1 مطلب جدید

با تکیه بر انبوه تجربه در سالیان گذشته و شناخت کافی از مجاهدین، باید گفت:  تبلیغات مجاهدین از آنجائی‌که صرفا برای مصرف داخل تشکیلات  است و مردم ایران هیچ نقشی در آن ندارند،  همیشه از خود مجاهدین شروع و به خود آنان نیز  ختم می‌شود.

حال در ورای همه این بازی‌های کودکانه و عوام فریبانه این سوال پیش می‌آید که چرا رهبر کوتوله و خودخوانده مجاهدین در آستانه انتخابات ایران اطلاعیه‌ای رسمی صادر نکرده و شخصا آنرا تحریم نمی‌کند و به جوانان خط نمی‌دهد که شورش کنند و انتخابات را بر هم ریزند؟

تغییر فاز از موضوع فعالیتهای هسته‌ای به بحث حقوق بشر در ایران از فردای توافق وین توسط مجاهدین را می‌توان تنها بهانه برای ادامه فعالیت تبلیغاتی این گروه در مقابل بر باد رفتن آرزوی ده ساله‌ی در گرفتن جنگ و پیشی گرفتن دیپلماسی فعال در روابط و مناسبات بین المللی دانست.

اما مهمترین نیاز رهبری مجاهدین به چنین وعده‌ای آن است که بدین وسیله از نیروهای بدبخت و محصور در اردوگاه تعهد هزارباره می‌گیرد که تشکیلات رجوی را ترک نکنند و کمی دیگر منتظر بمانند تا «خود رژیم سرنگون شود» و خود را در صورت تمایل برای ترک تشکیلات و اردوگاه، مستحق مرگ و نیستی بدانند و خائن و بی وجدان و مزدور بخوانند.

از این رو رهبری مجاهدین به عرصه تحولات منطقه از جمله در سوریه و یمن نه به عنوان صحنه‌ی واقعیت، بلکه به عنوان صفحه رؤیاهایش می‌نگرد و آن را برای بازیگران بین المللی که وجه روئین تن برایشان قائل است بازی برد و برای جمهوری اسلامی شیشه عمری می داند که به زمین خواهد خورد یک بازی باخت می داند!

بدین ترتیب رجوی سعی کرد با پاک کردن صورت مسئله بر اشتباهات تاریخی اش سرپوش بگذارد.البته کار بدین جا ختم نشده، تازه به دوران رسیده‌هایی هستند که می‌خواهند به عنوان چوب زیر بغل رجوی عمل کنند و خطاهای دهه‌های گذشته او را توجیه کنند.

به همین دلیل و برای کاستن از آبرو ریزی بیشتر، یک سین دیگر تحت عنوان «س= سرفرازی» به سفره هفت سینش اضاف کرد تا ضمن کمرنگ کردن شعار سرنگونی، خود را نیز از زیر بار قول سرنگونی به اعضا و هواداران این سازمان خلاص کند.

ولی آنچه قابل تامل است تناقض آشکار در رفتارهای دیوانه‌وار این گروه است. مجاهدین به خوبی می‌دانند که برگزاری مراسم‌های ملی و آئینی و باستانی هیچ نقطه تلاقی با مشروعیت نظام حاکم ندارد. ولی بدلیل نیازِ مبرمِ درون گروهی، رهبران مجاهدین مجبورند حتی شده با آتش چهارشنبه سوری هم صورت ناپاک خود را سرخ نگه دارند. و این فکر را القا کنند که مردم با فراخوان رهبران مجاهدین به خیابانها آمده اند.

در حال حاضر هم که خدمات شایان مجاهدین در پرونده هسته ای بار داده است و به برجام رسیده و انگار نه خانی آمده و نه خانی رفته و دیگر نمیشود از تشدید تضاد جهانی با ایران سخن گفت، بقایای رجوی گیر داده اند به عربستان که یا بیا و از ما حمایت کن و یا مخالفتت با ایران به نتیجه نخواهد رسید.

اکنون نیز مدتیست منتظر پیروزی داعش در سوریه نشسته است تا معادلات منطقه به هم بریزد و چیزی نصیبش شود. حتی شانس این را ندارد که نیروهایش را به سوریه بفرستد تا به داعش بپیوندند. چاره ای ندارد جز این که منتظر بنشیند، هر بار هم که چشم انداز پیروزی برای جبهه حامیان داعش پیدا می شود، رویداد دیگری کاملاً آن را از بین می برد.

اجرای برجام بایان عمر سیاسی مجاهدین نیز هست چرا که جایگزین کردن یک حرکت تاکتیکی مثل موضوع حقوق بشر با موضوع هسته ای - که سرمایه گذاری عظیم چندین ساله استراتژیکی سازمان برای شروع جنگی دیگر در منطقه بوده - یک فریب سیاسی بیش نیست و صرفا مصرف داخلی دارد.

«سرنگونی»، سال هاست که به یک شعار بی مصرف و بی محتوا که توسط رهبران نادان این گروه سر داده میشود تبدیل شده است و چیزی که از آن باقی مانده تنها یک نوشته بر روی یک تکه کاغذ است که هر سال بر سفره هفت سین مجاهدین تحمیل میشود.

این که «دیپلماسی خستگی ناپذیر» باندرجوی چه بوده است که تحت تأثیر آن تصمیم گیرندگان جنگ علیه عراق مجبور به فاش گویی می شوند را نویسنده ( که از اعضای مرکزیت گروه تروریستی مجاهدین است) به صراحت توضیح نمی دهد اما تلاش فراوانی می کند که مجاهدین را مخالف جنگ و اشغال عراق که هیچگاه و مطلقاً هیچگاه و در هیچ مقطعی رسماً و علناً نه آن را محکوم کردند و نه علیه آن موضع گیری نمودند، نشان دهد!

اما اصل موضوع این است که بقایای رجوی به شدت از مردم کینه دارند و علت عصبانیت آنان نیز که در جلسات خصوصی نیز به آن اشاره می کنند حضور مردم در انتخابات است. گروه تروریستی مجاهدین از همان زمان که مردم ایران در مقابل رژیم بعثی و صدام ایستادند و رفتار خائنانه این گروه بی نتیجه ماند، از آنان کینه به دل گرفته است.

نظرات و تمایلات مردم کشورها برای جنگ طلبان آمریکا هیچ ارزشی ندارد و آن ها تنها این هدف را دنبال می کنند تا با جا زدن نماینده هایی برای مردم، دستاویزی برای اجرای سیاست های خود به دست آورند. تبعیدی ها ادعا می کنند از طرف مردمشان صحبت می کنند و حامیانشان در اینجا وانمود می کنند که دروغ آن ها را باور کرده اند. جنگ طلبان در سال 2009 از اعتراضات «جنبش سبز» در ایران حمایت کردند، زیرا آن را به غلط فرصتی برای بی ثبات سازی و حتی براندازی حکومت می پنداشتند. از این رو، آن ها از اوباما انتقاد می کردند که چرا در حمایت از معترضین «کم گذاشته»، فرصت براندازی را «تباه» کرده است.

اکنون این سوال پیش می‌آید اگر واقعاً این‌طور بود و رهبران مجاهدین چنین پیش‌بینی را در خصوص انتخابات می‌کردند و چنین اخباری بدست آنان می‌رسید، چرا با صدور اطلاعیه‌ای آنرا رسماً تحریم نکردند تا نتایج بهتری از این همه سگ دو زدن‌هایشان بگیرند؟

این ادعا که چون فلان گروه از خانواده ها و افراد توسط جمهوری اسلامی مأمور شده اند که تقاضای ملاقات با خانواده هایشان را داشته باشند، بر فرض صحت هیچ نقطه منفی برای آن خانواده ها به حساب نمی آید، حتی یک مأمور نیز بدون آن که فحش بشنود، بدون آن که لجن مال شود و یا در تنهایی بمیرد نیز حق ملاقات با همسر و فرزندانش را دارد.

حقیقت این است که کشته شدن اشرف ربیعی و موسی خیابانی برخلاف باور آن روزهای هواداران ساده اندیش - نه رهبری شیاد مجاهدین- راه هیچ انقلابی را نگشود و از قضا بساط مجاهدین در داخل کشور را هم جمع کرد. اما این که مریم رجوی امروز و سی و چهار سال پس از مرگ آنها دارد چنین حرفی می زند منظورش همان انقلاب ایدئولوژیک است که در مقایسه با انقلاب اجتماعی حکایت همان طوفان در فنجان است؛ آن هم فنجان تشکیلات رجوی!

اما نکته بسیار مهم که ظاهراً احمق های حاکم بر گروه تروریستی مجاهدین چاره ای جز تن دادن به آن ندارند، همانا اعتراف بر قدرت و نقش آفرینی ایران در این بحران است که با زبانی معکوس و وارونه آن هم به سبب بالا بردن قیمت خود به آن اعتراف می کنند.

مقالات دیگر...

مطالب جدید

انتخابات ریاست جمهوری سال 96 و استیصال رهبران مجاهدین 

انتخابات ریاست جمهوری 96 خیلی از واقعیت ها را در مورد مجاهدین به نیز نمایش گذاشت و آنان را بیش از پیش در نزد مردم ایران و ایرانیان خارج از کشور بی آبرو کرد.

اعزام به خارج و بازگشت به ایران

 یکی از شگردهای انجمن ها این است که افراد را هر چه بیشتر و به بهانه های مختلف دور و بر خود نگهدارند تا در مواقع ضروری از آنها به عنوان سیاهی لشگر استفاده کنند و با گرفتن عکس و فیلم بگویند که این همه هواداران ما هستند.

عفو عمومی

 دو هفته بعد دومین گروه بزرگ ایرانی ها سوار بر اتوبوس ها زندان تیف را به مقصد ایران ترک کردند و نزدیک به 500 نفر از جنگجویان مجاهدین خلق که روزگاری علیه حکومت و مملکت شان سلاح کشیده بودند، با عفو عمومی که داده شده بود، دوباره به وطن شان باز می گشتند. 

عراقچی: آمریکا در دام آدرس های غلط و پرونده سازی های گمراه کننده نیفتد

معاون حقوقی و امور بین الملل وزیر امور خارجه گفت: دولت آمریکا در دام آدرس های غلط و پرونده سازی های گمراه کننده ای که از سوی تروریست ها و حامیان منطقه ای آنها برای ترویج ایران هراسی انجام می شود، نیفتد.

شورای مقاومت، وابستگی و هژمونی

بعد از اعلام فاز نظامی و حرکت مسلحانه ناکام مجاهدین خلق، مهمترین اقدام سازمان، خارج کردن ابوالحسن بنی صدر و مسعود رجوی از کشور بود. 

مطالب پربازدید