فارسی | English | French

امروز:۱۳۹۱/۲/۲۹
بحث سیاسی، نداریم، نداریم که نداریم !          تعداد بازدید:342  چاپ مطلب
وقتی مسعود رجوی در مقابل سوالات کم می­آورد؛

بحث سیاسی، نداریم، نداریم که نداریم !

کسانی که در نشستهای درونی مجاهدین بوده اند به خوبی می دانند که هیچگاه خبری از بحث ( چه سیاسی و چه غیرسیاسی) نبوده و نیست، بنابراین سئوال اساسی این است که چه شده رهبر گروه تروریستی مجاهدین که مشهوربه پرحرفی هم است، اعلام می کند با کسی بحث سیاسی ندارد؟

ایران دیدبان

" با انقلاب نکرده، طعمه و بریده، بحث سیاسی نداریم، نداریم که نداریم. اول باید استاتوی هر فرد مشخص باشد، و ببینم از چه موضعی صحبت می کند، اگر مجاهد انقلاب نکرده است باید برود پی کارش، باید تصفیه و اخراج شود..."

«مسعود رجوی در مقام درگیری با نیروها»

کسانی که در نشستهای درونی مجاهدین بوده اند به خوبی می دانند که هیچگاه خبری از بحث ( چه سیاسی و چه غیرسیاسی) نبوده و نیست، بنابراین سئوال اساسی این است که چه شده رهبر گروه تروریستی مجاهدین که مشهوربه پرحرفی هم است، اعلام می کند با کسی بحث سیاسی ندارد؟

دوم این که رجوی در باره کسانی این گونه اظهار نظر می کند که در اردوگاه اشرف به سر می­برند، سئوال این است که مگر در اردوگاه اشرف مجاهد انقلاب نکرده هم هست؛ و آیا این تأیید قطعی نظر جداشدگان در باره به گروگان گرفته شدن ساکنان اردوگاه اشرف توسط وی نیست؟

نکته دیگر که باید روشن شود این است که اظهارات رجوی ناظر بر عدم بحث سیاسی در هر صورت است، اگر مجاهد انقلاب نکرده است که باید برود پی کارش و بحثی هم با او ندارد، اگر هم مجاهد انقلاب کرده است که شاخص و میزان صحت انقلابش این است که تبعیت کامل از رهبر عقیدتی، وصل ایدئولوژیک به مریم،فرمان پذیری صد در صد ازتشکیلات و خودسپاری مطلق داشته باشد، به قول یکی از نیروهایی که زیرفشار گردانندگان مجاهدین برای پس گرفتن سئوالاتش فقط بر اساس این اصل ایدئولوژیک که کمتر از رجوی می فهمد و نباید به ذهن خودش اجازه دهد که در حرفهای مسعود شک کند، سرانجام به جایی رسانده شد که « تجدید سوگند» کرده و این خواسته مسئولانش را امضا کند که:

" به لحاظ سیاسی هر کج و کولگی با رهنمودهای برادر راست می شود و مستمراً نیازمند دریافت اخبار و تحلیل های برادر هستیم. "  

 بنابراین وقتی نیروها برای اثبات انقلابشان بایستی به این اقرار کنند که کج و کوله­اند و نیازمند تحلیل­های رجوی هستند، دیگرچه زمینه ای برای بحث  کردن وجود دارد، جز این که فردی که در باره سیاستهای گروه و یا تحلیل های رجوی سوال می کند، انقلاب نکرده است؟ نتیجه این که رجوی دور باطلی ساخته است که  همواره به خواست خودش یعنی نداشتن بحث منجر می شود.

صرف نظر از روانشناسی شخص رجوی در این موضوع که قدرت بحث و روبرو شدن با نظر مخالف را ندارد و یکه تاز میدانهای بی رقیب است تا هر چه به دهانش می آید را بیان کند و برای خودش هورا بکشد، باید دید که اساساً چرا این موضوع را مطرح  و چه اهدافی را از رهگذر طرح آن دنبال می کند ؟

برای تشخیص این که چه چیزی وی را وادار کرده است تا در برابر ساکنان اردوگاه اشرف این گونه بایستد، نیازی به اسناد محرمانه نیست و به خوبی می توان دریافت که وجود انبوه سوالات از طرف نیروها دلیل این موضوع گیری است.

بدیهی است که نیروها به مرزی از سرخوردگی و یأس رسیده اند که دیگر توان پذیرش تحلیل های غلط رجوی و عدم تحقق وعده های وی را ندارند. آنان به مانند زندانیانی هستند که دائم چشم­اندازهای زیبا برای آن وصف می شود اما عملاً خبری از آزادی برای آنان نیست.

البته این را هم نباید ناگفته گذاشت که ادامه پیداکردن وضعیت کنونی برای رویارویی با فرقه رجوی در آینده خیلی به کار خواهد آمد، زیرا نیروها از پتانسیل بسیار بیشتری برای ضربه وارد آوردن از درون انباشته می­گردند!

موضع گیری رجوی البته بیش از همه هشدار به کنترل کنندگان مجاهدین و تحریک آنان به سرکوب و مهار کسانی است که با سوالات خود در تشکیلات وی خدشه وارد می سازند؛ اگر هم نامی از "بحث " برده می شود، در واقع کد و اسم رمز سرکوب هر چه بیشتر نیروها و تشدید خفقان تشکیلاتی است.


......................
۱۳۹۰/۱۱/۱۰

نظرها 0


دیدگاه خود را بنویسید