همکاری یا مزدوری ؟ تاکتیک یا استراتژِی ؟
تداوم ارتباط اینها نشان می دهد که سازمان مجاهدین خلق تا چه حد با سرویس اطلاعاتی فرانسه چفت و نزدیک بوده است که بعد از گذشت قریب 17 سال ، هنوز رابطه " ایو بونه " با رجوی و سازمان وی خوب است . بد نیست این را یادآوری کنم که نزدیک ترین رابطه فرانسه با عراق در دورانی بود که این شخص در رأس دستگاه ضد جاسوسی فرانسه قرار داشته است .
گفتار بیست و دوم
فصل اول:سازمان و حمایت خارجی
•· تئوری پردازی وابستگی
چنان که در جلد نخست ضمن شرح فعالیت ها و بیان تاریخچه سازمان مجاهدین خلق ، بیان شد ، سازمان از طریق عناصر خود در خارج از کشور یا به وسیله اعزام برخی از کادرهای شاخص خود ، در فاصله سال های 1346 تا 1350 به منظور تدارک سلاح و مقدمات آموزش رزمی و چریکی ، با کشورهای کمونیستی یا انقلابی نیز تماس گرفت تا حمایت آنان را به دست آورد .
هر چند در این مرحله چندان توفیق نیافت ، لیکن ارتباط با کشورهای نزدیک به بلوک کمونیست (عراق ، الجزایر ، سوریه ، یمن جنوبی و لیبی) را گسترش و سازمان داد .
سازمان چه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و چه پس از آن ، در سال های 1357 - 1360 بر اساس مبانی ایدئولوژیک و شیوه تحلیل سیاسی خود (1) جهان را به دو بلوک شرق و غرب تقسیم می نمود که در این نگرش ، اردوگاه شرق (به اضافه چین) متعلق به مستضعفان و خلق های مظلوم و اردوگاه غرب (متحدان آمریکا و کشورهای به اصطلاح آزاد) متعلق به مستکبران و نظام های ظالم تلقی می شد .
از آنجا که در چشم انداز مجاهدین ، رسیدن به انقلاب دموکراتیک ضد استثماری و ضد امپریالیستی در چارچوب اتحاد همه گروه ها و جریان های ضد امپریالیست و ضد استثمار ، مد نظر بود، بلوک شرق و حتی کلیه نهضت ها و جنبش ها و کشورهایی که اصطلاحاً " مترقی " شناخته می شدند ، در این کادر جای می گرفتند و حمایت اینان به مثابه نوک پیکان مبارزه ، برای رسیدن مجاهدین خلق بر مسند قدرت سیاسی لازم بود .
- بیگانه گرایی در رسیدن به قدرت
فاز نخست : اردوگاه شرق
سازمان مجاهدین خلق بر اساس تحلیل های درونی سال های 1357 - 1360 و مواضع علنی پس از این تاریخ ، جهت مبارزه با نظام جمهوری اسلامی ، به دو جبهه قایل بود ؛ جبهه داخلی و جبهه خارجی . رابطه این دو جبهه را نیز دیالکتیکی می دانست : الزامات سیاست داخلی به تعیین تصمیمات خارجی منجر می شود و نیز نیازهای سازمان در سیاست خارجی معطوف به تحلیل های آن در سیاست داخلی است .
سازمان در ارزیابی این دو جبهه ، هر دو را مانند کفه های ترازو برآورد می کرد . از جمله مبانی تعیین ساز و کارهای سیاست گذاری و تصمیم گیری ، برقراری تعادل بین این دو جبهه (هماهنگی ارگانیک) و سرمایه گذاری و صرف انرژی _ به صورت اشکال نظامی _ به عنوان مبرم ترین وظایف سازمان در فاصله 28 ماهه فاز سیاسی بودند ، تا نظام الزاماً به سمت سرکوب متمایل گردد و در نتیجه منزوی یا سرنگون شود .
کسب حمایت های بین المللی ، تلاش در تشویق به بایکوت و تحریم جمهوری اسلامی و تشدید فشار از سوی قدرت های رسمی بین المللی (چه کشورها و چه سازمان ها) از نظر سازمان عناصر ضروری و مکمل مبارزه داخلی به شمار می آمدند .
مروری بر روند پر تحرک ولی خاموش روابط پنهان و آشکار خارجی سازمان در فاصله پیروزی انقلاب تا خرداد 60 ، به رغم آن که توجه هیچ ارگان یا شخصی را جلب نمی نمود ، بخشی از حقایق را آشکار می سازد .
1. در جریان مسافرت یاسر عرفات و همراهانش به ایران ، بلافاصله پس از پیروزی انقلاب ، دید و بازدیدهای برنامه ریزی شده ای با عرفات از سوی مجاهدین خلق صورت گرفت . از هدایایی که در این دیدارها رد و بدل شد ، اسلحه و آرم سازمان بود . (2)
2. در انتخاب " هانی الحسن " به عنوان اولین سفیر فلسطین در ایران ، آشنایی او نیز با سازمان مورد توجه بود ، چرا که وی از سال ها پیش مسئول ارتباط یا رابط بین فتح و سازمان بود . نکته ظریف دیگر این بودکه از میان رهبران فلسطینی " هانی الحسن " بهترین روابط را با دولت بعث عراق داشته است .
3. دیدار و گفتگو با رهبر جبهه آزادیبخش اریتره ، در مرداد ماه 1358 . (3)
4. مذاکرات نمایندگان سازمان با " ابوجهاد " در تهران ، به تاریخ 25 مرداد 1358 . (4)
5. دیدار و مذاکره با فرستاده ویژه جمهوری دموکراتیک صحرا (پولیساریو) در تهران ، به تاریخ ششم آذر ماه 1358 . (5)
6. ملاقات با یاسر عرفات در محل اقامت وی ، به تاریخ 25 بهمن ماه 1359 . (6)
7. ملاقات با نمایندگان جنبش های آزادیبخش آرژانتین و السالوادور ، با موضوع " مسائل نهضت ها و شرایط به ثمر رسیدن انقلاب ها " به تاریخ دی ماه 1358 . (7)
8. و ملاقات مکرر با سفرای الجزایر ، لیبی ، یمن جنوبی و ...
9. مسافرت های مکرر و پرهزینه هیئت های نمایندگی سازمان به کشورهای آمریکای لاتین ، آفریقا و ...
مجموعه این اقدامات در فضای سیاسی آن زمان ، از سازمان چهره ای " چپ و مترقی " ترسیم می کرد و البته همه این حرکات و مانورها به سمت و سوی " شرق " نشان داده می شدند .
فاز دوم : اردوگاه غرب
روند شرایط داخلی کشور به گونه ای بود که ابزار شعارهای ضد امپریالیستی نمی توانست در اختیار و انحصار سازمان و گروه های چپ بماند ، چرا که آمریکا در برخورد با جمهوری اسلامی معاندانه ترین مواضع را داشت و جمهوری اسلامی ایران و رهبر انقلاب اسلامی نیز شاخص ترین دشمنان امپریالیسم آمریکا شناخته می شدند .
پس از آغاز جنگ تحمیلی (به خصوص را روابط و مناسبات مسبوق به سابقه مجاهدین خلق و دولت بعثی عراق) و به دنبال آشکارتر شدن اختلافات بنی صدر و دیگر مسئولان که به امام و روحانیت و حزب جمهوری اسلامی نزدیک تر بودند ، سازمان تضاد اصلی را به صورت پررنگ تر " ارتجاع راست " و روحانیت منسوب به رهبری انقلاب معرفی کرد .
در آن شرایط اردوگاه شرق و در رأس آن شوروی سابق ، به جهت گرفتار آمدن در بحران اشغال افغانستان به تغییر حکومت و دگرگونی ارگان رهبری جمهوری اسلامی ایران فکر نمی کردند ؛ به همین دلیل بود که در جریان جنگ نیز عراق نمی توانست صد در صد متکی به بلوک شرق ، به خصوص شوروی ، باشد و از این رو بود که به غرب و متحدان وابسته به غرب در منطقه (به ویژه کشورهای حوزه خلیج فارس) بیشتر اتکا کرد و حتی کار به جایی رسید که بیشترین صادرات اسلحه فرانسه به عراق بود . (8)
سازمان در اتحاد با بنی صدر و چرخش سریع به سوی غرب ، به سمتی روی کرد که حذف حاکمیت جمهوری اسلامی را ضروری تلقی می نمود . عراق هم جای خود داشت و مهمترین و " آینده دار ترین " حامی سازمان بود .
نخستین علایم و اولین جرقه های رویکرد سازمان به غرب در تابستان 1359 توسط رجوی بروز پیدا کرد. در آن زمان نشانه های تشدید تضاد بین ایران و عراق آشکارتر شده ، ولی هنوز جنگی در نگرفته بود . در این میان تقویت اتحاد با بنی صدر و از طریق او ، جلب رضایت فرانسوی ها _ به خاطر سمپاتی موجود میان فرانسوی ها و بنی صدر _ می توانست روند مورد نظر سازمان را تسریع بخشد.
