1 مطلب جدید

نکته دیگر این که قبض و بسط مجاهدین توسط فرانسه را فقط نباید مرتبط با امنیت داخلی فرانسه و یا در رابطه با ایران دانست، بلکه موضوعی است که به سیاست خارجی این کشور در قبال آمریکا نیز ربط دارد. کافی است به یاد بیاوریم که دستگیری مریم رجوی در زمانی صورت گرفت که نئوکانهای آمریکایی در عراق طرح دوستی با مجاهدین ریخته بودند و در حال حاضر که آمریکا در حال چراغ سبز دادن به ایران است، مجاهدین عزیز دردانه آنها می شوند، این رفتار اتفاقی و بی معنا نیست!

وقایع مهم دیگر نیز به فراخور نیاز در فواصل مختلف با روایت های جدید نقل می‌شود به این علت کاملاً بدیهی و همه کس فهم که رجوی از تصمیمات ابلهانه ای که گرفته است احساس حقارت نکند، این روایت جدید در حکم تزریق مسکن به نیروهای سرخورده نیز هست. از جمله وقایعی که بارها تغییر یافته ، عملیات فروغ جاویدان است که هر سال برای به رخ کشیدن فرماندهی بی همتای آن عملیات تاریخساز ابعاد «دقت در طرح ریزی عملیات»، «دست یابی به موفقیت ها» و «آثار سیاسی و اجتماعی» آن فربه تر می شود، عملیاتی که پساروایت‌گران آن، هرگاه به یاد می‌آورند که در چه کمینگاه و جهنمی گیرافتادند، هزاران بار رجوی را لعنت می‌کنند.

تشکیل دولت عراق با نخست وزیر و وزیر خارجه شیعه، بعد از آن همه سعایت و بدخواهی علیه دولت مالکی، عمیقاً مجاهدین را در خود فروبرد. برباد رفتن سرمایه‌گذاری‌هایی که روی عراق بعد از مالکی کرده بودند آنچنان آنها را آشفته و پریشان کرده است که حتی قدرت موضع گیری در این باره را ندارند. این برای چهارمین بار پس از سقوط صدام است که باند بعثی - مجاهدین، که با حداکثر ظرفیت و استفاده از تمام ابزارهای موجود کوشید تا اوضاع سیاسی عراق را به نفع خود بچرخاند، با سربه زمین می‌خورد و بور و خفیف می‌شود.

وقوف مجاهدین بر موقعیتی که در آن قرار گرفته اند، به خصوص فهم غیرممکن بودن جا زدن خود به عنوان یک گروه مخالف قدرتمند که مورد اقبال مردم ایران باشد، آنها را از نشئه ی«از این ستون به آن ستون فرج است» خارج کرده و به تلوتلو خوردن در تندباد حوادث کشانده است و بنابراین هیچ توفیری برایشان نمی‌کند که بارها و بارها وعده «سال و فصل» سرنگونی بدهند و غلط از آب درآید.

تا امروز شاهد عجز و لابه رهبری گروه تروریستی مجاهدین علیه دولت مالکی به بهانه «تکیه گاه رژیم» بودیم، اما بعد از این مواضع بقایای رجوی با چرخشی گسترده از داخل عراق به سمت جامعه جهانی و گلایه از «سهیم کردن ایران در مهار بحران عراق» خواهد بود. این شیون و زاری چیزی جز تلاش برای انکار قدرت منطقه‌ای ایران و نقش برجسته ایران علیه تروریسم و حقد و حسد آنان نسبت به موقعیت ایران نیست. که البته نمایشی از عقب‌ماندگی رهبری مجاهدین در تحلیل حوادث و رویدادهای عراق است.

در مقابل اتخاذ چنین رویکردی که به معنای ناتوانی مجاهدین از عمل در صحنه داخلی و نداشتن پایگاه مردمی است، این سئوال پیش می آید که پس چرا دار و دسته رجوی آن را دنبال می‌کنند که در پاسخ بایستی گفت که فقط امیدواری به تشدید اختلافات تا سطح جنگ بین غرب با ایران است که آنها را وادار به اجرای چنین نمایشاتی می‌کند و از نظر رجوی باید در همین دوران مجاهدین را به عنوان تنها اپوزیسیون موجود به اثبات رساند تا انتخاب دیگری پیش روی غرب نباشد.

پس دادن اشرف و تخلیه آن دومین واپس‌نشینی استراتژیکی رجوی بعد از سقوط صدام و پس از تحویل سلاح به نیروهای آمریکایی بود، با این تفاوت که به زعم رجوی سلاحها به دشمن دشمن مجاهدین تحویل می‌شد، اما اشرف دو دستی تقدیم دولت عراقی شد که آن نیز به زعم رجوی دوست دشمن مجاهدین است و به همین دلیل عقب نشینی‌ای عمیقاً شکننده تر و رقت آورتر از خلع سلاح بود.

رهبری مجاهدین مثل مار از درد ناشی از این مذاکرات به خود می پیچد و هر کاری از دستش برمی‌آید برای اخلال در مسیر مذاکرات انجام می‌دهد، اما صورت خود را با ادعاهای عوامفریبانه‌ای، سرخ نگه داشته‌اند که یکی از آنها این است که «مجاهدین بودند که با لو دادن فعالیتهای هسته‌ای ایران این مذاکرات را بر ایران تحمیل کردند»

ناگفته نماند که رجوی با همین روش سالهاست که وعده‌های سرنگونی را تکرار و در نتیجه تعهد نامه ماندن افراد در تشکیلاتش را تمدید می‌کند و کسی جرأت ندارد در مقابل این رویه موضع گیری کند چرا که به شدیدترین شکلی سرکوب می شود.

اما همراهی نکردن عنصر داخلی با منویات رهبری مجاهدین، موضوعی است که سرکردگان باندرجوی را به شدت آزار می‌دهد و هیچ راهی برای برون رفت از آن نمی یابند. این بحران از آنجا وارد مرحله‌ای کیفاً متفاوت شد که حربه کنترلی «انقلاب ایدئولوژیک» در اولین نمود خارجی و کارکردگرایانه‌اش با واکنش بسیار سخت افکارعمومی مواجه شد و به گل نشست؛ هنگامی که رجوی شخصاً به میدان آمد و پرونده‌ای را که به زعم خود در پروژه انقلاب ایدئولوژیک علیه آقای «قربانعلی حسین نژاد» گردآوری کرده بود گشود، در حقیقت برای اولین و آخرین بار توانست آن را به قصد مرعوب کردن عناصر داخلی به کار بگیرد.

آویزان شدن بقایای رجوی به کشورهای عربی نشان می‌دهد گزارشهایی که در مورد بکارگیری دار و دسته رجوی توسط این کشورها منتشر شده است، صحت ندارد و حتی آنان نیز اعتنایی به این دار و دسته ندارند و می دانند که از این گروه به گل نشسته کاری برنمی‌آید و برعکس آنان هستند که باید زیربغل این گروه را برای سرپا ماندن بگیرند!

برداشت های افراطی، ارتجاعی و غیر واقعی از اسلام و جهاد در راه خدا و سواستفاده جنسی از زنان تحت عناوین "نکاح جهادی" در گروه های تروریستی داعش و " محرمیت ایدئولوژیکی" در تشکیلات مجاهدین نقطه مشترک مواضع سیاسی و دینی این گروه هاست، اما آنچه واضح است وظیفه اصلی آنها، ترویج خشنونت، ترور و ایجاد ترس در جامعه برای بدست گرفتن حاکمیت و نابودی نسل بشر است.

بقایای رجوی، برای سرپوش گذاشتن بر بحران تشکیلاتی و حضور نامشروع و غیرقانونی‌شان در عراق طوری وانمود می‌کردند که گویی مشکل اصلی آنها شخص مالکی است، اما با درخواست اخیر مریم رجوی از آمریکا مشخص می‌شود که حضور مجاهدین در عراق از اساس با بحران همراه است و ربطی به این دولت و آن دولت ندارد و از قضا اکنون و با کنار رفتن مالکی بیش از گذشته احساس ترس می‌کنند.

درحالی که هدف اصلی همایش ویل پنت را حمایت از آزادسازی پادگان اشرف، محل نگه داری سابق اعضای سازمان مجاهدین در عراق و مبارزه با دولت ایران عنوان کرده بودند، مریم رجوی، رهبر مجاهدین، فرصت را برای حمله شدیدالحن به نوری المالکی، نخست وزیر عراق، غنیمت شمرد و از پیشروی های گروه تروریستی داعش در عراق ابراز شادمانی کرد.

اما آنچه بقایای رجوی طی روزهای اخیر برای لاپوشانی فضاحت دروغ گوئیهای رهبر عقیدتی شان بر روی آن بسیار تأکید می کنند و به ویژه سنابرق زاهدی در این برنامه با پلیس بازی بر روی آن مانور داد، ادعاهای یک عضو سابق وزارت اطلاعات به نام رضا ملک در باره آمار کشته شدگان است،‌فردی که عمده حرفهایش تکراری است و از روی دست رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی تقلب می کند.

