Grid List

پایگاه اینترنتی روزنامه 'لوفیگارو' روز شنبه در گزارشی درباره اعتراض های اخیر، گروه های اپوزیسیون خارج نشین از جمله گروهک تروریستی مجاهدین را فاقد جایگاه مردمی در ایران دانست.

 مهدی خوشحال، فردی که در محل پارلمان اروپا مورد ضرب و شتم اوباش فرقه رجوی واقع شده بود با انتشار نامه ای از یک نویسنده و نماینده سابق انگلستان تشکر کرد که به کمک او آمده بود.

اما باز هم رجوی اشتباه محاسبه جدی داشت و این کار به ضد خودش تبدیل شد. همین کار رجوی باعث شد تمام جدا شده ها متحد و یکسو شوند و از طرفی دولت آلبانی هم از این کار بشدت خشمگین شد که باعث اعتراض وزارت کشور به رجوی گردید. همچنین باعث شد کمیساریا برای اولین بار در طرف جدا شده ها قرار بگیرد.

طی روزهای اخیر برخی از شهرهای کشور شاهد برگزاری تجمعاتی از سوی قشرهای مختلف مردم  در اعتراض به گرانی برخی کالاها و اوضاع معیشتی و نیز برخی از مال باختگان موسسات مالی بود. ولی این تجمعات، در ادامه بستری برای سوءاستفاده بیگانگان و ایادی وابسته به آنان یعنی سازمان مجاهدین و سلطنت طلبان فراهم کرد.

وضع رقت انگیز باندرجوی از جنبه ی دیگری نیز تماشایی است؛ همین گروه ورشکسته و به گل نشسته‌ای که در گستره متلاطم بحرانها دست و پا می‌زند؛ این تجمعات را صدای ناقوس سرنگونی اعلام می‌کند، غافل از این که دروغگوی فرصت طلب فراموشکار نیز هست.

زنی که بیشترین عمر خود را با شوهر معدومش در مزدوری صدام حسین و دستگاه اطلاعاتی کثیف وی گذرانده است حال برای پاک کردن صورت مسئله و سوابق ننگینش خود را به هر آب و آتشی می زند. 

در همان روز پنجم آبان زمزمه های شورش و اعتراض به سردستگی " مجید روحی " که بچه ی تهران بود در زندان آغاز شد. هنگامی که یک ژنرال آمریکایی مشغول بازدید از زندان بود، مجید روحی و سلیمان خیری نفرات را در جلوی درب چهارم زندان جمع نمودند و شروع به شعار دادن به زبان انگلیسی کردند. 

با این که رجوی ائتلاف مجاهدین با بنی صدر و حزب دمکرات را ائتلافی بی سابقه در طول تاریخ خوانده بود و به آینده اقدامات این شورا امیدوار بود، عمر این ائتلاف دیری نپایید، چراکه با رفتن بنی صدر، تزلزل شورا شدت گرفت و روند اختلافات به اینجا ختم نشد.

من در حالی که شوکه شده بودم و سردرد عجیبی گرفته بودم باز هم فکر می کردم که این آزمایش است، مگر ممکن است که یک رهبر ایدئولوژیک تا این حد منحط باشد! باز هم فکر می کردم که این یک ابتلاست؛ اما آن شب تا صبح و شب های مشابه، متأسفانه رجوی را یک مرد عادی و ملاقات را یک ملاقات جنسی محض یافتم و از نظر من پلیدی که با تمام این برنامه، رنگ و لعاب ایدئولوژیک به آن زد. 

ابراهیم خدابنده می‌گوید:"مسعود رجوی رسما خودش گفته و صدها شاهد هم هست که سازمان مسئول ترورهای 7 تیر و 8 شهریور است. البته هنوز سازمان زیر بار نرفته و قبول نکرده است ولی صدها عضو سازمان از خود مسعود رجوی شنیده‌اند که قبول کرده است. رجوی در یک نشست مسعود کشمیری را به همه نشان داد و گفت او دفتر نخست‌وزیری را منفجر کرده است. در یک نشست که همه اعضای سازمان حضور داشتند. رسمی اعلام نشد ولی در جلسه‌های خصوصی اعلام می‌شد و به آن هم افتخار می‌کردند. آنجا مسعود کشمیری با اسم مستعار "باقر" شناخته می‌شد. خیلی‌ها نمی‌دانستند که باقر چه کسی است و چه کاره است تا اینکه مسعود رجوی او را معرفی کرد و گفت این مسعود کشمیری است."

