Grid List

اما باز هم رجوی اشتباه محاسبه جدی داشت و این کار به ضد خودش تبدیل شد. همین کار رجوی باعث شد تمام جدا شده ها متحد و یکسو شوند و از طرفی دولت آلبانی هم از این کار بشدت خشمگین شد که باعث اعتراض وزارت کشور به رجوی گردید. همچنین باعث شد کمیساریا برای اولین بار در طرف جدا شده ها قرار بگیرد.

هم اکنون حدود ۲۴۰ نفر از اعضای مجاهدین خلق جدا از این سازمان در تیرانا ساکن هستند که پلیس و وزارت کشور با آنان در ارتباط می باشند و حرفهای آنان را شنیده اند، و از آنجایی که تعداد آنان رو به افزایش است نگرانی هایی در دولت آلبانی بوجود آمده است.

به نظر می‌رسد که یک گروه از افرادی که در دولت دونالد ترامپ طرفدار سخت‌گیری شدید علیه ایران هستند،‌ طی روزهای اخیر به پایان کار خود رسیده‌اند. مقام‌های مختلفی که با استیو بنن، استراتژیست ارشد کاخ سفید نزدیک بودند، از شورای امنیت ملی کنار گذاشته شدند.

زنی که بیشترین عمر خود را با شوهر معدومش در مزدوری صدام حسین و دستگاه اطلاعاتی کثیف وی گذرانده است حال برای پاک کردن صورت مسئله و سوابق ننگینش خود را به هر آب و آتشی می زند. 

راننده تاکسی با خشم می‌گفت اگر مسافر سعودی به پستش بخورد، از ماشین بیرونش می‌اندازد. محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی را با عبارت "یا عیب الشوم" (ای لکه ننگ) خطاب می کرد و دستش را از فرمان رها می کرد و به نشانه دعا بسوی آسمان می گرفت و می گفت "خدایا این طفل مجنون، می خواهد جنگ را به خانه ما بیاورد، کشور خودش را چنان دچار جنگ کن که همه شان در کوهها آواره شوند. الهی همه شما خلیجی ها در آتش همان نفت خودتان بسوزید."

 پس از اظهارات ترامپ علیه ایران و اعلام باصطلاح راهبرد جدید آمریکا، عده‌ای از ایران گریخته ها تحت عنوان ایرانیان نامه ای پر مهر و محبت به ترامپ نوشتند و ضمن استقبال از «صحبت‌های محبت‌آمیز» وی به عنوان «افرادِ با اصالتِ ایرانی، کنش‌گران دموکراسی، و تمامِ کسانی که دغدغه‌ی امنیتِ آمریکا و آینده‌ی ایران را دارند به گرمی از [ترامپ] سپاسگزاری کرده و حمایتِ مستحکمِ خود از مواضعِ» ترامپ «در برابرِ رژیمِ ایران را اعلام» کردند.

در همان روز پنجم آبان زمزمه های شورش و اعتراض به سردستگی " مجید روحی " که بچه ی تهران بود در زندان آغاز شد. هنگامی که یک ژنرال آمریکایی مشغول بازدید از زندان بود، مجید روحی و سلیمان خیری نفرات را در جلوی درب چهارم زندان جمع نمودند و شروع به شعار دادن به زبان انگلیسی کردند. 

با این که رجوی ائتلاف مجاهدین با بنی صدر و حزب دمکرات را ائتلافی بی سابقه در طول تاریخ خوانده بود و به آینده اقدامات این شورا امیدوار بود، عمر این ائتلاف دیری نپایید، چراکه با رفتن بنی صدر، تزلزل شورا شدت گرفت و روند اختلافات به اینجا ختم نشد.

من در حالی که شوکه شده بودم و سردرد عجیبی گرفته بودم باز هم فکر می کردم که این آزمایش است، مگر ممکن است که یک رهبر ایدئولوژیک تا این حد منحط باشد! باز هم فکر می کردم که این یک ابتلاست؛ اما آن شب تا صبح و شب های مشابه، متأسفانه رجوی را یک مرد عادی و ملاقات را یک ملاقات جنسی محض یافتم و از نظر من پلیدی که با تمام این برنامه، رنگ و لعاب ایدئولوژیک به آن زد. 

ابراهیم خدابنده می‌گوید:"مسعود رجوی رسما خودش گفته و صدها شاهد هم هست که سازمان مسئول ترورهای 7 تیر و 8 شهریور است. البته هنوز سازمان زیر بار نرفته و قبول نکرده است ولی صدها عضو سازمان از خود مسعود رجوی شنیده‌اند که قبول کرده است. رجوی در یک نشست مسعود کشمیری را به همه نشان داد و گفت او دفتر نخست‌وزیری را منفجر کرده است. در یک نشست که همه اعضای سازمان حضور داشتند. رسمی اعلام نشد ولی در جلسه‌های خصوصی اعلام می‌شد و به آن هم افتخار می‌کردند. آنجا مسعود کشمیری با اسم مستعار "باقر" شناخته می‌شد. خیلی‌ها نمی‌دانستند که باقر چه کسی است و چه کاره است تا اینکه مسعود رجوی او را معرفی کرد و گفت این مسعود کشمیری است."

یکی از اعضای جداشده سازمان منافقین گفت: در سال 1388 هدف سازمان به خشونت کشاندن و اعتراضی و ملتهب کردن فضای جامعه و مختل کردن روند انتخابات بود. رجوی به دنبال ایجاد فضای ناآرام و ناامنی برای مردم بود. او در در یکی از پیام‌های داخلی‌اش به صراحت گفت از خشونت و اینکه جو سیاسی ایران به سمت خشونت و سخت‌تر شدن برود و تعدادی هم کشته شوند نترسید.

در یک ماه گذشته به رغم همه حملات شخصی که توسط عوامل سازمان مجاهدین خلق به این قلم در اینترنت شده است، هشدار دادم که مجاهدین مانند داعش در سوریه می خواهد ایران را در بازی ارتجاعی و فاشیستی خود به خاک و خون کشد.

ویژه

راننده تاکسی با خشم می‌گفت اگر مسافر سعودی به پستش بخورد، از ماشین بیرونش می‌اندازد. محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی را با عبارت "یا عیب الشوم" (ای لکه ننگ) خطاب می کرد و دستش را از فرمان رها می کرد و به نشانه دعا بسوی آسمان می گرفت و می گفت "خدایا این طفل مجنون، می خواهد جنگ را به خانه ما بیاورد، کشور خودش را چنان دچار جنگ کن که همه شان در کوهها آواره شوند. الهی همه شما خلیجی ها در آتش همان نفت خودتان بسوزید."

بی‌بی‌سی

مهرداد فرهمند

نفرین غضبناک این راننده تاکسی، نمونه‌ای از احساس بسیاری از لبنانیها نسبت به عربستان سعودی در این روزهاست، فارغ از اینکه هوادار کدام جریان سیاسی باشند یا از چه مذهبی پیروی کنند. تصور عمومی این است که نخست وزیرشان در دست سعودیها اسیر است و استعفای "اجباری" او قرار بوده، سناریویی هولناک برای کشورشان رقم بزند. در عین حال، بیشترشان بر این باورند که این سناریو، شکست خورده و بر پرده واقعیت نقش نخواهد بست.

عمده آگاهان امور منطقه نیز، چه در داخل و چه خارج لبنان با افکار عمومی در لبنان همصدایند. از تحلیلگران رسانه های عربی گرفته تا نویسندگان روزنامه ها و خبرگزاریهای معتبر غربی، این روزها نوشته اند که محمد بن سلمان نقشه ای برای لبنان داشته که از همان آغاز، شکست خورده است. نمونه اش را می توان در یادداشت رابرت فیسک در روزنامه بریتانیایی ایندیپندنت و گزارش مفصل خبرگزاری رویتر دید. در این «نقشه»، قرار بوده اعلام استعفای سعد حریری، هواداران او را در لبنان به خیابانها بریزد و علیه «دخالت ایران» و «سلطه حزب الله» بشوراند، شبیه موجی که حدود سیزده سال پیش، پس از ترور رفیق حریری علیه سوریه به پا خاست و سوریه را ناچار کرد ارتش خود را از لبنان خارج کند.

اما نه تنها چنین موجی به راه نیفتاد، بلکه جریان سیاسی مستقبل (آینده) که سعد حریری در رأس آن قرار دارد و اکثریت اهل سنت لبنان را نمایندگی می‌کند، با جریانهای سیاسی مخالف عربستان سعودی همصدا و خواهان بازگشت آقای حریری به لبنان شد. حتی در بیانیه‌ای که این جریان علیه ایران و حزب‌الله منتشر کرد نیز بر این موضع تاکید شده و در عین حال هیچ اشاره‌ای به چشم نمی‌خورد که حاکی از این باشد که این جریان پذیرفته است که آقای حریری آزادانه در عربستان به سر می برد و تصمیم‌گیریهایش به اختیار خود او انجام گرفته است.

این جریان با اینکه همواره پایگاه سعودیها در لبنان به شمار می‌رفت، اکنون به دلیل وضعیتی که برای آقای حریری پیش آمده، در بدنه و بخش عمده ای از رهبری‌اش، بخصوص میان خاندان حریری، نشانه های دلسردی از عربستان از خود نشان می دهد، چه رسد به آنکه برای برآوردن خواست سعودیها، دست به سازماندهی تظاهرات علیه ایران و حزب الله در لبنان بزند.

پایگاه دیگر عربستان برای خیزشی علیه حزب‌الله و دیگر متحدان ایران، فلسطینیان لبنانند که حدود نیم میلیون نفر از جمعیت این کشور را تشکیل می دهند.

گزارشهایی به نقل از منابع اطلاعاتی در رسانه‌های لبنانی منتشر شده، حاکی از اینکه اخیرا تلاشهایی در جریان بوده تا ساکنان اردوگاه فلسطینی عین الحلوه در شهر صیدا در بیرون از این اردوگاه در چارچوب حرکتی اعتراضی علیه حزب الله، بزرگراهی را که صیدا را به جنوب لبنان متصل می کند، ببندند.

با توجه به اینکه ساکنان عین الحلوه مسلحند و این اردوگاه یکی از مراکز تنش خیز لبنان به شمار می رود، چنین اقدامی می توانست بحرانی جدی بیافریند، اما این تلاشها به نتیجه نرسیده و رهبران اردوگاه حاضر به تن دادن به چنین خواسته ای نشدند. گروه اصلی حاکم بر این اردوگاه، جنبش فتح است و اخیرا هم محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی، در دیداری که در اردن با رئیس پلیس لبنان داشته به او اطمینان داده که اردوگاههای فلسطینی عامل تنش در لبنان نخواهند شد.

اهرم دیگری که برای پیشبرد طرح حمله به حزب الله و منافع ایران در لبنان باقی می ماند، حمله نظامی است.

از لحاظ نظامی و به دلایل واضح جغرافیایی، عربستان نمی تواند خود مستقیما دست به چنین حمله ای بزند. سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان می گوید که از منابع موثقی اطلاع دارد که عربستان از اسرائیل خواسته است به حزب الله حمله نظامی کند و اطمینان داده که حاضر است دهها میلیارد دلار هزینه چنین جنگی را تا زمان نابودی کامل حزب الله بپردازد. روزنامه لبنانی اخبار هم به نقل از منابع خود، توضیح بیشتری در این زمینه داده و نوشته که این طرح قرار بوده با موافقت و همراهی آمریکا و شامل حمله به پایگاهها و نفرات حزب الله در خاک سوریه و لبنان باشد.

اما به نظر می رسد که چنین نقشه‌ای نیز پیش از عملی شدن، با شکست مواجه شده باشد. هم وزارت خارجه آمریکا و هم کاخ سفید در بیانیه های رسمی جداگانه ای با هر گونه ایجاد تنش و درگیری در لبنان مخالفت کرده اند.

دولتهای اروپایی همچون فرانسه و آلمان هم به مخالفت با هر تنشی در لبنان برخاسته اند. در شرایطی که حزب الله می‌کوشد هیچ بهانه ای برای جنگ به دست اسرائیل ندهد و از هر اقدام تحریک آمیزی پیشگیری می کند، اینکه اسرائیل چه به خواست خود و چه به خواست عربستان، آغازگر جنگی باشد که آمریکا و اروپا هم با آن مخالفند، معقول و قابل توجیه به نظر نمی رسد. بویژه آنکه حمله گسترده اسرائیل به لبنان در یازده سال پیش، نه تنها به نابودی حزب الله نینجامید، بلکه بر محبوبیت و پایگاه اجتماعی این گروه افزود و باعث شد این جنگ به عنوان پیروزی برای حزب‌الله ثبت شود و اکنون نیز همه برآوردها و گمانه ها حاکی از این است که حزب الله نسبت به یازده سال پیش در موقعیت بسیار قوی تری از لحاظ نظامی قرار دارد و در نتیجه، جنگ برای اسرائیل بسیار دشوارتر و پرهزینه تر خواهد شد.

حتی سید حسن نصرالله نیز ورود اسرائیل به جنگ تازه ای علیه حزب الله را بسیار بعید شمرده است و می گوید در شرایطی که اسرائیل می تواند با کمک‌رسانی غیرمستقیم به جنگهای فرقه ای و سیاسی میان خود اعراب، دشمنانش را تضعیف کند، دلیلی ندارد که هزینه جنگ را بر خود هموار سازد. او به عنوان نمونه به کمکهایی اشاره کرده که گفته می‌شود اسرائیل به جبهه نصرت و گروههای مسلح متحد آن در نواحی نزدیک به مرز اسرائیل و سوریه می کند.

بدین ترتیب اگر عربستان طرحی علیه ایران و حزب الله در لبنان تدارک دیده باشد، زمینه ای برای اجرای آن دیده نمی شود. بدتر آنکه، متحدان همیشگی عربستان در لبنان هم دچار دلسردی شده اند و در صفشان شکاف افتاده است. وقتی سعد حریری و خاندانش با دهها سال پیوستگی و وابستگی به عربستان سعودی و حتی برخورداری شان از شهروندی این کشور، چنین سرنوشتی یافته اند، بدیهی است هر سیاستمدار و جریان سیاسی هم که در لبنان بخواهد روی پشتیبانی عربستان حساب کند، دچار شک و دودلی می شود. این شک و دودلی می تواند در انتخابات پیش رو در لبنان، بشدت به زیان منافع عربستان تمام شود.

از زمانی که محمد بن سلمان در سایه زمامداری پدرش خیزش خود را بسوی قدرت آغاز کرد و عملا به اداره کننده اصلی کشورش بدل شد، عربستان دست به اقدامات بزرگی زده که به گفته منتقدان، به جایگاه این کشور زیان رسانده است. ابتدا جنگ یمن که دو سال و نیم است عربستان با تمام جنگ افزارهای پیشرفته و بنیه مالی قوی اش نتوانسته از پس گروهی شبه نظامی در فقیرترین کشور خاورمیانه برآید و حتی پایتختش نیز در خطر حمله قرار گرفته است. این جنگ افکار عمومی جهانیان را نیز علیه عربستان برانگیخته است. سپس ماجرای تملک دو جزیره مصری در ازای پرداخت دو میلیارد دلار که مصریها را بشدت نسبت به عربستان دل چرکین کرد. در پی آن، بحران قطر که رقیب را به دشمن تبدیل کرد و اکنون هم بحران سعد حریری که نه تنها به منافع عربستان در لبنان صدمه زد بلکه وجهه پادشاهی سعودی را حتی نزد دوستانش هم خدشه دار کرد.

چنین کارنامه ای سبب شده که شعار محمد بن سلمان در نوسازی سیاسی و اقتصادی عربستان و مبارزه با فساد هم به ماجراجویی دیگری برای حذف رقیبان داخلی اش تعبیر و ترجمه شود و به این گمانه دامن زند که همان گونه که "ماجراجوییهای منطقه‌ای" او از دوستان عربستان کاسته و به سود دشمنانش تمام شده، چه بسا که کارزاری که در داخل لبنان به راه انداخته و طرحهای بلندپروازانه اقتصادی و اجتماعی که اخیرا از آن پرده برداشته نیز به همین سرنوشت دچار شود.

فراخواندن فوری سعد حریری به ریاض و اعلام استعفای او با هر نیتی که انجام شده باشد، نتیجه اش تاکنون دلزدگی دوستان عربستان در لبنان بوده و تقویت جایگاه حزب الله، تا آنجا که هم آنانی که در مراسم سوگواری اربعین شرکت جستند برای سید حسن نصرالله ندای لبیک سر دادند و هم جوانانی در عشرتکده با آواز خواننده‌ای رقصیدند که می خواند: اذا ما بترده السعودیة بالقوه، بیجیبه السید (اگر عربستان بزور حریری را برنگرداند، سید او را بر می گرداند).

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید