Grid List

نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد با ارسال نامه ای به شورای امنیت خواستار توقف سیاست های آمریکا در حمایت از گروهک منافقین شد و تاکید کرد: مسئولیت بین المللی جرائم تروریستی این گروهک، متوجه دولت آمریکا است.

طبق اخبار رسیده از شبکه تلویزیونی ایران اینترنشنال لندن، وابسته به عربستان سعودی، پخش مستقیم کاراناوال مجاهدین خلق از ویلپنت پاریس باعث اعتراض قریب باتفاق کارکنان این شبکه شده است. اختلافات درونی تا کنون باعث اخراج (یا استعفا) بیش از چهار تن از کارکنان این شرکت عربستانی شده است.

نشست گروهک مجاهدین در حالی دیروز در پاریس برگزار شد که به نوشته گاردین بخش زیادی از حاضران اتباع اروپای شرقی و پناهجویان سوری‌ای بودند که با وعده سفر توریستی رایگان به پاریس، به محل برگزاری این تجمع منتقل شده بودند.

اما فارغ از این حواشی، نکته قابل تأمل در بارۀ پروگاندای دستگاه منگول تبلیغاتی مجاهدین در باره عملیات فروغ جاویدان آن است که شخص «مسعود رجوی» همچون همان عملیات، در این مقطع نیز دچار اشتباه محاسبه شده است و البته همچنان که سی سال قبل دستپاچه شد و وفادارترین نیروهایش را با این جمله به قربانگاه فرستاد که :« اگر امروز نرویم، اگر به‌زودی نرویم، خیلی دیر خواهد شد. این همان لحظه نادر، لحظه کیمیایی و سرنوشت‌سازی است که اگر آن را در نیابیم امروز، فردا دیر خواهد شد.» امروز نیز احساس آن دارد که اگر زمان را در نیابد، رقبا او را پس خواهند زد و غرب گزینۀ دیگری را انتخاب خواهد کرد، از این روست که لشگری از احمق‌ها و در اول صف ، مریم رجوی را مأمور کرده است تا ننگی را که شاید با سکوت در باره آن  بشود از اذهان و افکار عمومی پاک کرد را به جهان یادآوری کند و مانع از فراموشی آن شود.

اطلاعات به دست آمده حاکی از آن است که در چند ماه گذشته باند تروریست رجوی از طریق خبات و چند نفر از عوامل محلی‌اش، مذاکراتی را در این راستا با حزب دمکرات، کومله و پژاک انجام داده است که در حال حاضر با واکنشهای تردیدآمیزی از سوی کومله و دمکرات و استقبال پژاک همراه بوده است. هدف اصلی از این همکاری همانگونه که ذکر شد در چارچوب استراتژی عربستان و شعله‌ور کردن هر چه بیشتر آتش درگیری‌ها در مناطق کردی ایران است، اما در این مرحله پشتیبانی تبلیغاتی و رسانه ای مجاهدین از اقدامات مسلحانه گروههای تروریست کردی مورد توافق واقع شده است.

موساد از چندین ماه قبل در صدد اجرای چنین سناریویی بود، ابتدا در آلبانی به زمینه‌سازی آن پرداخت و آنگونه که منابع مطلع خبر می دهند، به سرویس اطلاعاتی  این کشور  در باره جداشدگان از مجاهدین خلق هشدار داده بود، اقدامی که مبنای آن ادعای گشتاپوی مجاهدین در مورد داشتن ارتباط بین جداشدگان و وزارت اطلاعات ایران بود.

از اواخر آبان آمریکایی ها بالاخره بعد از نزدیک به چهار سال شروع به آزاد کردن زندانیان تیف در دسته‌های پنج و سه نفره کردند.

نیروهای پیوسته به این اتحاد به زودی دریافتند که شیوه رأی‌گیری در شورا بگونه‌ای است که کنترل کامل بر تصمیمات مهم را تنها مجاهدین خلق و نیروها و افرادی که به هژمونی طلبی رجوی تمکین کرده اند در اختیار دارند .

پشتیبانی از ام ای کی حماقت مطلق است. هیچ فرد جدی در ایالات متحده وجود ندارد که فکر کند روزی این گروه بتواند در ایران آینده ای داشته باشد.

ابراهیم خدابنده می‌گوید:"مسعود رجوی رسما خودش گفته و صدها شاهد هم هست که سازمان مسئول ترورهای 7 تیر و 8 شهریور است. البته هنوز سازمان زیر بار نرفته و قبول نکرده است ولی صدها عضو سازمان از خود مسعود رجوی شنیده‌اند که قبول کرده است. رجوی در یک نشست مسعود کشمیری را به همه نشان داد و گفت او دفتر نخست‌وزیری را منفجر کرده است. در یک نشست که همه اعضای سازمان حضور داشتند. رسمی اعلام نشد ولی در جلسه‌های خصوصی اعلام می‌شد و به آن هم افتخار می‌کردند. آنجا مسعود کشمیری با اسم مستعار "باقر" شناخته می‌شد. خیلی‌ها نمی‌دانستند که باقر چه کسی است و چه کاره است تا اینکه مسعود رجوی او را معرفی کرد و گفت این مسعود کشمیری است."

یکی از اعضای جداشده سازمان منافقین گفت: در سال 1388 هدف سازمان به خشونت کشاندن و اعتراضی و ملتهب کردن فضای جامعه و مختل کردن روند انتخابات بود. رجوی به دنبال ایجاد فضای ناآرام و ناامنی برای مردم بود. او در در یکی از پیام‌های داخلی‌اش به صراحت گفت از خشونت و اینکه جو سیاسی ایران به سمت خشونت و سخت‌تر شدن برود و تعدادی هم کشته شوند نترسید.

در یک ماه گذشته به رغم همه حملات شخصی که توسط عوامل سازمان مجاهدین خلق به این قلم در اینترنت شده است، هشدار دادم که مجاهدین مانند داعش در سوریه می خواهد ایران را در بازی ارتجاعی و فاشیستی خود به خاک و خون کشد.

دیدگاه

مجاهدین در سخت ترین شرایط کشورمان، در کنار دشمن مردم ایران قرار گرفتند و برای سازمان های اطلاعاتی جهان تبدیل به یک دستمال شدند و از این طریق به منافعی هم دست یافتند که امروزه از آنها برای بنگاه های شادمانی خود استفاده می کنند.

سه تن از افراد چپ که در شکل گیری جبهه دمکراتیک ملی نقش داشتند و یک تن آنان عضو اصلی شورا بود، طی یک مصاحبه رادیویی تحلیل خود را درباره شورا و سازمان ارائه دادند که بخش هایی از آنها ذیلاً می آید.

مهدی خانبابا تهرانی، نماینده شورای متحد چپ در شورا، در جمع بندی نهایی خود نسبت به سازمان و شورا، چنین اظهار می دارد :

" ما مجاهدین خلق را یک نیروی ضد ملی می دانیم و آنها را جزو اپوزیسیون ملی دمکراتیک ایران به حساب نمی آوریم. آنها در سخت ترین شرایط کشورمان، در کنار دشمن مردم ایران قرار گرفتند و برای سازمان های اطلاعاتی جهان تبدیل به یک دستمال شدند و از این طریق به منافعی هم دست یافتند که امروزه از آنها برای بنگاه های شادمانی خود استفاده می کنند.

آنها به عنوان نیروی کمکی در کنار ارتش عراق، به عنوان بلد، مواضع نظامی ایران را نشان می دادند و البته این کار برای خودش مزد دارد. مجاهدین خلق در سرکوب کردها و شیعیان عراق شرکت کرده اند، دلیلی هم که می آورند این است که چون ما مخالف جمهوری اسلامی هستیم، هر کاری بکنیم مجاز هستیم ."

محمود راسخ، عضو سابق جبهه دمکراتیک ملی، در نسبت رابطه رجوی و صدام چنین می گوید :

" هشت سال که به قول برادر مسعود سازمان ایشان در عراق است، اول این که صدام به چه دلیل به آنها اجازه داده است بیاید عراق ؟ صدام به این دلیل به آنها اجازه داد که از آنها به عنوان وسیله ای برای پیشبرد اهداف خودش علیه ایران استفاده کند.

رژیم ایران اگر بدترین رژیم هم باشد، هیچ بخشی از اپوزیسیون حق ندارد با دشمنان ایران آن هم یک رژیم درجه سوم و یک دولت مستبد آدم خوار، همکاری کند و برود زیر دست او و نان و نمک آن را بخورد و جاهای حساس ایران را به آنها نشان بدهد.

چرا ؟ چون با رژیم مخالف است ! ... هیچ دلیلی و توجیهی وجود ندارد که با دشمنان ایران همگام شود ... هر کس با دشمن مردم ایران دوست می شود، دشمن مردم ایران  است ."

منوچهر صالحی عضو سابق جبهه دمکراتیک ملی در خصوص پاپوش دوزی سازمان در اروپا علیه مخالفانش اظهار می دارد :

" فردی که از سازمان جدا شده و در فرانسه زندگی می کند، برای این که پاسپورت پناهندگی خود را تمدید کند به پلیس مراجعه می کند. اما وی را دستگیر می کنند و به او می گویند که شما عضو سازمان امنیت رژیم تهران هستید. بعد از مدتی معلوم می شود که سازمان لیستی از افراد در اختیار دولت فرانسه گذاشته است.

این افراد کسانی هستند که از سازمان جدا شده اند و یا مخالفان سیاسی سازمان  بوده اند. این یک نمونه کوچک از همکاری اطلاعاتی سازمان با سرویس های غربی است، در آلمان و دیگر کشورها هم این کار را کرده اند و این مشت نشانه خروار است ...

سازمان مجاهدین خلق همیشه مصالح و منافع خود را ورای مصالح ملی، استقلال و تمامیت ارضی ایران قرار داده است و چون این طور فکر می کند، رفته است و با عراق همکاری می کند. تلاشی که این سازمان می کند، نشان می دهد که سازمان خودش را محور کرده نه جامعه ایران را و استقلال ارضی ایران را، بلکه مسئله بلاواسطه فقط خودش است.

وقتی چنین باشد به راحتی در دام صدام خواهیم افتاد و هم فریب پول های دیگران را خواهیم خورد و تا آنجا نزول خواهیم کرد که با سرویس های غربی و آمریکا و حتی اسرائیل همکاری اطلاعاتی کنیم. (تا آنجا که بنده اطلاع دارم)

این نوع کارها که با هدف ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی توجیه می شود، تماماً منافع ملی و تمامیت ارضی ایران را مورد تهدید قرار می دهد."

در ادامه بحث، خانبابا تهرانی در جواب سؤال یکی از شنوندگان درباره تبلیغات رسانه ای سازمان و همکاری با عراق گفت:

" من چون عضو شورا بودم در آنجا شاهد بودم که افرادی اطلاعات می بردند و به خبرگزاری ها می دادند ... مجاهدین الان به عنوان نیرویی دست و دل باز که پول فراوان و عوامل متعددی دارد که در اطراف خبرگزاری ها و رسانه های جمعی، اخبار خودش را منعکس می کند، به نظر من این نمی تواند راهگشای مجاهدین باشد.

آنها باید به این سؤال مردم ایران پاسخ بدهند که چرا در دوران طولانی ترین جنگ، آنها در کنار متجاوزین بوده اند ؟ که هیچ نیرویی در تاریخ ایران این کار را نکرده است. سازمان در استراتژی خودش که فکر می کرد کوتاه مدت است، شکست خورد ولی قادر نبود که اعلام کند و کسب تجربه کند و به یک جمع بندی برسد.

