Grid List

شبکه ان. بی. سی با اشاره به حضور افرادی چون «جان بولتون» و «رودی جولیانی» در دولت آمریکا، ارتباط دولت ترامپ با گروهک مجاهدین را قماری خطرناک توصیف کرده است.

نشریه آلمانی در گزارشی درباره همکاری گروهک تروریستی منافقین و همکاری‌های آنان با آمریکا نوشت که واشنگتن این گروه را ابزار برای تغییر حکومت ایران قرار داده است.

مسعود رجوی درنیمه دوم اسفند ۹۶ طی یک پیامی به اعضای سازمان درآلبانی گفت: « کمیساریا دشمن است و آنها را نباید از رژیم و عراق(مالکی) و کوبلر (یونامی) وو دورانی جدا دانست شما باید با کمساریا مرزبندی داشته باشید مثل مرزبندی با رژیم و هتل مهاجر در عراق!

گزارش ها حاکیست آلبانی پس از میزبانی از تروریست های مجاهدین خلق، قرار است میزبان اعضای گروهک تروریستی داعش از حوزۀ بالکان هم باشد.

بیش از ۸۰۰ نفر قربانی چندین دهه مبارزه مسلحانه سازمان زیرزمینی "اتا" بودند. اکنون پس از ۵۰ سال این گروه مسلح باسکی می‌خواهد انحلال خود را اعلام کند و از قربانیان طلب بخشش کرده است.

در حال حاضر، رقابت آلترناتیوهای رنگارنگی که به شیوه‌های مسالمت آمیز اعتقاد دارند و همچنین کسانی که مواضع آمریکا در قبال ایران را نادرست می دانند بیش از هر دوران دیگری در خارج از کشور گسترش یافته است، جریان هایی که مجاهدین به شدت با آنها تضاد دارند و آنها به شدت با مجاهدین مخالفند، کافی است سری به وب سایتهای دار و دسته رجوی بزنید تا انبوهی مقاله در شکوه و شکایت از این جریان ها و اشخاص را مشاهده کنید.

مامور سابق سازمان سی آی ای، فیلیپ جیرالدی در مقاله اخیر خود در وبسایت گلوبال ریسرچ درباره مجاهدین خلق، حامیان و منابع مالی آن شرح مفصلی می دهد و درخصوص نقش تهدید آمیزی که این تشکیلات به عنوان یک گروه افراط گرا و خشونت طلب در آلبانی بازی می کند، هشدار می دهد.

تاریخچه خشونت آمیز سازمان مجاهدین خلق باعث شده تنها دوستان آنان کسانی باشند که می‎خواهند به هر قیمت ممکن، رژیم ایران را عوض کنند.

در همان روز پنجم آبان زمزمه های شورش و اعتراض به سردستگی " مجید روحی " که بچه ی تهران بود در زندان آغاز شد. هنگامی که یک ژنرال آمریکایی مشغول بازدید از زندان بود، مجید روحی و سلیمان خیری نفرات را در جلوی درب چهارم زندان جمع نمودند و شروع به شعار دادن به زبان انگلیسی کردند. 

ابراهیم خدابنده می‌گوید:"مسعود رجوی رسما خودش گفته و صدها شاهد هم هست که سازمان مسئول ترورهای 7 تیر و 8 شهریور است. البته هنوز سازمان زیر بار نرفته و قبول نکرده است ولی صدها عضو سازمان از خود مسعود رجوی شنیده‌اند که قبول کرده است. رجوی در یک نشست مسعود کشمیری را به همه نشان داد و گفت او دفتر نخست‌وزیری را منفجر کرده است. در یک نشست که همه اعضای سازمان حضور داشتند. رسمی اعلام نشد ولی در جلسه‌های خصوصی اعلام می‌شد و به آن هم افتخار می‌کردند. آنجا مسعود کشمیری با اسم مستعار "باقر" شناخته می‌شد. خیلی‌ها نمی‌دانستند که باقر چه کسی است و چه کاره است تا اینکه مسعود رجوی او را معرفی کرد و گفت این مسعود کشمیری است."

یکی از اعضای جداشده سازمان منافقین گفت: در سال 1388 هدف سازمان به خشونت کشاندن و اعتراضی و ملتهب کردن فضای جامعه و مختل کردن روند انتخابات بود. رجوی به دنبال ایجاد فضای ناآرام و ناامنی برای مردم بود. او در در یکی از پیام‌های داخلی‌اش به صراحت گفت از خشونت و اینکه جو سیاسی ایران به سمت خشونت و سخت‌تر شدن برود و تعدادی هم کشته شوند نترسید.

در یک ماه گذشته به رغم همه حملات شخصی که توسط عوامل سازمان مجاهدین خلق به این قلم در اینترنت شده است، هشدار دادم که مجاهدین مانند داعش در سوریه می خواهد ایران را در بازی ارتجاعی و فاشیستی خود به خاک و خون کشد.

ویژه

وضع رقت انگیز باندرجوی از جنبه ی دیگری نیز تماشایی است؛ همین گروه ورشکسته و به گل نشسته‌ای که در گستره متلاطم بحرانها دست و پا می‌زند؛ این تجمعات را صدای ناقوس سرنگونی اعلام می‌کند، غافل از این که دروغگوی فرصت طلب فراموشکار نیز هست.

 ایران دیدبان

با مشاهده  اطلاعیه مریم رجوی راجع به تجمعات اعتراضی انجام شده در مشهد و کرمانشاه، بلافاصله واقعیت‌های زیادی درباره باند به گل نشسته ی رجوی برملا شده و خودنمایی می کند که مهمترین آن عقب ماندگی دار و دسته رجوی از چنین تحرکاتی است، موضع‌گیری مریم رجوی مثل دهها اظهار نظر سایر افرادی است که با شنیدن خبر این تجمعات به تحلیل آن پرداختند، که اتفاقا نشان می‌دهد این اظهارات از سرغافلگیری و بی اطلاعی محض از آن (موضوعی که معمولی ترین کاربران تلگرام از یک هفته قبل از آن مطلع بودند) انجام می شد. به ویژه اظهارات کسانی که در خارج از مرزها و بیگانه با مردم زندگی می کنند به کلی ازواقعیت پرت و متناسب با تمایلات این اشخاص و گروهها است. اما برای مجاهدین، همین ایراد با عمق و گستره بیشتری مطرح است، چراکه دار و دسته رجوی ادعای رهبری هر نوع مخالفت با حاکمیت هستند و سعی می کنند خود را به غرب به عنوان نماینده توده‌هایی که همواره از سوی آنها معترض توصیف می شوند، معرفی کنند.

در همین اطلاعیه مریم رجوی رندانه کوشیده است با سنجاق کردن خود به این تجمع، برای گروهش امتیاز جمع کند و می گوید: رژیم هیچ آینده ‌ای ندارد، سرمایه‌گذاری روی آن محکوم به شکست است و زمان آنست که جامعه جهانی سرنوشت خود را به این رژیم گره نزند و مقاومت مردم ایران برای سرنگونی آن به‌رسمیت بشناسند.

کاسبکاری و فرصت طلبی آنقدر وقاحت آمیز است که مریم رجوی کارنامه چهار دهه حکومت جمهوری اسلامی چیزی جز گرانی و ... نمی داند؛ بر همین روال باید گفت که اگر مثلاً تجمع کنندگان، به مشکلات زیست محیطی و یا خشکسالی اعتراض داشتند، مریم رجوی این کارنامه را چیزی جز تخریب محیط زیست و مقصر در خشکسالی معرفی نمی کرد.

اما وضع رقت انگیز باندرجوی از جنبه ی دیگری نیز تماشایی است؛ همین گروه ورشکسته و به گل نشسته‌ای که در گستره متلاطم بحرانها دست و پا می‌زند؛ این تجمعات را صدای ناقوس سرنگونی اعلام می‌کند، غافل از این که دروغگوی فرصت طلب فراموشکار نیز هست. مریم رجوی از یاد برده است که همسر اختفاگزیده اش در دهه هفتاد و پس از اعتراضات در چند شهر(از جمله در مشهد و اسلامشهر و قزوین) و نیز در دهه هشتاد و پس از وقایع دهمین دوره  انتخابات ریاست جمهوری، بارها و بارها شدیدتر از امروز صدای ناقوس سرنگونی را شنیده و آنقدر هول شده بود که با یکایک ارکان نظام نامه نگاری کرد.

معلوم نیست که اگر بنا بود جمهوری اسلامی با آن قیام ها سرنگون شود، چرا رجوی با ارکان و اقطاب جمهوری اسلامی از سر نصیحت در آمده بود و نامه نگاری می کرد!

 اما نه آن اقدامات و تجمعات و درگیری ها در دهه هفتاد و هشتاد مراد دل باند حسرت زده رجوی و رهبر گم و گور شده اش را برآورد و نه تجمعات این روزها که اساساً صنفی است و قبل از هر چیز با مرده‌خور و فرصت طلب مرزبندی دارد.

این وضعیت البته از چشم غربی ها نیز پنهان نیست و بوضوح مرده خوری دار و دسته رجوی و تلاش آنها برای بهره برداری از تجمعاتی که هیچ ربطی به آنها ندارد را مشاهده می کنند.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید