انگار که سازمان ملل و نماینده اش فقط وقتی مورد تأیید هستند و درست حرکت می کنند که طرفدار منافع تروریستهای سوری باشند آن هم هنگامی که با شارلاتانیسم دولت رسمی سوریه را متهم به اشغال خاک خود می‌کنند!

با تکیه بر انبوه تجربه در سالیان گذشته و شناخت کافی از مجاهدین، باید گفت:  تبلیغات مجاهدین از آنجائی‌که صرفا برای مصرف داخل تشکیلات  است و مردم ایران هیچ نقشی در آن ندارند،  همیشه از خود مجاهدین شروع و به خود آنان نیز  ختم می‌شود.

تغییر فاز از موضوع فعالیتهای هسته‌ای به بحث حقوق بشر در ایران از فردای توافق وین توسط مجاهدین را می‌توان تنها بهانه برای ادامه فعالیت تبلیغاتی این گروه در مقابل بر باد رفتن آرزوی ده ساله‌ی در گرفتن جنگ و پیشی گرفتن دیپلماسی فعال در روابط و مناسبات بین المللی دانست.

از این رو رهبری مجاهدین به عرصه تحولات منطقه از جمله در سوریه و یمن نه به عنوان صحنه‌ی واقعیت، بلکه به عنوان صفحه رؤیاهایش می‌نگرد و آن را برای بازیگران بین المللی که وجه روئین تن برایشان قائل است بازی برد و برای جمهوری اسلامی شیشه عمری می داند که به زمین خواهد خورد یک بازی باخت می داند!

به همین دلیل و برای کاستن از آبرو ریزی بیشتر، یک سین دیگر تحت عنوان «س= سرفرازی» به سفره هفت سینش اضاف کرد تا ضمن کمرنگ کردن شعار سرنگونی، خود را نیز از زیر بار قول سرنگونی به اعضا و هواداران این سازمان خلاص کند.

ولی آنچه قابل تامل است تناقض آشکار در رفتارهای دیوانه‌وار این گروه است. مجاهدین به خوبی می‌دانند که برگزاری مراسم‌های ملی و آئینی و باستانی هیچ نقطه تلاقی با مشروعیت نظام حاکم ندارد. ولی بدلیل نیازِ مبرمِ درون گروهی، رهبران مجاهدین مجبورند حتی شده با آتش چهارشنبه سوری هم صورت ناپاک خود را سرخ نگه دارند. و این فکر را القا کنند که مردم با فراخوان رهبران مجاهدین به خیابانها آمده اند.

اکنون نیز مدتیست منتظر پیروزی داعش در سوریه نشسته است تا معادلات منطقه به هم بریزد و چیزی نصیبش شود. حتی شانس این را ندارد که نیروهایش را به سوریه بفرستد تا به داعش بپیوندند. چاره ای ندارد جز این که منتظر بنشیند، هر بار هم که چشم انداز پیروزی برای جبهه حامیان داعش پیدا می شود، رویداد دیگری کاملاً آن را از بین می برد.

«سرنگونی»، سال هاست که به یک شعار بی مصرف و بی محتوا که توسط رهبران نادان این گروه سر داده میشود تبدیل شده است و چیزی که از آن باقی مانده تنها یک نوشته بر روی یک تکه کاغذ است که هر سال بر سفره هفت سین مجاهدین تحمیل میشود.

اما اصل موضوع این است که بقایای رجوی به شدت از مردم کینه دارند و علت عصبانیت آنان نیز که در جلسات خصوصی نیز به آن اشاره می کنند حضور مردم در انتخابات است. گروه تروریستی مجاهدین از همان زمان که مردم ایران در مقابل رژیم بعثی و صدام ایستادند و رفتار خائنانه این گروه بی نتیجه ماند، از آنان کینه به دل گرفته است.

اکنون این سوال پیش می‌آید اگر واقعاً این‌طور بود و رهبران مجاهدین چنین پیش‌بینی را در خصوص انتخابات می‌کردند و چنین اخباری بدست آنان می‌رسید، چرا با صدور اطلاعیه‌ای آنرا رسماً تحریم نکردند تا نتایج بهتری از این همه سگ دو زدن‌هایشان بگیرند؟

حقیقت این است که کشته شدن اشرف ربیعی و موسی خیابانی برخلاف باور آن روزهای هواداران ساده اندیش - نه رهبری شیاد مجاهدین- راه هیچ انقلابی را نگشود و از قضا بساط مجاهدین در داخل کشور را هم جمع کرد. اما این که مریم رجوی امروز و سی و چهار سال پس از مرگ آنها دارد چنین حرفی می زند منظورش همان انقلاب ایدئولوژیک است که در مقایسه با انقلاب اجتماعی حکایت همان طوفان در فنجان است؛ آن هم فنجان تشکیلات رجوی!

حال در ورای همه این بازی‌های کودکانه و عوام فریبانه این سوال پیش می‌آید که چرا رهبر کوتوله و خودخوانده مجاهدین در آستانه انتخابات ایران اطلاعیه‌ای رسمی صادر نکرده و شخصا آنرا تحریم نمی‌کند و به جوانان خط نمی‌دهد که شورش کنند و انتخابات را بر هم ریزند؟

اما مهمترین نیاز رهبری مجاهدین به چنین وعده‌ای آن است که بدین وسیله از نیروهای بدبخت و محصور در اردوگاه تعهد هزارباره می‌گیرد که تشکیلات رجوی را ترک نکنند و کمی دیگر منتظر بمانند تا «خود رژیم سرنگون شود» و خود را در صورت تمایل برای ترک تشکیلات و اردوگاه، مستحق مرگ و نیستی بدانند و خائن و بی وجدان و مزدور بخوانند.

بدین ترتیب رجوی سعی کرد با پاک کردن صورت مسئله بر اشتباهات تاریخی اش سرپوش بگذارد.البته کار بدین جا ختم نشده، تازه به دوران رسیده‌هایی هستند که می‌خواهند به عنوان چوب زیر بغل رجوی عمل کنند و خطاهای دهه‌های گذشته او را توجیه کنند.

اما اگر رجوی به هر دلیل دیگری از بین برود، مثلاً به مرگ طبیعی و یا به دلیل ابتلا به یک بیماری و یا بر اثر ایست قلبی ناشی از زیاده روی در «رقص رهایی» آن وقت مجاهدین چه خواهند کرد؟

در حال حاضر هم که خدمات شایان مجاهدین در پرونده هسته ای بار داده است و به برجام رسیده و انگار نه خانی آمده و نه خانی رفته و دیگر نمیشود از تشدید تضاد جهانی با ایران سخن گفت، بقایای رجوی گیر داده اند به عربستان که یا بیا و از ما حمایت کن و یا مخالفتت با ایران به نتیجه نخواهد رسید.

اجرای برجام بایان عمر سیاسی مجاهدین نیز هست چرا که جایگزین کردن یک حرکت تاکتیکی مثل موضوع حقوق بشر با موضوع هسته ای - که سرمایه گذاری عظیم چندین ساله استراتژیکی سازمان برای شروع جنگی دیگر در منطقه بوده - یک فریب سیاسی بیش نیست و صرفا مصرف داخلی دارد.

این که «دیپلماسی خستگی ناپذیر» باندرجوی چه بوده است که تحت تأثیر آن تصمیم گیرندگان جنگ علیه عراق مجبور به فاش گویی می شوند را نویسنده ( که از اعضای مرکزیت گروه تروریستی مجاهدین است) به صراحت توضیح نمی دهد اما تلاش فراوانی می کند که مجاهدین را مخالف جنگ و اشغال عراق که هیچگاه و مطلقاً هیچگاه و در هیچ مقطعی رسماً و علناً نه آن را محکوم کردند و نه علیه آن موضع گیری نمودند، نشان دهد!

نظرات و تمایلات مردم کشورها برای جنگ طلبان آمریکا هیچ ارزشی ندارد و آن ها تنها این هدف را دنبال می کنند تا با جا زدن نماینده هایی برای مردم، دستاویزی برای اجرای سیاست های خود به دست آورند. تبعیدی ها ادعا می کنند از طرف مردمشان صحبت می کنند و حامیانشان در اینجا وانمود می کنند که دروغ آن ها را باور کرده اند. جنگ طلبان در سال 2009 از اعتراضات «جنبش سبز» در ایران حمایت کردند، زیرا آن را به غلط فرصتی برای بی ثبات سازی و حتی براندازی حکومت می پنداشتند. از این رو، آن ها از اوباما انتقاد می کردند که چرا در حمایت از معترضین «کم گذاشته»، فرصت براندازی را «تباه» کرده است.

این ادعا که چون فلان گروه از خانواده ها و افراد توسط جمهوری اسلامی مأمور شده اند که تقاضای ملاقات با خانواده هایشان را داشته باشند، بر فرض صحت هیچ نقطه منفی برای آن خانواده ها به حساب نمی آید، حتی یک مأمور نیز بدون آن که فحش بشنود، بدون آن که لجن مال شود و یا در تنهایی بمیرد نیز حق ملاقات با همسر و فرزندانش را دارد.

جدیدترین مطالب

آیا مجاهدین قادرند روش‌های خود را تغییر دهند

در حال حاضر، رقابت آلترناتیوهای رنگارنگی که به شیوه‌های مسالمت آمیز اعتقاد دارند و همچنین کسانی که مواضع آمریکا در قبال ایران را نادرست می دانند بیش از هر دوران...

جلسه " خطر حضور مجاهدین خلق در آلبانی" در پارلمان اروپا

پارلمان اروپا روزچهارشنبه 10 آوریل 2018 جلسه بزرگی تحت عنوان " خطرحضور مجاهدین خلق در آلبانی" در محل این پارلمان در بروکسل برگزارکرد. در این جلسه چند تن از نمایندگان...

شمخانی: جان بولتون «حقوق بگیر» مجاهدین خلق است

علی شمخانی دبیر شورای امنیت ملی ایران، «کیش شخصیت» و«علاقه جنون‌آمیز» دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا به مطرح شدن را از عوامل تاثیر گذار بر تصمیمات «ضد ایرانی» وی از...

جان بولتون به جای هربرت مک‌مستر رئیس شورای امنیت ملی آمریکا می‌شود

جان بولتون که حامی اقدام نظامی علیه ایران و کره شمالی است، در راس شورای امنیت ملی آمریکا قرار می‌گیرد.

کشف جدید «نابغه» مجاهدین؟!

مطلبی تحت عنوان «جشن پیروزی استراتژی کانونهای شورشی»؟؟!! از زبان مهدی ابریشمچی،  لمپن ترین عضو مجاهدین، در تاریخ 25/12/96 و در سایت رسمی این گروه درج گردید.

مطالب پربازدید

مریم رجوی و چالش «دختران خیابان انقلاب»

مسیح  علی نژاد مدیر صفحه فیسبوکِ فراخوان کشف حجاب بانوان با عنوان «آزادی‌های یواشکی زنان در ایران»، مدتی است موضوعی تحت عنوان «دختر خیابان انقلاب» را تبلیغ میکند.

سیاستمدارانی که خود را می فروشند

اسناد منتشر شده از پارلمان انگلیس نشان می دهد که توبی پرکینز نماینده حزب کارگر پارلمان انگلیس مبلغ 800پوند از شورای ملی مقاومت ایران با هدف شرکت در یک «همایش...

سازمان مجاهدین خلق؛ گروه انقلابی دیروز و عامل امپریالیسم امروز

تاریخچه خشونت آمیز سازمان مجاهدین خلق باعث شده تنها دوستان آنان کسانی باشند که می‎خواهند به هر قیمت ممکن، رژیم ایران را عوض کنند.

کشف جدید «نابغه» مجاهدین؟!

مطلبی تحت عنوان «جشن پیروزی استراتژی کانونهای شورشی»؟؟!! از زبان مهدی ابریشمچی،  لمپن ترین عضو مجاهدین، در تاریخ 25/12/96 و در سایت رسمی این گروه درج گردید.

شمخانی: جان بولتون «حقوق بگیر» مجاهدین خلق است

علی شمخانی دبیر شورای امنیت ملی ایران، «کیش شخصیت» و«علاقه جنون‌آمیز» دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا به مطرح شدن را از عوامل تاثیر گذار بر تصمیمات «ضد ایرانی» وی از...