1 مطلب جدید

با حساب آقای هزارخانی که چندان هم بیراه نیست، می ماند دار و دسته رجوی و چند مقام بازنشسته آمریکایی که حتی برای فعالیت حزبی هم دیگر پیرشده و تاریخ مصرفشان تمام شده و آخر عمری حقوق بگیر این گروه شده اند و بنا به سفارش رجوی حرفهایی می زنند که عملاً نه تأثیری دارد و نه خریداری .

مهم آن است که آمریکا که مجاهدین آن را طرف حساب اصلی خود می دانند و بدون اجازه و حضور نماینده این کشور هیچ توافقی را با سازمان ملل و دولت عراق انجام نمی دهند و به اجرا نمی گذارند، زبان قابل فهم برای رهبری این گروه را فهمیده است و سربزنگاه برای رفع موانعی که آنان برسر راه اقدامات سازمان ملل و دولت عراق ایجاد می کنند وارد صحنه شده و نقش ایفا می کند.

با همین وارونه نگری است که شوالیه باند رجوی به نبرد اپوزیسیون می رود و بهای خون مقتولین اردوگاه اشرف را از آنها طلب می کند که همانا سکوت در برابر ندانم کاریها و بی کفایتی های رجوی است و ادعا می کند که بازهم مجاهدین حاضرند نیروهایشان را قربانی کنند، به شرط آن که کسی در مقابل آنان ادعایی نداشته باشد.

یادآوری تعهدات آمریکا و وضعیت حفاظت شده از سوی رهبری مجاهدین نیز خود یک بی آبرویی دیگر است، آمریکا از این که به صورت غیرقانونی چنان تعهداتی را داده است، شانه خالی می کند، اما رجوی مرتباّ زدو بند با پنتاگونیستهای دولت بوش را به عنوان تعهد آمریکا یادآوری می کند که این هم نشانه بلاهت رجوی است، چرا که آن زدو بند اعتباری کمتر از یک نامه اداری معمولی دارد و هیچ التزام عملی ایجاد نمی کند.

به هر حال و اگر چه مجاهدین پس از 15 سال و در ازای هزینه بسیار هنگفت از لیست گروههای تروریستی آمریکا خارج شدند، اما نه تنها یکی از اهداف فوق محقق نشد، بلکه از زمان خروج از لیست به بعد کار برای مجاهدین هم در آمریکا و هم در عراق بسیار دشوارتر شده است.

به راستی اگر بناست که جان و مال کسی حفظ شود، اولویت با ایران و ایرانی است یا اعضای فرقه ای که آتش بیار معرکه جنگ و کشتار ایرانیان است؟ چرا باید برای کسانی تأسف خورد که کشتار زنان و کودکان ایرانی را برای رسیدن به قدرت مباح می شمارند و لحظه ای از توطئه و جنایت علیه ایران فرو گذار نیستند؟!

اما وقتی نوبت به توضیح در باره حضور و نگه داشتن آن 100 نفر در اردوگاه اشرف می رسد در یک توجیه منفعلانه مدعی ماندن داوطلبانه نیروهای قربانی شده در اردوگاه اشرف می شود که از اساس و صرفنظر از استراتژی بازگشت به اشرف، حتی در تضاد با عملکرد و برنامه اعلام شده مجاهدین برای فروش اموال و ضرورت باقی ماندن مسئولین مجاهدین برای نظارت بر آن می باشد، برنامه ای که می‌توانست از ابتدا به سازمان ملل واگذار شود و با دست برداشتن از لجبازی این تعداد نیز به کمپ لیبرتی منتقل شوند.

به اندازه کافی پول و سرمایه گردآورده‌اید که بازنشستگی بی دردسری داشته باشید، تجربه کسب و کار و تجارت‌های کلان هم که پیدا کرده‌اید و می‌توانید با ورود رسمی به فعالیتهای اقتصادی، هزینه رفاه و حفاظت از جان خود را پرداخت کنید.

تجمع ضد ایرانی دار و دسته ضدایرانی رجوی که با هماهنگی رژیم صهیونیستی و حضور چند نفر از اعضایش در نیویورک برگزار شد تا هنگام سخنرانی رئیس جمهور ایران، علیه کشورمان شعار بدهند، حتی مورد توجه یک ایرانی قرار نگرفت

تجربه نشان داده است که رهبری مجاهدین با وقاحت و بی شرمی تمام حاضر است زیر تمام ادعاهایش بزند، تمام افتخاراتش را لجن مال کند، تاکتیک که سهل است، استراتژی اش را هم حراج کند، ناموسش را دودستی تقدیم دشمنش کند و اگر لازم شد دامن بپوشد و خوش رقصی نماید و به همین غلط کردم گویی ها، افتخار کند.

صهیونیستها و مجاهدین که حیات خود را در بحران و جنگ می بینند، به شدت از مذاکره ایران و طرفهای غربی نگرانند و مأیوس از برباد رفتن سرمایه گذاریهایشان بر روی جنگ به این در و آن در می زنند که هر طور شده از آرام شدن اوضاع جلوگیری نمایند، به ویژه که از تهاجم نظامی آمریکا به سوریه نیز ناامید شده اند؛ از هر ابزاری در این مسیر بهره می گیرند.

واکنش مقاومتی رهبری مجاهدین آن است که خود را در تضادهای جامعه آمریکا در باره موضوع ایران تعریف کند تا از سیرقهری در این مسیر مصون بماند و خود را در طیف ضد ایرانی استتار کند و موجودی طبیعی نشان دهد که نیاز به تغییر دیگری ندارد.

پس از آن که رهبری گروه تروریستی در یک اقدام نسنجیده و با عصبانیت کامل منتقدان و مخالفان خود را تهدید به ترور و عملیات انتحاری کرد و مجدداً مسئولیت قتل فجیع تعدادی از شخصیت های ایرانی را برعهده گرفت؛ دستگاه منگول تبلیغاتی مجاهدین این اظهارات را از سایتهای خود پاک نمود.

واقعیت آن است که در میان این جریانات اسامی بسیار زیادی ازسهامداران، دلالان و حقوق بگیران کمپانیهای عظیم تسلیحاتی به چشم می خورد که سالهاست درآمدهای هنگفتی از رهگذر جنگ های پی در پی در منطقه و به ویژه فروش سلاح به کشورهای منطقه به بهانه تهدید ایران به جیب زده اند!

ترس مسعود رجوی البته ازآن هم هست که می داند اگر گیر بیفتد باید بیاید پشت تلویزیون جمهوری اسلامی و به کرده و نکرده اش اعتراف کند، مقاومت و شجاعت و قهرمانی هم که در قاموس او معنایی ندارد.

این روزها که در آستانه اولین سال حذف نام این گروه از فهرست گروههای تروریستی آمریکا قرار داریم، بایستی تصریح کرد رهبری مجاهدین، این بار نمی تواند با شیوه های فرصت طلبانه، موج سواری، بازارگرمی و ارائه خود برای خوش خدمتی به بیگانگان و پیش فرستادن بقیه برای دفاع از خود، امتیاز بگیرد.

مقامات سازمان ملل، آمریکا و دولت عراق نبایستی از کنار این تهدیدات بی تفاوت رد شوند و قبل از هرگونه جابجایی و اعزام این افراد خطرناک به سایر کشورها بایستی به تبعات این اقدام بیاندیشند.

نتیجه کلی این که در «وضعیت جدید» روند قضایا پس از ده سال به اینجا رسیده است که مجاهدین به زعم خود موانع سیاسی را برداشته اما امتیاز تشکیلات نظامی که قدرت چانه زنی آنها را بالا می‌برد، ندارند.

در حماقت رجوی همین بس که آن روی سکه این باور را نمی بیند. چرا که برفرض درگرفتن جنگ، شرایط مساعد و دلیل کافی برای نابودی مجاهدین فراهم خواهد شد، به این دلیل مبرهن که جنگ دو سو دارد و در صورت وقوع جنگ امنیت رژیم صهیونیستی، اقمار و وابستگان و مدافعینش هم یکسره به خطر خواهد افتاد.

بی تردید چشم گشودن بر روی واقعیت شخصیت رجوی، شرافتشان را بازسازی خواهد کرد تا لااقل دیگر وی را به عنوان یک رهبر سیاسی مخاطب قرار ندهند و بیهوده این امید که رجوی کسی است که باید از او امید تغییرات دمکراتیک و رعایت حقوق انسانها و احترام به شخصیت منتقدین را انتظار داشت در بین نیروهای حیران و سرگردان و سرخورده ایجاد نکنند و قبل از واداشتن وی برای پاسخ به سوالات موجود در باره عملکرد مجاهدین، خود به این سوال اساسی پاسخ بدهند که رجوی کدامیک از خصلتهای یک رهبر شرافتمند سیاسی را دارد؟

مقالات دیگر...

مطالب جدید

انتخابات ریاست جمهوری سال 96 و استیصال رهبران مجاهدین 

انتخابات ریاست جمهوری 96 خیلی از واقعیت ها را در مورد مجاهدین به نیز نمایش گذاشت و آنان را بیش از پیش در نزد مردم ایران و ایرانیان خارج از کشور بی آبرو کرد.

اعزام به خارج و بازگشت به ایران

 یکی از شگردهای انجمن ها این است که افراد را هر چه بیشتر و به بهانه های مختلف دور و بر خود نگهدارند تا در مواقع ضروری از آنها به عنوان سیاهی لشگر استفاده کنند و با گرفتن عکس و فیلم بگویند که این همه هواداران ما هستند.

عفو عمومی

 دو هفته بعد دومین گروه بزرگ ایرانی ها سوار بر اتوبوس ها زندان تیف را به مقصد ایران ترک کردند و نزدیک به 500 نفر از جنگجویان مجاهدین خلق که روزگاری علیه حکومت و مملکت شان سلاح کشیده بودند، با عفو عمومی که داده شده بود، دوباره به وطن شان باز می گشتند. 

عراقچی: آمریکا در دام آدرس های غلط و پرونده سازی های گمراه کننده نیفتد

معاون حقوقی و امور بین الملل وزیر امور خارجه گفت: دولت آمریکا در دام آدرس های غلط و پرونده سازی های گمراه کننده ای که از سوی تروریست ها و حامیان منطقه ای آنها برای ترویج ایران هراسی انجام می شود، نیفتد.

شورای مقاومت، وابستگی و هژمونی

بعد از اعلام فاز نظامی و حرکت مسلحانه ناکام مجاهدین خلق، مهمترین اقدام سازمان، خارج کردن ابوالحسن بنی صدر و مسعود رجوی از کشور بود. 

مطالب پربازدید