در این باره تنها چیزی که می توان گفت این است که اگرچه هیچ شکی در بی آبرویی و وطن فروشی این دار و دسته مفلوک نیست، اما عجب آن است که چرا اینقدر ناشیانه مزدوری خود برای صهیونیستها را به نمایش گذاشته و در کمال وقاحت خط و خطوط رژیم جنگ افروز و ضد ایرانی اسرائیل را آشکارا و مو به مو اجرا می کند و دست از لاپوشانی ارتباطش با این رژیم برداشته است؟!

اما رهبری مجاهدین موفق نشد تا ابعاد این زد و بندها را پنهان نگه دارد و صرفاً دست یافتن به موفقیت مقطعی و تنها راه چاره بودن را بهانه دفاع از خود قرار داد. آشکار شدن این روشها، علاوه بر این که منتقدینی پیدا کرد، باعث شد تا رهبری مجاهدین، بخشی از این اقدامات را به نیت طبیعی سازی و حتی نقطه قوت اقداماتش، آشکار کند و آهسته و به تدریج ( و تا حد زیادی ناخودآگاه) کنه روابطش را افشا کند.

اما رجوی چرا با این اطلاعات که در اختیار همگان قرار دارد، دست به کاری می زند که حاصل آن جز بی اعتباری نیست، به ویژه آنکه فردی را به صحنه می فرستد که زندگی شخصی اش، از آنجا که پیش از مسعود رجوی ، همسر مریم قجر عضدانلو(رجوی) بوده و در یک فرآیند ایدئولوژیک از همسرش طلاق می گیرد و مدافع ازدواج او با رجوی می شود، همواره عاملی برای جلب توجه بیشتر رسانه ها است؟

اگر بنا بود که رجوی از رهگذر تضاد آمریکا با ایران نصیبی ببرد، احتیاجی به قربانی کردن اعضای گروه پیدا نمی کرد؛ واقعیت آن است که آنچه می تواند یک جریان را در معادله دیپلماتیک مورد توجه قراردهد نقاط قوت آن است که دار و دسته ورشکسته رجوی فاقد آن و هرگونه قدرت اثرگذاری می باشند، این واقعیتی است که بیش از هر کس، سیاستمداران پراگماتیست ایالات متحده برآن واقف اند و از جمله همان کسانی که اکنون در جلسات مجاهدین و به نفع آنان موضع گیری می کنند.

اظهارات صریحاً ضدایرانی بقایای رجوی، که اکنون به مثابه بلندگو و رسانه تبلیغی جریان وهابی - سلفی تکفیری عمل می کند، تأثیر خوردن نان صدام و نتیجه خشم و غضبی است که از سرنگونی وی در آنها ایجاد شده است، البته ناگفته نماند که زمین گیرشدن القاعده در سوریه نیز مزید برعلت شده است، تا آنجا که مریم رجوی نیز همچون اربابان وهابی خود، از جنایت و کشتار در سوریه ناامید شده و اکنون در جستجوی یک راه حل برای پیشبرد اقدامات ضدایرانی خود هستند.

از آنجا که رجوی فکر می کند قطب عالم امکان است و مجاهدین در نوک پیکان تکامل قرار دارند، احتمالاً یکی از وظایف رئیس جمهور آمریکا را برعهده گرفتن رتق و فتق امور داخلی مجاهدین و پیداکردن افراد گمشده این گروه می داند؛ والّا که دلیلی وجود ندارد اوباما پاسخگوی زد و بندهای رجوی با نئوکانهای حاکم بر پنتاگون در دوران بوش باشد و به قول و قرارهای آنها عمل کند!

این اظهارات نتانیاهو که بسیار شبیه ادعاهای عجیب و غریب دار و دسته رجوی در باره مردم ایران است، موجی از انزجار جوانان ایرانی را در پی داشت، برخی از جوانان ایرانی پیام هایی در توییترشان منتشر کردندو نوشتند : «اگر نتانیاهو نمی داند که جوانان ایران شلوار جین می پوشند پس چگونه می داند که ایران در حال تلاش برای ساخت بمب هسته ای است؟

اسرائیل و عربستان خوب فهمیده اند که دنیا به سمت دیگری چرخیده است، از ادامه تحریم و وقوع جنگ ناامید شده اند، سیاست ضد ایرانی را با تقویت تروریسم قومی و تشدید اختلافات مذهبی، ‌پی‌گرفته اند. سیاست بی نتیجه و بارها آزموده شده که با سردمداری جنایتکاران القاعده و جندالله و جیش العدل، برای مردم منزجر کننده و تنفرانگیز است.

این رویه البته یک خطای فردی نیست، از یک حمایت سیستماتیک برخوردار است که ریشه تاریخی دارد و شاید همچنان واکنشی باشد به وادادگی رجوی در ساواک که آن هم به یمن رفتار متملقانه رفقایش خود را قهرمان تحمل شکنجه های سهمگین جازد، واکنشی باشد به این که هر بار فرار را بر قرار ترجیح داد، واکنشی باشد به نوکری صدام و ... در هر صورت آنهایی که امروز فحش نامه علیه منتقدین می‌نویسند، ناگزیرند برای زدودن سوابقشان و وارونه جلوه دادن آن، یقه خود را در حمایت از رجوی هر چه بیشترجر بدهند. آیا این مصداق «نفاق» نیست؟!

بهتر است تمام کسانی که ممکن است تحت تأثیر این گزارشها و سایر نمایشاتی که مجاهدین به راه می اندازند قرار بگیرند، بدانند که رجوی با دادن یک فرمان می تواند پایان اعتصاب غذایی را که خود دستور شروعش را داده است، اعلام کند و به این ترتیب از فاجعه ای که تعمداً در انتظارش نشسته و به نظر می رسد که این بار به دلیل وخامت اوضاع و بحران تشکیلاتی به هلاکت کمتر از دهها نفر از این افراد رضایت ندهد، جلوگیری نماید!

در آن زمان مجاهدین، خوردن بوی آمریکا به دماغ یک نفر را نشانه سازشکاری و مستوجب کیفر و محاکمه و مجازات می دانستند، نمونه اش درخواستهایی که برای محاکمه و مجازات امیرانتظام داشتند. رهبری مجاهدین چه دست و پایی می زد تا خود را ضدامپریالیست واقعی معرفی کند، افتخار قتل مستشاران آمریکایی را به نام خود ثبت کند و مصرانه از حاکمان می خواست به صف لیبی و یمن جنوبی و نیکاراگوئه در جبهه مبارزه ضدامپریالیستی بپیوندند.

جنگ طلبان با تحت فشار قراردادن مالکی نمی توانند آب طرحهای بربادرفته شان را دوباره به جوی عراق بازگردانند، حتی اگر آنگونه که مزدوران صدام - باندبعثی، مجاهدین - خواهانند، آمریکا کمکهایش را به عراق قطع کند،‌ بلکه با این کار، انفعال خود را در برابر نفوذ و قدرت ایران در عراق به موازات اعمال وحشیانه تروریستی که هر روز تعدادی بی گناه را در این کشور به کام مرگ می کشد، نشان می دهند.

اما رجوی در باره پیرو پاتالهای فرسوده ای که همچنان در کمپ لیبرتی باقی مانده اند، تصمیم درست و به جایی گرفته است، اگر بناست که نیرو و توان آنها در راه ضربه زدن به ایران و ایرانی به کارگرفته شود، بهتر است « بیش از 20درصد وزن خود را از دست بدهند... از بیخوابی، سردرد، سرگیجه، فقدان بینایی و شنوایی، درد ماهیچه ها، استخوانها و مفاصل و عدم تمرکز و برخی از آنها از ریسکهای جدی زندگی رنج ببرند.» نتیجه این تصمیم رجوی این خواهد بود که بعد از گذشت این دوران - حتی اگر فردا باشد - آثار سوء این رفتارهای زورگویانه و اجرای دستورات ابلهانه رجوی برای این عده که ابزار خیانتها و جنایتهای وی هستند چیزی جز هلاکت نخواهد بود.

اکنون زمان آن فرارسیده است که دولت آمریکا که طی ده سال گذشته نصایح کلیه کارشناسان، صاحب نظران و اعضای سابق این گروه را نشنیده گرفت و اعضای این گروه را تحت حفاظت قرار داد و مجوز دخالت سازمان ملل در این پرونده را صادر کرد، با استناد به نقض مفاد موافقتنامه 2003 و با تکیه بر ماهیت، عملکرد و مواضع این گروه، با آنها به عنوان مجرم رفتار کرده و به جای فرستاندن آنها به کشورهای اروپایی، استرداد آنها به ایران را تحت بررسی قرار دهد و در این مسیر در قبال جنجال قطعی اعضای لابی و حامیان این گروه مسئولانه رفتار کرده و یک پیام آشکار راجع به صحت ادعای « مبارزه با تروریسم » توسط دولت آمریکا مخابره نماید.

با دیده عبرت بین که به سرنوشت و روزگار هر کس که خود را به هر شکل به فرقه رجوی متصل کرد، نگریسته شود در این سی سال جز بدبختی، آوارگی، فلاکت و نفرت ماحصلی نداشته است. بی شک این به سبب خونهای ناحقی است که به فتوای رجوی بر زمین ریخته شد و ظلم های ناروایی است که مریدانش بر آن سکوت کردند.

از حق نباید گذشت که هر یک از افرادی که نامی از آنها رفت، برای یک جریان سیاسی سرمایه به حساب می آیند و هر چند بسیار دیر انتقادهایشان را مطرح کردند و در بسیاری از عملکرد رجوی شریکند، اما عمل به نصایح آنان می توانست رجوی را از بحران نجات دهد، علاوه بر آن فداکار بوده و نسبت به آنچه مورد پذیرش خودشان است - درست یا غلط- صادقانه رفتارمی کنند؛ در مقابل رجوی افرادی را به استخدام در آورد کم مایه و بدسابقه که حتی با خود وی صادق نیستند، باد به هر سو بوزد به همان سو سرک می کشند و اگر پولهای مجاهدین نرسد، برایشان بدتر از رجوی کسی نخواهد بود...

استحکام و اقتدار ایران که به رغم تمام تهدیدهای میان تهی، غرب را دچار ترس و مجبور به عقب نشینی از تهاجم نظامی کرده است نیز از جمله واقعیتهای تعیین کننده در این عرصه است، که رجویها با آن که از وجود آن به خوبی باخبرند و از درد حسادت از موقعیت ایران به خود می‌پیچیند، آن را در تحلیل ها کنار گذاشته و در تخیل دست یابی به قدرت فرو رفته اند.

به هر حال با مشاهده فضای موجود و عربده کشی های دار و دسته رجوی در شهرهای اروپا و فضای اینترنت به خوبی می‌توان فهمید که اولاً دار و دسته رجوی به عنوان یک گروه آنارشیست و چماقدار تثبیت شده که عنداللزوم توسط صهیونیستها و غربی ها به کارگرفته می شوند، دوماً استعداد و توانایی جز لات بازی- برآمده از ماهیت تروریستی -ندارد، سوماً این روزها به شدت از موفقیت دولت عراق برای بیرون انداختن آنها از اردوگاه اشرف خشمگین و عصبانی هستند، تا آنجا که چاره ای جز ایجاد مزاحمت و فحاشی برای خود نمی بینند.

میماند گزینه فریب دادن « رژیم»، رجوی می خواهد این پیام قطعی را تا اقصی نقاط ایران و از بالاترین تا پایین رده های حکومتی و دست اندرکاران رسانه و مردم عادی دریافت دارند که رهبری مجاهدین و بالاخص شخص ایشان دارای حماقت ذاتی است.

جدیدترین مطالب

آیا مجاهدین قادرند روش‌های خود را تغییر دهند

در حال حاضر، رقابت آلترناتیوهای رنگارنگی که به شیوه‌های مسالمت آمیز اعتقاد دارند و همچنین کسانی که مواضع آمریکا در قبال ایران را نادرست می دانند بیش از هر دوران...

جلسه " خطر حضور مجاهدین خلق در آلبانی" در پارلمان اروپا

پارلمان اروپا روزچهارشنبه 10 آوریل 2018 جلسه بزرگی تحت عنوان " خطرحضور مجاهدین خلق در آلبانی" در محل این پارلمان در بروکسل برگزارکرد. در این جلسه چند تن از نمایندگان...

شمخانی: جان بولتون «حقوق بگیر» مجاهدین خلق است

علی شمخانی دبیر شورای امنیت ملی ایران، «کیش شخصیت» و«علاقه جنون‌آمیز» دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا به مطرح شدن را از عوامل تاثیر گذار بر تصمیمات «ضد ایرانی» وی از...

جان بولتون به جای هربرت مک‌مستر رئیس شورای امنیت ملی آمریکا می‌شود

جان بولتون که حامی اقدام نظامی علیه ایران و کره شمالی است، در راس شورای امنیت ملی آمریکا قرار می‌گیرد.

کشف جدید «نابغه» مجاهدین؟!

مطلبی تحت عنوان «جشن پیروزی استراتژی کانونهای شورشی»؟؟!! از زبان مهدی ابریشمچی،  لمپن ترین عضو مجاهدین، در تاریخ 25/12/96 و در سایت رسمی این گروه درج گردید.

مطالب پربازدید

مریم رجوی و چالش «دختران خیابان انقلاب»

مسیح  علی نژاد مدیر صفحه فیسبوکِ فراخوان کشف حجاب بانوان با عنوان «آزادی‌های یواشکی زنان در ایران»، مدتی است موضوعی تحت عنوان «دختر خیابان انقلاب» را تبلیغ میکند.

سیاستمدارانی که خود را می فروشند

اسناد منتشر شده از پارلمان انگلیس نشان می دهد که توبی پرکینز نماینده حزب کارگر پارلمان انگلیس مبلغ 800پوند از شورای ملی مقاومت ایران با هدف شرکت در یک «همایش...

سازمان مجاهدین خلق؛ گروه انقلابی دیروز و عامل امپریالیسم امروز

تاریخچه خشونت آمیز سازمان مجاهدین خلق باعث شده تنها دوستان آنان کسانی باشند که می‎خواهند به هر قیمت ممکن، رژیم ایران را عوض کنند.

کشف جدید «نابغه» مجاهدین؟!

مطلبی تحت عنوان «جشن پیروزی استراتژی کانونهای شورشی»؟؟!! از زبان مهدی ابریشمچی،  لمپن ترین عضو مجاهدین، در تاریخ 25/12/96 و در سایت رسمی این گروه درج گردید.

شمخانی: جان بولتون «حقوق بگیر» مجاهدین خلق است

علی شمخانی دبیر شورای امنیت ملی ایران، «کیش شخصیت» و«علاقه جنون‌آمیز» دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا به مطرح شدن را از عوامل تاثیر گذار بر تصمیمات «ضد ایرانی» وی از...