سناریوی مصاحبه با فاکس نیوز از آنجا شکل گرفت که دوستان آمریکایی مجاهدین به آنها یادآوری کردند بزرگترین مانعی که آنها در آمریکا با آن مواجه هستند اشتهار آنان به عنوان یک فرقه خشونت طلب است و از این رو بایستی چاره ای برای زدودن چهره شان بیندیشند، بهترین راهی که به نظر رهبری مجاهدین رسید، لودگی در برابر انتقادات جدی و فرار از پاسخگویی به شیوه لجن پراکنی و مشابهت سازی خود با جنبش های مدنی آمریکا بود.

اگر بنا بود جمهوری اسلامی آمار قربانیان حوادث تروریستی را از مأخذ و اسناد «سازمان مجاهدین خلق » استخراج کند و بر آن تکیه کند، عددی بالغ بر 200 هزار نفر را شامل می شد؛ اما جمهوری اسلامی نه تنها این کار را نکرده بلکه متکی بر مستندات دقیق و واقعی رقم 17160 هزار را اعلام کرده است و تأکید دارد که 12000 هزار نفر آن توسط مجاهدین ترور شده اند. یا در مقابل آمار «55 هزار کشته از مزدوران رژیم در عملیات فروغ جاویدان»، آمار 350 شهید را ( که وقعیت دارد) اعلام کرده است.

این همه به آن علت است که حزب الله اعتبارش را از مردمش و مقاومتش در برابر رژیم صهیونیستی می گیرد، در حالی که مجاهدین در موضع نادرست و استراتژی به کلی غلط خود علیه نظام ایران نیز موفق به چنین کاری نشدند،‌عاجز از کسب همراهی مردم، به دامان دشمنان ایران پناه برده و مهر بدنام ترین گروه در تاریخ ایران را بر پیشانی خود زدند تا آنجا که حتی دشمنان ایران نیز با اطلاع از عمق انزجار و تنفر مردم از دار و دسته رجوی جرأت نزدیک شدن به آنها را ندارند.

اگر این ادعا که افرادی نظیر محمدرضا روحانی، کریم قصیم، اسماعیل وفا یغمایی، ایرج مصداقی، همنشین بهار، ایرج شکری، حنیف حیدرنژاد، عاطفه اقبال و ... مزدور وزارت اطلاعات هستند هم درست باشد، باز جای تأمل دارد و تأییدی برای اقتدار سیستم اطلاعاتی ایران از سوی کینه توزترین دشمن آن است، ضمن آن که قابل نفوذ بودن تشکیلات رجوی را هم نمایان می سازد.

اما رویداد نوید بخش پس از انتخابات آن است که پس از آقای مالکی - که به احتمال بسیار زیاد دیگر نخست وزیر نخواهد شد - کسی خواهد آمد که به بقایای مجاهدین تفهیم خواهد شد مالکی فرشته نجات آنها بوده است!

مقالات دیگر...

مطالب جدید

نهادهای حقوق بشری به دنبال پاکسازی سوابق سیاه گروهک تروریستی مجاهدین

سخنگوی شورای عالی امنیت ملی با بیان اینکه بیشترین تعداد شهروندان و مسئولان ایران توسط گروهک تروریستی منافقین ترور شده‌اند، گفت: اما نهادهای حقوق بشری بدون توجه به این مسئله، سعی دارند سوابق سیاه آنان را پاکسازی کنند.

محاکمه عضو سابق گروهک منافقین به اتهام قتل

عضو سابق گروهک منافقین که بعد از برقراری رابطه پنهانی با زنی جوان شوهر او را به قتل رسانده بود درحالی‌که پیش از این در دادگاه انقلاب به اتهام محاربه و جاسوسی به اعدام محکوم شده بود این بار در دادگاه کیفری به اتهام قتل محاکمه شد.

انگلی به نام "منافقین" نمی‌تواند به ترامپ کمکی کند

یک پایگاه اینترنتی آمریکایی نوشت: دولت جدید آمریکا نباید سیاست خارجی خود را با هوس‌های یک گروه تروریستی (منافقین) همسو کند، زیرا این به معنای دشمنی دولت آمریکا با مردم ایران است، که عمیقاً از این گروه متنفر هستند.

ولخرجی های گروهک منافقین در راه کسب حمایت

سازمان تروریستی منافقين، باز هم سر کیسه را شل کرده و این‌بار کابینه و نزدیکان ترامپ از حاتم‌بخشی‌های آنها بهره‌ می‌برند. خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی افشاگرانه نوشته: «الین چائو»، وزیر حمل‌ونقل آمریکا، دو سال قبل برای یک سخنرانی پنج‌دقیقه‌ای از سازمان…

مصونیت قضایی گروهک تروریستی منافقین از سوی کشورهای غربی را رفع کنید

دبیر ستاد حقوق بشر در نامه به موگرینی درباره مجاهدین مصونیت قضایی گروهک تروریستی منافقین از سوی کشورهای غربی را رفع کنید

مطالب پربازدید