رجوی در این زمان با دو نشریه فرانسوی " اونیتا و لیبراسیون " مصاحبه کرد و صریحاً مواضع مخالف خود و سازمانش را با امام خمینی (ره) و اسلام امام علنی نمود . او " اسلام مجاهدین " را مترقی و ضد ارتجاعی و " اسلام امام " را ارتجاعی بیان کرد و کوشید تا چنین بنمایاند که اسلام سازمان با لیبرالیسم و دموکراسی سازگارتر است . (9)
در شرایط ماههای نخستین پیروزی انقلاب اسلامی ، هیچگونه تماسی با غرب و حتی کوتاه آمدن نسبت به مواضع ضد غربی ، برای سازمان توجیه پذیر نمی نمود ، یعنی آن قدر که ارتباط پنهان و حتی تعامل اطلاعاتی و جاسوسی با شوروی (از منظر سازمان) طبیعی به نظر می رسید ، چنین ارتباط هایی ولو بسیار رقیق تر با غرب (از منظر همگان) ، غیر طبیعی و ضد ارزش تلقی می شد .
سازمان یک استثنا در کار آورده بود که هر از چند گاه از زبان یکی از سران آن بیان می شد و آن ناگزیری این جریان به " اقدام غیر قانونی " یا توسل و رجوع به " وسایل غیر قانونی " در صورت لبریز شدن کاسه صبر ایشان بود . (10) توافق پنهان با فرانسه از آن جمله بود .
- سفر مخفیانه رجوی به فرانسه در اسفند 59
در اواخر سال 1359 ، مسعود رجوی از مرز شرقی کشور به پاکستان رفت و در آنجا با هماهنگی سفارت فرانسه عازم پاریس شد . با توجه به قرائن موجود ، ابوالحسن بنی صدر و عبدالرحمن قاسملو در زمینه چنینی این سفر نقش واسطه را ایفا کرده اند .
پس از این سفر رجوی اولین بار در اواسط اردیبهشت ماه 1360 در داخل کشور دیده شد ، که بنابراین ممکن است مدت سفر وی را حدود یک ماه و اندی حدس زد . (11) اولین نشست سران سازمان و مسئولان بخش ها با رجوی در نیمه دوم اردیبهشت 60 برگزار شد که ضمن آن خط " مبارزه تا سرنگونی نظام " توسط رجوی ابلاغ گردید . (12)
این مسافرت هم زمان با تغییراتی بود که در فرانسه و آمریکا به وجود آمده بود . در فرانسه گلیست ها به کنار رفتند و حزب سوسیالیست (فرانسوا میتران) روی کار آمده بود . در آمریکا نیز دموکرات ها شکست خورده و جمهوری خواهان (رونالد ریگان) قدرت را در دست گرفته بودند . هم زمانی و هماهنگی سفر رجوی به فرانسه با حمایت علنی سازمان از قاسملو و حزب دمکرات کردستان ایران موجب شده تا یکی از صاحب نظران به نقش قاسملو نیز اشاره داشته باشد :
" فضای فرانسه در زمان مسافرت رجوی خیلی صمیمی بوده است ، تا آنجا که فرانسوی ها یک پژو ضد گلوله به منظور حفاظت از رجوی به مجاهدین خلق هدیه کردند . اندکی پیش از این سفر ، رجوی و قاسملو ارتباط برقرار کرده ، در جهت زمینه چینی برای اتحاد بعدی قرار گذاشته بودند . (13)
قاسملو ارتباط عمیقی با افراد بالای حزب سوسیالیست فرانسه داشت و مشخصاً با میتران و زنش دوستی و رابطه داشت . زن میتران هنوز هم به عنوان فردی که روی حقوق کردها حساس است ، معروفیت دارد . رجوی به نظر من از کانال قاسملو با فرانسوی ها ارتباط گرفته است ...
در جریان تشکیل شورای ملی مقاومت نیز با وجود سختگیری بنی صدر (و ضدیت شدیدش با حزب دموکرات و قاسملو) ، رابطه رجوی و قاسملو بود که باعث شد وی به آن شورا راه بیابد .
برای آن که عمق رابطه رجوی با فرانسوی ها روشن تر شود ، کافی است به موردی اشاره کنم که خیلی جالب است . چند سال پیش کتابی در فرانسه به چاپ رسید ، با عنوان " خیانت آیت الله ها " . نویسنده این کتاب فردی است به نام " ایو بونه " (14) ، که مدت ها رئیس سرویس اطلاعاتی و ضد جاسوسی فرانسه (DST) (15) بوده است . در دوره ریاست همین فرد بود که مجاهدین خلق با وی و دستگاه تحت مسئولیتش رابطه برقرار کردند .
این شخص که الان در فرانسه نماینده پارلمان است و در کمیسیون دفاع مجلس ملی فرانسه عضویت دارد ، هنوز هم با سازمان و رجوی رابطه بسیار خوبی دارد و هر چند وقت یک بار نیز با عنوان نمایندگی مجلس به عراق می رود . تمام کتاب این شخص همان ادعاهای سازمان است که توسط وی رله شده است ، اصلاً با حرف های سازمان مو نمی زند ...
تداوم ارتباط اینها نشان می دهد که سازمان مجاهدین خلق تا چه حد با سرویس اطلاعاتی فرانسه چفت و نزدیک بوده است که بعد از گذشت قریب 17 سال ، هنوز رابطه " ایو بونه " با رجوی و سازمان وی خوب است . بد نیست این را یادآوری کنم که نزدیک ترین رابطه فرانسه با عراق در دورانی بود که این شخص در رأس دستگاه ضد جاسوسی فرانسه قرار داشته است . " (16)
___________________________
1- مبنای اصلی ایدئولوژی مجاهدین خلق و محور مرزبندی با دیگران نفی استثمار بود . نظریات مختلف سازمان در این خصوص در جزوه های شناخت (از آثار گذشته) و روش تحلیل سیاسی (از آثار بعد از انقلاب اسلامی) انعکاس یافته است .
2- روزنامه کیهان ، 25/11/58 ، ص 2
3- نشریه مجاهد ، ش 2 ، 8 مرداد 58 ، ص 1 - 2
4- همان ، ش 8 ، 7 آبان 1358 ، ص 1 و 8
5- همان ، ش 13 ، 12 آذر 1358 ، ص 1 و 3
6- همان ، فوق العاده ش 6 ، 29 بهمن 1358 ، ص 1
7- همان ، فوق العاده ش 7 ، 5 اسفند 1358
8- هر چند که عراق تهاجم موشکی به تهران را در چارچوب سیاست های شوروی و با هدف تغییر موضع ایران در قبال افغانستان انجام داد ، یک مقام رسمی وزارت خارجه آمریکا در همان زمان اعلام کرد : هر عکس العمل شوروی را باید در عملکرد فوری رژیم بعث عراق جستجو کرد .
بعدها دکتر ولایتی وزیر خارجه وقت ایران در مصاحبه با روزنامه کیهان گفت : در اوج بمباران های عراق به قائم مقام وزارت خارجه شوروی گفتم : چرا به عراقی ها موشک می دهید ؟ گفت : شما دست از حمایت مجاهدین افغانی بردارید تا ما هم موشک ندهیم ، معامله خوبی نیست ؟ آغاز تا پایان ، سیری در جنگ ایران و عراق ، ص 194 - 195
9- بشیر ، رخدادهای سمخا .... ج 2 ، ص 84 با اندکی تصرف و تلخیص
10- علاوه بر تهدیدهایی مثل احتمال لبنان شدن ایران (که رجوی در میتینگ امجدیه در تیرماه 59 عنوان کرد و در مصاحبه ای نیز یادآور شد) تعبیراتی از نوع توسل به وسایل غیر قانونی نیز توسط افرادی چون مهدی ابریشمچی مطرح می گشت . نشریه مجاهد ، فوق العاده ش 2 ، ویژه انتخابات مجلس شورای اسلامی ، ص 5
11- یکی از عناصر بالای سازمان مدت این سفر را بین بیست روز تا یک ماه تخمین زده است . بخشی از پرونده سیروس لطفی ، آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی .
12- اعلان عمومی این خبر توسط روزنامه صبح آزادگان صورت گرفت و سازمان نیز تکذیب کرد ، لیکن بعضی از جزئیات آن همراه با کلیات نشست اردیبهشت ماه در ماههای بعد توسط عناصر سازمان افشا شد . مأخذ پیشین ، نیز شرح و تحلیل مجموعه حوادث ... ج 3 ، بخش آخر
13- در نشریه کردستان ، ش 114 ، ص 2 تصریح شده که در دی ماه 1359 در ملاقاتی میان نمایندگان سازمان مجاهدین و حزب دموکرات بر روی هدف های مشترک تشکیل جبهه توافق به عمل آمد و ... سپس در همین مأخذ ، ش 93 ، ص 22 (به تاریخ زمستان 62) این تصریح آمده که " در مدت سه سال گذشته ... حزب دموکرات و سازمان مجاهدین در مورد سرنگون ساختن رژیم ... نظرات مشترک دارند . بر این اساس دست کم سازمان از دی ماه 59 در صدد براندازی بوده است ، نه پس از 30 خرداد .
14- Yves Bonnel ، رئیس سازمان ضد جاسوسی فرانسه ، 1982 - 1985
15- Direction de le survillance du Terriotoire (DST)
16- مصاحبه با یکی از کارشناسان مرکز مطالعات استراتژیک ، 7/9/1378 . متن مصاحبه در آرشیو مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی موجود است .
......................
۱۳۹۰/۱۲/۱
نظرها 0
دیدگاه خود را بنویسید

هیچ یک از همسایگان ایران برای پذیرش مجاهدین اعلام آمادگی نکرده اند