یکی از اعضای جداشده سازمان منافقین گفت: در سال 1388 هدف سازمان به خشونت کشاندن و اعتراضی و ملتهب کردن فضای جامعه و مختل کردن روند انتخابات بود. رجوی به دنبال ایجاد فضای ناآرام و ناامنی برای مردم بود. او در در یکی از پیام‌های داخلی‌اش به صراحت گفت از خشونت و اینکه جو سیاسی ایران به سمت خشونت و سخت‌تر شدن برود و تعدادی هم کشته شوند نترسید.

در یک ماه گذشته به رغم همه حملات شخصی که توسط عوامل سازمان مجاهدین خلق به این قلم در اینترنت شده است، هشدار دادم که مجاهدین مانند داعش در سوریه می خواهد ایران را در بازی ارتجاعی و فاشیستی خود به خاک و خون کشد.

ویژه

گردانندگان مجاهدین آنقدر اعضایشان را تحت فشار می گذارند که به هیچ وجه نباید از بود و نبود یک نفر سؤال کنند چه برسد به رجوی؛ در غیر این صورت اعضا باید سؤال می کردند که افرادی مثل محبوبه جمشیدی، بیژن رحیمی، مسعود خدابنده(رسول اطلاعات) و ... کجا هستند، همان کسانی که اکنون حفاظت رجوی را بر عهده دارند؟!

ایران دیدبان
هم در باره زنده و یا مرده بودن رجوی و هم در مورد علل فرار و اختفای وی گمانه‌های بسیاری مطرح شده است. صرفنظر از این گمانه‌ها آنچه اهمیت دارد این است که رجوی فعلاً به صلاح نمی‌بیند که از مخفیگاه خارج شود و به رغم آن که دستگاه امنیتی مجاهدین تلاش می کند که ادامه‌ی پنهان ماندن رجوی را به مسائل حفاظتی و تهدیداتی از جانب جمهوری اسلامی مربوط کند، اما اصل قضیه این است که نگرانی عمده رجوی از حکم جلب بین المللی است که می تواند با عیان شدن محل حضورش اجرا شود. بدیهی است که رجوی از پاسخگویی در باره کوچکترین حرکاتش عاجز است، هیچگاه جسارت آن را ندارد که در یک دادگاه حاضر شده و از خود در برابر 36 سال جرم و جنایتش دفاع کند.
سایر مسائل و مسخره بازی‌هایی که گردانندگان منگول مجاهدین درباره القای مرگ وی و حقه هایی مشابه برای جان به دربردن وی انجام می دهند، بازی موش و گربه‌ی مهوعی بر سر یک مهره تمام سوز است که بود ونبودش هیچ تفاوتی ندارد.
رجوی نیز از آن طرف در حال موش و گربه بازی با تشکیلاتش هست، از یک سو با بار کردن مسئولیت تام و تمام عبور از این مقطع بر پشت مریم رجوی؛ بازی‌ای که دیری نخواهد پایید تا او را مسبب تمام شکستهای پس از این معرفی کند و به جرم ناتوانی در پیشبرد خط دیپلماتیک و جلب حمایت آمریکا به محاکمه بکشد و از سویی فضای رؤیایی و دست نیافتنی برای اعضای بدبخت محصور در تشکیلاتش بسازد و آن بیچارگان را سرکار بگذارد.
اما اینکه اعضای بدبخت را سرکار گذاشته و اجازه هیچگونه سؤالی در باره محل اختفای وی به آنها نمی‌دهند؛ از آن حقه‌هایی است که برای گرم کردن تنوز اهمیت مخفی بودن رجوی- در حالی که اصلاً این چنین و رجوی فقط برای خودش مهم است – به کار می برند.
گردانندگان مجاهدین آنقدرتحت فشار اعضایشان را می گذارند که به هیچ وجه نباید از بود و نبود یک نفر سؤال کنند چه برسد به رجوی؛ در غیر این صورت اعضا باید سؤال می کردند که افرادی مثل محبوبه جمشیدی، بیژن رحیمی، مسعود خدابنده(رسول اطلاعات) و ... کجا هستند، همان کسانی که اکنون حفاظت رجوی را بر عهده دارند؟!

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید