این طایفه بدبخت طلبکار شده اند، به زودی تحلیل‌هایشان بیرون خواهد آمد که «اگر کسی در اثر اعتصاب غذا جان می داد رژیم و اضداد و بریدگان خوشحال می شدند و بیش از همه رژیم است که از این فرمان تاریخی خشمگین شده است و همه ما مدیون رجوی هستیم.»

بنظر میرسد مریم رجوی علاوه بر اعتیاد به بزرگ نمایی و دروغگویی به بیماری فراموشی نیز دچار شده و یادش رفته است که هدف از اعتصاب غذای مجاهدین در لیبرتی و چند کشور دیگر آزادی بی قید و شرط«7 گروگان اشرفی» بود که باید با آزادی آنها اعتصاب غذا پایان می‌یافت.

بنابراین در شرایط کنونی، رجوی حتی اگر بخواهد و حتی اگر اجازه داشته باشد نیز نمی تواند به اختفای خود پایان دهد و به احتمال بسیار زیاد رجوی دیگر دیده نخواهد شد و ای بسا که حتی مرگ وی نیز برای مدتی پنهان نگه داشته شود.

در چنین وضعیتی سوال این است که چرا سران مجاهدین که بهانه می آورند این مسائل حاشیه‌هایی است که دشمن تلاش دارد با وارد کردن ما در این مباحث، از تکاپویمان برای سرنگونی بکاهد، این گونه تمام عیار به جنگ معترضین آمده و مهار جداشدگان به مأموریت اصلی و اولویت اول آنها بدل شده است.

نکته جالب توجه در این جلسه که یکی از نمودهای برجسته شیادی و شارلاتان بازی دار و دسته رجوی است، سواستفاده از نام و یاد بزرگ مردی است که آوازه و شهرتش به خاطر نفی خشونت و مبارزه با نفرت و جنگ است، نلسون ماندلا.

اما گفته‌اید که اگر جنگ نمی‌افروختید صلح نمی‌شد و به همان سیاق اگر بلوای هسته ای به راه نمی‌انداختید، رژیم حاضر به توافق نمی‌شد. مطمئن باشید هر کسی که رفتار همین چند روز شما به هنگام «افشای پروژه اتمی» را دیده باشد به شما حق می‌دهد که این حرف را بزنید، اگر این کار نکنید از خشم خواهید ترکید، این ادعا فقط روزگار خنده دار شما را وامی‌نماید.

جدیدترین مطالب

آیا مجاهدین قادرند روش‌های خود را تغییر دهند

در حال حاضر، رقابت آلترناتیوهای رنگارنگی که به شیوه‌های مسالمت آمیز اعتقاد دارند و همچنین کسانی که مواضع آمریکا در قبال ایران را نادرست می دانند بیش از هر دوران...

جلسه " خطر حضور مجاهدین خلق در آلبانی" در پارلمان اروپا

پارلمان اروپا روزچهارشنبه 10 آوریل 2018 جلسه بزرگی تحت عنوان " خطرحضور مجاهدین خلق در آلبانی" در محل این پارلمان در بروکسل برگزارکرد. در این جلسه چند تن از نمایندگان...

شمخانی: جان بولتون «حقوق بگیر» مجاهدین خلق است

علی شمخانی دبیر شورای امنیت ملی ایران، «کیش شخصیت» و«علاقه جنون‌آمیز» دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا به مطرح شدن را از عوامل تاثیر گذار بر تصمیمات «ضد ایرانی» وی از...

جان بولتون به جای هربرت مک‌مستر رئیس شورای امنیت ملی آمریکا می‌شود

جان بولتون که حامی اقدام نظامی علیه ایران و کره شمالی است، در راس شورای امنیت ملی آمریکا قرار می‌گیرد.

کشف جدید «نابغه» مجاهدین؟!

مطلبی تحت عنوان «جشن پیروزی استراتژی کانونهای شورشی»؟؟!! از زبان مهدی ابریشمچی،  لمپن ترین عضو مجاهدین، در تاریخ 25/12/96 و در سایت رسمی این گروه درج گردید.

مطالب پربازدید

مریم رجوی و چالش «دختران خیابان انقلاب»

مسیح  علی نژاد مدیر صفحه فیسبوکِ فراخوان کشف حجاب بانوان با عنوان «آزادی‌های یواشکی زنان در ایران»، مدتی است موضوعی تحت عنوان «دختر خیابان انقلاب» را تبلیغ میکند.

سیاستمدارانی که خود را می فروشند

اسناد منتشر شده از پارلمان انگلیس نشان می دهد که توبی پرکینز نماینده حزب کارگر پارلمان انگلیس مبلغ 800پوند از شورای ملی مقاومت ایران با هدف شرکت در یک «همایش...

سازمان مجاهدین خلق؛ گروه انقلابی دیروز و عامل امپریالیسم امروز

تاریخچه خشونت آمیز سازمان مجاهدین خلق باعث شده تنها دوستان آنان کسانی باشند که می‎خواهند به هر قیمت ممکن، رژیم ایران را عوض کنند.

کشف جدید «نابغه» مجاهدین؟!

مطلبی تحت عنوان «جشن پیروزی استراتژی کانونهای شورشی»؟؟!! از زبان مهدی ابریشمچی،  لمپن ترین عضو مجاهدین، در تاریخ 25/12/96 و در سایت رسمی این گروه درج گردید.

شمخانی: جان بولتون «حقوق بگیر» مجاهدین خلق است

علی شمخانی دبیر شورای امنیت ملی ایران، «کیش شخصیت» و«علاقه جنون‌آمیز» دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا به مطرح شدن را از عوامل تاثیر گذار بر تصمیمات «ضد ایرانی» وی از...