این شکست در سال 1363 بود، تمامی نیروهایشان را از داخل ایران خارج کرده بودند و پشت سر حزب دمکرات ایران پناه گرفته بودند. در آن سال به خاطر این شکست، بحث بین اعضای خود سازمان بالا گرفت، در نتیجه با یک تاکتیک و جهش ایدئولوژیک و وصلت مردم قجر (عضدانلو) با مسعود رجوی، مقدمه حضور در کشور عراق فراهم شد ...

این که رجوی امروز این حرف را می زند و فردا آن حرف را می زند، اهل فیل هوا کردن است. به قول خود ابریشمچی که می گفت : اگر لازم باشد، ما شلیته می پوشیم و جلوی پادشاه افغانستان دولا می شویم تا به حکومت برسیم. اینها برخاسته از تفکرات ماکیاولیستی آنها در جهت رسیدن به قدرت است ...

این که آرم شیر و خورشید زدند، مثل آن رسیدن به طاق نصرت ایدئولوژیک ازدواج مریم بود ... این حرف هایی هم که می زنند تاکتیکی است و می گویند که بقیه هم باید به دنبال آنها بودند. شیر و خورشید را هم که رجوی قبله کرده است یک تاکتیک است، چون راه دیگری برای آمدن به اروپا نداشت، یک فیل دیگر باید هوا می کرد.

... شورا در سال 64 شکست خورد و از هم پاشید، خود رجوی از من پرسید : حالا که شورایی در کار نیست، آیا تو با مجاهدین تا آخر هستی ؟ ... شورا برابر با اصل سازمان مجاهدین است، خودشان گفته اند که این شورا را لازم داریم برای کارهای بیرون و محافل بین المللی. حتی اینها به نام شورا و با امضای آنها رفتند رادیو گرفتند و بردند عراق و 10 ساعت برنامه با آن پخش می کنند."

پرسشگر مصاحبه در خصوص مقاله ای با عنوان " سوته دلان بر گرد هم " مندرج در یکی از شماره های نشریه رجوی (مجاهد شماره 439) که علیه سه نفر حاضر در جلسه مصاحبه چاپ شده است، از منوچهر صالحی سؤال می کند. وی در جواب می گوید:

" من این شماره را خوانده ام، این نشان می دهد مصاحبه ای که قبلاً ما کرده ایم، باید تأثیر زیادی روی مجاهدین خلق گذاشته باشد و باید بسیار آنها را ناراحت کرده باشد که این چنین عکس العمل نشان داده اند. یک سازمان سیاسی سالم نباید احتیاجی به چنین برخوردهایی داشته باشد. سازمانی که با هزاران رشته مرئی و نامرئی به عراق و عربستان سعودی و انگلستان و آمریکا و اسرائیل وصل است.

این حرف ها را می زند ولی از طرف کسی جدی گرفته نمی شود، جهت بیان وابستگی این سازمان باید بگویم که چند شب پیش سازمان در شهر هامبورگ یک مراسم جشن اجرا کرد. این جشن در سالن موتزارت که متعلق به فراماسونری آلمان است برگزار شد، باید گفت پیوند سازمان و فراماسیون هم مبارک باد!"

در ادامه بحث، تهرانی به ویژگی های استبدادی مجاهدین خلق می پردازد و تمایز مهم آنها را با دیگر دیکتاتورها چنین بیان می کند:

" مجاهدین نسبت به بقیه دیکتاتورها یک برجستگی دارند و آن این است که از اول شرایط شان را با آدم طی می کنند و می گویند. مجاهدین با این که هنوز به جایی نرسیده اند این طور برخورد می کنند که هر کس دشمن آنهاست هرزه است، فاسد است، ولگرد سیاسی است و هر چه از دهانشان بیرون می آید، به آنها می گویند.

عده ای می گویند مجاهدین خلق اهمیت ندارند که درباره شان بحث کنید، اما من می گویم که بحث مجاهدین خلق اهمیت دارد، خودشان شانسی ندارند، در ایران اگر جنازه ملت هم افتاده باشد، انیها نمی توانند به قدرت برسند.

قبل از عملیات فروغ هم گفتند اگر ارتش ایران هم خواب باشد، همان گیوه دوزهای کرمانشاه با گزنک تکه پاره تان می کنند، چون با ارتش عراق می خواهید ایران را بگیرید. این برای من روشن است، ولی مجاهدین مروج فرهنگ فساد هستند ."1

بابک امیر خسروی از عناصر چپ که در ابتدا از حامیان شورا بود، درباره شکست شورا می گوید :

" ... هژمونی سازمان مجاهدین خلق در دل شورای ملی مقاومت، از همان آغاز نهفته بود. منتها معایب و خصوصیات منفی و مخرب آقای رجوی آن را تا حد ابتذال تشدید        می کرد و غیر قابل تحمل می نمود. اشکال اصلی چندان در هژمونی بودن یا نبودن این یا آن سازمان نیست، اشکال در آن بود که سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت از ابتدا ارزیابی درستی از جمهوری اسلامی و محبوبیت و اقتدار آیت الله خمینی و خط امام امامی ها نداشتند.

به باور من، نبود یک ارزیابی درست از حاکمیت جمهوری اسلامی و فقدان یک سیاست واقع بینانه در قبال آن، معضل اصلی شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق به طور اخص در تمام طول فعالیت آن بود."2

 کامبیز روستا از عناصر سابق چپ شورا چنین گفته است:

"سازمانی که اینگونه عمل می کند لنینیست است ... لنینیست در برداشت استالینیستی آن هیچ راهی جز سرکوب ندارد ... مسعود رجوی یک مهره کوچک است از یک مکانیزم، از یک روند بسیار پیچیده سازمانی که بر اصل سرکوب و اتوریتاریسم (اقتدار گرایی) بنا شده است ...

رجوی هم خودش اسیر آن مکانیزم است، خودش به عنوان یک عنصر، سازنده آن سیستم است و خودش هم اسیر آن سیستم است. فکر نکنید که او خیلی عنصر درخشانی است، همان طور که استالین عنصر درخشانی نبود."3

 حسن ماسالی عضو سابق چپگرای شورا بگونه ای دیگر نیز از شکست شورا می گوید:

" ... عدم موفقیت شورای ملی مقاومت، فقط متوجه مجاهدین نیست، همه ما که در شورای ملی مقاومت بودیم (از جمله خودم) اشکالات بینشی داشتیم. ما درک درستی از دموکراسی نداشتیم. اگر واقعاً دمکرات می بودیم، می باید در جریان انقلاب از دکتر شاهپور بخنیار حمایت می کردیم، در واقع ما باید به جای اتحاد با مجاهدین و بنی صدر با بختیار پیمان می بستیم ."4

 

بهمن نیرومند دیگر عضو سابق چپگرای شورا، پیوند سازمان با عراق را عامل اصلی متلاشی شدن شورا می خواند:

" سازش با عراق یک ننگ بود که به نظر من تا ابد بر پیشانی مجاهدین باقی خواهد  ماند، سازش مجاهدین با حکومت صدام در عین حال حاکی از این تفکر حاکم بر این سازمان بود که هدف هر وسیله ای را توجیه می کند. مجاهدین شیفته قدرت بودند و برای دستیابی به آن به هر ننگی تن می دادند و می دهند .... چه کسی می توانست تصور کند که مجاهدین .... روزی به این سرنوشت رقت بار دچار شوند ... افسوس برای همه آن جوان هایی که به عبث در این راه تلف شدند." 5

 

  1. تلخیصی از متن مصاحبه حسین مهری با مهدی خانبابا تهرانی، محمود راسخ و منوچهر صالحی در رادیو 24 ساعته در آمریکا، در تاریخ 24/8/1998 م. 2/6/73
  2. فراز و فرود شورای .... ص 26 – 25
  3. همان، ص 141 – 139
  4. همان، ص 181
  5. همان، ص 202 و 206

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید