Grid List

اما باز هم رجوی اشتباه محاسبه جدی داشت و این کار به ضد خودش تبدیل شد. همین کار رجوی باعث شد تمام جدا شده ها متحد و یکسو شوند و از طرفی دولت آلبانی هم از این کار بشدت خشمگین شد که باعث اعتراض وزارت کشور به رجوی گردید. همچنین باعث شد کمیساریا برای اولین بار در طرف جدا شده ها قرار بگیرد.

هم اکنون حدود ۲۴۰ نفر از اعضای مجاهدین خلق جدا از این سازمان در تیرانا ساکن هستند که پلیس و وزارت کشور با آنان در ارتباط می باشند و حرفهای آنان را شنیده اند، و از آنجایی که تعداد آنان رو به افزایش است نگرانی هایی در دولت آلبانی بوجود آمده است.

به نظر می‌رسد که یک گروه از افرادی که در دولت دونالد ترامپ طرفدار سخت‌گیری شدید علیه ایران هستند،‌ طی روزهای اخیر به پایان کار خود رسیده‌اند. مقام‌های مختلفی که با استیو بنن، استراتژیست ارشد کاخ سفید نزدیک بودند، از شورای امنیت ملی کنار گذاشته شدند.

اما از آنجا که هدایتگر این عده، رجویست که در حماقت همتایی ندارد، لالایی های جدیدی برای اذناب عقب مانده اش خوانده که آنها به جز خواب حمله نظامی آمریکا به ایران، خواب دریافت «مابه‌ازاء اموال و تجهیزات و تسلیحات و قرارگاههایشان» در عراق را هم ببینند!

گردانندگان مجاهدین آنقدر اعضایشان را تحت فشار می گذارند که به هیچ وجه نباید از بود و نبود یک نفر سؤال کنند چه برسد به رجوی؛ در غیر این صورت اعضا باید سؤال می کردند که افرادی مثل محبوبه جمشیدی، بیژن رحیمی، مسعود خدابنده(رسول اطلاعات) و ... کجا هستند، همان کسانی که اکنون حفاظت رجوی را بر عهده دارند؟!

این حرکت که با مرور فیلم ها، تعمدی و دستوری بودن آن آشکارا مشخص است، چرا توسط این فرد انجام می شود؟
آیا این اعلام همبستگی با داعش به حساب می آید.

من در حالی که شوکه شده بودم و سردرد عجیبی گرفته بودم باز هم فکر می کردم که این آزمایش است، مگر ممکن است که یک رهبر ایدئولوژیک تا این حد منحط باشد! باز هم فکر می کردم که این یک ابتلاست؛ اما آن شب تا صبح و شب های مشابه، متأسفانه رجوی را یک مرد عادی و ملاقات را یک ملاقات جنسی محض یافتم و از نظر من پلیدی که با تمام این برنامه، رنگ و لعاب ایدئولوژیک به آن زد. 

بنی صدر تأکید داشت: " آقای رجوی... هر سه اصل میثاق ( آزادی و استقلال و عدم هژمونی) را نقض کرد... امروز دیگر هیچ ارزش و حق جهان شمولی نمانده است که زیر پا نگذاشته و نقض نکرده باشد... " 

سربازان آمریکایی تا نیمه های ماه تیر سرگرم ساخت زندانی جدید و بزرگ تر بودند. زندانی با حفاظ های امنیتی بیشتر، خاکریزهای بلندتر و 5 لایه سیم خاردار. هوا داغ بود، همراه با بادهای سوزنده و گرد و خاک تند. با پوست و گوشتمان معنای بردگی در عصر نظم نوین را حس می کردیم و خرابی های همیشگی و آگاهانۀ ژنراتور برق هم همچنان ادامه داشت.

ابراهیم خدابنده می‌گوید:"مسعود رجوی رسما خودش گفته و صدها شاهد هم هست که سازمان مسئول ترورهای 7 تیر و 8 شهریور است. البته هنوز سازمان زیر بار نرفته و قبول نکرده است ولی صدها عضو سازمان از خود مسعود رجوی شنیده‌اند که قبول کرده است. رجوی در یک نشست مسعود کشمیری را به همه نشان داد و گفت او دفتر نخست‌وزیری را منفجر کرده است. در یک نشست که همه اعضای سازمان حضور داشتند. رسمی اعلام نشد ولی در جلسه‌های خصوصی اعلام می‌شد و به آن هم افتخار می‌کردند. آنجا مسعود کشمیری با اسم مستعار "باقر" شناخته می‌شد. خیلی‌ها نمی‌دانستند که باقر چه کسی است و چه کاره است تا اینکه مسعود رجوی او را معرفی کرد و گفت این مسعود کشمیری است."

یکی از اعضای جداشده سازمان منافقین گفت: در سال 1388 هدف سازمان به خشونت کشاندن و اعتراضی و ملتهب کردن فضای جامعه و مختل کردن روند انتخابات بود. رجوی به دنبال ایجاد فضای ناآرام و ناامنی برای مردم بود. او در در یکی از پیام‌های داخلی‌اش به صراحت گفت از خشونت و اینکه جو سیاسی ایران به سمت خشونت و سخت‌تر شدن برود و تعدادی هم کشته شوند نترسید.

در یک ماه گذشته به رغم همه حملات شخصی که توسط عوامل سازمان مجاهدین خلق به این قلم در اینترنت شده است، هشدار دادم که مجاهدین مانند داعش در سوریه می خواهد ایران را در بازی ارتجاعی و فاشیستی خود به خاک و خون کشد.

ویژه

مریم رجوی در تجمع گروه تروریستی مجاهدین در ویلپنت، خطوط اصلی استراتژی باندرجوی را بیان کرد. خطوطی که در ذات خود دچار تناقض و نفاق است و با تحلیل محتوا و شفاف سازی نشان خواهد داد که این گروه در کجا ایستاده، چه می‌خواهد و برای رسیدن به خواسته‌هایش چگونه زمینه چینی می‌کند!

ایران دیدبان
وابستگان به باندرجوی و حامیان این گروه نیز به اشکال مختلف تحلیل این گروه را منعکس و خط آن را دنبال می‌کنند، که در قسمتهای مختلف برای شفاف سازی بیشتر از آن کمک گرفته می‌شود.
مقدمه اول : مریم رجوی مدعی است در ایران «رژیم ناتوان»، «جامعه لبریز نارضایتی» و «جامعه بین‌المللی به این واقعیت نزدیک شده که مماشات با رژیم خطاست.» بر اساس همین ادعا نتیجه می‌گیرد، «سرنگونی ضرورت دارد و در دسترس است» و «یک آلترناتیو سازمان یافته برای به‌زیر کشیدن رژیم وجود دارد.»
سپس توضیح می دهد که مرادش از هرکدام از این گزاره ها چیست؟
بر اساس تحلیل و دیدگاه وی حکومت ایران که نه اصلاحی شدنی است، نه تغییر رفتار می دهد و نه امکان مهار آن وجود دارد، باید سرنگون شود. سرنگونی نیز در دسترس است زیرا حکومت ایران «با نارضایتی گسترده اجتماعی محاصره شده‌ است.» یک نیروی جایگزین( مجاهدین) هم وجود دارد که «قدرتش در این است که شرایط بحرانی را به‌سرنگونی رژیم بالغ می‌کند. در سال ۸۸ هسته اصلی قیام‌ها را تشکیل داد و شعارها را از «رأی من کو» به مرگ بر اصل ولایت فقیه رسانید.»
مقدمه دوم : مریم رجوی این جایگزین را قابل اعتماد و به عنوان یک سرمایه و عامل هدایت‌کننده و تعیین‌کننده‌یی که در زمان شاه وجود نداشت. معرفی می‌کند و جامعه جهانی را به توجه به آن فرا می‌خواند.
نتیجه :مریم رجوی براین اساس از ملل متحد، اتحادیه اروپا و آمریكا و كشورهای منطقه می خواهد: «مجاهدین را به‌رسمیت بشناسند و رژیم را از ملل متحد و سازمان همکاری اسلامی طرد کنند. سپاه پاسداران را در لیست گروه‌های تروریستی بگذارید و آن را از سراسر منطقه اخراج کنید، سران رژیم را به‌خاطر نقض حقوق بشر در مقابل عدالت قرار دهید.»
با چنین مقدمه چینی و نتیجه گیری باید پرسید اگر حاکمیت در ایران در محاصره نارضایتی عمومی و ناتوانی از پاسخگویی به نیازهای جامعه است و قرار است که قیام از آنجا آغاز شود، چرا مخاطب مریم رجوی دولتهای غربی است؟
سناتور رابرت توریسلی در نشست مجاهدین در آمریکا آنچه که از ادعاهای دار و دسته رجوی می فهمد را بدون آن که به تناقض آن با سخنان مریم رجوی توجه کند، ضمن رد گزینه نظامی یا مداخله خارجی علیه ایران، بیان می کند که: «محتمل‌ترین مسیر در پیش رو این است که در یک نقطه، وضعیت در داخل به نقطه انفجار خواهد رسید. چون با وضعیت سیاسی، انسانی، اقتصادی غیرقابل دوامی مواجهیم».
آیا آنچه مریم رجوی از غرب می خواهد مداخله خارجی علیه ایران نیست؟
آیا به رسمیت شناخت مجاهدین، گرفتن کرسی ایران در سازمان ملل و تکرار اتهامات مجاهدین علیه سران حکومت ایران مداخله خارجی در امور داخلی کشور نیست؟
و آیا هدف آن نیست که کشورهای غربی را تحریک به مداخله چه از نوع سیاسی و چه از نوع نظامی‌اش در ایران بکنند؟
وانگهی این تغییر چه زمانی خواهد بود؟ بیش از سه دهه است که مجاهدین وعده چنین تغییری را می‌دهند؟
توریسلی خیال مجاهدین و مخاطبین را یکجا راحت می کند و می گوید: «تغییر در ایران غیرقابل اجتناب دانست و تصریح کرد که کار ما این نیست که زمان این تغییر را مشخص کنیم؛ بلکه این مربوط به تاریخ است، کار ما این است که تضمین کنیم وقتی آن روز فرا برسد، یک ساختار آماده برای برخاستن وجود داشته باشد. این مسئولیت خانم رجوی، سازمان مجاهدین و ما به‌عنوان حامیان (آنها) است.»
قضیه کمی بودار است، مجاهدین و حامیانشان به این نتیجه رسیده اند که توان سرنگونی ندارند و از قیام مردمی هم خبری نیست، آنها فقط می خواهند یک حاشیه امن برای زندگی رهبری گروه تروریستی مجاهدین فراهم کنند که آخر عمری بدون هراس از تحت تعقیب قرار گرفتن و بدون آن که کسی از آنها راجع به ادعاهای آن سؤال کند چند صباح دیگری را در غرب زندگی کنند!
وانگهی مریم رجوی تصریح می کند که در ایران اعتراضات مدنی و حداقلی است و به عنوان نمونه به سال 88 اشاره می کند که شعار مردم « رأی من کو؟» اما مجاهدین مداخله کردند و تلاش نمودند شعاری ساختار شکن را به جامعه القا کنند. این اعتراف مریم رجوی نشان می دهد که اولاً جنس اعتراض در ایران ضد حکومتی نیست و دوماً گفته های حکومت راجع به دخالت در اعتراضات واقعیت دارد و تلاش ناکامی صورت گرفته است که اصل نظام را هدف داشته است اما با کنار کشیدن معترضان و جداکردن خط خودشان از این جریان رادیکال به شکست انجامیده است.
با این واقعیت آیا غربی ها همین اندازه گیج و پرت هستند که گروهی که خودش درگیر مسائل داخلی است و در محاصره نارضایتی اعضایش قرار دارد و پرونده ای قطور از نقض حقوق بشر در کارنامه‌اش وجود دارد و از ناحیه مردم ایران مورد نفرت است را به رسمیت بشناسد؟!


________________________
فاکتها از سخنرانی مریم رجوی در تجمع مجاهدین در پاریس

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید