حقیقت این است که کشته شدن اشرف ربیعی و موسی خیابانی برخلاف باور آن روزهای هواداران ساده اندیش - نه رهبری شیاد مجاهدین- راه هیچ انقلابی را نگشود و از قضا بساط مجاهدین در داخل کشور را هم جمع کرد. اما این که مریم رجوی امروز و سی و چهار سال پس از مرگ آنها دارد چنین حرفی می زند منظورش همان انقلاب ایدئولوژیک است که در مقایسه با انقلاب اجتماعی حکایت همان طوفان در فنجان است؛ آن هم فنجان تشکیلات رجوی!

حال در ورای همه این بازی‌های کودکانه و عوام فریبانه این سوال پیش می‌آید که چرا رهبر کوتوله و خودخوانده مجاهدین در آستانه انتخابات ایران اطلاعیه‌ای رسمی صادر نکرده و شخصا آنرا تحریم نمی‌کند و به جوانان خط نمی‌دهد که شورش کنند و انتخابات را بر هم ریزند؟

اما مهمترین نیاز رهبری مجاهدین به چنین وعده‌ای آن است که بدین وسیله از نیروهای بدبخت و محصور در اردوگاه تعهد هزارباره می‌گیرد که تشکیلات رجوی را ترک نکنند و کمی دیگر منتظر بمانند تا «خود رژیم سرنگون شود» و خود را در صورت تمایل برای ترک تشکیلات و اردوگاه، مستحق مرگ و نیستی بدانند و خائن و بی وجدان و مزدور بخوانند.

بدین ترتیب رجوی سعی کرد با پاک کردن صورت مسئله بر اشتباهات تاریخی اش سرپوش بگذارد.البته کار بدین جا ختم نشده، تازه به دوران رسیده‌هایی هستند که می‌خواهند به عنوان چوب زیر بغل رجوی عمل کنند و خطاهای دهه‌های گذشته او را توجیه کنند.

اما اگر رجوی به هر دلیل دیگری از بین برود، مثلاً به مرگ طبیعی و یا به دلیل ابتلا به یک بیماری و یا بر اثر ایست قلبی ناشی از زیاده روی در «رقص رهایی» آن وقت مجاهدین چه خواهند کرد؟

در حال حاضر هم که خدمات شایان مجاهدین در پرونده هسته ای بار داده است و به برجام رسیده و انگار نه خانی آمده و نه خانی رفته و دیگر نمیشود از تشدید تضاد جهانی با ایران سخن گفت، بقایای رجوی گیر داده اند به عربستان که یا بیا و از ما حمایت کن و یا مخالفتت با ایران به نتیجه نخواهد رسید.

اجرای برجام بایان عمر سیاسی مجاهدین نیز هست چرا که جایگزین کردن یک حرکت تاکتیکی مثل موضوع حقوق بشر با موضوع هسته ای - که سرمایه گذاری عظیم چندین ساله استراتژیکی سازمان برای شروع جنگی دیگر در منطقه بوده - یک فریب سیاسی بیش نیست و صرفا مصرف داخلی دارد.

این که «دیپلماسی خستگی ناپذیر» باندرجوی چه بوده است که تحت تأثیر آن تصمیم گیرندگان جنگ علیه عراق مجبور به فاش گویی می شوند را نویسنده ( که از اعضای مرکزیت گروه تروریستی مجاهدین است) به صراحت توضیح نمی دهد اما تلاش فراوانی می کند که مجاهدین را مخالف جنگ و اشغال عراق که هیچگاه و مطلقاً هیچگاه و در هیچ مقطعی رسماً و علناً نه آن را محکوم کردند و نه علیه آن موضع گیری نمودند، نشان دهد!

نظرات و تمایلات مردم کشورها برای جنگ طلبان آمریکا هیچ ارزشی ندارد و آن ها تنها این هدف را دنبال می کنند تا با جا زدن نماینده هایی برای مردم، دستاویزی برای اجرای سیاست های خود به دست آورند. تبعیدی ها ادعا می کنند از طرف مردمشان صحبت می کنند و حامیانشان در اینجا وانمود می کنند که دروغ آن ها را باور کرده اند. جنگ طلبان در سال 2009 از اعتراضات «جنبش سبز» در ایران حمایت کردند، زیرا آن را به غلط فرصتی برای بی ثبات سازی و حتی براندازی حکومت می پنداشتند. از این رو، آن ها از اوباما انتقاد می کردند که چرا در حمایت از معترضین «کم گذاشته»، فرصت براندازی را «تباه» کرده است.

این ادعا که چون فلان گروه از خانواده ها و افراد توسط جمهوری اسلامی مأمور شده اند که تقاضای ملاقات با خانواده هایشان را داشته باشند، بر فرض صحت هیچ نقطه منفی برای آن خانواده ها به حساب نمی آید، حتی یک مأمور نیز بدون آن که فحش بشنود، بدون آن که لجن مال شود و یا در تنهایی بمیرد نیز حق ملاقات با همسر و فرزندانش را دارد.

اما نکته بسیار مهم که ظاهراً احمق های حاکم بر گروه تروریستی مجاهدین چاره ای جز تن دادن به آن ندارند، همانا اعتراف بر قدرت و نقش آفرینی ایران در این بحران است که با زبانی معکوس و وارونه آن هم به سبب بالا بردن قیمت خود به آن اعتراف می کنند.

و بالاخره روز 16 آذر هم رسید و کسی به فریب کاریهای مجاهدین گوش فرا نداد و هیچ اتفاق خاصی هم که مجاهدین وعده آنرا می دادند نیفتاد و یک بار دیگر رهبری مجاهدین بور شد.

حضور نیافتن دانشجویان در طول یک هفته منتهی به 16 آذر که مورد نظر مجاهدین و خواسته شده در فراخوان کذایی بود را با بهانه هایی همچون لغو مراسم از سوی فلان دانشگاه و سرکوب و ...(که از اساس دروغ است) به اصطلاح موجه نشان داد و دستگاه منگول تبلیغاتی مجاهدین تلاش نمود تا صورت خود را با سیلی سرخ نگه دارد!

نکته قابل تأمل دیگر این که وضعیت امروز مجاهدین در عراق، حاصل مواقتنامه هایی است که اعضای این گروه با آمریکا امضا کردند و تعهداتی است که این کشور در قبال آنها پذیرفته است، پروسه انتقال نیز چیزی خارج از این روند نیست و به طور کلی آمریکا تمام راههای ممکن برای انتقال آنها را رفته است و آنچه در حال حاضر انجام می شود نتیجه توجه و تلاش آمریکاست.

مجاهدین عادت کرده اند لقمه را دور سرشان بچرخانند و در دهانشان بگذارند، اصولاً سرراست نیستند و ذاتاً دروغگو؛ تا خرخره گرفتار در منجلاب بدبختی و بحران هستند و محتاج آویزان شدن به کشوری که آنها را مثل صدام زیر بال و پر بگیرد، اما به طرف مقابل می گویند که برای نجات خودت بیا و ما را حمایت کن. انگار که بقیه اوضاع زار آنها را نمی‌بینند و منتظرند که دستور از جانب رهبری عقیدتی صادر شود تا اجابت کنند!

یکی از راه هایی که داعش حمایت مالی یا کمک های نقدی دریافت می کرده از طریق عربستان سعودی بوده است. به این ترتیب که یک شرکت تجاری وابسته به طارق الهاشمی، معاون سابق رئیس جمهوری عراق در بانکی در لندن به عنوان شریک تجاری شرکتی دیگرحساب مشترک داشته و پول ها به این شرکت واریز می شده و سپس طارق الهاشمی این اموال را به صورت اقساط به حساب عزت الدوری، در یکی از بانک های اقلیم کردستان واریز می کرده و بعد از آن این پول ها از طریق قسط های متعدد در اختیار رهبران داعش قرار گرفته است.

 این عضو باندرجوی، عاجزانه و ملتمسانه می خواهد که غربیها نه تنها به ایران حمله کنند، بلکه با پس زدن شورای ملی مقاومت ( که این روزها به جای آنکه یارشاطر رجوی باشد بارخاطروی است) گروه مجاهدین را به عنوان جایگزین به حساب بیاورند.

هم‌جبهگی با داعش بالاتر از این که رجوی اذعان می کند قصد انحراف افکار غربیها از خطر داعش را داشته است. البته این اعترافی از سر درد و سوزش است که ناتوان از به راه انداختن جنگی علیه کشورمان به بهانه بنیادگرایی غربی‌ها را ملامت می کند.

در مقابل، جداشدگان به ایران آمده و از ایران به اروپا رفته، با اصرار تمام تلاش دارند که اسم و رسم سازمان مجاهدین را با افزودن پسوند «منشعبین از فرقۀ رجوی»، زنده نگهدارند. شاید به این دلیل که از خود اعاده حیثیت کنند و شاید هم ساده انگارانه گمان می کنند سازمان حنیف نژاد چیزی است و سازمان رجوی چیزی و از جنسی دیگر!

واقعیت این است که رهبری مجاهدین از دیرباز تا کنون حتی یک ذره هم با نیروهایش صداقت و وفا نداشته و همواره آنها با توجیه های مختلف ( و دهان پرکنی مثل اصل حداقل اطلاعات، تست اعضا و یا انگیزه دادن و تلاش برای نگه داشتن نیرو) نامحرمترین و حتی دشمن محسوب شده و می شوند.

جدیدترین مطالب

رجوی از قرار گرفتن در برابر عدالت می ترسد یا جانش؟

گردانندگان مجاهدین آنقدر اعضایشان را تحت فشار می گذارند که به هیچ وجه نباید از بود و نبود یک نفر سؤال کنند چه برسد به رجوی؛ در غیر این صورت...

قطع مستمری رهاشده ها و غلط کردم گفتن های مریم رجوی

اما باز هم رجوی اشتباه محاسبه جدی داشت و این کار به ضد خودش تبدیل شد. همین کار رجوی باعث شد تمام جدا شده ها متحد و یکسو شوند و...

کد دادن باند رجوی به داعش

این حرکت که با مرور فیلم ها، تعمدی و دستوری بودن آن آشکارا مشخص است، چرا توسط این فرد انجام می شود؟آیا این اعلام همبستگی با داعش به حساب می...

اعترافات تکان دهنده ی بتول سلطانی

من در حالی که شوکه شده بودم و سردرد عجیبی گرفته بودم باز هم فکر می کردم که این آزمایش است، مگر ممکن است که یک رهبر ایدئولوژیک تا این...

جانیان آدمکشی که به نام مدافع دمکراسی به دنیا قالب می شوند

لابیست‌های ضدبشر کنگره و سنای آمریکا و رسانه‌های دست راستی ایالات متحده، همین خواب را برای مردم ایران و با طراحی برای قالب کردن مریم رجوی و دار و دسته...

مطالب پربازدید

آیا مریم رجوی بازجویی شد؟

سفارت آمریکا در تیرانا هدف سناتورهای آمریکایی از سفر به این کشور را مبارزه با تروریسم و افراط گرایی خشونت آمیز اعلام کرد و خبرگزاری رسمی دولت آلبانی سفر اين...

دار و دسته رجوی چه می خواهند؟

مریم رجوی در تجمع گروه تروریستی مجاهدین در ویلپنت، خطوط اصلی استراتژی باندرجوی را بیان کرد. خطوطی که در ذات خود دچار تناقض و نفاق است و با تحلیل محتوا...

240 عضو جداشده از مجاهدین در آلبانی

هم اکنون حدود ۲۴۰ نفر از اعضای مجاهدین خلق جدا از این سازمان در تیرانا ساکن هستند که پلیس و وزارت کشور با آنان در ارتباط می باشند و حرفهای...

چرا دوباره مجاهدین به اردوگاه پناه میبرند؟

مسئله مهم این است که گردانندگان باند بدنام رجوی، با جمع بندی این وضعیت به این نتیجه رسیده اند که اولاً این نیروها نباید با جامعه آلبانی ارتباطی داشته باشند،...

دستاوردهای بزرگ و بی نظیر کهکشان ویلپنت

در آن سوی اقیانوس اما وقتی اعضای ضدایرانی ترین دولت آمریکا بحث چگونگی تقابل با ایران را بررسی می کردند، حتی حاضر نشدند به گزینه ای به نام مجاهدین فکر...